هر دین، مسلک و مرامی برای خود ارزش ها و ضد ارزش ها و یا به عبارتی خوبی و بدی هایی را تعریف و رهروان خود را به ترک و یا انجام آن دستور می دهد و به واقع فقه هر دینی حد و حدودِ باید و نبایدهای خود را تعیین و رهروانش را ملزم به رعایت آن می کند،
چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.