The Latest

به نام ایزد یکتا،  اندیشه های موهنداس کرمچند گاندی (Mohandas Karamchand Gandhi) اوایل قرن بیستم میلادی حرکت آزادی خواهانه هند از استعمار امپراتوری بریتانیا به اوج خود رسید رهبری شاخص مهاتما گاندی بر این جریان و تفکر و روشی که بر این مبارزات حاکم بود، در جهان نوع خاصی از مبارزه علیه نیروهای شرور را به نمایش گذاشت که به نام هند و رهبری مبارزه اش در جهان ثبت شد. این روش بر مبارزه مبتنی بر عدم خشونت و عدم همکاری با دشمن ملت هند استوار بود.

گرو گوبیند سینگ از رهبران سیک ها می گوید

چو کار از همه حیلتی در گذشت     حلال است بردن به شمشیر دست

یکی از برهمن آچاریاها (آیت الله های بلند مرتبه هندو) می گوید:

باید با جهان در ارتباط بود و فعالانه در فرایند آن شرکت کرد، ولی نباید در آن هضم شد.

اگر شما از عملی متنفرید نباید شخص انجام دهنده را هدف قرار دهید زیرا هدف قرار دادن فرد مذکور شما را از محدود کردن آن عمل باز می دارد.

اگر انسان جنبه های حیوانی (Animal Passion) وجود خود را کنترل کند به موقعیت "برهماچارایا" (Brahmacharya) یا همان خداگونه شدن، دست خواهد یافت. برهماچاریا نازل بر کنترل افکار، سخن و عمل، تمام احساسات در تمامی زمان ها و مکان هاست. یک عبادت فردی باید از تمامی امیال خالی باشد. گاندی این نوع عبادت را ممکن دانسته است اگرچه اذعان می دارد که خود به این امر موفق نشده است. او ارزش نهایی و عالی (در این جهان و جهان دیگر) را با رسیدن به "موکشا" مرتبط است و حقیقت (Truth) را همان ارزش نهایی (Ultimate Value) دانسته است.

عدم خشونت گاندی مفهومی است که از عشق سخن می گوید اما دایره این مفهوم از خشنونت های جسمی و فیزیکی فراتر است. به گفته گاندی اصول عدم خشونت به وسیله هر تفکر شیطانی صدمه می بیند که از آن جمله می توان به تنفرهای غیر ضروری، دروغ گفتن، آرزو کردن مشکل برای هر فرد دیگر؛ می توان اشاره کرد.

عشق بنیاد عدم خشونت گاندی است هر عمل غیر خشونت آمیزی باید خصوصیت عدم تنفر (Hatred) و خالی از هر شکل بدخواهی (ill-will) باشد، در این تفکر حتی دشمن نیز باید با خیرخواهی (goodwill) و احترام (Respect) و هواداری و مهر (Sympathy) شما مواجه گردد.  عشق به انجام دهندگان اعمال خلاف (Wrong-doer) هم حتی توصیه می شود و لازم شمرده می شود که البته به معنی موافقت با عمل بدشان نیست و نباید به تقویت عمل بد آنان منتهی گردد.

بی عدالتی باید در هر شکلی با مقاومت طرفداران عدم خشونت(Satyagrahee)  مواجه شود که این همان ساتیاگراها (Satyagraha) می باشد. گاندی معتقد است که حقیقت (Truth) باید با زبان فاخری (Gentle Language ) بیان گردد و اگر فردی توان سخن گفتن به این زبان را ندارد، بهتر است که آن را عنوان نکند. نیت (intention) نهفته پشت اعمال مهمترین موضوع است. گفتن دروغ مصلحتی (White lie) هم توسط گاندی به رسمیت شناخته شده است.

 عدم خشونت (Non-Violence) به عنوان یک ارزش نهایی و جاودان

در اندیشه گاندی بزرگ عدم خشونت مفهومی اساسی است و به عنوان یک ارزش نهایی محسوب می شود. در این اندیشه خشونت حتی در حد کشتن نفس انسان نیز در جایی خود عدم خشونت تعبیر می شود. او معتقد به وحدت جهان می باشد و این که جهان قسمتی از وجود خداوند است. گاندی به وداها (Vedas کتب مقدس هندو) اعتقاد دارد ولی این اعتقاد بر اساس دکترین کارما (Karma) می باشد. در فلسفه "عدم خشونت" گاندی در سه حالت می توان اقدام به کشتن نفس کرد و مجوز آن وجود دارد و کشتن در این موارد عمل خشونت آمیز تلقی نمی گردد:

اول) برای حفظ بدن با هدف ماندن و رسیدن به موکشا، زیرا می توان از بدن (ریاضت کشنده) استفاده کرد و به موکشا رسید لذا برای حفظ این بدن که چنین ماموریتی را می تواند انجام دهد، کشتن مجاز می شود مثل کشتن حیوانات موزی، میکرب ها و یا حتی کشتن دیگران که خطری برای جان ما می شوند.

دوم) موقعی که عده یی تحت حفاظت شما هستند در این موقع برای محافظت از آنان کشتن مهاجم به جمع شما مجاز می شود.

سوم) کشتن خود برای رهایی خود، مثل کسانی که امیدی به بهبودی آنان نیست و برای رهایی از درد و رنج بیهوده و لاعلاج می توانند خود را بکشند.

 در اندیشه عدم خشونت گاندی گاهی حتی کشتن به عنوان یک وظیفه تبدیل می شود و آن زمانی است که یک حیوان یا یک انسان دیوانه می خواهد به دیگران آسیب برساند و تمام راه ها را برای توقف آن برویم اگر نشد، کشتنش به یک وظیفه تبدیل می شود. در مورد دیگر چنانچه متجاوزی حمله کند اگر شما به خشونت متوسل نشوی از جماعت "غیر خشونت طلب" خارج شده یی و با بی خشونتی به خشونت طلب ها کمک کرده ایی.

البته گاندی بی خشونتی محض (Absolute Non-Violence) را محال می داند. او راه حاکم شدن جو عدم خشونت در بین مردم، را نیروهای قانونی (legal Force) می داند که وجود نیروهای قانونی بدون خشونت متصور نخواهد بود.

از اهداف مهم گاندی در حرکت خود به تحرک وا داشتن مردم Mass Mobilization)) بود.؛ که این در فرهنگ مبارزاتی امام خمینی (ره)  هم به طور فعالی مطرح می شود و در این نقطه گاندی بزرگ و خمینی کبیر با هم اشتراک داشتند. اما تفاوت تفکر گاندی بزرگ و خمینی کبیر در تکلیف گرایی و پراگماتیک بودن بود. تفکر رهبر مبارزاتی هند پراگماتیک بود و به نتیجه بسیار حساس؛ ولی مبنای تفکر امام خمینی (ره) تکلیف گرایی بود و نتیجه به آن شدت اهمیت نداشت؛ البته هر دو تفکر خرد محورند به این صورت که در تفکر امام خمینی (ره) با محوریت خرد و عقل جمعی و فردی روی موضوع کار شدید و جدی کارشناسی شده و تمام جوانب کار سنجیده می شود و حرکت آغاز می گردد و در این زمان واژه ها و مفاهیم دینی مثل توکل وارد شده و بعد از تلاش انسانی و مبتنی بر عقل بشری، نتیجه و برکت کار از خدا خواسته می شود، لذا در  روش تکلیف گرا نا امیدی دیده نمی شود.

