مطالب نویسنده

جگرپاره های هنر نقاشی زیر چکش (گاه بی رحم) حراج بزرگ

مصطفوی 02 دی 1395 8540 کلیک ها

جگرپاره های هنر نقاشی و هنرنمایی تعدادی از هنرمندان زبردست کشورمان، یکی دو سه روزی است که به هتلِ زیبای اسپیناس پالاس تهران اعتبار و ارزش مضاعف بخشیدند، تا در برابر چشمانی قرار گیرند که مشتاق دیدن این زایش های هنری اند، آثاری که دیدنش هر هنرشناس و هنر ناشناسی را به وجد می آورد تا به خود برای داشتن چنین هنرمندان خلق کننده ای ببالد، که ملک ایران زمین از هنر و هنرمندان خالی نیست و هنوز در گوشه و کنار این شهر و دیار کسانی هستند که باز خلق می کنند و باز دستان هنر آفرین شان در دنیای مقهور فن آوری دیجیتالی، ماشین ها را در خلق زیبایی مات و شکست خورده هنر خود کنند.

 ای کاش امروز هتل اسپیناس پالاس به همراه این آثار هنری، میزبان هنرمندانی بود که آنان را آفریده اند تا دمی در کنار هم بنشینند و دوستانه از مسایل مبتلابه خود با هم صنفی هایشان بگویند و از هنری به شور بنشینند که بدان خلق کننده اند و از آثاری بشنوند که باید خلق شود و از حقوقی که باید یک هنرمند از آن برخوردار باشد، تا شاید بشکنند این قانون نانوشته ایی را که آثار هنری هنرمندان، تنها ارزش خود را زمانی باز می یابد، که خالقش دیگر نیست تا از این ارزش منتفع شود و کسانی در آن زمان از آن نفع می برند که دیگر ربطی به آفریننده ی آن هنر ندارند. به هرحال هر موقع که در هنر غرق می شوی از آفرینندگانش غافل می شوی، که روزها از وقت ذیقیمت خود را برای اینکه ایده ایی ذهنی را به کاری عینی تبدیل کنند، صرف کرده اند، تا جهان را مشعوف و متحیر از هنر خود کنند.

اثر زیبای هنری فوق توسط نقاش چیره دست معاصر کشورمان جناب استاد حسین صدری خلق شده است، نگاه کنید، ببینید آیا چنین اثر هنری زیبایی که زاده یک ذهن خلاق و زیبایی آفرین است، سزاوار ارزش مالی این چنین ناچیز است، این است مظلومیت هنر و هنرمند که در زیر چرخ های جورواجور اجتماع ما له می شود. این مشتی از یک خروار است.

اما جناب استاد صدری! سخنی با شما دارم و آن این که زایش هنری ذهن زیبا پرور و زیبا آفرین شما، روی دیوار این نمایشگاه فروش جواهرات هنری، جزو آثار برجسته و از بهترین ها بود، ای کاش وسعت مالی می داشتم و از آن هایی بودم که در این بازار خریدارند و آنگاه هرگز اجازه نمی دادم فرد دیگری نگاهبان چنین گوهر ارزشمندی شود، البته امیدوارم دست هنرشناس و قدرشناسی صاحب این گوهر و جگرپاره های هنری دیگر این نمایشگاه شود، که می دانم چشم های شما (و امثالهم) نگران اثری است که خلق کرده اید که تک نسخه است و حاصل عمر شریفتان.

اثری که خلق کرده اید فریاد بلند مظلومیت زنی معصوم و مظلوم است که به تصویرش کشیده اید و فضای نمایشگاه نیز اکوی فریادی را طنین انداز بود که ناشی از برچسب ناچسب قیمتی بود که روی کار ارزشمند شما خورده بود و مظلومانه می گفت که من (در مقایسه با دیگران که 100-200-300-400-500 و... میلیون قیمت خورده اند) خیلی بیشتر می ارزم، حیف که غرفه داران این نمایشگاه دفتر یادداشتی نگذاشتند تا این مظلومیت را با جوهر قلمی برای شان منعکس کنم، ولی حقیقتا قیمت این کارها آنی نیست که بدان می چسبانند، قیمتش خیلی بالاتر از این هاست، و البته هنر که قیمت ندارد خصوصا انکه از روح عاشقی مثل شما نشات گرفته باشد، جناب استاد! سرفراز شدم از برجستگی کار شما در این گالری که به غرفه ی غرفه داران این بازار رونق بخشیده بود.

