در ساعات پایانی سال 1396 جرعه ایی از جامِ می مست کننده ارگ بم چشیده و یا نچشیده، بیدرنگ سوی کرمان آهنگ بازگشت گرفتیم؛ دیگر حوصله ایی نزد همسفران به ادامه سفر به سمت جیرفت و در نهایت چابهار نیست؛ در مسیر بازگشت باز به ماهان رسیدیم، اما اینبار دیگر نتوانستیم مثل موقع آمدن، با بی محلی از کنارش عبور کنیم، و ره سوی کرمان بریم، آن موقع که بسوی بم می تاختیم و این تاختن را به قول مرحوم پدرم (ره)  "عروسی در پس پرده" [1] بود و در تعجیل دیدار این عروس، ماهان را با آن همه عظمت وا گذاشته و برغم داشته های سفارشی اش "لگد کردیم و رد شدیم" [2] ، اینک به مقصود رسیده، مست از می مدهوش کننده بم، آرام شدیم، و سرقافله راه به درون شهر ماهان گرفت؛

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...