 در تفکر گاندی ارزش نهایی بسیار مهم است و باید گفت که در بستر هندویسم، دکترین گاندی کارایی خوبی از خود نشان داد و مناسب ارزیابی گردید اگرچه ممکن است بخش هایی از آن در بستر اسلام و مسیحیت و... موضوعیت نداشته باشد. تفکر گاندی که از مبانی تفکر خود را از زیربناهای تفکر ودایی و هندو کمک گرفته و اساس خود را بر آن نهاده است، کشتن هر موجود زنده یی را خشونت و ضد ارزش تلقی می کند. اما در مواردی مثل عدم وجود آینده یی برای بهبود یک موجود در حال رنج از درد و بیماری، کشتن آن موجود برای پایان این وضعیت را مجاز می شمارد؛ این کیس در مورد یک گوساله موقعی که او در افریقای جنوبی بوده است انجام شده است. ایجاد درد و رنج بدون نیت های خود خواهانه و شخصی مجاز است که از جمله آن می توان به عنوان مثال به درمان به وسیله جراحی اشاره کرد. این کار خالص ترین نوع عدم خشونت است. در اندیشه گاندی مهمترین شاخص برای تشخیص یک عمل که خشونت بار یا غیر خشونت باشد، در ذیل نیتِ آن عمل نهفته است. عملی غیر خشونت بار است که :  بر خشم و خودخواهی خود فائق آییم، بر تمام ترس ها غلبه داشته باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:26 شماره پست: 377

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

یادداشت مترجم : حدود شش ماه به پایان حاکمیت حزب کنگر هند به نخست وزیری آقای مان موهان سینگ باقی نمانده است که به نظر می رسد دو کشور در حال مهیا کردن شرایطی هستند که طرف هندی سفری به پاکستان داشته باشد؛ لذا سفر آتی مرد شماره دو پاکستان به هند در شرایط حاضر جدای از اهداف تجاری؛ شاید مهمترین دستاوردش همین موضوع باشد که در دو سوی مرزها انگیزه کافی برای این اقدام هم اکنون  موجود است؛ زیرا این سفر در آستانه ی انتخابات می تواند برای حزب کنگره هند یک موفقیت و برای نواز شریف در ابتدای حاکمیتش مفید و موثر باشد.

نواز شریف (نخست وزیر پاکستان) در یکی از بزرگترین اقدامات صلح جویانه رو به جلوی خود از ماه مه سال جاری که قدرت را در پاکستان در دست گرفت؛ شهباز شریف (سروزیر ایالت پنجاب پاکستان) را روز جمعه به دهلی خواهد فرستاد.  شهباز شریف به عنوان فردی که بیشترین سابقه سروزیری را در بین اعقاب خود در ایالت پنجاب پاکستان دارد؛ به صورت غیر رسمی مرد شماره دو پاکستان و حزب مسلم لیگ پاکستان (شاخه نواز) در نظر گرفته می شود.

دیدار شهباز شریف از ایالت پنجاب هند که همسایه ایالت پنجاب پاکستان می باشد و نشست با همکارش آقای بادل (سروزیر ایالت مذکور) در لودهیانا و در حاشیه بازی کبادی و مذاکره در خصوص موضوع کشاروزی که از شاخص های مشترک دو ایالت در دو سوی مرز دو کشور می باشد، یکی از برنامه های عام این سفر خواهد بود.  اما فرای سرفصل های روابط دو ایالت پنجاب هند و پاکستان، کارهای دیگری هم برای انجام وجود دارد، که از جمله آن دیدار با آقای مان موهان سینگ (نخست وزیر هند) است.

در این خصوص گزارشگران پاکستانی از نامه دعوت آقای نواز شریف از آقای مان موهان سینگ برای سفر به پاکستان سخن گفته اند که در این دیدار تقدیم مقامات هندی خواهد شد. دعوت مذکور زمانی صورت می گیرد که دولت حزب کنگره هند در آخرین ماه های خود قرار دارد و انتخابات سراسری هند در پیش است و سایه دو حادثه دیگر بر این دعوت سایه انداخته است؛ اولی در حاشیه ی نشست جانبی مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر اتفاق افتاد که نواز شریف از مان موهان سینگ به عنوان یک "زن دهاتی" یاد کرد و دومین مورد نیز سخن اخیر نواز شریف در ماه جاری که از نبرد احتمالی هند و پاکستان بر موضوع کشمیر سخن به میان آورده است، که به نظر می رسد احتمال این انجام این سفر را با مشکل روبرو می کند.

اما برجستگی موضوعات تجاری و اقتصادی:

مرد قدرتمند پنجاب (شهباز شریف) به عنوان وزیر غیر رسمی تجاری اقتصادی عمل خواهد کرد. تجارت به نوعی در خون او جاری است آنان به صورت خانوادگی صاحب گروه اقتصادی اتفاق (Ittefaq Group) می باشند که این امر جهت گیری این ملاقات را مشخص خواهد کرد و در این خصوص طرف مقابل وی آقای آناند شرما (وزیر تجارت هند) خواهد بود. آقای شارما امیدوار است که در کارنامه خود موافقت نامه تجارت هند و پاکستان را داشته باشد به همین دلیل نیز او اخیرا نشانه های تمایل خود را برای مقام متناظر خود در پاکستان ارسال داشته است.

نواز شریف این چهره ی تجاری خود و آقای خرم دستگیر خان (وزیر مشاور در امور تجارت) را اعزام داشته تا در ساختمان وزارت تجارت (Udyog Bhawan) هند با سودارسا ناچپن (Sudarsa Natchiappan) تحت رهبری شهباز شریف ملاقات نمایند. به گفته شارما آنان بلافاصله در روز جمعه بعد از بازگشت از سفر آفریقای جنوبی که به مناسبت درگذشت ماندلا، در آن شرکت کرده بودند، وارد مذاکره خواهند شد. روابط تجاری هند و پاکستان در حدود دو میلیارد دلار در سال است که سهم پاکستان از این رقم ششصد میلیون دلار می باشد که شامل بازار سیاهی هم می شود که از طریق دبی در امارات متحده عربی انجام می شود.

"من اغلب تجار پاکستانی را متمرکز بر این تجارت و وضعیت نامتساوی و ارسال غیر مستقیم کالا یافته ام. اما در این دور از گفتگوها یک روند 24 ساعته کار گمرکی در نقطه مرزی واگاه- عطاری (Attari-Wagah) در نظر گفته خواهد شد. در حالی که زمان رسمی کار این نقطه گمرگی مرزی دوازده ساعت در روز است ولی به ندرت این مرز قبل از ده صبح باز می شود و دقیقا ساعت سه و نیم بعد از ظهر نیز بسته می شود، بنابراین صف کامیون ها به صورت کیلومتری در پشت این مرز متوقف می ماند.

پاکستان آمادگی پذیرش دو همکار بزرگ تجاری یعنی هند و چین را در همسایگی خود دارد که از این قبال مصرف کنندگان آن سود خواهند برد. در این زمینه آقای عشرت حسین از اقتصاد دانان مورد احترام و رییس انستیتو مدیریت بازرگانی کراچی عنوان داشت :

"پاکستان تراز منفی بازرگانی با هند و همچنین با چین دارد، و مازاد تجاری با دیگر کشورها ... اما آزاد سازی تجاری بدون شک مصرف کنندگان داخلی را منتفع خواهد کرد از آنجا که قیمت تولیدات پایین آمده و تنوع انتخاب مصرف کنندگان نیز افزایش می یابد؛ که اگر از فساد جلوگیری شود؛ این همچنین درآمد کمرکی اضافی را برای پاکستان به ارمغان خواهد آورد. در میان دیوارهای محافظت کننده اقتصادهای منطقه یی، دو کشور می توانند تخصص هایی در زمینه های زیر بخشی اقتصاد از این قبال بدست آورند.  مضاف بر آن تقویت تجارت دوجانبه و منطقه یی باعث کاهش اثر شوک هایی اقتصادی بازار جهانی بر هر دو کشور خواهد شد."

مجید عزیز بلگموالا (رییس سابق اتاق بازرگانی کراچی) همچنین به نیاز به ارتباط عمیق تر  ترابری واگن های ریلی، کشتی رانی و سفرهای هوایی و همچنین تسهیل روادید اشاره داشته و پایان شرایط موجود با هند به عنوان بهترین کشوری که توسط پاکستانی ها ترجیح داده می شود، را خواستار شد.

