مطالب نویسنده

پایان سرفرازی یازدهم، در آستانه دوازدهمین تلاش

مصطفوی 12 تیر 1396 4776 کلیک ها

جناب آقای دکتر حسن روحانی! ریاست محترم جمهور و منتخب مردم ایران! می دانم دلاوری، زیرا کویر مردانش را بزرگ و مقاوم می سازد، استوار همچون کوه؛ شاید یکی از دلایلی که آن همه هجوم های بی امان تا کنون نتوانست شما و یارانت را از میدان خدمت به این مردم مظلوم بدر کند، تا صحنه را در هیاهوی بی امان حرام خواران صحنه سیاست، به رقیب بسپارید، قطعا شخص خود شما بودید؛ دل قوی دار برادر که چرخ دنیای ما را تنها اصحاب زر، زور و تزویر نمی چرخانند و اگرچه آنان هم همه تلاش های خود را کرده و خواهند کرد تا پاشنه ی همه درب ها تنها بر محور منافع و منویات دلِ شان بچرخد، ولی قویا معتقدم خدایی وجود دارد که در کنار مردمی بیشمار ایستاده، و پاداش همت مردانِ مرد را در مقابل سیل بنیان کن خدعه، نیرگ و تزویر بدخواهان داده و سِحر بد اندیشانه اصحاب خدعه را باطل می کند. که اگر چنین نبود اکنون فرعون ها همچنان بر نیل برای هزاران سال دیگر حاکم بودند و جایی برای خدمتگذاران باز نمی شد.

از این جهت با وجود خداوندگارمان و مردم مظلومی که زیر بار خدعه و نیرنگ بدخواهان له شده اند، مطمئن هستم که خواهی توانست بر پستی ها، ناجوانمردی ها، رذالت ها، هجوگویی ها و... غلبه کنی، همچنان که در چهار سال اول، و پیش از این دیگران از این شرایط بدتر را پشت سر گذاشتند و گذاشتید، و امیدوار به فضل خدا و همت مردم، تزلزل در دل شما و دیگر مقاومین این صحنه نیفتاد، و وارد میدانی شدید که می دانستید سال ها برایش برنامه ریخته اند تا دوره سکانداری ات را یک دوره ایی کنند که محقق نشد، اما خداوند و این مردم نقش هاشان را بر آب کردند و تمام سحرشان بر آب افتاد و زیر سیل آرای این مردم غرق شد.

  

موقعی که تمام ابزار و امکاناتشان را بسیج کردند تا "کلید" توکل بر خدا و مردم تو را بشکنند را کاملا به یاد می آورم، تا نتوانید هیچ قفلی را باز کنید، ولی این کلید که با تک تک رای این مردم مظلوم روغن کاری شده بود و در کوران حوادث انقلاب، جنگ، سازندگی، اصلاحات و فتنه آبکاری شده بود، توانست هزاران قفل را باز کند، قفل هایی که هر کدامش پهلوانان بزرگ را بر زمین می زد، اما تو و تیم فعال، با تجربه و توانایت موفق شدید، در میان آن همه کارشکنی ها، هیاهوها، ضد گویی ها، تخریب ها، هجوم ها، هجوگویی ها، خرابی ها، غارت ها، خسارات و... از گردنه های داخلی و خارجی عبور کنید؛ لذا مطمئن هستم که باز هم خواهی توانست که از امواج جعلی خدعه، نیرنگ و هجو عبور کنید.

گرچه تو را هجو کرده اند و خواهند کرد، گرچه تو هو کردند و خواهند کردند، گرچه تو را تنها گذاشتند و خواهند گذاشت، گرچه بوق ها را به سویت شلیک کردند و خواهند کرد، گرچه به تو حمله کردند و خواهند کرد، گرچه در کارت خرابکاری کردند و خواهند کرد، گرچه تمام امکانات کشور را به خدمت گرفتند و خواهند گرفت تا تو موفق نشوی و...

