وقتی به گسترش اسلام فکر می کنم، با خود می گویم کاش بعد از شخص پیامبر اسلام (ص) که عقاید و پیامش را در خٌلق احسن پیچید و تحویل فقیر و غنی، فهیم و نافهم، مسلمان و غیر مسلمان، عرب و غیر عرب و... داد، دیگران به جای سعی در مسلمان کردن دیگران، به مسلمانی خود می رسیدند، و به توسعه اسلام اقدام نمی کردند، و بجایش به عمق بخشی انسانیت خود می رسیدند، و تاریخی مملو از ظلم را به جای نمی گذاشتند، و اسلام متهم به انتشار با شمشیر نمی شد.
خصوصن وقتی در بلاد خاورمیانه، در آسیا و شمال افریقا نگاه می کنی، تاریخ غیر قابل دفاعی را می یابی که مملو است از فتوحاتی که توسط انسان هایی صورت گرفت که هر چه پیش رفتند بر بنای ظلم شان افزوده شد، امویان، عباسیان، زبیریان و... و در این اواخر عثمانیان سلطه بسیار ظالمانه ایی را بر ملل منطقه سایه انداختند که تاریخ غارت، قتل، کشتار، تبعیض، برده گیری و... آنان اقدامات غیرقابل دفاعی را تشکیل می دهد که با آمدن داعش و داعش مسلکان، مردم این عصر نمونه عینی آن را دوباره به چشم خود دیدند، و یا راز تفکر تمامیت خواهانه تفکر مفتیان، فقیهان و... آنان را چشیدند. به عنوان مثال این گسترش دهندگان اسلام آنقدر از مردم مورد حمله خود برده گرفتند که قیام زنگی ها نمونه ایی از تراکم انسان هایی بود که به بردگی برده شدند.

