باید باز خود را به آزمایش های سخت سپرد

می خواهم دوباره در مسیر تندبادها باشم؛ تندبادهای وزنده از بن حوادث بنیان کن، که از بن قمارهای بزرگ زندگی سوز می وزند؛ این زندگی را دیگر نمی خواهم، باید آن را باخت و خلاص شد؛ که این نه زندگی، که مردگی است در ردای زندگی؛ می خواهم همچون چناری در مسیر تندبادهای سخت باز به بوته آزمایش درآیم، تا بشکند شاخه ها و برگ های ناتوانی ام، و بماند آنچه که ماندنی است و نابود شوند نماندنی ها، که بار گران بی حاصلی اشان را به دوش می کشم.

 

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در خطر سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی ...
همه‌ چیزتان فیک است، حتی ضرب‌الاجل‌تان! سی‌ام اردیبهشت دقیقا یک‌سال از آن روزی گذشته است که «نماین...
- یک نظز اضافه کرد در نظام برخاسته از قیام های اعترا...
جمهوری خطای ترکیب.. وقتی آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ فرمود «ما، هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم آخرت را...