بار پروردگارا، گرچه آسمان این روزها با ما شدید خسیسی می کند و انگار با نباریدن هایش، می خواهد ما را از تشنگی به فنا دهد، و در حالی که ما برای خود درخواست "یک متر و نیم برف" می کنیم، دعایمان را اجابت می کنی، اما در حق برادران مان در امریکا ؟! ، لیکن باز در همین گیر و دار روزهای شدت، چشمه هایی جاری می کنی، که تذکر دهی که اگرچه زندگی و بقای ما بر آب است [1] ، اما این تنها تویی که قابل اتکایی، و تکیه به غیر تو بیهوده تر از آن است، که بتوان فکرش را کرد، و باید بی خیال مدعیان که ما را در پیچ و خم روزگار ذِله کرده اند، فقط رو سوی ذات کبریایی ات داشت، و این منطقی هم به نظر می رسد، زیراکه وقتی تو از رگ گردن بر ما نزدیک تری [2] ، پس دخیل بستن به واسطه ها، بی معنی است، و بهتر اینکه از آنان درگذریم.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...