حکایت انتقال شگفت انگیز سنت ها

تعداد قابل توجهی از احکام و اعمالی که در بین ما مسلمانان ساری و جاری است "امضایی" اند، بدین معنی که قبلا هم از سوی اعراب شبه جزیره و یا اقوام مغلوب مورد توجه بوده و رعایت می گردیده است و اسلام هم که آمد آن را تایید و با اصلاحاتی در زمره کارهایی قرار داد که یک مومن باید انجام دهد. حج یک نمونه آن است که ابراهیمی (ع) است و نسل به نسل ادامه یافته و اکنون یکی از فروع دین ماست، و یا ماه های حرام و احکام مربوط به آن، که حرمتش در زمان جاهلیت هم رعایت می شده و این حرمت و احکامش به دوران اسلامی هم تسری داده شده و رعایت احکام آن هم اکنون در اسلام هم واجب است، مثل دیه قتل در ماه حرام که یک و نیم برابر است و در پرداخت های کنونی ما رایج و دایر می باشد و... 

شیوه بزرگداشت مناسبت های مذهبی را هم شاید از همین تیره بتوان در نظر گرفت؛ مدت هاست که این سوال گوشه ایی از ذهنم را اشغال کرده بود که چرا از شب قبل از شروع هر مناسبتی تا غروب روز مذکور باید به بزرگداشت آن روز پرداخت و این اعمال از صبح آن روز خاص شروع و پایانش همان روز نیست؟! و مثلا کتاب مفاتیح برای شب اعیاد، تولدها، وفات ها و... "اعمال" تعیین و دستور به انجام آن می دهد و...؛

تا این که کتاب "عبادت در ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام" به قلم آقای دکتر عباس اشرفی به دستم رسید و متوجه شدم که در این مورد در دین یهود هم به همین شیوه عمل می شود، لذا این که گفته می شود بین یهود و اسلام از لحاظ برخی احکام، اعمال و سنت بسیار نزدیکی وجود دارد، پر هم بیراه نیست.
اقلا در این مورد آنها هم مثل ما مسلمانان بزرگداشت مناسبت های دینی خود را از شب قبل از آن آغاز و تا غروب آن روز ادامه می دهند، نگاه کنید به این حکم شرعی یهود به نقل از کتاب مذکور که : "مهمترین وظیفه در تقویم دینی یهود، انجام مراسم دینی سبّت (روز شنبه) از غروب جمعه تا غروب روز شنبه است (جهان مذهبی، ج2، ص 630 و 631)" و یا "در روز هفتم که سبّت خداوند است هیچ کس کار نکند (به نقل از کتاب خروج 8-11 : 120)" این در حالی است که خداوند مشابه همین فرمان را در سوره جمعه هم به مومنین می دهد و آنها را به تعطیل کردن کارها در روز جمعه و عبادت فرا می خواند.

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 23:51 شماره پست: 843 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.