SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

پلاسکو دلی آتشناک و دردآلود داشت که گور را بر ایستادن ترجیح داد

پلاسکو دلِ خونی دارد، روزهاست که از سوختنِ سوزناک، و ویرانی و مرگ تاسف بارش می گذرد، اما همچنان از پیکر در آتش مهیب سوخته، آوار و نقش بر زمین شده اش، این دود و آتش است که به هوا بر می خیزد. او دیگر حتی حوصله شنیدن نجوای نجات بخش و خلاص کننده منجیان خود را هم ندارد و می خواهد تا آخرین لحظه بسوزد و خاکستر شود، و به هر قیمتی از سوختن باز نایستد.

پلاسکو دلی پر از آتش داشت که آنچنان مهیب و پر حرارت شعله کشید و سوخت و ویران شد، و حتی ریختن هزاران تن آب بر دل گُر گرفته اش، سردی به ارمغان نیاورد و نمی آورد؛ و آن همه آوار هم که پلاسکو را به تلی از خاک، آهن و بتن های شکسته تبدیل کرد، نتوانست آتش درونش را در زیر بدن پاره پاره شده اش، خاموش و خفه کند، و حتی خون گرم تن مظلومانی که به نجاتش آمدند و مبتلایش شدند، نیز باز نتوانست آبی بر دل پردرد و آتشناکش باشد و در این آخرین لحظات زندگی، خاموشش کند، و هنوز که هنوز است پس از روزها، دست از شعله کشیدن بر نمی دارد؛ و این تن مرده و آوار شده اش، باز هر نفسی که دریافت می دارد، آن را به زبانه های آتش تبدیل، و شعله ورش می کند.

پلاسکو دلی آتشناک دارد، آتشی که همین آتشِ از دل برخواسته اش، او را از اوج آسمان واژگون، و بر زمین کوبید و ویرانش کرد، ولی باز هنوز با برداشتن هر لایه ایی از آوارهای گور سهمگینش، این آتش است که زبانه می کشد، دود است که لاینقطع به آسمان می رود و انگار می خواهد تا آخرین آجر بسوزد و چیزی از او برای ما باقی نماند، الا خاطره ایی دردناک و مملو از خجالت و شرم.

آری پلاسکو دیگر تحمل اعمال و سخنان ما را نداشت، او شعله کشید و خود را در آتش انتحار خود سوزاند و در آوار خود مدفون شد تا نباشد، نشنود و نبیند، آنی را که ما با آنچه خداوند در دستان مان قرار داد، می کنیم. او سال ها ایستاد و صبر کرد و انتظار کشید، اما در نهایت ایستادن را هم برنتابید و گور و نابودی را بر صبر و انتظار ترجیح داد، خروش و خشمش را به هنگام ترک تهران، همه شنیدند و دنیا را تکان داد.

اما نه، باز در آخرین نیم روز زندگی اش هم، ساعت ها در زیر شعله های غران آتشی که او را در بر گرفته بود، به انتظار، به تحمل نشست و نظاره کرد، تا شاید باز دلی برایش بسوزد و آتشش را خاموش کند، اما انگار هیچ چشمی دیگر نمی خواست شاهد این سرو پیر ایستاده باشد و او را باز دوباره بر فراز ببیند، و در ساعت های ذیقیمت آخرین لحظات عمرش هم، بی توجهی و بی کفایتی های ما را شدیدتر از قبل به رخمان کشید  و رفت، تا شاید به خود آییم و تکانی بخوریم و...

نمی دانم به خود خواهیم آمد؟!!

گمان نکنم!

انگار بر دل و چشم و گوش هامان خداوند مهر زده است که این گونه ستبر، اما بی حس و حال به تماشای فرو ریختن خود نشسته ایم.

 

این همه آتش و دود از کجاست؟!!

آی پلاسکو!

 این دل پر از خون را از کجا آورده ای؟!

 شاید این ناشی از سودجویی هایی است که در طول 54 سال از تو شد، و کسی در نگهداری و ایمنی ات نکوشید، امروز دهات های این کشور هم از نعمت گاز برخوردارند، ولی تو در قلب پایتخت بدون گاز ماندی تا مثل زمان جنگ و دهه اول انقلاب با گازوئیل و گاز پیک نیکی گرم شوی، انگار هیچ دلی نبود که برای تو بسوزد، که بعد از نیم قرن به این سرنوشت شوم دچار شدی، تو روزی عروس مدرن زیبای این شهر بودی و از هر طرف تو را می دیدند، ولی انگار اکنون سال هاست که صاحب صاحبانی بی رحم شدی که فکری به حال سلامتی و ایمنی ات نکردند و مشغول کار خود بودند، و شاید تنها تو را پول دیدند و مدام بر ثروت خود افزودند، ای کاش گروهی دردهایت را بیطرفانه احسا کنند و بگویند که به چه دلیل بدین مصیبت و عاقبت دردناک مبتلا شدی و روزهاست که مبتلایمان کردی.

(6/11/1395 - مطلب دوباره نویسی شد) 

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.