کاش هیچ اثر هنری زیر چکش حراج و یا به تاراج نرود

(تهران 2/دیماه/1395)

یاد استاد علامه محمد حسین طباطبایی گرامی باد

مصطفوی 24 آبان 1395 7153 کلیک ها

کجایی ای علامه بزرگ!

کجایی که جای خالی تو و شاگردانت را در عرصه علم کشور می توان شدیدا حس کرد، مشی علمی و فیلسوفانه تو و تمسک شما به قرآن به عنوان متن اصلی دین و این که با هانری کربن ها بنشینی و با بردباری علمی و منش تحمل لازم تحول علمی خود، از فلسفه غرب (فرانسه) بشنوی و شاگردانی همچون مرتضی مطهری تربیت کنی، که تحمل دیدن یک کمونیست را بر کرسی تدریس دانشگاه ج.ا.ایران برای تدریس کمونیسم را داشته باشد و... همه و همه نشان از تربیت اسلامی و روح متوازن محمدی (ص) تو است.

یادت گرامی باد جناب علامه، سادگی متفکرانه ات به همراه وزن علمی ات، گویای جایگاه فکری توست، گویای اوجی علمی است که در آن پرواز کردی؛ بی غرور و بی تکبر، بدون هیاهو همچون درختی پربار که شاخه هایش از زیادی میوه و ثمر بر زمین خم شده است. 

همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی است در کیش مهر
برون اند زین جرگه هشیارها

به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل افگارها

به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها

کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها

چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفته بر دارها

چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها

ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها

مهین مهر ورزان که آزاده اند
بریزند از دام جان تارها

به خون خود آغشته و رفته اند
چه گلهای رنگین به جوبارها

بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها

کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه ،گل به گلزارها

نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینه ی آب، رخسارها

رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها

درد پرده ی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها

به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها

به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها

گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها

جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها

به اندوه آینده خود را مباز
که آینده خوابی است چون پارها

فریب جهان مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها

پیاپی بکش جام و سرگرم باش
بهل گر بگیرند بیکارها

شعری از علامه طباطبایی 

مرحوم استاد داود رشیدی، کسی که آمد، دید و رفت

مصطفوی 06 شهریور 1395 5467 کلیک ها

فرزند رشید فرهنگ و هنر ایران زمین، جناب داود رشیدی وصیت کردند که بر سنگ قبرش بنویسند:

 

"آمدم، دیدم و رفتم"

 

اما جناب استاد! کاش ثبت می کردی و یا می گفتی که شما در این سال ها چه دیدی؟! آمدنت را که اهلت می دانستند و شاد شدند و در ثبت احوال نیز رسما و کتبا ثبت کردند، رفتنت را نیز که همه مطلع شدند و غمدیده ی رفتنت خواهند بود و در جای خود رسما و کتبا ثبت خواهد گردید، رفتن افتخار آمیز، اما دردآور و فقدانت را همه حس خواهند کرد، اما آنچه ثبت نشد و در هاله ایی از ابهام ماند و البته ثبت نکردی اینکه چه دیدی جناب استاد؟! کاش از دیده هایت به ما هم می گفتی....

 خدایت رحمت کناد. منزل نو مبارک، جناب استاد؛ آثاری از خود بر صحنه هنر ایران ثبت کردی که دیدنی و شنیدنی است. رفتنت از باغ ملخ زده هنر ایران به تمامی مردم ایران خصوصا اهالی فرهنگ و هنر تسلیت باد. این سال ها انگار زمان بدرقه بزرگان هنر و علم شده است، این هم از بخت بد ماست که زایش ها کم شده و مرگ ها بسیار.

هدیه ایی از یک دوست

مصطفوی 01 شهریور 1395 7746 کلیک ها

این هم هدیه ایی از دوست و همکار سابقم در سفارت ج.ا.ایران در دهلی نو جناب آقای بهروز مهدینژاد که تلفنی از ایشان خبریگرفتم و خوشحال شد و این شعرش را که خود سرده اند به من هدیه کرد. هدیه ایی که از دل برخاست و لاجرم هم بر دل هم نشست لذا حفظش می کنم:  

ای هستی حیاتم، شکریست زین رفاقت           تحیتم آرزوست، هماره با سلامت

 تصویر: مقبره نصیر الدین همایون دومین پادشاه گورکانی هند در دهلی که در گسترش زبان فارسی در این کشور نقش اساسی داشتند. 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...