بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد:

گروهی از ما ایرانیان، حتی ایران را نیز لایق خرجِ در راه آرمان و ایدئولوژی خود می‌دانند، و یا بیشتر از آن، هرچه در این دنیاست را لایق قربانی شدن به پای ایده خود می‌بینند، "غرب ستیزی" از آن جمله است، یک آرمان مقدس برای عده‌ایی، که حاضرند برایش نیمی از مردم جهان را به قربانگاه ببرند، حال آنکه جوانمردی و فتوت بر این فرمان می‌دهد که ایران در مفهوم ملی، سرزمینی و در مفهوم ایران فرهنگی را، ظرف امانتی بدانیم که برای مدتی در دستان ما افتاده است، که در فرصت میدانداری خود، بازی خود را در آن کرده، نقش خود را در قالی دوران آن زده، و البته با کمترین خسارت، بدین زمین بازی، و قوانین آن و...، آنرا به آیندگانی بسپاریم، که در پی ما می‌آیند، همانگونه که ما در پی گذشتگانی آمدیم که گذشتند، تا ما نیز در چرخه ایرانیانی که در این قالی نقش زدند، نقشی از خود برجای گذاشته و بگذریم.

یکی پرسید «اگر شما در به جای فرمانروایان بودید، چه می‌کردید؟» پاسخم این بود که ترجیح می‌دهم خود ظالم نباشم، در منطق من پاسخِ ظلمِ ظالم هم، حتی ظلم نیست، که اگر باشد در جرگه ظالمین قرار خواهیم گرفت، و در این صورت طعنه و اعتراض به ظلم ظالم هم بی مورد است، ترجیح می‌دهم مظلوم باشم تا در جرکه ظالمین قرارگیرم، کشته صحنه‌های کشتار باشم، تا در زمره کشتارکننده آن.

آنچه روشن است ایدئولوژی "غرب ستیزی" یک نگاه، یک گفتمان، یک هدف و حتی برای عده‌ایی یک ماموریت مقدس است، اما این هدف و ماموریت، و نگاهی برای تمام ایرانیان نیست، بلکه تنها بخشی از آنانکه ممکن است که اینرا هدفی مقدس بدانند، که از قضا زمین بازیِ ایران هم ممکن است در دستشان افتاده باشد، اما اقتضای بازیگری و تاریخ‌سازی، هر بازیگری را مجاب می‌نماید که طوری بازی کند که بدین زمین بازیِ مشاع آسیب وارد نشود، و زیرساخت آنرا برای دیگرانی نیز باقی گذاشت، که در آینده ممکن است بازی دیگری را در دست خواهند داشت.

 نکته فرزانگی مشهوری هست که می‌گوید «اگر چیزی در دست آدمیان ماندگار و همیشگی بود، امروز به دست ما نمی‌رسید، اینکه رسیده است نشانگر دست به دست شدن‌هاست.» و از جمله این زمین بازی و...، پس باید به شیوه‌ایی بازی کرد که در پایان، زمین بازی بماند، و دیگرانی که خواهند آمد از بازیگران این میدان به نیکی یاد کنند، که آنچه می‌ماند همین قضاوتی است که به پرونده رفتارها می‌شود.

شاهرود - جمعه 1 خرداد 1405، 22 می 2026، روز 84 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 46 آتش بس

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...