مطالب نویسنده

کاش می شد به سرعت افتاد و گذشت

مصطفوی 15 ارديبهشت 1396 14027 کلیک ها

گاه بر خوش قسمتی برگی غبطه می خورم

آنگاه که از شاخی جدا شده

در نهری فتاده، سبک و به سرعت می گذرد

بی آنکه فرصتی یابد تا به سبزه زار اطراف دلبسته شود

بی آنکه فرصت ساختنی یافته که پاسخگوی آن باشد

بی آنکه بر سر موری فرود آید و زخمی بر او زند

بی آنکه چشم کسی را کور کند، و یا نگاهی را به دنبال خود کشد

مقصد و راهش نزدیک و در آغوش آب نرم می رود

اما ما چه؟

بر نهری از مسایل، باید به هزار سنگ برخورد کنیم

و معلوم نیست که به مقصد برسیم، یانه

و یا این که تن پوکیده ما در کدام گنداب ته نشین شود

 

 

 

خدایا اعمال ما را مرضی رضای اولیای خود قرار ده!

مصطفوی 13 ارديبهشت 1396 15991 کلیک ها

تمایز انسان از دیگر موجودات به خاطر قسمتی از روح خداوندگار است که در کالبد خاکی و مادی ما دمید، و دنیا و زندگی اش نیز لحظات جدا افتادن از این منبع متعالی و در حصر عالم ماده افتادن است، دلهره های ما نیز ناشی از مغناطیسی است که انسان را به اصل خود می خواند، اما توان پروازی در خور روح خداوندی در حصر جسم مادی افتاده، نیست؛ اما اصل پاکِ این روحِ نشات گرفته از خداوند، خود باعث همان کشش به انسان شدن و عشق وصل دوباره به منبع اصلی است، که تبلور گویای آن در پرواز روح انسان های بزرگ، به روشنی دیده می شود، تحقق حرکت دوباره انسان در مسیر وصل مجدد، همان تعبیر"ما از خداییم و به سویش باز می گردیم،" است، که روشن ترین شکل تحقق آن در زمان مرگ اتفاق می افتد.

 خداگونه شدن ها نیز همان انسان شدن است و انسان زیستن است که در انتها، چنین انسانی مرگی زیباتر از تولد خواهد داشت، چرا که مرگ برای چون اویی وصال و رجوع به اصل است؛ و زندگی نیز برایش انتظار و حرکتی در مسیر کمال و تبدیل شدن به انسانی است که با نیم پرشی از پل مرگ، وصل را عاشقانه و عارفانه تجربه خواهد کرد؛ و برای کسانی که زندگی خود را در مسیر سقوط قرار داده اند سختی مرگ و دلهره ی آن کشنده خواهد بود، زیرا در پس مرگ برایشان وصالی در کار نیست؛

اما خداوند در این مسیر وسایلی برای بشر تدارک دید تا انسان بعد از آن هبوط بزرگ و اخراجش از آسمان و از جوار قرب بر زمین، دوباره راه آسمان گیرد و پله به پله بالا رود و در آزمون زندگی شرکت کند و جایگاه خود را دوباره در عرش و در جوار قرب الهی، باز یابد؛ روند و جایگاهی که ما آن را در انتها، به ملاقات با پرودگار خود، و پیوستن به اصل خدایی خودیش، که به عربی از آن به "لقاالله" یاد می کنیم، ختم خواهد کرد.

 و خداوندگارمان نیز در این مسیر وسایلی را مهیا کرد، که این وسایل در زندگی آدمی به قدر سودمندی و اهمیت شان، ارزش و اعتبار خود را دارند و خواهند یافت، جهان با تمام پدیده هایش وسیله ساز این آزمون و طی این مسیر سخت برای انسان است، لذا ارزشگذاری بیش از حد و یا کمتر از حد لایق، برای وسایلی که شما را در این مسیر کمک می کنند، از جمله غلو و بیش پنداری یا کم ارزش انگاری در مورد برخی از آنها، خود از مقصد باز داشتن و مشغول شدن بدین وسایل، و از راه و هدف باز ماندن است، همه اینها برای رفتن و گذشتن است، و توقف و دلمشغولی زیاد در آنها، خود دوری از هدف و نقض غرض خواهد بود.