اما مگر این مسایل برای تو که از تاریخ مملو از خدعه و نیرنگ این کشور، اسلام، منطقه و... مطلع هستی، و در کنار مردان بزرگ دوران انقلاب، جنگ، سازندگی، اصلاحات و فتنه مشق کار سیاسی کرده ایی، تازگی دارد، امروز این جماعت دیگر نامِ بدنامی در تاریخ اسلام نیافته اند که به رقیب خود حواله نکرده باشند، لذا به تاریخ انقلاب روی آورده و رقیب را با کسانی همسان سازی می کنند، که نشان از فتنه انگیزی و اهداف مشکوکی دارد، که باز مطمئن هستم که این مردم آگاه و خدای شان، ناکامشان خواهند کرد، این نشان می دهد که برای فرصت طلبان سو استفاده چی دیگر ظرفیتی در تاریخ اسلام نمانده که از آن سو استفاده نکرده باشند، و امروز نوبت تاریخ انقلاب است تا هرچه به زعم آنان بی آبرو هست، به رقیب سیاسی خود بچسبانند،

ولی آدرس هایی که آنان در تاریخ می دهند باعث می شود تا مستمعین آنان، بیشتر به تاریخ مراجعه کنند و ببینند که خط خدعه و نیرنگ با این کشور و انقلاب و اسلام چه کرده اند، و این خود خیر خواهد بود، سودی به حال آنان که از هر چه دم دست یافتند، سواستفاده کردند، ندارد؛ آنانی که نه به شهدا، نه به این انقلاب خون، و نه به ائمه اطهار، و نه به مشاهد متبرکه، و نه هیچ چیز که در نظر این مردم مقدس و محترم بود، رحم نکردند و با چسباندن آن به خود، باعث بی آبروی اش شدند،

البته برای بسیاری این بازی ها فاش و رسواست، ولی آنان روی ناآگاهی ناآگاهانی حساب کره اند که امثال شما را که با هدف خراب کردن لانه های فساد و غارت جبهه گرفته اید، را مورد حمله قرار می دهند، در این میان هستند کسانی که به قول آن عنصر سازمان مجاهدین خلق که گفته بود "باید اسم ما در تاریخ برود چه یزید و چه امام حسین تفاوت نمی کند"، می خواهند در این صحنه رسوا برای معاش، ننگ و نام و یا حتی در بی بصیرتی تمام در دام سحرشان قرار گیرند، تا حکایت "تاریخ نخبه کشی" این کشور ادامه یابد، همچنان که شرایطی درست کرده اند که بنیان های استقلال و آزادی این کشور همچون امام خمینی، دکتر محمد مصدق، دکتر علی شریعتی، شهید مرتضی مطهری، شهید محمد حسین بهشتی، سید محمود طالقانی و... از صحنه ها خالی شود و جای آنان را افراد بی ریشه و سابقه ایی بگیرند که جز شرم چیزی برای ارایه ندارند.

اما حسن آقای سرخه ایی! سکوت این جماعت برای ما شک برانگیز خواهد بود، سخنان شان هر چه نیشدارتر باشد، نشان می دهد که حرکت شما بر گلوی تحجر، غارت، حق خوری و حرام خواران سیاست پیشه پا گذاشته اید و دارید درست می روید، پس ضمن تبریک پایان چهارسال تلاش سخت و توانفرسا که مملو از موفقیت بود، برایتان در دور جدید خدمت به این مردم، کشور و انقلاب مظلوم موفقیت روز افزون خواستارم. دل قوی دار که دنیای بقا محکم از اوست.

در شان آنان، این نوشته که در مشق های دوستی خواندم، کاملا بجاست که:

 فضای باغ از نفس هاشان مسموم و گل از نگاهشان پژمرده ... وقتی در لحظه های هذیانی شان ایمان تبخیر می شود و شیطان  تطهیر! 

اولین درجه انسان بودن، رعایت حق دیگران است

مصطفوی 12 تیر 1396 4904 کلیک ها

همه ادیان، چه آنان که از نوع تجارب بشری اند، و چه آنان که از نوع الهی اند، باید وسیله ایی در خدمت بشر برای انسان شدن و انسان زیستن باشند، و راه انسانیت و انسانی زیستن را به ما بیاموزند و بنمایانند، و اگر نتوانند چنین نقشی داشته باشند بی اعتباری اشان را نشان می دهند، اگر مکتبی انسان ساز نباشد، در آموزه هایش باید شک کرد، و پیروانش باید برسی کنند که آیا عیب از آنان است، یا در تعالیم مکتب شان.