تا مهیا شدن چنین شرایطی، باید ارتباط موبایل در دو سوی مرز تامین گردد؛ در حالی که کارت های اعتباری بین المللی در مناطقی دور دستی همچون جنوب سودان مورد احترام و مقبولیت است؛ در پاکستان این کارت ها بلا استفاده می باشد. گرچه سفیر مناسبی همچون راگهاون (TCA Raghavan) را در اسلام آباد داریم؛ ولی هنوز یک مکانسیم مدرن و قانونمند رژیم روادید بین دو کشور نداریم. چارچوب متمدنانه روادید چندین بار ورودی موجود است اما فقط برای متقاضیان با سن بیشتر از 65 سال و متاهل که همسری از کشور دیگری اختیار کرده اند و یا کودکان زیر دوازده سال. تورهای منتخب تا 50 نفر در یک گروه برای سی روز روادید یکبار ورود را دریافت می کنند. هند بیست گروه فعال در توریسم را به همین منظور انتخاب کرده است که پاکستان همین مقدار را هم انجام نداده است.

ترجیح بند گفته ی پاکستانی هاست که هر موقع حادثه تروریستی در هند اتفاق می افتد هند از دیو ساختن از هر پاکستانی خود داری کنند. این یک پاکستان متفاوت است، که برای اولین بار یک حاکمیت غیر نظامی و متمدن جایگزین دیگری شده است (انتقال دولت از حزب مردم به مسلم لیگ). حتی ارتش و سرویس اطلاعاتی ISI  پاکستان در مرزهای ما به عنوان تروریسم و خطر رکود اقتصادی در نظر گرفته می شوند و میان صاحب (نخست وزیر پاکستان) از دو طرف درخواست پاسخگویی می کند.  توصیه یی که آقای مجید هم در خصوص وجه عمیق تر آن یعنی ترتیب دادن اتاق ملاقات برای واحدهای کوچک و متوسط دو کشور (SMEs) پیشنهاد می کند که فردی بین هند و پاکستان فرود نخواهد آمد الا مراکز آزاد تجاری (SEZ) بین دو کشور.  هیات های تجاری زیر چترهای متفاوت در حال گذر از مرزها هستند. یک نمونه اساسی در این خصوص هیات تجارت مشترک هند و پاکستان می باشد که توسط آقای یاور علی رییس گروه نستل (Nestle) پاکستان و سونیل خان مونجیل رییس گروه هیرو (Hero) هدایت می شوند. کادر واکنش سریع کشاورزی آین گروه در همان روزی که آقای شهباز شریف در لودهیانا حضور دارد؛ ملاقات های خود را در همانجا هم زمان به انجام می رسانند.

نویسنده این مقاله روحیت بنسال (Rohit Bansal) می باشد که رییس اجرایی و قائم مقام گروه استراتژی هند و مشاور گروه همورابی و سلیمان است.

مترجم : سید مصطفی مصطفوی (کارشناس مطالعات هند)            منبع : روزنامه پایونیر هند چهارشنبه یازده دسامبر ۲۰۱۳

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:7 شماره پست: 361

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

هو القهاز   نزدیک به دو دهه است که هند به توسعه روابط خود با کشورهای جنوب شرق آسیا که در قالب گروه" آسه آن" گرد آمده اند در چارچوب این سازمان و انفرادی ادامه می دهد که این روابط تا کنون به صورت تجاری خود رابه خوبی نشان داده است ولی به نظر می رسد که هند در حال بر داشتن قدم هایی به جلو  برای اضافه نمودن روابط نظامی با این کشورها می باشد. منطقه یی که در سایه رقابت بین چین و امریکا در صحنه شرق آسیا و به واسطه اختلافات ارضی چین با همسایگانش زمینه بیشتری برای هندی ها فراهم نموده است؛ اکنون کشورهای جنوب شرق آسیا متناسب با مسایل منطقه خود و به فراخور توانشان به نوسازی پتانسیل های نظامی خود خصوصا توان دریایی و موشکی تاکید دارند. سایه تهدید برخورد های نظامی در منطقه دریایی مذکور پیرامون جزایر متعدد مورد مناقشه؛ بازاری را به وجود آورده است که هندی ها نیز به سهم گیری در این بازار می اندیشند و سعی دارند بعد دیگری به ابعاد روابط خود با کشورهای "آسه آن" از طریق فروش سلاح بیفزایند. در این مقاله نویسنده به موارد نظامی ارایه شده توسط هند در نمایشگاه نظامی سئول پرداخته و به علت و علل و موانع روابط نظامی هند و "آسه آن" اشاره دارد.

هند در سایه سیاست "نگاه به شرق" خود، در حال برداشتن قدم هایی است تا حضورش را در بازار فروش سلاح به کشورهای جنوب شرق آسیا افزایش دهد. اواخر اکتبر گذشته سازمان تحقیق و توسعه دفاعی (DRDO) هند و همکاران صنعتی داخلی اش، برای اولین بار یک سری از تولیدات نظامی خود را در خارج از هند، و در یکی از سالن های خاص نمایشگاه ADEX-2013 سئول (کره جنوبی) به نمایش گذاشتند. گزارش هایی همچون فروش سیستم های بومی و پیشرفته ردیابی دریای سونار (sonar) به میانمار (همسایه هند) و همچنین گفتگو با فیلیپینی ها در خصوص فروش دو ناو فریگیت (frigate)؛ در کنار هم، این را به ذهن متبادر می سازد که هند در حال حرکت سریعی برای گذر به فرای روابط موجود با کشورهای "آسه آن" می باشد، که هم اکنون روابط نظامی آنان با هند بر پایه تعمیر، نگهداری و آموزش نظامی با معدودی از آن کشورها است.

طبیعتا به نظر می رسد که عرضه و خریدهای نظامی کنونی و آینده نزدیک کشورهای عضو "آسه آن" از هند بر مواردی از تولیدات ساخت داخل هند استوار خواهد بود، که کشورهای عضو سازمان مذکور به صورت انفرادی بر آن تمرکز خواهند کرد. وجود فاکتوری به نام چین در این رابطه، کشورهای "آسه آن" را به انتقال مواردی رهنمون خواهد کرد که بیشتر به نیروی دریایی آنان مرتبط بوده و از سوی دیگر نیز روابطی که هند بر مبنای عرضه محصولات دفاعی مختلف با اعضای مختلف گروه "آسه آن" دارد بر اساس روابط عملگریانه ی دوجانبه با کشورهای عضو سازمان مذکور خواهد بود، تا روابطی که از کانال گروه منطقه یی "آسه آن" و در چارچوب آن رژیم جمعی برای خود تعریف می کند.

مادامی که بحث سیستم های ردیابی دریایی (سونار) و سلاح های آماده ارایه مطرح باشد، پایه اصلی خواهد بود که برای عرضه زیر سیستم ها نیز بوده و با دیگر بازیگران این عرصه ارتباط خواهد یافت؛ و لذا هند نیاز خواهد داشت که با کشورهایی همچون امریکا و روسیه در این رابطه هماهنگی نزدیکی داشته باشد و در عین حال این کیس ضرورت ورود به سیستم های مختلف کنترل صادرات سلاح را برای هند به وجود می آورد.

انتخاب سئول برای اولین نمایش جدی تولیدات سازمان تحقیق و توسعه دفاعی هند در خارج از کشور، نشانه یی از روابط در حال رشد بین هند و کره جنوبی است (که بحث فروش های نظامی هند در جنوب آسیا را نیز  به جلو خواهد راند)؛ همچنین این امر نشان دهنده هدف قرار گرفتن توسعه مدل روابط دفاعی هند با کشورهای "آسه آن" در راستای "سیاست نگاه به شرق" هند می باشد. همچنان که آقای اویناش چاندر (Avinash Chander) مشاور علمی وزیر دفاع و دبیر مرکز توسعه و تحقیق وزارت دفاع هند در حاشیه نمایشگاه ADEX-2013 سئول عنوان داشت :

"حضور ما در سئول فرصتی جهت یافتن همکار  برای بخش تحقیق و توسعه (وزارت دفاع هند) در راستای تولید و همچنین ایجاد پتانسیل های صادراتی خواهد بود. سیستم های دفاع هندی و ظرفیت های تولید آن به بلوغ لازم رسیده اند.  ما قصد داریم نه تنها سازمان توسعه و تحقیق دفاعی، بلکه تمام ظرفیت های دفاعی خود را که در حال ظهورند را به این میدان بیاوریم."

