صعود به قله 3945 متری شاهوار - یه شاهرود و شاهوارش

ظاهرا جامعه و سیستم اداره جامعه ی ما هنوز به آن بلوغ مدنی نرسیده است که تریبون های مناسبی در اختیار مردم قرار دهد که اگر خواسته ایی دارند، آن را به نحو بهتری بیان و ابراز دارند، تا دیگر همچون زمانه بحران و خفقان ناشی انقلاب و خیزش مردمی (یعنی نزدیک به چهل سال قبل در سال های دهه 1350 و اوج انقلاب اسلامی) دیوارها روایت گر خواست مردمی نباشد و آنها روش های بهتری برای ابراز درخواست های خود در اختیار داشته باشند. انگار شاهرودی ها در دهه نود و در آستانه ورود به مقطع دهه 1400 هجری راه بهتری به جز دیوارنویسی و... برای ابراز خواسته های منطقه ایی و جمعی خود نیافته اند و این روزها دیوار نویسی هایی تحت عنوان"استان شاهوار" بر نمای دیوارهای شهر حکایت از درخواستی مردمی دارد که خواهان استان شدن منطقه شاهرود و جدایی از سمنان دارد، حتی این حرکت که با انگیزه اقتصادی منطقه ایی شکل گرفته نیز از نام "شاهوار" وام گرفته تا آن را بر استانی جدید نهاده که انتظار می رود روزی تشکیل شود و پایانی بر بی عدالتی در تقسیم منابع تخصیص یافته استانی از سوی حاکمیت مرکزی و عدم توسعه یافتگی این منطقه باشد؛ استان شدن و یا نشدن شاهرود بحث این نوشته نیست، ولی کلمه شاهوار بزرگ و پر برکت نقش مهمی در تفکر مردمان این دیار دارد و همانقدر که سبلان سفره پر برکت خود را بر اهالی اردبیل گسترانده است، شاهوار نیز منطقه ایی تاریخی را میلیون ها سال هاست که به وجود خود نعمت بخشیده است. این ارتفاع[1] که بلندترین قله در ارتفاعات سلسله جبال البرز واقع در منطقه استان سمنان می باشد و در شمال شرقی شهرستان شاهرود قرار دارد، رتبه هفتاد و سومین قله بلند ایران را دارا می باشد.

 سال های کودکی، بارها به نظاره غروب خورشید بر بلندای شاهوار نشسته و گاه دوست داشتم آنرا در مسیر غروبش در پشت این قله اسطوره ایی دنبال کنم، تا ببینم در کجای زمین فرو می رود که ما زمینیان را به مدتی یک شب در تاریکی فرو می برد. و یا آن روزها که هرکس خود به جستجوی ماه نازک رمضان در هنگامه غروب پایانی آخرین روزِ ماهِ شعبان می نشست و دفاتر علمای کرام این مسولیت را از آن خود نکرده بودند، ما در نقطه ایی بر بلندای همین قله به جستجوی ماه نازک و سفیدرنگِ کم نورِ خجالتی می پرداختیم تا با رویتش اعلام کننده آغاز ماه روزه داری و عبادت باشیم، مسابقه ایی که اولین نفر که آن را می دید افتخار اعلام شروع ماه رمضان را آن خود می کرد و به بقیه هم نشانش می داد و کلی افتخار و...

 شاهوار قله ایی خاطره انگیز است که همواره چشم به گشودن اسرار آن داشتم و فکرم را از کودکی به خود مشغول کرده بود و حتی در اوج مساله هسته ایی آنگاه که حضور اشیاء ناشناس پرنده UFO[2] در اوج بود، خود و خانواده بر پهنه همین کوهستان شاهد پرواز نقطه ایی نورانی و خاص بودیم و همه ما در هنگام حرکت در جاده شاهرود آزادشهر، حرکت آنها را بر فراز قلل سمت راست خود دیدیم گویا آنان نیز اسراری را در این نقطه حس کرده بودند و به بازرسی از آنجا مشغول بودند، پرنده های ناشناسی که بین گرگان و شاهرود در همین مسیر کوهستانی در حرکت بودند و مردم زیادی را به دیدن خود متعجب کردند.

