روزگاری بود که بزرگان علم و ادب ایران هرچه بر بار و بزرگی اشان افزوده می شد، خود را مقابل خَلق و خالق، به سان خَس و خاشاکی بیش نمی دیدند، شاید طبق همین اصل بود که نویسنده فهیم و شهیر [1] ایرانی جلال آل احمد، وقتی در دریای جمعیت حج گذار قرار گرفت، خود را بسان خس و خاشاکی شناور در موج دریایی از انسان ها یافت که غرق در عبادت خداوندگار خود بودند، و بر ره توشه سفرش به سرزمین حجاز نام "خَسی در میقات" نهاد تا روشن و واضح کرنش خود در برابر آنان اعلام دارد.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...