خدایا ناله یِ ما را که مانند صدای پاشنه، بر چارچوب دربی قدیمی هنگام باز و بسته شدن است را نمی شنوی؟ خدایا اگر دربِ روزگار ما باز هم بخواهد همچنان بر همین مدار و پاشنه ایی که هست بچرخد، تو نیز لاجرم باید خود را آماده کنی که همچنان شاهد و شنوا بر مویه های دردناک، دلخراش و گوشخراشی باشی که از سایش و فرسایش ما و دردی که از آن ناشی است، باشی؛ پس خود را آماده کن که شنونده ی این مویه ها و شکایت ها باشی، زیرا ما همچنان خواهیم فرسود و از درد آن لاجرم فریادمان به آسمان خواهد رفت، جایی که تنها تو در آنجایی و مجبور به شنیدن صدای این سایش دردآور و نیز مزید بر آن شکوه هایی خواهی بود که روانه درگاهت خواهند شد؛ ولی نمی دانم شنیدن و دیدن وضع ما تو را آزار نمی دهد؟! آیا تو بر وضع ما راضی خواهی بود و آیا نمی خواهی روغنی بر تن های ضرب خورده و خراشیده یِ تحت فشار ما بفشانی که حرکت روزگار برایش این قدر دردآور و خسارت بار نباشد و این قدر به فرسایشش نیانجامد؟!

 

+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:20 AM | شنبه بیست و هفتم دی ماه 1393

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی نقشی را که به شما می‌دهند...
سارتر نقش یک عصیانگر را بازی می‌کند، اما همچنان در دامِ «انتخاب کردن» گرفتار است. او می‌گوید با رد ک...