تصمیمی که گرفتنش سخت، و اکنون از عهده خارج

زندگی! ارزشمندترین داشته ی هر موجود

ولی چقدر بی معنی و بی ارزش شده ایی

آنقدر که دیگر حتی به ادامه ات هم نمی توانم دعا کنم

ادامه ات بی حاصلی، و پایانت بدبختی است

بین درخواست پایانت و یا دعا به ادامه ات گیر کرده ام

سرگردان، و "به درد چه کنم، چه نکنم گرفتار شده ام"

تغییر تنها راه چاره و داروی این درد است

این نیز به تصمیمی بسته و وابسته است

 تصمیمی که گرفتنش سخت، و اکنون از عهده خارج

 

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در نظام برخاسته از قیام های اعترا...
وحید (اشتری) را از میانه های دهه هشتاد می شناسم. او طی سال ها می توانست به راحتی در ساختار قدرت سیاس...
- یک نظز اضافه کرد در انتخابات کیلویی چند؟! با چه رو...
آیا صندوق راه خیابان را می‌بندد؟ مجید شیعه علی در سه دهه گذشته بخشی از دموکراسی‌خواهان یک مسیر تح...