اکنون بیش از یک دهه است که علنا انقلابی بودن مساوی اصولگرا بودن شده است، یعنی به جای حاکمیت روح قانون اساسی، آرمان های انقلاب، اصول فکری بنیانگذار این انقلاب و...، منش فکری و سیاسی همین جناح سیاسی مبنای تمیز حق و باطل و تعیین کننده بسیاری از معیارها از جمله معیار تعیین صلاحیت افراد، تعیین خودی و غیر خودی، انقلابی و غیرانقلابی بودن و... تبدیل شده است و با این وضع کم کم به سمتی می رویم که حتی تعیین شیعه واقعی را بر مبنای میزان اعتقاد به روش و منش فکری همین اصولگرایان تبدیل گردد.

 حال آنکه اصولگرایان (و یا همان جناح راست سابق) تنها یک جناح سیاسی بیش نبودند که از قضا از لحاظ درجه اهمیت، نقش درجه اولی هم در جریانات موجود در زمان بنیانگذار ج.ا.ایران (ره) نداشتند و در زمان بنیانگذاری ج.ا.ایران عمده کار انقلاب و اداره کشور در دست جناح مقابل این جریان که به جریان خط امام (ره) و یا همان جناح چپ و یا همان اصلاح طلبان فعلی بود، قرار داشت.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...