از جمله وسایلی که خداوند در مسیر انسان قرار داد، یکی فرستادگان، و آیین و معارفی است که آنان آورده اند، و لذا این پدیده های کمک کننده نیز به نوبه خود جایگاهی در این راه دارند، که مهم است، اما مهمترین کارکرد آن راهنمایی و هدایت خواهد بود، و اما این هادیان نه بر ما صاحبند و نه مالک، که مالک و صاحب ما تنها خداست، و همانطور که از نام شان مشخص است اینان مربوط به دوران طی راهند و بالطبع جایگاهی در این مقطع خواهند داشت، اما آنچه اصلا با هیچ پدیده ایی قابل مقایسه نیست، ابتدا خداوند و سپس خود انسان است، که خلقت از برای اوست، تا بتواند طی طریق کند و به مقصد، یعنی "فنای فی الله" برسد،

اما گاه به نظر می رسد ره گم کرده و پدیده ها و مخلوقاتی را در ردیف خداوند قرار می دهیم و بلکه به نظر می رسد که برخی از او هم اهمیت بیشتری می یابند، حال آنکه خداوند بی همتا و بی شریک است، و همتا و شریک قرار دادن برای او جرم خواهد بود، و وارد شدن در سلک شرک است، که شرک خود به ظلم بزرگ تعبیر شده است،

پیش از اذان مغربی دیدم رادیو ادعیه ایی را از زبان کسی پخش می کند، که در آن "دعاگو" می گفت "خدایا اعمال ما را مرضی رضای اولیای خود قرار ده" بسیار در منطق این دعا در سوال و شک افتادم، که این دعا از چه معیار، منطق، اعتقاد و فلسفه ایی از خلقت، نشات می گیرد، و به نظرم رسید که گوینده اولیا را در جایگاه پرستش و یا در جایگاهی بالاتر و یا حداقل در ردیف خداوندگار قرار داده که به چنین دعایی رسیده است، به نظرم رسید که دعاگو جایگاه خالق را در مقابل این جهان و پدیده هایش چگونه دیده است، که این چنین از خداوند رضای آنان را می طلبد، آیا آب قرار است برعکس حرکت کرده و ما اولیا را بالاتر از خالق دانسته و به جای این که اولیا را واسطه رضایت خداوند بگیریم، خداوند را واسطه رضایت اولیایش قرار دادیم؟!

 تمام اولیا خود مخلوقی در مسیر راه وصل بشر به خالق بیش نیستند، حال چطور است که رضایت "ذیل" را از "والاترینِ بی همتا" می خواهیم، اصلا آیا در صورت رضایت خداوند، رضایت اولیای اش اهمیتی دارد، و اگر رضایت خداوند باشد آیا چون صد آید نود هم پیش ما نخواهد بود، این چه منطقی است که وقتی صد قابل دسترسی است، بخواهیم ده، بیست، سی و... هم پیش ما باشد، هر چند نه خداوند صد است و نه اولیا در کنار او این اعدادند، که او خالق است و این ها همه مخلوقند و کنار هم گذاشتن این دو جنس، بی تناسب است. که او مالک است و این ها همه مملوک، که او صاحب است، این همه رعیت، که او خالق است و این همه مخلوق و... تناسبی در چینش با هم ندارند.

هر چند اولیا نورند و نور از خداست، ولی این نور، کم و زیاد در هر مخلوقی وجود دارد، زیرا هر چه از چیز دیگری نشات گیرد، از خصوصیات آن لاجرم خواهد داشت، پس همه خلقت یک به یک نوری از منبع نورند، کم و یا زیاد از نور خالق خود خواهند داشت؛ لذا همه خلقت نوری از او و از اولیا خدایند، و واجد نوری هدایت کننده، به سوی او، همه آیات و نشانه های خدایند و "آیت الله"، حال یکی آیتی بزرگتر و بیشتر به چشم می آید و یکی کمتر به نظر خواهد آمد.

در عین حال، بالاترین اولیا خداوند که ایمان به نقش هدایتی و پیام آوری آنان از ملزومات ایمان است، خود در مقابل خالق، بنده ایی بیش نیستند، و رضایت بنده ایی را از ارباب خواستن دور از منطق و عقل است، که اصل رضایت ارباب است و بندگان در این مسیر تنها تسهیل کننده اند و خدمت رسان، اگرچه رضایت آنان خوب است، اما فرض محال که محال نیست، و اگر رضایت خداوند باشد و رضایت بندگان و اولیایش نبود، چه ملالی خواهد بود، که هدف رضایت خالق است و بقیه هیچ.

لذا این دعا که در بدترین حالت به نوعی بندگان (اولیا) را بالاتر از "صاحب" قرار دادن است، و در حالت وسط آن، اولیا را در ردیف گرفتن و طلب و تاکید بر رضایت آنان کردن است، و در پایین ترین حالت بی احترامی به خالق است که از او به جای رضایت خود او، رضایت مخلوق و رعیتش را خواستن است، و چه بی اساس به نظر می رسد. و مثال این است که در محضر اربابی، رضایت گماشته هایش را از او خواستار شویم، که منطق و جایگاه حکم می کند، که در محضرش رضایت او را بخواهیم تا مشغول کردن خود به درخواست رضایت بندگانش. که هدف اولیا شناخت خالق و بندگی اوست، و نیامده اند تا برای خود بندگانی تدارک ببینند و لذا رضایت اولیا در رضایت و بندگی خداست و نه چیزی دیگر.

آقای رییسی و قالیباف! این سم یارانه مریض را خواهد کشت

آقای رییسی و قالیباف! این سم یارانه مریض را خواهد کشت

مصطفوی 12 ارديبهشت 1396 8864 کلیک ها

فقر، بیکاری و رکود شاه بیت حمله آقایان قالیباف و رییسی (کاندیداهای جریان اصولگرایی) برای حمله به دولت اصلاحات - اعتدال شده است، و اینان به جای برنامه، به شیوه سلف (احمدی نژاد) سخن از پخش پول و اضافه کردن یارانه ها و... می گویند و مردم فریبی می کنند، اما باید از این دوستان سوال کرد که آیا تا قبل از دولت کریمه یکدست نهم و دهم شما، اصلا چنین حجمی از بیکاری، فقر و رکودی در کشور سابقه داشته است؟! البته که خیر، خسارت هشت سال دولت کریمه و انقلابی شما به رهبری آقای احمدی نژاد از هشت سال جنگ هم برای این کشور و ملت ببشتر بود.

دولت مهندس میرحسین موسوی، طوری عمل کرد که مردم حتی جنگ را هم احساس نکردند، و بعد از جنگ هم شانزده سال تلاش دولت سازندگی و اصلاحات به رهبری آقایان هاشمی و رفسنجانی و خاتمی کشور را در ریل پیشرفت و توسعه قرار داد، و کشور چهارنعل با رشد بسیار خوبی در حال حرکت بود، که ناگهان یک وقفه هشت ساله به همراه بی برنامگی، تعطیلی قانون، عدم نظارت، بذل و بخشش ثروت و ذخایر کشور، تعریف و تمجید بی اساس، اختلاس ها و سواستفاده های بزرگ، تعطیلی نهادهای نظارتی و برنامه ریز، خانه نشینی نخبگان کشور و... باعث شد که این اقتصاد پیشرو تنها در طی دو دولت نهم و دهم، به یک اقتصاد ورشکسته با روابط خارجی منهدم شده و نزدیک به صفر تبدیل، و زمین سوخته ایی تحویل دولت اعتدال و اصلاحات شد و دولت یازدهم آقای روحانی با بکارگیری کادری مجرب در چهار سال اول تنها توانست قطار از ریل خارج شده کشور را علیرغم تمام دشمنی های دستگاه های تبلیغی (صدا و سیما و...) ، قوای غیر منتخب، مقاومت شرکت های خصولتی (موقع دادن مالیات دولتی و موقع ثروت اندوزی خصوصی)، دلواپسان مست از پول های دوران تحریم و... در مدار حرکت قرار دهد و امید را در دل ایرانیان زنده کند.

حال جریانی که باعث این همه خسارت شده به جای پاسخگویی، مجری این وضع (احمدی نژاد، بقایی و...)  را رد صلاحیت کرده و مسببین پشت پرده آن بی هیچ گونه برخوردی با آنها، رهایشان کرده تا افرادی را با اسامی جدید، ولی برنامه ها و روش های خسارتبار مشابه، راهی عرصه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری کرده تا برنامه هایی که برای بازگشت کشور به آرامش، صلح و پیشرفت چهار سال است زحمت کشیده شده را عقیم و ناتمام کرده و ابتر کند، و اینک اینان طلبکارانه به اعتراض از وضع موجود سخن می گشایند و آن را محصول دولت آقای روحانی می خواهند جا بزنند، حال انکه این عوام فریبی بیش نیست.

اینان باز با وعده های ویرانگری چون افزایش یارانه ها و تزریق پول های بی پشتوانه به جیب مردم، که نمی دانم از کجای این کشور می خواهند آن را تامین کنند و یا کدام نقطه کشور را می خواهند بفروشند تا آن را تامین کنند، روی شکم های گرسنه مردمی سرمایه گذاری کرده اند، که به واسطه سیاست های آنان به گرسنگی افتاده اند و حافظه مردم را دوباره می خواهند آزمایش کنند، ولی پروین اعتصامی خیلی زیبا سروده است که:

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند       این گرگ سال هاست که با این گله آشناست.