با چه تضمینی بگویم که از تو بهترم

مصطفوی 25 خرداد 1396 4581 کلیک ها

برادر و خواهرم که روزه دار نیستی! همانگونه که انتظار دارم تو به انتخاب منِ روزه دار برای عمل به این سنت ادیان توحیدی احترام بگذاری، من نیز به انتخاب تو احترام می گذارم، که نخواهی بهر دلیلی روزه دار باشی؛ نه روزه گرفتن من باید حامل خسارتی به تو باشد، و نه خوردن روزه توسط تو، به من واجد خسارتی خواهد بود، تو مختاری که بدین رسم ادیان توحیدی و... عمل کنی یا نکنی؛ همانگونه که من مختارم که بدان عمل نمایم یا ننمایم، نه از گرفتن روزه ی من بر خداوندگارم چیزی افزوده خواهد شد، و نه از نگرفتن تو بر دامن کبریایی اش گَردی خواهد نشست.

 قدیمی ها مَثل خوبی داشتند و می گفتند "عیسی به دین خود، موسی به دین خود"، چه لزومی دارد که من مثل تو باشم، یا تو مثل من؛ هر کدام مان موجوداتی مختار و انتخاب گریم، تو سوی انتخاب خود باش و من هم سوی انتخاب خود، خواهم بود؛ زیرا هیچ اجباری در دین نیست[1]، و منِ معتقد با توی غیرِ معتقد، در کنار هم جامعه ایی خواهیم ساخت پر از تحمل و بردباری، پر از آزادی و انتخاب، پر از مهر و شفقت و...

 اگر خالق و صاحب این جهان، جامعه ایی یکدست روزه دار و یا یکدست مسلمان و... می خواست خود به ساختنش هم شایسته تر بود و هم با اختیار و تواناتر.[2] پس او اگر یکدستی را نخواست، من چکاره ام آن را بخواهم و به سوی ساختش حرکت کنم. بگذار مخلوقات این عالم خود انتخاب کنند که چگونه باشند.

به قول دوست روزه دارم که هنگام قرائت قرآن امروز، وقتی به آیه 12 سوره اعراف رسید گفت، "می دانی شروع شیطان کی بود" گفتم نه ، گفت از وقتی بود که گفت "من از او بهترم" ؛ بله این آیه قرآن، بدین امر شهادت می دهد که خداوند از درِ مواخذه به ابلیس فرمود: "چه چیز تو را مانع از سجده (آدم) شد که چون تو را امر کردم نافرمانی کردی؟ پاسخ داد که من از او بهترم، که مرا از آتش و او را از خاک آفریده‌ای."  

 حال چه تضمینی وجود دارد که من روزه دار بر تو روزه خوار، ارجح باشم، حال آنکه ممکن است تو از من بهتر باشی و بخاطر خصوصیتی، کاری، عملی، رفتاری، شفیعی، نیتی و... بر بسیاری از روزه داران سبقت گیری ما را نهاده و نزد پروردگارمان عزتی بلند یابی.

 

[1] - آیه 256 سوره بقره "کار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بی‌گمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست. لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ"  و یا آیه آیه 28 سوره هود که می فرماید" نوح قومش را پاسخ داد که ای قوم، شما چه می‌گویید، اگر مرا دلیل روشن و رحمت مخصوص از جانب پروردگار عطا شده باشد ولی حقیقت حال بر شما پوشیده مانده باشد آیا (جهالت نیست که) ما شما را (به رحمت و سعادت) اجبار کنیم با آنکه شما تنفّر اظهار می‌کنید؟ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ"  و یا آیه 99 سوره یونس که می فرماید " و اگر خدای تو (در مشیّت ازلی) می‌خواست اهل زمین همه یکسره ایمان می‌آوردند، آیا تو می‌خواهی تا به جبر و اکراه همه را مؤمن و خداپرست گردانی؟ " 

[2] - آیه 99 سوره یونس "و اگر خدای تو (در مشیّت ازلی) می‌خواست اهل زمین همه یکسره ایمان می‌آوردند، آیا تو می‌خواهی تا به جبر و اکراه همه را مؤمن و خداپرست گردانی؟ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ"