 اما در سحرگاه 23 تیرماه 1395 بالاخره بخت یار شد و پای در راه فتح این قله نهادیم، تا صعودی تابستانی را بر آن تجربه کرده باشیم، صعودی که از ساعت سه و نیم سحرگاه آنروز آغاز و تا ده و نیم شب به مدت 19 ساعت رقم خورد؛ حرکتی پیاده که از مبدا روستای ابرسج آغاز و از طریق مسیر رود "دره اِستامیدان"[3] به بالاترین نقطه یعنی ارتفاع 3945 متری ختم و از همین مسیر نیز به مبدا بازگشتیم.

آری سخت و توان فرسا اما به همین سادگی می توان قله هایی را فتح کرد که روزگاری فتح آن آرزویی برایمان بیش نبود؛ بر خلاف صعودهای دیگر که از تجهیزات خوبی برخوردار بودم اما در این صعود به علت نداشتن وسایل کوهنوردی مناسب از جمله کفش (که اساسی ترین و چماق که از ضروریات کوه است)، صعودی بسیار سخت را تجربه کردم که از این لحاظ هم به یاد ماندنی خواهد بود، نداشتن کفش مناسبِ کوه حرکت در دره اِستامیدان که مملو از خرد سنگ هایی که سیل های دائمی آنها را به همراه می آورد برایم همچون راه رفتن روی ریگ های پخش شده روی آسفالت خیابان با  دمپایی پلاستیکی کف نازک بود، آبله هایی که بر پایم از این سفر دارم حکایت به یاد ماندنی صعودی بی تجهیزات را به خاطرم همواره زنده خواهد کرد، کوتاهی چوب دستی ام نیز هنگام برگشت کار دستم داد و سه بار زمین خوردن هنگام پایین آمدن را تجربه کردم و...

 اما شاهوار گنجینه ایی طبیعی و تجدید شوند است که خداوند برای هزاره ها جهت مردم اطرافش به ودیعه گذاشته تا از آن سودهای زیادی ببرند و زندگی خود را رقم بزنند آب های جاری از این قله ی بزرگ شهرها و روستاهای اطرافش را سیراب می کند و درختچه های اَوَرس آن نیز (که اکنون متاسفانه دیگر انگشت شمارند) حکایت سختی و تحمل و محکمی را برای انسان روایت می کند؛ اگرچه یک نسل قبل این کوه پوشیده از این درختچه نادر و پر ارزش بوده است که اکنون نسل آن در معرض انقراض می باشد و آنقدر از آن بریده اند و برای سوخت استفاده کرده اند که مدت ها باید چشم بگردانی تا یکی از آنها را بر پهنه این قله زیبا ببینی؛ و یا حیات وحش آن که امروز با حضور پرتعداد چوپانان و کوسفندان شان دیگر جایی برای ماندن ندارند و دزدکی در ارتفاعات کم پوشش و فقیر گیاهی شاهوار و مرتعی که برای هزاره ها متعلق به خودشان بوده است می توانند حرکت کنند و همواره در معرض تیر شکارچیانی هستند که آنها را نشانه رفته است تا نسل آنان را نیز منقرض نمایند، این حکایت دردآور تجاوز به طبیعت توسط انسان است که اشک از دیده های آشنا به درد جاری می کند.

اینجا در شاهوار حتی در ارتفاع سه هزار متر به بالا می توان فسیل صدف [4] ماهیانی را که اکنون به صخره ایی از سنگ تبدیل شده اند را دید که روایتگر تاریخ زمین شناسی میلیون ساله منطقه هستند و این که میلیون ها سال بر این پهنه گذشته است و لایه های درونی زمین آنقدر به زیر لایه های سطحی باز مانده از دریاها و اقیانوس های قدیمی فشار آورده اند که این لایه های کفِ دریاهای قدیمی را تا ارتفاع بیش از سه هزار متر بالاتر از سطح دریا در آسمان ها برده اند و نشان از تاریخچه شکل گیری شاهوار طی میلیون ها سال دارد و این که دریاهای زمین تا کجاها ادامه داشته و امروز تنها چاله ایی در ارومیه یا دریای قزوین و... از آن همه اقیانوس باقی مانده اند و آنها هم در حال خشک شدن هستند تا این بازماندگان دوران زمین شناسی میلیون ساله نیز به تاریخ بپیوندند و عقب نشینی آب ها از پهنه زمین هرچه تکمیل تر و نمایان تر شده و زمین ما خشک و خشکتر شود.

