"انسان" نامیست که بر خود نهاده ایم، یا این که خداوند ما را بدین نام صدا کرد، هرکدام که درست باشد، به حقیقتی درست اشاره دارد، واژه انسان از نسیان یعنی فراموشی، می آید، و بشر این قابلیت را دارد که دردی کشنده را از فردای کسب سلامت، و راحتی، و یا در طی دوران طولانی وجود درد، فراموش کند و یا دوره فراموشی اش را آغاز کند. و این البته مکانیسم خوبی برای بقای انسان است، چرا که اگر این فراموشی ها نبود، انسان زیر خروارها درد و غم تل انبار شده، له می شد، و از بین می رفت.

اما متاسفانه گاه خود این فراموشی از وضع خود، به دردی بی درمان تبدیل می شده، خود باعث ایستایی و عدم تغییر در زندگی انسان می گردد، و ما را در وضعیتی مستقر و مردابی قرار می دهد، تا درجا بزنیم و بپوسیم، اینجاست که به ترکه ایی سخت نیاز داریم، تا بیدارمان کند و از فراموشی های عارض شده، خارج شویم؛ گاهی فقط این فقدان های بزرگند که ما را، که با هرگونه تفکر بیگانه ایم، و فکر کردن در برنامه ما زندگی ما اصلا نیست، و یا با خواندن و مطالعه، بیگانه ایم، بیدار کرده و نقش بیدارگر را برای ما بازی می کند، گاه نیز این تنها خون است که باید از گلوی بزرگی جاری شود تا ما را بیدار کند، گاه این مرگ و نابودی انسان های والا مرتبه است که ما را از خواب عمیق فراموشی غفلت خود بیدارمان خواهد کرد،

گاه بر خواب عمیق ما تنها این مصیبت های بزرگ است که به زندگی ما تفکر را تزریق می کند تا شاید از شوک این دردهای بزرگ بیدار شویم، و اما چه غم انگیز است که تاریخ نشان می دهد، ما بارها بیدار شدیم، و باز بر خوابی عمیق فرو رفته ایم، و باز باید خون و جان ها داده شود تا از این سلسله خواب و بیداری شاید رها شویم.

دینداران بزرگ باید قربانی شوند، تا سره از ناسره جدا گردد، و دین بهی از دین منحط و منحرف و فرقه مانند، جدا شود، عرفا و هنرمندانی بزرگ باید به پای چوبه دار روند و یا خون شان ریخته شود و یا زیر پای جامعه ایی در خواب رفته، له شوند تا هنری بزرگ و یا تفکر جانانه نجات یابد و حفظ شود، سیاستمداران بزرگی باید قربانی شوند، تا ما رگه های انحراف سیاسی را ببینیم و از خواب بیدار شویم، تا بفهمیم چه بر ما می رود. دانشمندان بزرگی باید عمر خود را صرف ما کنند و فدا شوند، تا نظرات درست و انحصاری علمی آنان بر جامعه در جهل فرو رفته ما هویدا شده، نجات یافته، و علم رسم و راهبر روزگار ما شود، و خرافات و جهلِ بر جای علم نشسته از جامعه ما رخت بر بندد.

این روزها شاید ویروس کرونا خود به بیدارگری بزرگ تبدیل شود، برخی این مصیبت عظما را ترکه بیدار باش، و شروع رنسانسی در جامعه در خواب رفته و در خواب مانده ما می دانند، تاریخ را که نگاه می کنی، همواره تکرار است و تکرار، و مملو از فراموشی های ما، و گزیده شدن های مکرر از سوراخی واحد.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در برخورد دوگانه با متهمین، و جام...
آیت الله جوادی آملی: مساله حجاب با سرنیزه حل نمی شود، بگیر و ببند اگر بدتر نکند، یقینا حل نمی کند. @...
- یک نظز اضافه کرد در حجاب، یک عدم تفاهم ملت با قدرت...
آیا پرونده ‎رضا ثقتی هم مشمول برخورد مؤمنانه شده است؟! (https://t.me/asrefori) رحمت‌‌اله...