ایزدا! نا امید نخواهم شد

خدایا مدت هاست که تور می اندازم و صیدی در کار نیست،

تا به کی این تور از اقیانوس مهر و رحمت تو خالی بالا خواهد آمد

ایزدا! اما هرگز نا امید نخواهم شد و بار، بار تور اندازی خواهم کرد

کی می داند؟! شاید گوهری نایاب را تو در تور ما هم انداختی

 مگر آنان که صاحب گوهرانی نایاب شدند با ما چه تفاوتی داشتند؟

 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخوا...
بسیارزیبا نه به جنگ نه به جنگ نه به جنگ آن سالهای بعدروزگارسیاه مردم مثل زخمی ناسور برپیشانی تاریخ...
- یک نظر اضافه کرد در آیا کشتار، جنایت و ویرانی را ب...
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت☢ دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم ...