روشنایی روزِ 26 اسفند 1396، با فرو رفتن خورشید و اشعه های طلایی اش در لبه های شرقی کوه های زاگرس، مشرف بر کویرِ مرکزی ایران، به غروب پایید و به محاق فرو رفته و شب همه جا را فرا گرفته بود، که ما از راه استان باستانی "خراسان" [1] وارد شهر یزد شدیم؛ و در واقع در آستانه ایالت باستانی "استخر پارس" قرار گرفتیم، شهر "ایزدگرد" [2] مهمترین شهری است که در مسیر ما در ابتدای این خطه مهم از ایرانی است که روزگاری بر نیمی از جهان مسکون و واجد تمدن حکم می رانده است؛ اینجا سرزمین مردمی است که علم و هنر را به اوج رساندند، و آتشِ مقدسِ مهر، فداکاری، تحمل، بردباری را در کنار ایمان، راستی، مردانگی، علم و هنر را هنوز هم که هنوز است زنده نگاه داشته و شما که از "راگا" [3] و یا "قومس" [4] وارد این شهر می شوید، تمایز آنان را در گویش و راه و رسم زندگی با دیگران، می توانید حس کنید.