 اکنون برخی از سیستم های توسعه یافته که در سئول به نمایش گذاشته شده اند از انواع صادراتی حس گرهایی دریایی هستند که در بین نظامیان هند مورد استفاده قرار می گیرند. یک مثال آن سیستم های تولید سازمان تحقیق و توسعه دفاع به نام hull-mounted sonar (HUMSA)  که برای توسعه ناوهای فریگیت کوچک  و شناورهای برون ساحلی (OPVs) کوچک مناسب است. از سوی دیگر آنطور که گزارش شده تعداد متنابهی از سیستم های HUMSA برای ناوگان میانمار صادر شده است  و به نوسازی ناوگان برون ساحلی و اندازه متوسط این کشور از این طریق اقدام شده است. این سونار ها همچنین قسمتی از سری بزرگتری از سونارهاست که به میانمار عرضه شده است، که در گذشته شامل رادارهای رهگیری نوع   BEL-built RAWL-02 Mk III L-band  2D و سیستم های ناوبری تجاری که توسط سری جدید ناوگان Aung Zeya کلاس فریگیت مسلح شده و مخلوطی از سلاح های روسی و  چینی در آن به کار برده شده است.  ناوهای Aung Zeya از نوع ناوهای حمله اولیه می باشند که مسلح به موشک های ضد کشتی روسی KH-35  Uran می باشند.

اهمیت فروش سلاح و سیستم های ساخت هند به میانمار موقعی روشن تر می شود که بدانیم که میانمار در یک مسابقه تسلیحاتی با بنگلادش جهت نوسازی نیروی دریایی قرار دارد که از سال 2008 به دنبال رویاروی ناوهای آن دو کشور شروع گردید که در این رویارویی نیروی دریایی میانمار ظهور خوبی نداشت. این رویارویی ضرورت توسعه ناوگان سطحی میانمار را برایشان در سطحی برابر ناوهای بنگلادشی را روشن کرد. رویارویی سال 2008 بین دو کشور نهایتا با پادرمیانی چینی ها که همچنان به عنوان اولین عرضه کننده تجهیزات نظامی دریایی به دو طرف می باشد، به پایان رسید؛ اما از آن زمان به بعد میانمار تلاش مضاعفی را در راستای تنوع بخشیدن حمامیان خارجی سیستم دریایی خود نموده است؛ این در حالی است که وابستگی بنگلادش به چین در این زمینه افزایش یافته است. نیروی دریایی میانمار خصوصا از اهداف بنگلادش برای دستیابی به زیردریایی ها از طریق چین نگران می باشد این در حالی است که میانمار از لحاظ تجهیزات نظامی ضد زیردریایی ضعیف است و در اینجاست که فروش سیستم های رهگیری سونار دریایی توسط هند به میانمار اهمیت می یابد.

ژنرالThura Thet Swe  به عنوان معاون فرمانده نیروی دریایی میانمار در سفر ماه جولای خود به هند یک درخواست مستقیم برای همکاری در زمینه شناورهای برون ساحلی و همچنین عرضه حس گرهای دریایی و دیگر لوازم نظامی که بتواند نیروی نظامی میانمار را در سطح لازم برای مواجهه مهیا سازد، داشت. روشن است که یانگون (Yangon) انتظار دارد که ناوگان و حس گرهای دریایی داشته باشد که از سیستم های با اصالت چینی و آنچه که بنگلادش در اختیار دارد متفاوت باشد. سفر معاون نیروی دریایی میانمار آقای سو به هند قبل از تمرینات نظامی- دریایی دوجانبه هند و میانمار صورت گرفت که برای اولین بار در خلیج بنگال صورت می گرفت. تمریناتی که شامل موارد دیگری هم بود از جمله حرکت در نزدیکی جزایر کوکو (Coco) که برای مدت های طولانی توسط هندی ها مشکوک به تجهیز به امکانات جاسوسی ساحلی SIGINT چینی ها بود.

 کشور دیگر در انتهای جغرافیای آسه آن، فیلیپین است، ملتی دیگر در بین کشورهای "آسه آن" که روابط نزدیک نظامی را با هند برای خود ترسیم کرده است. سفری که علاقه به توسعه روابط دوجانبه ی بیشتر بین دو کشور را نشان داد، سفر اواخر ماه اکتبر گذشته وزیر امور خارجه هند آقای سلمان خورشید بود که در خلال این سفر امکان ارایه دو ناو فریگیت به نیروی دریایی فلیپین در آن با همتای فیلپینی در مانیل طرح گردید و پیرامون آن گفتگو شد. این موضوع قبلا در خلال دومین نشست کمیته همکاری های دفاعی مشترک هند و فیلپین در دهلی نو مورد مذاکرات بیشتر قرار گرفته و به نظر می رسد در آینده نزدیک محقق شود.

نیاز فیلیپین برای مدرن سازی ناوگانش شاید حساس تر از موضوع کشور میانمار باشد؛ از آنجا که فاکتور چین در این زمینه وجود دارد که محافظت فیلیپین از سرزمین های مورد اختلاف جزیره یی با چین یک نیاز مستقیم به امکانات رو سطحی را برای فیلیپینی ها برجسته تر نموده است. بازدید های بندری و تمرینات عبور و مرور توسط ناوگان دریایی هند در طول سال های گذشته این فرصت مناسب را به ناوگان دریایی فیلیپین داد تا نظری هم به کشتی های جنگی ساخت هند داشته و منفعت خود را در دریافت آن ها ببینند. بنابراین درخواست برای اطلاعات از ناحیه فیلیپینی ها برای دو فروند ناو فریگیت مخصوص و تسلیح شدن آن ها به سلاح هایی شامل موشک های کروز ضد کشتی با برد 50 کیلومتر و زیر سرعت صوت و موشک های خیلی کوتاه برد (نزدیک شش کیلومتر) سطح به هوا (سام)؛  طرح گردد.

البته در حال حاضر صنعت بومی هند نه توان ساخت و نه توسعه موشک های ضد کشتی با سرعت کمتر از صوت و یا توسعه موشک های برد کوتاه سام بومی را ندارد؛ بنابراین امکان فروش ناوهای فریگیت به وسیله هند به فیلیپین تنها با کمک و همکاری طرف سومی میسر خواهد بود که روابطی دایر با هند در مرحله کنونی داشته باشد تا قابلیت ارایه این محصولات را به هند بدهد. هم اکنون هند از دایره رژیم های کنترل فروش تسلیحات به رهبری امریکا خارج است. در این حالت به صورت طبیعی اسراییل به ذهن می آید که می تواند نیاز مانیل را در این زمینه تامین نماید.

تمایل فیلیپین برای داشتن این گونه ناوها همچنین نیاز زمانی 1460 روزه و یا 48 ماهه برای ساخت آنها و این که تنها لنگرگاه کشتی سازی که برای چنین پروژه یی ساخته شد و مناسب می باشد طی ده سال گذشته ساخته و مزایده گذاشته شد. نیازهای بعدی نیز به این معنی است که یکی از واحد های کشتی سازی غیر نظامی هند مزایده این درخواست فیلیپینی ها را عهده دار شود. اگرچه موارد غیر نظامی نیروی دریایی فیلیپین به دست بخش خصوصی کشتی سازی هند افتاد که یک بخش در حال ظهور می باشد ولی این نکته نیز قابل توجه است که ده سال گذشته هیچکدام از آنها چنین پروژه یی را کامل نکرده اند. موفقیت هند در کسب این درخواست فیلیپینی ها به این معنی خواهد بود که نیروی دریایی فیلپین باید خوشحال باشد که کشتی هایش می توانند در زمان مقرر چهل و هشت ماهه که اخیرا سفارش داده شده، توسط کشتی سازی بخش خصوصی هند ساخته و عرضه شود. البته ذکر این نکته نیز لازم است که برنامه های توسعه برخی از موارد اخیر کامل شده و در مورد برخی همچنین با  بخش های کشتی سازی هماهنگی شده است.  در هر صورت طبیعت برنامه های هند برای این پروژه جالب خواهد بود که به تنهایی توسط بخش داخلی هند به انجام نخواهد رسید بلکه طرف سومی نیز در این پروژه ها کمک خواهد نمود.