 شاهوار و کوه ها اطرافش گنجینه رستنی های گیاهی است که امروز چرای بی رویه دام آن را با تهدید جدی زیست محیطی مواجهه کرده است و برخی از مکان ها را چنان احشام روستاییان چریده اند که با زمین صاف و بی حاصل یکی شده و منظره اسفباری را به نمایش گذاشته است؛ این چرای بی رویه و عدم دادن فرصت به طبیعت برای بازیافت و ریکاوری خود باعث شده است که در ما مسیر حرکت خود در چندین نقطه شاهد حرکت زمین باشیم که این بدان معنی است که فقر پوشش گیاهی باعث خواهد شد تا خاک حاصلخیز این پهنه در شیب ها زیاد دیگر توان نگهداشتن خود را نداشته و خاک های حاصلخیز شیب ها که ظرفیت رویش گیاه دارند همچون بهمن به دره سرازیر شوند و مناطقی که خاک مناسب رویش دارند از بین رفته و پوشش گیاهی در معرض خطر جدی قرار گیرد، خبر بد دیگر این که فعالیت های معدنی هم در حوزه این کوه ارزشمند آغاز شده و جاده سازی و عوارض دیگری که در آینده بر این منطقه تحمیل خواهد کرد باعث تخریب و تعرض به منطقه حیات وحش و طبیعت بکر آن خواهد شد و بدین ترتیب یکی از حوزه هایی که چرخه کامل زیستی گیاهی و جانوری را به طور نسبی در شکل کامل در خود دارد و باید آب چندین منطقه پرچمعیت روستایی و شهری اطراف خود را پاسخگو باشد در معرض خطر جدی و نابودی قرار گیرد.

 اما اگرچه گفته می شود هرجا پای انسان باز شد دیگر باید نابودی طبیعتش را از پیش دید و پیش از مرگ به فاتحه خوانی اش نشست، اما متاسفانه تیم های کوهنوردی که در مسیر این بلندترین قله منطقه در حرکت باشند نیز دیده نمی شود و ظاهرا فعالیت آنچنانی ندارند و این نشان از عدم توجه به این ورزش ارزان و مفرح و در دسترس دارد که برنامه ایی برای گسترش آن دیده نمی شود و شاهرود با داشتن چنین قله ایی باید فدراسیون کوهنوری فعالی داشته و از این ظرفیت گردشگری سود جویند، تا مدافعان محیط زیست هم بروند و ببینند و نابودی ها را گزارش کنند و مسولین را به تجدید نظر در رویه ها وادارند.

 

 

 [1] - بر اساس داده های ارایه شده در سایت (http://peakery.com/kuh-e-shahvar-iran/)

[2] - Unidentified flying object  یا همان بشقاب پرنده ها که از اسرار تکنولوژی فضایی هستند که حرکت آنها در جو کاملا با دیگر پرندگان انسان ساز و متعارف متفاوت است.

[3] - دره ایی در سمت راست دره بالای روستای نکارمن (که انتهای آن به قله ختم می شود) و سمت چپ دره بالای روستای ابرسج

[4] - ما در اصطلاح محلی به آن گوش ماهی می گویم و اکنون اگر سفری به شمال و حاشیه دریای قزوین داشته باشید می توانید این صدف ها سفید را به وفور روی شن های ساحل ببینید

 

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

قصه پرغصه شاهوار و مسئولین مقابل مردم

یک روزنامه نگار شاهرودی

سال هاست که مردم شهرستان شاهرود و استان سمنان درباره تخریب قله شاهوار دغدغه و نگرانی دارند. گروه های مردمی و رسانه‌ها با کمک مسئولان و نمایندگان مجلس آنقدر پیگیری و مطالبه گری کردند تا معدن به صورت موقت تعطیل شد.