در حالی که در دوره سازندگی و اصلاحات کشور در مسیری قرار گرفته بود که لااقل دیگر سخنی از فقر نباشد، با سیاست های جنگ طلبانه و نابخردانه این اصولگرایان بصیر! در این هشت سال حاکمیت یکدست دولت انقلابی – امام زمانی؟! کشور را به قهقرا بردند و امروز بر موج فقر و بیکاری که ایجاد کرده اند، می خواهند موج سوار شده و عوام فریبی کرده و کشور را متحجرانه به دوره مصیبت و غارت و بی برنامگی و ظلم باز گردانند.

آن روزها که ما بر منابر می شنیدیم که سیاست و عرصه سیاست بسیار کثیف است و اشخاصی در جناح مقابل حضرت علی (ع) می توانستند علی را بکشد و همزمان قاتلش بر جنازه اش به ریا و از روی سیاست گریه کند و جماعت هم اشک هایش را باور کنند، برایمان قابل فهم نبود، امروز وقتی کسی مثل قالیباف که شهرداری تهران را به بدهکارترین تبدیل کرده و شهر را پیش فروش کرده و خورده است، و شهردار بعدی باید بر ویرانه های او بنشیند و گریه کند، به دوربین نگاه می کند و از فقرای 96% می گوید، کسی که املاک نجومی را به یارانش بخشید، سخن از مبارزه با فساد می گوید، امروزه می توان به عینه دید که اصولگرایانی که کشور را به این پلشتی دچار کرده اند، می خواهند در این انتخابات بر موج همین پلشتی که محصول مدیریت آنان بوده است، سوار شده و در نقش منجی، بقای خود را بر پیکر نحیف اقتصاد، فرهنگ و سیاست این کشور تضمین و تداوم بخشند.

بانیان مصیبت های فعلی کشور، که چهار سال مبارزه تبلیغاتی از پول مردم، علیه رییس جمهور و نماینده این مردم را از طریق روزنامه های ارتزاق کننده از بیت المال مثل کیهان، جوان، رسالت و... صدا و سیما، نمازهای جمعه و جماعت و... پیش بردند، امروز می خواهند محصول این حرامخواری ها را درو کنند، و در حالی که خود بهتر از هر کسی می دانند که نقشه ها و برنامه های شان جز نابودی کشور، انقلاب و مردم چیزی در بر نخواهد داشت، باز رحمی به این همه خون که برای این کشور ریخته شده نکرده و دست از خدعه های نابخردانه برنداشته و راه خود را می روند.

مردم باید به کسانی رای دهند که روی اساس و زیر ساخت ها پول می دهند، نه کسانی که می خواهند پول های بی پشتوانه و چک پول های چاپ شده کاغذی را در جیب مردم ریخته و بدبختی شان را عمیق تر و تداوم دهند. افزایش یارانه ها سمی است که آقایان قالیباف و رییسی روی آن مانور می روند، درحالی که خود می دانند که در صورت تزریق آن به این اقتصاد مریض او را خواهد کشت، ولی خود خواهی اصولگرایانه و منفعت طلبی انقلابی! آنان باز عوامفریبی را تجویز کرده و همین را لجوجانه در پیش گرفته اند، تا این مریض را به کشتن دهند و خود بر سریر قدرت قرار گیرند.

اف بر این سیاست که از روش و منش شیعه علوی هیچ بویی ندارد، و بیشتر به سیاست دشمنان علی شباهت دارد تا سیره ائمه اطهار (ع)