چنانچه بخواهیم به موضوع سلاح های مربوط به کشتی های نظامی برگردیم، هند می تواند در آینده ارایه موشک های کروز براهموس (Brahmos) سطحی به کشتی های جنگی کشورهای "آسه آن" به عهده گیرد. بنابراین جدای از موضوع به کار گیری تولیدات روس ها که همواره هزینه های لازم برای آن مورد سوال است؛ این نمونه همکاری برای نیروی دریایی فیلیپین در قضاوت پیرامون عرضه این موارد مهم خواهد بود و آنان در این رابطه به قضاوت خواهند نشست و آنان انتظار خواهند داشت که این ظرفیت ها نظامی را با قیمت ارزان دریافت دارند. هند هم به زعم خود انتظار دارد که روابط دفاعی خود را با کشورهای "آسه آن" برقرار نموده ؛ کشورهایی که هم از اقدامات احتمالی نظامی چین و همچنین قابلیت های نظامی کشورهای منطقه خود بیمناکند.

جدای از هزینه ی نهایی که موضوعی مهم  برای کشورهای "آسه آن" (که بودجه متوسطی در این رابطه دارند)، است؛ روابط دفاعی هند با کشورهای "آسه آن" حول موضوعاتی همچون ارایه خط اعتباری و یا احتمال همکاری در تولید و توسعه نیز می چرخد. این کیس خصوصا برای بازیگران مهمتری در "آسه آن" همچون اندونزی و ویتنام مهم تر و مطرح خواهد بود. ویتنام خط اعتباری به مبلغ یکصد میلیون دلار در رابطه با کشتی های برون ساحلی ارایه کرده است و در خواست خود را برای دریافت موشک های براهموس ضد کشتی را نیز طرح نموده؛ همچنان که مالزی نیز به همین صورت است.

در خصوص موشک براهموس باید ازعان داشت که تاکنون هند و روسیه پیرامون صادرات مشترک آن موفق نبوده اند. عدم علاقه روسیه در این زمینه اشاره به حقیقت وجود بازار خارجی موشک های یاخونت یا اونیکس (Yakhont/Onyx)  آن دارد که اساس و چارچوب هوایی براهموس از آن نشات گرفته است. در حقیقت روسیه در سال 2011 سیستم های "باستین-پی" را به ویتنام فروخت که از اجزای آن موشک یاخونت می باشد. از سوی دیگر گزارشات اولیه درخصوص فروش موشک سطح به سطح پریتوی (Prithvi) هند به ویتنام نیز محتمل نمی باشد زیرا هند بر عدم عرضه چنین سیستم های خارج از رژیم کنترل تکنولوژی موشکی (NON-MTCR) به خارج از کشور اصرار دارد. بنابراین در سالن نمایشگاه ADEX-2013  هند در سئول موشک های سطح به سطح تاکتیکی پراگتی (Pragati) برد 60 تا 170 کیلومتر به نمایش گذاشته شد که از موشک های سطح به سطح پراهار (Prahar) که در زمره سلاح های ارتش هند می باشد، نشات گرفته است.

این موشک های که بر اساس رژیم MTCR و موشک های بومی که اکنون برای صادرات ارایه گردیده است قدمی مهم به جلو برای فروش کشتی های برون ساحلی و حس گرهای دریایی است که به صورت مجموعه یی ارایه شد. این بدان معنی است که هند اکنون به دنبال فروش سیستم های تهاجمی است که هم فروش آن با همکاری خارجی اش و هم با نظم رژیم های کنترل صادرات از جمله MTCR مغایرت نداشته و به آن آسیب نرساند. بعلاوه موشک سطح به سطح پراگتی، سازمان توسعه و تحقیق دفاعی هند، موشک هوا به هوای آسترا (Astra) و موشک برد متوسط سطح به هوای آکاش (Akash) که در نیروهای نظامی هند مورد استفاده می باشند از موارد مورد توجه نمایشگاه سئول بودند.

تحولات اخیر نشان می دهد که وزارت دفاع هند که اخیرا متهم به قدم گذاشتن در مسیر اضافه نمودن موضوع صادرت نظامی به سیاست "نگاه به شرق" هند بوده است، اکنون این احتمال را نشان می دهد که دوش به دوش وزارت خارجه این  کشور در این امر دخیل شده است. فاکتور انگیزشی در این رابطه از موضوع نیاز به روشن نمودن هزینه های تولید و توسعه بومی و برآمدن پرونده رشد صنعت پیچیده نظامی هند به وجود آمده است. وزارت امور خارج هند به سهم خود این فروش های نظامی را نتیجه سیاست نگاه به شرق خود می داند که در طول دو دهه گذشته دنبال شده و توسعه یافته است. این فروش ها موضوع پرونده عضویت هند در رژیم های کنترل صادرات نظامی همچون  Waasenaar Arrangement  را تقویت می نماید، رژیم های کنترلی که اکنون هند در برخی موارد ورود خود را در این موارد دنبال می کنند. در نهایت نیز آینده روابط نظامی هند با کشورهای "آسه آن" بستگی به این دارد که هند چگونه بخش های داخلی خود را در این رابطه هماهنگ نماید و این که آیا صنعت هند قادر خواهد که موارد را در کنار هم قرار دهد تا به موقع تولیدات سلاح خود را تحویل مشتریان دهد.

مترجم :   سید مصطفی مصطفوی (دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات هند)

نویسنده :  Saurav Jha  تحلیل گر مسایل انرژی و امنیت

آدرس سایت:    http://thediplomat.com/2013/11/indias-asean-defense-sales-effort/2/

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 11:51 شماره پست: 358

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

با ایده هایی ساده تر که از نظرات "اصلاحات اساسی (بیگ بنگی)" ناشی نشده است می توان هند را از توفان های ناشی از عوامل داخلی و بین المللی حفظ نمود. ایده های مختلفی برای نگاه به مشکلات اقتصادی فعلی هند که ناشی از تکرار در کاهش ارزش روپیه (در مقابل ارزهای خارجی) است؛ وجود دارد. کاهشی که ناشی از تورم مداوم و مکرر در چند سال گذشته و همچنین کسری بودجه (CAD) هشتاد و پنج میلیون دلاری (4.5% تولید ناخالص ملی هند GDP) که نیاز است تا در سال های آتی، سال ها سرمایه گذاری کرد و ورود سرمایه داشت، تا به جبران آن دست یافت. توصیف این بحران از طریق تحلیل های سیاسی و اقتصادی مختلف به خودی خود باعث سایه انداختن سو گیری های ایدئولوژیکی در این روند خواهد شد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

مقدمه : کتاب "زندگی من" اثر جواهر لعل نهرو (از رهبران ارشد نهضت آزادی بخش هند و نخست وزیر فقید هند) که توسط آقای محمود تفضلی (چاپ چهارم انتشارات امیر کبیر ۱۳۶۱) به فارسی ترجمه شده است حاوی دیدگاه ها و روایت این رهبر ارشد هندی زاده شده در طبقه "برهمنان" (روحانیت هندو) است که از شرایط و روند آزادی هند از استبداد و استعمار انگلیس می باشد او در این خاطرات که در روند طولانی زندان های طویل و متعدد خود نوشته است از رهبران و مردم هند و مبارزات آنها در دهه های اولیه قرن بیستم سخن می گوید. نکاتی که او از این دوره روایت می کند بسیار جالب توجه و درس آموز است و از آنجا که ما نیز یک انقلاب آزادی بخش و ضد دیکتاتوری را در مسیر حرکت به سوی مردم سالاری و نقش گیری مردم در سرنوشت خود پشت سر گذارده ایم می تواند شایان توجه باشد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

