بازی‌خوردگان شب

برخاستم، تا که ز مُوجم شَود خراب،

آن خانه که بر موجِ شب استوار بود،

آن خانه گَشت خرابُ، وَز خرابی بُرون نَشُد،

ویرانه گَشت نمایان، ظُلمت نشین شدم،

یک بار فرصت عمری گرفتم از خالق،

یک عمر به بازیِ طراری چنین شدم،

عمری بِرفت تا که نِشانَم آتشِ جنگی،

آن مانده اش بِرفت، تا تدارک جَنگی دِگر کنم،

عمری نماند تا که بِسازم خرابی اش،

ویران شُدَست زندگی، ویران نشین شدم،

جنگی بهانه شد، تا که یراقِ جنگی دِگر کنم،

عمری بِرفت تا که به بُرَنده تیغ شَوَم حریف،

بر آن حریف که یک قدم از من، هماره پیش،

تیغی بهانه شد تا که بسازم یکی دِگر،

یک نسل رَفت، و نسل‌ها مبتلا به بیش،

بازیچه ایی شدیم بر این مدعا که رفت

نی مُدعی ماندُ، نی مُدعا که رفت،

ماییم، همه بازی خوردگانِ شب،

صبحی نبود و نیامد، بر شبی که رفت، 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در جنگ امریکا/اسراییل با ایران، و...
خیرستان_بین_الملل تفاهم به جای تقابل؛ یادداشتی در #فایننشال‌تایمز* تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، فرصت...
- یک نظر اضافه کرد در مکانیسم و ساختار رفتار جریان ی...
منطقِ شیخ قنبریان، سخنران صداوسیما برای ادامه جنگ را ببینید و بشنوید! اگر ترامپ را قصاص نکنیم، رهبر ...