انتخابات دوازدهم، اینبار قالیباف در نقش محمود

انتخابات دوازدهم، اینبار قالیباف در نقش محمود

مصطفوی 11 ارديبهشت 1396 19466 کلیک ها

سردار مصون از سوال و تحقیق و تفحص و بازرسی، جناب دکتر، کاپیتان محمدباقر قالیباف در اولین مناظره زنده تلویزیونی شش نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، با پشتوانه آهنینی که بعد از موفقیت در فرار از سوال و بازرسی موثر در کیس سو استفاده در واگذاری چند صد ملک بیت المال مردم شهر تهران، به افراد سفارشی و خدمتگذاران جناح اصولگرا، امثال کامران نجف زاده (خبرنگار صدا و سیما)، پیر هادی (شورای شهر) و بیش از دویست نفر دیگر از این قبیل، و همچنین کیس پلاسکو و... از هرگونه برخورد و سوالی فرار کرد و به ریش همه افشاکنندگان و تعقیب کنندگان این سو استفاده های بزرگ از املاک شهرداری تهران خندید، و با پشتوانه بزرگی که داشت، تعقیب کنندگان او حتی در مجلس شورای اسلامی هم موفق به اجرای تحقیق و بررسی از این کیس و از عملکرد 12 ساله اش در شهرداری نشدند، حال با احساس چنان پشتگرمی که از سد تعیین صلاحیت شورای نگهبان هم او را گذرانده، در مناظره جمعی مورخ 8 اردیبهشت 1396 در نقش مهاجم وارد شد، تا به نمایندگی از افرادی مثل خودش که چنین سو استفاده هایی از بیت المال داشتند، و تشت رسوایی شان در این چهار ساله دولت اصلاح طلبان - اعتدالیون از بام بر زمین افتاد، انتقام خود را از دولت روحانی و آقای جهانگیری که در این چهار ساله به سد بزرگی در برابر رانت، رانتخواری تبدیل شدند و عرصه را بر کسانی مثل او تنگ کردند، بگیرد.

 

آنانی که دوران طلایی رانت خواری و غارت بیت المال، در زمان دولت های نهم و دهم به ریاست کاندیدای اصولگرایان دوآتشه، انقلابیون! امام زمان! حزب الله! دولت کریمه! و... ایران را به بهشت اختلاس و ثروت اندوزی عده ای از دست اندرکاران تبدیل کردند، و کشور را در آستانه تهاجم خارجی، ویرانی و فروپاشی اقتصادی بردند. کسانی که هنوز که هنوز است و یک نمونه از خروارشان، جناب بابک زنجانی، که یک نجومی بگیر دیگر این دوران است و حالا که تا اعدام رفته، هیچ کس نیست که بگوید، کدام یقه سفید بود که آینقدر کله گنده بود که یک دهم بودجه سالانه کل کشور را به مبلغ نزدیک به چهار میلیارد دلار را به این جوان یک لاقبا داد، و آن نجومی بگیر نیز تاکنون همچون کاپیتان قالیباف از مصونیت آهنین برخوردار است و کسی را یارای نامبردن از او نیست، اکنون امثال قالیباف بعد از این رسوایی ها چیزی برای از دست دادن ندارد و در نقش مهاجم به مبارزین با اختلاس و رانت ظاهر شده و به عوام فریبی تلویزیونی دست می زنند و گویا به همین منظور هم در متن این شش نفر قرار داده شده اند تا بی باکانه بتازند و هر چه می خواهد بگوید، زیرا صحنه چینان این برنامه ظاهرا کشف کرده اند که سردار نجومی چیزی برای از دست دادن ندارد و او نیز می توان مثل محمود! مصون از هر پیگردی به دوربین نگاه کند و هر چه دلش خواست به رقیب بگوید.

اما آقای کاپیتان، سردار! سخنی با شما دارم، امروز این هم عرصه شماست، که معلوم هم نیست که برای همیشه برایتان بماند و آنگاه که پرده اسرار بیفتد و 12 سال حاکمیت شما بر گاوصندوق ثروت شهر تهران روزی زیر ذره بین برود، آنگاه اگر باشید که باید جواب این دنیایی بدهید وگرنه تاریخ نام تان را در لیستی قرار خواهد داد، تا دیگران بخوانند و.... آنموقع است که دیگر چمران نخواهد بود که در شورای شهر مانع هر گونه تحقیق و بررسی در شورای شهر شود و مشخص خواهد شد شما در زمین چهاردرصدی ها بازی کردید و یا در زمین به قول شما نود و شش درصدی ها.

کاپیتان! هم مسیر،  هم روش و هم وعده های شما مثل محمود احمدی نژاد است، او هم تخلفاتش را در شهرداری تهران کسی بررسی نکرد و آمد و کشور را به این روز سیاه انداخت، که امروز شما به جای جوابگویی بیکاری و همه مصائب کشور، در نقش طلبکار، طلبکارانه از بدی شرایطی  می گویید، حال آنکه شما از جناحی نمایندگی می کنید که باعث این شرایط شد، اما در چیزی دیگر هم شبیه محمودید، و آن حمله به کسانی که در ساخت کشور سابقه درخشانی دارند و در چهار سال گذشته بدور از عوام فریبی بنیان کشور را ساختند، تا یک اقتصاد بزک کرده و یا یک ژیان رنگ و لعاب کرده به جای بنز به عوام و الناس قالب کند.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...