داعش مسلکی یعنی گوش به فرمان، عقل، دین، انسانیت تعطیل

مصطفوی 22 خرداد 1396 4729 کلیک ها

 داعش را نباید یک گروه، بلکه یک تفکر باید دانست، زمانی که در 17 خرداد 1396 آن برادر هموطن و تروریست داعشی ما با لباس مبدل وارد محل ساختمان دیدارهای مردمی با نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد، و نقاب از چهره برداشت و هموطنان حاضر در این مکان عمومی او را حامل پرچم سیاهی دیدند، که شهادتین را به رنگ سفید بر پهنه پارچه ایی سیاه نقش بسته بود، فورا به مرام و منش او پی برده و ناخودآگاه پا به فرار گذاشتند، زیرا می دانستند وقتی او مامور به عملیاتی شود، دیگر نه دین دارد، نه انسانیت، نه مرام خاصی، نه مردانگی، نه مروت، نه رحم، نه عقل، نه منطق و... او همه را از خود جدا کرده و وانهاده و وارد ماموریتی شده است که بدان از سوی رهبر، خلیفه و یا ولی امر خودخوانده مسلمینش، مامور شده و اختیار و مجوز به آتش گشودن دارد و مختار است که هر که را در مسیر خود یافت به آتش رگبار مسلسل خود ببندد، و یا با مواد منفجره تیکه تیکه کند

داعش مسلکی یعنی گوش به فرمان، عقل، دین، انسانیت تعطیل

شعار توحید و شهادتین را نابود کردی برادر

او دیگر از مرام، مسلک، دین، زبان، قومیت، تفکر و... قربانیانش نخواهد پرسید، و تنها هدفی که دارد عمل به وظیفه دینی است که احساس می کند و یا بر گردنش نهاده اند، تا به زعم خود جهاد کند و بر دشمن تعیین شده پیروز، و یا شهادت را پذیرا شده و راهی بهشت شود؛ عمده همت صرف این می شود که از تمام گلوله ها و بمب هایی که به همراه دارد، کمال استفاده را کرده و هر چه بیشتر کشتار نماید، او از سوی رهبران ایدئولوژیک خود اختیار آتش به هر سو و هر کس را دارد، تا هرچه می تواند، به آنچه که صلاح دانسته و تشخیص داده و یا برایش تشخیص داده اند، عمل کند و در این صحنه کشتار، او در سیاهی انسان هایی که در مقابلش قرار دارند و اکنون از سوی رهبر عزیزش مارک دشمن خورده اند، شلیک خواهد کرد، حتی اگر مثل او مسلمان، از شهادتین گویان، هموطن، و یا حتی از کسانی باشد که مثل او در سحرگاه دوازدهمین روز رمضان، نیت طاعت خداوند کرده و دهان به روزه داری بسته باشند و...

اما این حرف ها دیگر در این لحظه برای او معنی ندارد، اصلا مهم نیست که این افرادی که مارک دشمن بر آنها خورده برای چه، در محل دیدارهای مردمی مجلس شورای اسلامی حضور یافته اند، چه مشکلی آنان را بدینجا کشانده است و...، حتی شاید برای پیگیری مشکلی آمده باشند، که مشکل برادر داعشی ما هم باشد، اما این ها اصلا مهم نیست، که این هموطن چرا و از کجا آمده، او اکنون مارک تعلق به گروه مقابل و یا دشمن را خورده است و باید از روی زمین محو شود، خون، اموال، ناموس و... او همه مباح است.

برای این برادر داعشی مطیع اوامر ولی امر و خلیفه خودخوانده مسلمین! امروز روز کشتار است، پس باید بیرحمانه کشتار کرد، روز دیگر روز تصفیه است، پس باید بی توجه به نتایجش تصفیه کرد، روز دیگر روز غارت است، و او در نقش غارتگری قهار همچون مغول و تیمور ظاهر خواهد شد، روز دیگر روز تجاوز است، و او در نقش متجاوزی بی حد و حصر  و وحشی حضور خواهد یافت، روزی هم روز بخشش است، و او در نقش بخشنده ایی بزرگ بروز خواهد یافت؛ نوبت سر بریدن که شود در نقش قصابی چیره دست، سر انسان ها را همچون سر حیوانات بلکه فجیع تر خواهد برید؛ موقع تصفیه نژادی، برایش رحم و مروتی وجود ندارد و از زن و کودک و پیر و جوان خواهد کشت؛ روزی هم روز اجرای احکام خداست، آنروز هم پیشرو ترین ها، و بیرحم ترین ها در اجرای حدود شرعی، که حد آن را باز خود او تشخیص می دهد، خواهد بود؛ فصل عبادت هم که رسید، او در نقش زاهدترین و خاکسار در برابر خالق خواهد بود، و.... عجوبه ایی است این انسان خالی شده از همه چیز،