به نام خداوندی که به انسان آزادی و اختیار بخشید

مقدمه مترجم :

پاگیری و تداوم دمکراسی در هند بعد از استقلال این کشور و رهایی آنان از شرایط سلطه استعمار انگلیس،همواره با فراز و نشیب ها و خطراتی مواجهه بوده است. خطراتی همچون جنگ با همسایگان، دوره طولانی حضور رهبران بلند قامتی همچون جواهر لعل نهرو و رهبران متوسط القامتی همچون ایندرا گاندی و دیگران در قدرت و شورش های جدایی طلبانه وسیع و... که بر این کشور پرجمعیت و نسبتا پهناور گذشته است، شیشه عمر دمکراسی نوپای هند را بارها تهدید به شکستن کرد، ولی رهبران عاقل هند در مواجهه با شرایط سخت اگرچه دمکراسی و آزادی های ناشی از آن را گاها تحدید کرده اند لیکن به نابودی آن نیاندیشه اند و خیانت به این دستاورد عظیم انقلاب ضد استعماری خود را در سر نپروانده اند و آن را تا کنون حفظ کرده و از این لحاظ احترام و توجه جهانی را به خود جلب نموده اند. دوره خانم ایندرا گاندی در مسند نخست وزیری هند یکی از دوره های پر تلاطم و برخوردی بود که تحرکات جدایی طلبانه و شورش های اجتماعی  او را مجبور نمود تا مدتی دمکراسی هند را تعلیق نماید و فرایند و دستگاه های دمکراتیک را تعطیل کند. در فصل هفتم کتاب دمکراسی نوشته یکی از نویسنده هندی به بررسی این دوره نسبتا طولانی که نهایتا به ترور وی نیز منجر گردید نگاهی داشت و روند دمکراسی در آن دوره را مورد مطالعه قرار داده است که ذیلا عینا ترجمه گردیده است :

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اسلام و بودیسم رنج را مشترکا به رسمیت شناخته اند این در حالی که تلقی آنان از آن متفاوت است اسلام اگر چه در قرآن رنج و وجود آن را به رسمیت شناخته است و می گوید که "لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ به درستی که ما انسان را در (میان کوهی از) رنج و مشقت آفریدیم" و بدین ترتیب به وجود آن اعتراف کرده و آن را حقیقتی انکار ناپذیر در دوره زندگی بشری به حساب آورده است ولی از سوی دیگر تفکر اسلامی راه هایی را برای رهایی از رنج قرار داده است یکی از آنها توکل به خدا است و دیگر ذکر خدا می باشد و... و این که هر چه انسان به اصل خویش که خداوند است نزدیک تر می شود آرامتر شده و به آرامش نزدیک تر می شود و از رنج رهایی می یابد و به صورت اعلا در تفکر عرفانی اسلامی در واقع رنجی وجود ندارد و هرچه هست زیبا و دلپذیر است زیرا از سوی دلبر تقدیر شده است و هر چه از سوی مقصود فرستاده شود و برای معشوق در نظر گرفته شود اگرچه از نوع رنج آور آن باشد زیبا و قابل تحمل و وجد و سرور آورد است. اما در تفکر بودایی رنج تنها حقیقت این جهان است که در همه انسان ها مشترک است و راه رهایی از آن یوگا و مدیتیشن است و کارهایی دیگر که به نوعی مسکنی در برابر درد و رنج است. برای رهایی از درد به طور دائمی باید از دایره تولد های پیاپی (ری - اینکارنیشن) خارج شد که آن هم تنها برای شخص بودا و عده قلیلی قابل دریافت و حصول است.

+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 0:43 شماره پست: 212

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

هند جشنواره رنگ ها

هند از بسیاری جهات سرزمین تنوع و گوناگونی است که در این خصوص تنوع زبانی، قومی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و…  می توان به راحتی دید تا حتی بعضی گاهی وحدت ملی این کشور را زیر سوال می برند و می گویند که تنوع و گوناگونی آنقدر زیاد است که تجمع آنان حول یک محور وحدت افرین مشکل است و بعضی می گویند امروز بالیوود (دستگاه عظیم فیلم سازی هند) و هنرپیشه های آن یکی از منابع وحدت آفرین ملیند و خود هندی ها از "وحدت در عین کثرت" در تنوعات موجود در کشور خود سخن می گویند و

از این وضعیت که بگذریم هند به لحاظ رنگ ها و تنوع استفاده از رنگها از گوناگونی باور نکردنی برخوردار است. هندی ها تمامی رنگ های طبیعت را دوست دارند و از ان در زنگ لباس های خود خصوصا در لباس خانم ها استفاده می کنند. اگرچه ما ایرانیان به رنگ های تیره و به قول خودمان "سنگین" بیشتر روی خوش نشان می دهیم ولی اینجا رنگی را نمی توان یافت که از ان لباسی ندوخته و نپوشند و اصلا انان انگار در ادبیات فرهنگی خود واژه ای تحت عنوان به قول خودمان رنگ "سبک" و "جلف" را ندارند و با این واژه که مثلا "این رنگ سنگین تر" است، برایشان اشنا نیست. انان از تمامی رنگ های روشن تاریک و به تنوع در پوشش خود استفاده می کنند و به همین لحاظ هم جامعه ای رنگین دارند که این تنوع چشم نواز است. این امر خصوصا در لباس های سنتی انان اعم از ساری و لباس های پنجابی دیده می شود و شما رنگ های روشن و زیبا را در خیابان که هارمونی ناشی از تنوع را به نمایش می گذارد می توانی ببینی که این خود باعث شادی و زیبایی اتمسفر زندگی انان می شود. اگر چه هند نیز به سمت غرب می رود و یک رنگی لباس های جین و ... دارد پیش می رود لیکن هنوز هند را باید جشنواره رنگ ها نامید. از این لحاظ باید سنت هندی را ستود که که با تنوع از یکنواختی خود را رهانیده است.

به نظر می رسد که مارک زدن به رنگ ها، انچه در ادبیات و فرهنگ ما امده است که مثلا رنگ سیاه علامت غم است تا حد زیادی زیر سوال است و تمام رنگ ها زیباست و در کنار هم هارمونی و نظمی را در عین تنوع ایجاد می کند که در مجموع باعث ایجاد شادی در جامعه می شوند. استفاده از یک رنگ خاص به تنهایی حتی اگر روشن هم باشد ملال اور است و رنگ ها در کنار هم است که این ملالت را برطرف می کند و سفید در کنار سیاه است که زیبایی دارد ولی سفیدها و یا سیاه در کنار هم به تنهایی زیبایی ندارند و ملال اور خواهند شد.

هند جشنواره رنگ ها

 30 اگوست 2009 دهلی نو  

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 16:4 شماره پست: 51

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

هند و فرهنگ فعلی ان مرهون زحمات پارسی گویان و ایرانیانی است که از غرب، این سرزمین افسانه ای را مورد تاثیر خود قرار داده اند یکی از انان مرحوم میر سید علی همدانی بود که از عرفا و اندیشمندان ایرانی است که سالها قبل اسلام، عرفان و فرهنگ ایرانی را وارد این سرزمین کرد . ایشان با هفتصد نفر از یاران خود یک مهاجرت عظیم را به این سرزمین هندو نشین انجام داد که و انان را به اسلام دعوت کرد و امروز اسلام پایه و اساس تحولات سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصاد کشمیر است و عامل اسلام کشمیر را متحد و زنده نگهداشته  است. این انسان وارسته تنها اسلام را برای این مردم به ارمغان نیاورد بلکه در کنار ان صنعت، هنر و علم را به این مردم ارزانی داشت که امروز صنایع دستی و هنر با اسم کشمیر همراهی می کند و انان را نمی توان از هم جدا کرد و این نیز مرهون هوش و ذکاوت و تدبیر این مرد بزرگ و کسانی است که وی از صنعت گران و هنرمندان با خود به همراه اورد. لذا این واژه که امروز زیاد می شنویم که کشمیر ایران صغیر است ، حال سوال این است که ادعا از کجا امده است علاوه بر این که این نامیدن اثر مستقیم حرکت این مرد بزرگ است، بایدگفت که ابعاد زندگی این مردم فهمیم و فعال انقدر با ما ایرانیان هماهنگ و شبیه است که این ادعا کاملا درست است و دوستی این مردم با ایرانیان مثال زدنی است و انسان در ارتباط با انان این احساس را از سلوک انان با خود کاملا می توانی حس کنی . یکی از مبدعین این واژه را باید علامه اقبال لاهوری می توان دانست که شاعر فارسی گوی هندی - پاکستانی مسلمان است ، که در شعر خود ان را به کار برده است ، اقبال شرق در این شعر خود ، از این مرد بزرگ (میر سید علی  همدانی ) این چنین یاد می کند.
افرید ان مرد ایران صغیر
           
