مطالب نویسنده

خدایا به داده های بی شمارت شکر و از نداده های بی شمارترت شکایت

مصطفوی 21 خرداد 1395 2847 کلیک ها

خدایا  عطاهایت بی شمار و از لیاقت من بیش و شکرش مرا واجب، و تو را الحق ستایش و عبادت سزد، ولی وقتی به شمارش آنچه از ما دریغ کرده ای بر می خیزم در مقابل عطاهایت بسیار بیشتر است که باید این حق را برای بندگانت قایل باشی که بدین دریغ شکایت به درگاهت آورند و گلایه کنند که برای ما خلق کرده یی و تاکنون به عطایش راضی نشده ایی. البته می دانم که در عطا بخیل نیستی و در مقابل بسیار گشاده دست عمل می کنی ولی به این ندادن ها هم نمی توانم بی خیال باشم که می بینم که ندارم و پس این حق است که به نداشتن ها شاکی و ناراضی باشم. 

دنیایی کوچک، اما بزرگ به ما عطا کردی که بزرگان مان به بی ارزشی اش بار بار شهادت داده اند ولی نمی دانم به چه جهت دنیایی که این قدر بی ارزش توصیف شده است، باید آن نتایج بزرگ از آن حاصل شود که برون دادش گاهی مقام قرب و لقای توست و یا در سوی دیگر دوری ابدی و خالدین در دورترین ها و جهنم است. پس بی ارزشی این دنیا را نباید زیاد جدی گرفت و باید برایش ارزش بسیار قایل شد که سرنوشت ساز شده است. 

 

+   نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:46 AM  جمعه شانزدهم خرداد 1393  

کدام را ترجیح می دهی بودن در جماعت ظالمین یا مظلومین؟

مصطفوی 21 خرداد 1395 10851 کلیک ها

 خدایا از ظالمین و ظلم بیزارم؛ که شراره های خشم، نفرت، انزجار، نارضایتی از نابرخورداری از حقوق را در آه مظلومین که در اوج ناتوانی از خلاصی و رفع مظلومیت از خود بروز می دهند، را می توانم در فریاد و اشک هایشان ببینم و حس کنم؛ که اگر همچون تویی با همان خصوصیات که در قرآن و تعالیم محمدی (ص) و علوی (ع)برشمرده شده، وجود داشته باشی و در جایگاه عدلت به کمین گاه شان نشسته باشی، در آن صورت وای بر آنان. 

که البته که نشسته یی و به قول امروزی ها بر منکرش لعنت؛ که اگر نبودی دل ها از تنگی ناشی از وجود ظلم و مظلومیتِ مظلوم می ترکیدند، که حساب برخی اعمال ظالمین را حتی توان محاسبه در دستگاه ریاضی این دنیایی هم نیست، چه طور این دنیا گنجایش سیاست آنرا باید داشته باشد؟!. به همین دلیل اگر روزی مخیر به حضور در جماعت ظالمین و یا مظلومین گردم، گرچه جماعت مظلومین را جماعت پایمال شده ها، محروم ها، غمناکین، نابرخوردارها، مستضعفین و... می بینم ولی این جماعت را به جماعت ظالمین مغرور و بی مهابا، برخوردار و توانمند، پررو و بی حیا، خودپسند و لجام گسیخته، خود بزرگ بین و فخر فروش و بی آبرو، بی هنر و قدرتمند، ذلیل کننده و به بندکشنده،  استثمارگر و غارت گر، خود محور و ناحق، بی رحم و مختار و... ترجیح می دهم. 
گرچه سعی بر این است ولی اکنون که راه بینابینی در توان و تصورم
 نیست، لذا اگر چه ظلم پذیری و یا بودن در جماعت مظلومین را نکوهیده و ناپسند و دور از شان خود می دانم و آنرا هم نوعی فرومایگی، اما هرگز به بودن در جماعت ظالمین برخوردار هم اشتیاقی ندارم.  خدایا هیچ گاه زمینه بودن در چنین موقعیتی را فراهم مفرما.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:27 AM | پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 

خدایا ممنون از قطراتی که بر ما باریدی

مصطفوی 21 خرداد 1395 2541 کلیک ها

خدایا چقدر زیباست هنگامی که در ناامیدی کامل قرار داریم و تو گشایشی می کنی؛ آن لحظه است که بی اختیار بر سجده شکر بر آستانت وادار می شویم. دیشب که باریدن قطرات باران را بر زمین تشنه امان می دیدم، شادی سراسر وجودم را فرا گرفت و می توانستم دهان باز نباتات دشت تشنه امان را ببینم که در هنگامه یی که از گرفتن "نمی" از ناحیه ریشه ناامید بودند، درهای آسمان برویشان باز شد و قطراتی از نم آسمانی سرازیر گشت و  حریصانه با لب های خشکیده به بلعیدن این قطرات مشغول شدند و طراوت گرفتند، تا به دیگران نیز طراوت دهند و به بار نشینند.

گرچه بر "نمی" نیز باید شاکر بود و از تو طلبکار هم نیستیم. ولی همانطور که می دانی، طولانی زمانی است که خشکی بر این زمین خشک و بی حاصل مستولی گشته و بر تشنگی بیش از حدمان افزوده است و با این قطراتی که نازل فرمودید سیر آب نمی شویم که هیچ، تنها لبی تر و به یاد آب، غم هایمان افزون خواهد گردید. خدایا بارشی جانانه می خواهیم تا تغییری شگرف به وجود آورد و از این خشکی کشنده و سخت نجات یابیم تو خود به عمق تشنگی  این زمین و اهلش آگاه تر از مایی.    
خدایا رحمتت را برما بباران که ریشه هایمان در حال خشکیدن است، از این زمین سوخته و بی آب، دیگر "نمی" هم بالا نمی آید، اصلا سفره های آبیش که بیخود دل بدان بسته بودیم، خالی شده و یا
  از دسترس دورند، که منبع زایش "نمی" برای ما شوند. خشکیده ایم و  بی زایش، این روزها 
تمام از کیسه می خوریم و بس.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 11:5 AM | چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393

ابرها می آیند و می گذرند و نمی بارند!؟

مصطفوی 21 خرداد 1395 2791 کلیک ها

خدایا چه عملی از ما سرزده که این چنین خشم تو را بر ما انگیخته که ابرهایت هم که سابق بر این ماموریت روتین بر باریدن بر ما داشتند نیز از باریدن بر ما دریغ می کنند؟ مدتی است ابرها هم بر ما می گذرند و بی تفاوت به تشنگی مان عبور می کنند و نمی بارند و جماعتی از انسان، حیوان و نبات را چشم به آسمان ناکام می گذارند. چشمه ها و قنوات مان از جوشیدن ایستاده اند. رحمتت را از ما دریغ می کنی؟، ولی این را بگویم که عاصی، یاغی و یا طاغی و یا شاکر خود را بنده و مخلوقت می دانیم و در ذیل قدرتت مقهور. اگرچه بندگی نمی کنیم ولی انتظار نیست بیشمار حیوان و نبات را به خاطر ما تشنگی دهی و نابودشان کنی، که از ما قهر کرده ایی؟! 

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:35 AM |دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393

 

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...