اهل دل بودن هیچ دین و مرامی نمی شناسد

اهل دل بودن هیچ دین و مرامی نمی شناسد، هنوز دل هایی می توان یافت که دست فقیری را پس نزنند و در بین خلق خدا بگردند تا محتاجی بیابند و بذل و بخشش و دستگیری کنند، هنوز می توان انسان هایی را یافت که به اطراف خود بی تفاوت نیستند، و از عطوفت در خود رگه هایی قوی دارند، دل هایی که برای انسان های تحت ظلم و محرومیت ارزش قایلند و در گوشه دل خود آنها را در نظر گرفته و به آرزوهای از بین رفته آنان، اشک می ریزند. رهگذری را می شناسم که به من توصیه می کرد که ترانه "ماهیگیر" آقای "مازیار" را گوش کن، زیرا انسان را متحول می کند، می گفت خودم وقتی دلم از ظلم های که به انسان های محروم می رود، می گیرد، این ترانه را گوش می کنم و برای آنان که از درد محرومیت و نداری آرزوهای شان بر باد می رود، گریه می کنم. آری هنوز می توان در بین مخلوقات خدا به انسان هایی رسید که حتی رو به قبله هم نمی ایستند ولی دل هایی دارند بسیار نورانی که این چنین از لطافت به درد دیگران نگرانند. آری زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست، اگر این دل حجت خدا نیست پس چیست؟ دلی که در استغنا در فکر فقراست.

متن ترانه ماهیگیر از آقای مازیار، برگرفته از سایت http://www.irmp3.ir/lyric/41086/

 این همه اون دستاتو بالا و پائین نکن

لبه بچه ماهی رو با قلاب خونین نکن

ماهیگیر ماهیگیر

اشک این بچه ماهی توی آن آبها نا پیداست

فریاد اون تویه آب یه فریاد بی صداست

بذار تا بچگی رو بذاره اون پشت سر

بتونه عاشق بشه وقتی میشه بزرگتر

ماهیگیر ماهیگیر

ببین بازی کردنش پر از شوق موندنه

زندگی رو خواستنو مرگو از خود روندنه

خونه اون رودخونست دریا براش یه رویاست

بزرگترین آرزوش رسیدن به دریاست

تابیدن آفتابو رو پولکاش دوست داره

دنیا براش قشنگه وقتی بارون میباره

ماهیگیر ماهیگیر

ببین بازی کردنش پر از شوق موندنه

زندگی رو خواستنو مرگو از خود روندنه

خونه اون رودخونست دریا براش یه رویاست

بزرگترین آرزوش رسیدن به دریاست

تابیدن آفتابو رو پولکاش دوست داره

دنیا براش قشنگه وقتی بارون میباره

ماهیگیر ماهیگیر

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
«مخواب که آنان نخوابیده‌اند» نامه عبدالکریم سروش به مسعود پزشکیان تاریخ انتشار: ۱ مرداد ۱۴۰۳ دریاب...
- یک نظز اضافه کرد در مشت بر دهان کوبیدن؟! دکتر پزشک...
Akbar Ganji @GanjiAkbar تقصیر پزشکیان است یا مشاورانش؟؟!!! کدامیک اشتباهات مهلک را بر عهده خوا...