آه ای شمشیر، تو نیز چون ما ابدی و این جهانی شدی

آه ای شمشیر! 

انگار تو را برای ریختنِ خون ما ساختند، برای به بندگی و به بند کشیدن مان؛ برای نابودی و غارتِ مان، و من در حالی تو را خطاب قرار می دهم که بودی و هستی و انگار خواهی بود! و تنها این حاملانت هستند که تغییر می کنند و هر روز به نامی مامور سیراب کردن تو از خونِ ما می شوند، انگار خداوند نیز ما را خلق کرد تا زایش کنیم و زیاد شویم و خوراکِ هر روزه ات را مهیا کرده تا از ما در پای تو خون بریزند و تو همواره مست از خون ما در هوا چرخان باشی؟!. جان ما، ناموس و مال ما، ملعبه کسانی است که تو را در دست دارند. آیا روزی فرا خواهد رسید که دیگر به خون ما تشنه نباشی؟ فکر نکنم؟! چنین دور نمایی را نمی بینم؟ آنچه بر گذشتگانم گذشته است نیز چیز دیگری را روایت می کند. انگار تنها بدین شراب سرخ فام است که مست می شوی و با هر مستی ات، هوسِ خون ریزی ات نیز سیراب ناپذیر، افزون می شود و انگار تشنه تر و هریسانه تر به خون مان می شوی. آیا کسی طلوع خواهد کرد که به نابودی ات قیام کند؟ اما چه می گویم؟! هر که قیام کند لاجرم خود نیز مسلح به توست، و هماو باز جایگزینی در دست ندارد الا تو. نمی دانم راه خلاصی ما از تو چیست؟ آیا باید همه بی جان و بی خون شویم تا دیگر موضوعیتت از بین برود؟! مُخَم دیگر هنگ کردم و ذهنم نمی تواند حتی دنیایی خالی از تو را در ذهن خود بسازد؛ که دنیایی خالی از تو با این سایه سنگینی که داری اصلا محال و غیر قابل تصور است. انگار موقعی که جدم قابیل از بطن مادرم حوا متولد می شد، همزادی به نام شمشیر را نیز با خود به این جهان آورد و تو نیز چون ما ابدی و این جهانی شدی. 

 

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر