مرگ، قابل پیش بینی ترین حقیقت و اتفاقی که خواهد افتاد

مرگ یکی از قابل پیش بینی ترین قطعی ترین حقایق این جهان است ولی از خصوصیات انسان است که وقتی حقیقتی برایش روشن شد دیگر نسبت به آن بی تفاوت تر از گذشته می شود در مقایسه با موقعی که آن را نمی دانست و برایش مبهم بود٫ کمتر نسبت به آن توجه نشان می دهد. انگار ما انسان ها برای بازکردن بسته های بسته آمده ایم و وقتی بسته ای باز شد دیگر برایمان ارشی ندارد. ولی مرگ بسته باز شده ای است که بسیار مهم است لحظه انتقال از نشعه ای به نشعه ای دیگر است که به لحظه ای مهم تشبیه شده است مثل تولد که از جهانی تنگ به جهانی وسیع٫ کودکی پای می گذارد. خدایا این لحظه حساس را بر ما مبارک گردان لحظه ای که به یقین خواهد آمد و در آن تردیدی وجود ندارد و بر فقیر و غنی - قوی و ضعیف - عالم و نادان - پرهیزکار و فاسد و... خواهد گذشت. چه بزرگ ارتشداران و چه بزرگ ارتش و سپاه داران که در این لحظه بر ضعف خود مطلع شده و خواهند شد و لذا تنها باید تلاش کرد که مقدمات این لحظه را طوری مهیا نمود که وقتی بر عقبه خود نگاه می کنی با دنیایی از کثافت و زشتی مواجه نشوی و اگر فرصتی برای نگاه به عقب یافتی با دنیایی از محبت و دوستی درستکاری مواجه شوی تا به راحتی با عقبه خود خداحافظی کنی.

انسان وقتی به برخی از هم نوع های خود که نگاه می کند می بیند که چه کارهای زشت و ناپسند و غیر قابل جبرانی انجام داده اند که نسلی را تباه کرده اند. ظلم هایی که قابل بخشش نیست٫ خدا به دادشان برسد که از عقبه مرگ بگذرند.خدایا اگر چه برای بازماندگان تشیع پیکر انسان انتقال یافته اوج احساس و درد است ولی برای انتقال یافته تشیع روح است که سخت و مملو از احساس و شاید درد است پس خدایا بیشتر در برابر انسان های بازمانده به روح انتقال یافته کمک کن تا از این گردنه دشوار بگذرد و با گریه ای سمبولیک وارد دنیایی شود که در انتظار اوست  که در مقیاس حداقلی به وسعت نسل های درگذشته ی انسانیت است که باید بیایند و ماوای خود را بیابند و به قدر اعمال خود (خوب و بد) آن را ساخته اند.

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:42 شماره پست: 213

 

You have no rights to post comments

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.