سال هاست که از صحرای تفتیده شبه جزیره عرب (حجاز)، آتش و نفرت برون می ریزد، و طغیانش را ختمی نیست. هرچه در تاریخش فرو می روی جز وحشت، سکوت، خون و غارت تولید دیگری نداشته و انگار بر این تکرار مکرر عادت کرده و به خوی صحنه گردانانش تبدیل شده است.
سال هاست که از صحرای تفتیده شبه جزیره عرب (حجاز)، آتش و نفرت برون می ریزد، و طغیانش را ختمی نیست. هرچه در تاریخش فرو می روی جز وحشت، سکوت، خون و غارت تولید دیگری نداشته و انگار بر این تکرار مکرر عادت کرده و به خوی صحنه گردانانش تبدیل شده است.
چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.