SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha
سخنی با نگارین حق مطلق

سخنی با نگارین حق مطلق (2)

  • 07
  • مهر

ایزدا ! پروردگارا!

 مدت هاست که در اینجا با تو سخنی نگفتم، حال آنکه سخنانی بسیار جدی و رو در رو با تو دارم، ولی نگفتم ببینم تو چه می گویی و چه می کنی، دیدم هیچ؛ انگار نه انگار که هستی، انگار نه انگار که دوست مان داری، انگار نه انگار که خلق مان کردی، انگار نه انگار....

در حالی که به صورت روتین هر روزه در مقابل جهتی که می گویند سوی تو و خانه توست، چند بار کمر خم و راست می کنم، و اذکاری تعیین شده و باز مانده از قدیم را می گویم، که نه می دانم چیست، که اقطاب به قول خودشان در فهم"ب" بسم الله آن، مانده اند، و نه می دانم برای چیست، که مخلوطی از حمد و ثنا و شهادت هایی است در مورد تو، که باز تو نه نیازی به شهادت و نه حمد و ثنای من داری، و نه شهادت ما کاری از کار تو حل می کند، و نه تو کاری حل ناشده داری که با این اذکار حل شود،

و نمی دانم چرا با آمدن 124 هزار پیامبر نه عبادت ما شکلی واحد به خود گرفت و نه محتوایش یک جور شد، یکی عده ایی از ما را به گرد کعبه می چرخاند و دیگری جایی دیگر، یکی ما را به نام تو متوجه این بنده ات می کند و دیگری متوجه بنده ایی دیگر و...، و من مانده ام که چرا و از سوی چه کسی این ها برای ما در طول تاریخ بجای مانده اند و... و اما باز بی توجه به این حرف ها، برای رفع تکلیف، مثل یک عادت، مثل یک اجبار، مثل یک ترس از نگفتن، گاهی هم به خاطر لذت سخن گفتن با تو و...، آنرا می گویم،

اما تو که حرف های جدی ما را هم پاسخ نمی گویی و انگار نمی شنوی، با این حرف های از روی متن های نوشته خواندن و روتین نمی دانم چه می کنی؟!  براستی سخن جدی گفتن با طرفی که جوابت را نمی دهد بی حاصل نیست؟!، این روش سخن گفتن یک طرفه برای موجودات وامانده ایی مثل ماست که از سر استیصال بی توجه به این که طرف مقابل گوش می دهد، یا نمی دهد و... طوطی وار و مسلسل وار سخن می گویند، و گاهی به این فکر می کنم که یک عمر با تو سخن می گوییم و تو انگار بی خیال ورّاجی های ما به کار خود مشغولی و ما هم مثل نوار ضبط صوت، ذکر تو را از روی متون بجای مانده از تاریخ می خوانیم و هر موقع هم که قهر کنیم، باز تو آنقدر از ما بی نیازی که حتی اگر سال ها هم با تو در سکوت باشیم، تو را هیچ نمی شود، و "گردی بر دامن کبریایی ات نمی نشیند"

مانده ام در کار تو و در کار خودم.

اما با تو سخن خواهم گفت زیرا به وجودت ایمان دارم، حال این که تو از ما چه می خواهی، نمی دانم، لابد چون انسان مان آفریدی انسانیت هم انتظار توست.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
  • 02
  • خرداد

چون غمی می رسید، مرحوم مادرم از ته دل می گفت :

 "خدایا راضی ام به رضای تو" [1]

اما من هرگز از او نپرسیدم، مادر! رضایت خدای تو در چیست؟!

حال بدین فکر می کنم، که رضای خدای من، در چیست،

و تنها رضایتش را در انسان بودن، می بینم،

همانگونه که او ما را انسان آفرید،

نه فرشته و نه دیو،

بلکه انسانی، در میان پیوستاری ار دیو و فرشته در دو سو،

آزاد و صاحب عقل،

اما تو ای معبود من، ای اورمزد بی همتا!

تو را چه راضی خواهد کرد؟

مدح گویی و ثناگوییت؟

دل به این و آنی بستن، که مدعی تواند؟!

آیا می توانم تصور کنم که تو :

به بردگی و بندگی ما در دست بندگان و مخلوقانت، راضی شوی؟!

به تسلیم بی چون چرا، به گفته هایی که صحت و سقمش برایم نامعلوم است، راضی شوی؟!

به کُشت و کشتار ما، از کسانی که در مدارت نمی بینند، راضی شوی؟!

به انجام اعمالی که منطق و عقلم بدان حکم نمی کند، راضی شوی؟!

اصلن تو ما را چطور و چگونه می خواهی؟!

متکبر و لجوج در عقاید خود؟!

عنود و ستیزنده در ایده هامان؟!

یا متواضع در مقابل دیگران و عقایدشان؟

یا تسلیم در مقابل حق و حقوق شان؟

یا بخشنده و صبور چون تو، که شاعر از صبرت به تنگ می آید.

بارخدایا!

اگر بدانم که رضایتت در چیست،

به حتم، به رضایتت خواهم کوشید،

اما چه کنم که،

بسیار از رضایت تو گویند، و در پی رضایت خویشند.

 

 

 

[1] - الهی رِضاً بِرِضِاکَ،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

موسیقی

Please update your Flash Player to view content.
Wednesday, 21 November 2018
چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷
چهارشنبه, ۱۲ ربیع الاول ۱۴۴۰

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

"آخرین خبر رویتر"