با هنرهای قریب و دلپذیر
اری عرفا و اندیشمندان ایرانی روزی عرصه ترویج اسلام، علم، فرهنگ، عرفان و... را در دست داشته اند، اسلام در هند توسط عرفان و عرفا ترویج شده و در این میان شعر و ابیات در این امر دخالت زیادی داشته است، اکنون وجود مزار شعرای ایرانی در مقبره الشعرای پارسی گوی ایرانی در شهر سرینگر مرکز ایالت جامو و کشمیر همچون کلیم کاشانی،قدسی مشهدی، غنی کشمیری ، طالب املی و... و بسیاری دیگر از عرفای ایرانی و پارسی گوی در این خطه نشان این امر است. فرش بافی، شال بافی، صنایع چوب، صنایع نقاشی روی اثار دستی، کاغذ فشرده ، مینیاتور و... از جمله اثار ایرانی در این زمینه است.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 22:33 شماره پست: 35

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

این روزها خیابان های شهر مملو از بَنر تصاویر شهدای بزرگوار طلبه و روحانی شهرستان شاهرود و حومه آنست که در جنگ با متجاوز خارجی حضور یافته و جان خود را تقدیم این کشور، ملت و انقلاب خود کردند، و این بنرها، بازمانده از مراسم یادواره ایی می باشد که برای این قشر از شهدا چند روز پیش به طور خاص، در حسینیه اعظم مدرسه قلعه برگزار شد؛ و در میان تصاویر شهدای این یادواره که در خیابان ها نصب شده بود، عکسی هم از طلبه بزرگوار شهید سید محسن میرکریمی [1] دیدم که برایم یادآور خاطراتی طنزگونه از ایشان بود، که در ادامه ذکر خواهم کرد.

 

 

 البته ناگفته نماند که متاسفانه مراسم یادواره های شهدا در کشور، به بهانه و محملی برای دست اندرکاران جناح سیاسی و اقلیت اصولگرایان تبدیل شده تا سکان برگزاری و مدیریت این یادواره ها را در دست گرفته و افراطی ترین سخنرانان و فعالان این جناح سیاسی، فرصتی یابند تا با سو استفاده از حضور مردمی که جهت تجلیل از شهدا آمده اند و هزینه و بودجه ایی که برای این یادواره ها از جیب کشور، ملت و خانواده شهدا خرج می شود، به تبلیغ خود، افکار و مقاصد سیاسی جناح اصولگرا اقدام کنند، و از این تریبون ها به جای تجلیل از شهدا، به رقبای سیاسی جریان خود بتازند.

 از جمله بنرهای نصب شده در سطح شهر برای شب جمعه (5/5/1396)، از مراسمی خبر می داد که برای یادواره شهدای "عملیات مرصاد" حکایت می کرد که آقای کریمی قدوسی (نماینده تندرو دلواپسان و اصولگرای مشهد در مجلس شورای اسلامی) در آن سخنرانی می کرد، که در اعتراض به این گونه سو استفاده ها در این گونه مراسمات که سخنرانان آن انصاف و رعایت حقوق مردم حاضر در مراسم را فراموش می کنند، حضور نمی یابم، و افراد زیادی را می شناسم که به همین دلایل از حضور در این گونه مراسم ها اجتناب می کنند، و برغم اینکه مایل بودم حداقل عکس های شهدای مرصاد را بعد از سال ها مروری دوباره کرده باشم، نتوانستم خود را متقاعد کنم که حضور یافته، و تا چند روز تاوان شنیدن سخنان خالی از تقوا و انصاف این قشر سخنرانان را بدهم و لذا عطایش را بلقایش بخشیدم.

سخت معتقدم که اگر سکانداران کشور بخواهند، کار کشور به سامان برسد و وحدتی در حد زمان پیروزی انقلاب و حضور بنیانگذار انقلاب، دوباره به کالبد کشور باز گردد، باید مراسمات و تریبون های ملی از دست تمامیت خواهان یک جناح مسلط، اما در اقلیت، خارج شود و نمازهای جمعه، مراسم یادواره شهدا و... را از انحصار جناحی اصولگرایان خارج و به سواستفاده جناحی آنان پایان داده، تا اکثریت مردم این گونه مناسبت ها و مراسمات را از خود دانسته و بتوانند در آن رغبت حضور یابند.

معدن جوشان و گهربار شهدا و مراسمات آن، اکنون متاسفانه به محملی برای اقلیت اصولگرا تبدیل شده تا مردم را به نام شهدا و... جمع کنند و اهداف سیاسی و جناحی خود را پیش برده و به رقبای سیاسی خود بتازند و از جمله مردم را با سیاست های دولت ج.ا.ایران و سکاندار آن، ریاست منتخب و محترم جمهور، که اصولگرایان او را رقیب و از خود نمی دانند، مساله دار کنند؛ تریبون های یکدستی که فقط صدای ترومپت تکراری و یکنواختی از آن بیرون می آید و از نوای دلنشین سازها و منش های دیگر سیاسی و فرهنگی و حرف های نو دیگر، در آن خبری نیست و لذا انحصاری، تکراری و زجرآور شده است، و جهت ملی و عمومی کردن این مراسمات اختصاصی، باید تنوع افکار و منش ها را اجازه داد در آن راه یافته و از انحصارِ انحصارطلبان و تکصدایی اصولگرایانه خارج شود.

روند موجود همان مصداق بارز و روشن "حرامخواری سیاسی" است که آقای سید مصطفی تاجزاده به درستی از آن داد سخن راندند؛ و این که سیاست بازان گروه سیاسی تمامیتخواه، خودخواه و اقلیت اصولگرایان که در این مراسمات و یادواره ها بر محمل خون شهدا سوار می شوند، و کار خود را پیش برده و به خوشه چینی از خرمن انقلاب، جنگ و... مشغولند، ظلمی است به سرمایه های ملی؛ حال آنکه شهدا موضوعی ملی اند و نباید به دستمالی یک بار مصرف برای توجیه و پیشبرد سیاست های این گروه سیاسی اقلیت تبدیل شوند؛ معدن گهربار شهدا و دیگر معادن بزرگ و غنی فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و انقلاب و تریبون های حامل آن، مثل صدا و سیما، نمازهای جمعه، یادواره های شهدا، راهپیمایی ها و... نباید توسط سیاست پیشه گانی که کشور را با خودخواهی های خود به ویرانی بردند، مورد سواستفاده جناحی قرار گیرد.

اما بگذار از این سو استفاده چی ها از خون و مراسم شهدا بگذریم، و آقایان سیاستگذار مراسم یادواره شهدا را با وجدان و تقوای خودشان تنها بگذاریم تا شاید تفکری کرده و تا دیر نشده و این چشمه جوشان را از حیز انتفاع خارج نکرده اند، به خود آیند؛ آنانی که کاملا این جمله که روزگاری روی تمام امکانات عمومی درج شده و مد نظر تمام خدمه خدمتگذار کشور و ملت بود، را فراموش کرده اند "عمومی است، استفاده اختصاصی ممنوع"؛ و اکنون در این فراموشی ممتد، از شهدا و... استفاده اختصاصی و جناحی می کنند و با این روشی که در پیش گرفته اند، چوب حراجی به قیمت مفت و در راستای خدمت به اهداف بی ارزش یک جناح سیاسی اقلیت، که مردم ایران بارها در انتخابات های مختلف نشان داده اند که به افراد و سیاست های آنان اقبال و نظر مساعدی ندارند، زده و بدین سرمایه های عمومی و ملی خسارات جبران ناپذیری می زنند.

