کاش عده ایی فراموش مان می کردند و یا بتوان فراموششان کرد
  •  

11 مرداد 1395
Author :  

کاش دیگر صدایی از شما نشنوم، خبری از جانب شما نیاید، خاطره ایی از شما تازه نشود و بی خبرِ بی خبر از شما در پیله تنهایی خود تبدیل شوم. ولی افسوس که هر از چندگاهی باید از شما شنید و نمی خواهید ما را در کُنج خلوت خود رها کنید، تا مدتی در بیخبری، کمی آسود و تجدید قوا کرد. کاش می شد بدانسوی اقیانوس ها پرواز کرد، رنگ های دیگری دید، صداهای دیگری شنید، سرفصل بحث ها تغییر می کرد، رنگ و رخ انسان هایی از نوع دیگر و انسانیتی متفاوت رخ می نمودو دید.

کاش می شد زندگی را دوباره چید و برگشت و برخی از خاطره ها را پاک کرد، کاش ذهن خالی از صورت هایی می شد که دیدنش و یا یادآوری اشان رنج را به ارمغان می آورد، کاش می شد زندگی را از سر نوشت. ولی افسوس که یا هستید و اگر نیستید، خاطره اتان تازه می شود، خبرتان دیوارهای خلوتم را گاه و بیگاه می لرزاند و همچون خوابی بد همواره تکرار می شوید.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...