جد بزرگوارم! چرا ما باید بار گناه تو را بر دوش کشیم؟!!

جناب حضرت آدم، ای جد بزرگوار ما! نمی دانم در زمانی که دست به نافرمانی خداوند می زدی آیا می دانستی که حاصل کارت گریبان ما را هم خواهد گرفت یانه؟! اگر می دانستی چطور به خود اجازه دادی که میلیاردها نسل خود را گرفتار عذاب زندگی در این دنیا کنی، که تا نسل بشر باقی است گرفتار درد شوند. البته آنچه از درس های پیامبر خاتم (ص) گرفته ایم این که، قاعدتا نباید کسی بار گناه فرد دیگری را به دوش کشد، ولی من درست نمی فهمم که چرا نافرمانی تو باید نسل بشر را از لاهوت به ناسوت هبوط دهد.

"من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم          دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم" (مولوی بزرگ)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 11:40 شماره پست: 947 توسط سید مصطفی مصطفوی  | 8 نظر

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.