داعس مسلک به فرمانده اش می گوید: "قربان محاصره شدیم"

فرمانده اش می گوید:  "عالی است، زین پس می توانیم به هر سو شلیک کنیم"

بله اکنون مدت هاست که در منطقه ما دین و مذهب به وسیله کسب و توسعه قدرت و تعیین مناطق نفوذ قدرتمداران تبدیل شده است، و دیگر دین و مذهب، نه وحدت بخش است و نه نجات بخش، بلکه اسارت زا، بی رحم، خونخوار و... ظاهر شده و هر روزی در نقشی است که صحنه سیاست طلب کند؛ که اینجا دین و مذهب همچون مخدری است تا برادران داعش مسلک ما را به مثل انسان های حشیش مصرف کرده، هر دقیقه ایی به کاری و حالتی گمارد، که هر چه در صلاح و مصلحت خود می بینند، انجام دهند،

اگر قدرت بخواهد خوی خشونت خود را نشان دهد، برادر داعشی ام در نقش خشن ترین، دهشت آفرین ترین، جلادترین، ظالم ترین ها و... ظاهر می شود، اگر خلیفه بخواهند رافت اسلامی نشان دهند او در نقش خدمت گذاری بی منت و بی مدعا و خاکی در خدمت کسانی در خواهد آمد که خلیفه و ولی امرش، امر کند؛ اگر زمانه اقتضای مظلوم نمایی کند، و خلیفه این نقش را از او بخواهد، او بهترین فیلم و رول را در این مسیر بازی خواهد کرد و چنان مظلومیتی از خود به نمایش در خواهد آورد که انگار از او مظلوم تر در این جهان وجود ندارد و...،

این است که انسان داعش مسلک حواس، عقل، وجدان و نیروهای درونی خدادادی خود را تعطیل و تمام حواس خود را معطوف به خلیفه و ولی امر خود خواهد کرد، تا نقش روز، دشمن روز، موضوع روز، رُول روز، شعار روز و... را مشخص کند، و او تمام وجود خود را در خدمت به آن هدف تعیین شده، مبذول دارد، و این رهبرش هست که تعیین می کند رئوف باشد، یا شدید؛ بنشیند، یا قیام کند؛ سکوت کند، یا فریاد بکشد؛ مظلوم باشد، یا ظلم کند؛ کشتار کند، یا کمک کند؛ ببخشید و یا تنبیه کند و... او اکنون بازیچه ایی است، با دست و دهانی به فرمان، و با کلیه حواسش در خدمت اهداف خلیفه و ولی امر قرار دارد، تفکر تعطیل، چشم ها کور، گوش ها کر، تنها چشم و گوش در خدمت منویات خلیفه خودخوانده مسلمین!

که این خلیفه را نیز تنها عده قلیلی در زد و بندهای پشت پرده تعیین کرده و او را تنها گزینه ایی می دانند که همه باید بدان گردن نهند، وگرنه از اسلام خارج و خون، مال، آبرو، ناموس، شخصیت، شغل، انسانیت و هر آنچه خالق هستی عطای شان فرموده است، از سوی نمایندگان او! سلب خواهد شد. شاید این همان مصداق نوشته گزارشگر و روزنامه نگار مشهور لهستانی آقای RYSZARD KAPUŚCIŃSKI   باشد که در سال 1992 در کتاب خود IMPERIUM نوشت :

"سه موضوع تهدید آمیز و همه گیر، جهان را تهدید می کند، اولین ملی گرایی، دوم نژادپرستی و سومین تهدید ناشی از بنیادگرایی مذهبی است. افکار و انسان های مرتبط با چنین تهدید های همه گیری، تفکراتی بسته، تک بعدی، یک شکل و بدون تنوع دارند، که حول یک موضوع، گره خورده و تجمع یافته اند، که آن همان دشمن است." [1]

 

 

[1]" - Three plagues, three contagions, threaten the world. The first is the plague of nationalism. The second is the plague of racism. The third is the plague of religious fundamentalism. […] A mind touched by such a contagion is a closed mind, one-dimensional, monothematic, pinning round one subject only – its enemy." (Extreme Right Wing Political Violence and Terrorism - 2013)   

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...