معدنی که با زر و زور و لابی توانست ادامه کار دهد و تخریب هایش آنقدر گسترده بودند که دهها نامه از سوی امور آب، محیط زیست و منابع طبیعی در خصوص تخلفات آن نزد نشریه پارسیای قومس موجود می باشد.

معدن برای فرار از تعطیلی دست به دامن هر چیزی شد از پول دادن به فردی برای تخریب دوستداران محیط زیست که البته نزد دادگاه متهم و جرم وی هم ثابت شد و تنها رضایت دکتر امیرحسین ولیان باعث شد که او زندانی نشود تا پول پاشی هایی به رسانه ها و انتشار ویژه نامه ای که تخریب‌ها را موجه جلوه کند!!

معدن بوکسیت در شاهوار اما زمانی کار خود را آغاز کرد که هنوز قانون عدم داشتن استعلام از محیط زیست به تصویب نرسیده بود و در نتیجه این معدن از اساس کار خود را غیر قانونی آغاز کرد و پس از پاکتراشی کوه و اعتراضات گسترده معدن به فکر افتاد تا آزمایش هایی را انجام دهد و اعلام کند که این معدن مخرب نیست در حالیکه عضوی از شورای شهر شاهرود با هزینه شخصی خود آزمایشهایی را در آزمایشگاه آب و خاک ایران که یک ارگان رسمی است انجام داده و نشان داده بود که ده‌ها برابر آلودگی آب در این منطقه وجود دارد.

معدن یک استاد غیربومی دانشگاه صنعتی را پیدا کرد و طی قراردادی به وی ماموریت آزمایش آب را داد نکته مضحک در این بین آن است که خود معدن با کسی قرارداد می بندد تا درباره تخریب خودش گزارش تهیه کند و هزینه آن را هم بپردازد تا این سوال پدید بیاید که مسئولان این معدن مردم شاهرود را چه‌چیزی فرض کردند؟

آیا زمانی که شما خودتان کارپرداز یک طرح هستید و قرار است پول آن را بپردازید آیا نتایج غیر از دلخواه شما به دست می آید؟

تمام این مسائل سبب شد تا مردم استان سمنان به مضحکه گرفته شوند و مورد تمسخر قرار گیرند جالب اینکه اداره کل محیط زیست هم به آزمایش مذکور واکنش نشان داده که نامه آن هم در دفتر نشریه پارسای قومس وجود دارد نامه ای که نشان می دهد پرسش های اساسی درباره این معدن وجود دارد.

نکته سوم اما این است که چرا آزمایش آب زمانی انجام نشد که معدن مشغول به کار بود تا آلودگی‌ها سنجیده شود؟

اینکه معدن سه الی چهار سال است که تعطیل شده و حالا آن را آزمایش کنیم که هنر نیست تمام این موارد به علاوه نامه هایی که ادارات کل محیط زیست و منابع طبیعی و امور آب صادر کرده‌اند نشان می دهد که مسئولان مردم به شاهرود را به مسخره گرفتند.

تکه آخر پازل تمسخر مردم ما هفته گذشته صورت گرفت جایی که در همایش تجلیل ارتباط بین صنعت و دانشگاه شرکت بهره بردار معدن مورد تقدیر هم قرار گرفت آن هم به دلیل همکاری با دانشگاه صنعتی شاهرود!!!

آیا این عملکرد و مسئولان خلاف میل و خواسته مردم چیزی جز تمسخر آنان می باشد؟ اینکه مسئولان تا این اندازه نسبت به خواسته های مردم بی توجه هستند چه پیامی دارد؟ این که معدن مخرب در شاهرود مورد تشویق قرار می گیرد تمسخر مردم نمیباشد؟

امیدواریم که رفتارهای این چنینی مسئولان روزی خسران اجتماعی سنگینی را به مردم شاهرود تحمیل نکند مردمی که دیگر از این عملکرد مسئولان دولتی خسته شده اند.
@motalebeh9

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

«افسانۀ زن شرقی» افسانه‌ای دربارۀ «زن شرقی» از دیرباز در ذهن عموم ایرانی‌ها وجود داشته است؛ تصور ز...
چرا مردم از دست مقامات 4 دهه و مادام العمر کشور عصبانی هستند و نسبت به عملکرد آنها اعتراض دارند .....