بازگردیم به شهید بزرگوار سید محسن میرکریمی، که در آن شب دهشتبار بیست و نهمین روز اردیبهشت ماه 1365 که گردان کربلا ماموریتی در مهران برای هجوم و مقابله با نیروهای دشمن دریافت کرد، و آن زمانی بود که متاسفانه دشمن بعثی تحرکاتی را از اطراف شهر مهران در استان ایلام آغاز کرده و از تحرکات عملیاتی ما علیه خود نیز به نوعی از قبل مطلع شده بود، و گروهان ابوالفضلِ گردانِ کربلا به عنوان اولین نیروی عمل کننده گردان، به مسلخِ کمینِ دشمنِ هوشیار و آماده رفتند و همه آن برگ های شاداب و سبز، مثل برگ های زرد و آماده خزان درختان در پاییز، توسط تیربار کمینِ دشمن دِرو شده و بر زمین ریختند، در آن صحنه مخوف و خسارتبار تا آنجا که من می دانم، دو سید محسن بهار عمرشان در کنار همرزمان دیگرشان خزان شد، و بر زمین تفتیده و داغ مهران افتادند، یکی شهید سید محسن مصطفوی، و دیگری شهید سید محسن میرکریمی.

 شهدایی که با همرزمان خود که عددشان به چهل تن میرسید، در چند لحظه به خاک و خون افتادند و در محاصره دشمن، امدادگری حتی نتوانست به آنان که هنوز مجروح بودند، کمک کند و در این صحنه خشن، مجروحین نیز در میان خون خود ماندند تا به شهادت رسیدند، و امدادگران و امدادجویان هر دو زنده بیرون نیامدند، و چهل روز پیکرهاشان بر زمین های داغ مهران، زیر آفتاب ماند، و پیکر پاک و مطهرشان و با همان ترکیبی که تیرهای دشمن آنان را در خاک افکند، کج و مُوَج خشک شدند، تا هنگام دفن، قبرهای عادی هم نتواند پیکرهای خشک و مچاله شده آنان را در خود جای دهد، و دیگر این که تا عملیات پیروزمند کربلای1 که چهل روز دیگر انجام پذیرفت، این پیکرهای خشک شده بماندند تا دوباره به آغوش وطن و همرزمان شان باز گردند.

اما شهید سید محسن میرکریمی حق استادی بر گردن من نیز دارد و من قبل از این تاریخ ها، او را می شناختم و هرچند هیچگاه با او در جبهه همرزم نبودم، حکایت آشنایی ما موقعی آغاز شد که در تابستان سال 1359، 60 یا 61 (مردد هستم)، که مدرسه ها تمام شده بود، مطلع شدیم که فردی آمده و قصد دارد کلاس هایی را برای ما تشکیل دهد و به این ترتیب ایشان به عنوان مُدرس اردوهای تابستانی به گرمن آمد و در مسجد قلعه میانه (که اکنون خراب شده و به خیابان اضافه شده است) برای بچه های دبستانی که حدود شش تا ده نفر بودیم، اردوی کلاس های تابستانی گذاشت، و در این کلاس ها علاوه بر قرآن، حدیث، احکام و... فنون انفجارات را هم به ما که در سنین دبستان و کنجکاو بودیم، آموزش می داد. نمی دانم دلیلش چه بود ولی شاید منطق پشت سر آن اوجگیری درگیری های خیابانی با گروهک های مسلح در آن اوایل انقلاب بود، که این عنوان درسی نیز به عناوین دیگر کلاس های تابستانی ما اضافه شده بود، و ما در این کلاس های مذهبی، با فنون ساخت و انفجار کوکتل مولوتف، سه راهی های انفجاری و... آشنا می شدیم.

البته خود این شهید بزرگوار هم شاید تنها تئوری این درس را فرا گرفته بود و در کسوت مدرس اکنون آن را برای ما توضیح می داد، این را از این جهت می گویم که عملا خود او هم در پایان کلاس ها که خواستیم کلاس عملی داشته باشیم، نتوانست سه راهی انفجاری را که برای این منظور ساخته بود را منفجر، و عملا آن را امتحان کند؛ و وقتی در پایان این کلاس ها، به شیرین ترین قسمت این درس، یعنی انفجار رسیدیم، و خلوت مردگان قبرستان روستا به میدان آزمایش عملی و امتحان آن تبدیل شد، و ما به توصیه این شهید پشت دیوارها سنگر گرفته بودیم، خود استاد هم نتوانست عملیات انفجاری خود را به نمایش بگذارد و سه راهی ساخته شده توسط ایشان هم منفجر نشد تا ما عملا ببینیم که سه راهی های انفجاری که گفته می شد آن روزها در آشوب های خیابانی از آن استفاده می شود، چگونه است و چه صدا و قدرت انفجاری دارد.

خنده دارتر این که کلاس عملی ما آنقدر ناموفق بود که حتی کوکتل مولوتف دست ساز حامل بنزین و... ما هم به علت خاکی بودن زمین محل، کار نکرد و شیشه آن نشکست که انفجار آن را حداقل ببینیم و به انفجار این وسیله انفجاری ساده تر دل خوش کنیم، و بعد از مدت ها انتظار برای دیدن انفجارات، دست از پا درازتر از صحنه عملی کلاس بازگشتیم و اردو تابستانی به پایان رسید، و مردگان مزار ما هم در اثر انفجار آن از خواب خود نپریدند.

این کلاس ها حدود یک ماه و نیم جریان داشت و این شهید بزرگوار که در آن زمان حدود 15 تا 16 سال سن داشت و نوجوانی فعال بود، در مقابل محراب مسجد می ایستاد و تخته سیاهی را وسیله آموزش عناوین درسی خود قرار داده بود. البته این کلاس ها برای ما در آن سنین مثل تفریح بود تا کلاس آموزش، هر چند این شهید به عنوان برگزار کننده، حضور و غیاب های سختی را به اجرا می گذاشت، و بعد از اردوهای پیشآهنگی که در سال های 1356 و 1357 در مدرسه ابتدایی دو یا سه بار حضور داشتم، این اولین اردوهایی بود که بعد از انقلاب شکل می گرفت و بعدها این نوع کلاس ها مفصل تر و متنوع تر به محل بسیج شاهرود منتقل شد و در آنجا به صورت منظم تری ادامه یافت جایی که اکنون محوطه گردشگری آبشار شاهرود در کنارش قرار دارد و بسیاری از افرادی که در این گونه کلاس ها شرکت می کردند، بعدها در جنگ تحمیلی حضور یافتند.

 

 

 

[1] - شهید سید محسن میرکریمی، فرزند سید علی، متولد 1345، نوع حضور در جبهه بسیج مردمی، شغل قبل از اعزام به جبهه طلبه حوزه علمیه، محل شهادت شهر مهران در استان ایلام، تاریخ شهادت 29/2/1365، عضو گردان کربلای شاهرود، قسمتی از وصیتنامه شهید که بر سنگ مزارش حک شده است: "برادران من در راه اسلام و انقلاب بشهادت رسیدم، راهی که ما آمدیم حق است، و راهی است که تمام اولیا خدا مخصوصا سرور شهیدان حسین بن علی (ع) جان خود را در آن راه داده اند".

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگهای صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رف...
- یک نظر اضافه کرد در جنگ امریکا/اسراییل با ایران، و...
خیرستان_بین_الملل تفاهم به جای تقابل؛ یادداشتی در #فایننشال‌تایمز* تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، فرصت...