Notice: unserialize(): Error at offset 20443 of 20447 bytes in /home/fsjjnzgo/public_html/libraries/joomla/cache/controller.php on line 200
www.mostafa111.ir - Displaying items by tag: کرچیدن زمین و آسمان خدا قرعه فال آسمان لایتناهی
×

Warning

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

JLIB_APPLICATION_ERROR_COMPONENT_NOT_LOADING

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading library: joomla, Library not found

Error loading component: com_users, Component not found

Error loading component: com_jmap, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

Error loading component: com_content, Component not found

آسمان مال من است!

نه نیست! گویا باید آن را از آن خود سازم

و چه سخت است،

انگار ما را برای نبرد و تسخیر اینجا و آنجا آفریده اند، ‎

زمین از ماست‎،

اما نه، آن هم از آن ما نیست،

بین زمین و آسمان معلقیم،

کاش این آسمان را در زمین بودی،‎

کاش سرچشمه های بالا را، در این پایین دست ها جاری می کردند،‎

کاش آنچه را بدان نیازمان بود، در زمین و در دسترس مان قرار داشت، ‎

کاش خدا هم با ما در زمین بود،‎

کاش او هم از آن دور دست ها، و در آسمان برای مان، دست تکان نمی داد،‎

کاش او هم مثل ما زمینی بود، ‎

با ما‎ بود، در ما بود، از ما بود،

اگر او آسمانی نبود، چشم ها هم از زمین کنده نمی شد،‎

تا در لایتناهی بی پایان آسمان ها گم شود،‎

کاش اصلا به سمت بالا نگاه نمی کردیم،

تا سرمان گیج رود، و روی همین زمین سفت هم نتوانیم بند شویم،‎

کاش جایی در این پایین دست ها برایمان بود،‎

کاش زمینی ها را، آسمانی نمی خواستند، ‎

کاش اینجا در زمین جایی بود، که ما را در خود جایی دهد،

و در پی جا، آواره آسمان های چندگانه نمی شدیم،‎

مثل همه آنهایی که زمینی اند، مثل بقیه‎،

راحت می زیند، و در راه آسمان کشته، و یا قتل عام نمی شوند،

و ما زیر فشار رفتن به آسمان نمی کرچیدیم، [1]

کاش "قرعه فال را به نام منِ دیوانه" نمی زدند، ‎

به نام یک نافهم دیگری می زدند، که در دنیای نافهمی خود بسیار راحت است،

دوستم نگران رخت بر بستن در غربت است،

اما نمی داند که :

مُردن راحت ترین رفتن است،

جای رفتنش هم اصلن مهم نیست،

چون به هنگام رفتن، دیگر حواست هرگز به اطراف نخواهد بود،

که کجاست سکوی پرش تو،

و تو تنها به انتهایی که پرتاب خواهی شد، در آن لحظات خواهی اندیشید،‎

پس نباید نگران رفتن بود،

و باید به بودنی فکر کرد، که اکنون هستیم،

[1] - فعل کرچیدن، هنگامی استفاده میشود که یک جسم نرم و لطیف بین دو جسم سخت آسیب جدی ببیند

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...