دعا کن برویم و خلاص شویم

واقعا اگر مسلمانیِ ما حداقل به رعایت حق الناس و یا همان حقوق مردم ختم نشود، این مسلمانی ما به چه درد می خورد؟، شاید بهتر باشد این نام مسلمانی را از روی خود برداریم و بیخود مسلمان و مسلمانی را بدنام نکنیم که این بدترین خیانت به اسلام و مسلمانی است؛ که مسلمان باید زینت اسلام و ائمه دین (ص) باشد نه مایه ننگ و بدنامی برای آنان. 

به محیط اجتماعی که نگاه می کنی متوجه می شوی، آنچه که به طرز محسوسی غایبش می یابی، اخلاق، انسانیت و... است. به عنوان نمونه وعده ها و تعهدهای زبانی انگار دیگر پشیزی ارزش ندارد و به قول عامه فقط جنبه سرکار گذاری طرف مقابل را دارد و اگر به رشته تحریر و امضای محکمه پسند در نیاید، انگار نه انگار که تعهدی داده شده است و به آب خورنی انکار و زیر پا گذاشته می شود، اگر فردی احساس کند که تیغش می برد، کوتاهی نکرده و حتی اگر بدهکار باشد قیافه طلبکارانه به خود گرفته و وقیهانه و به راحتی حقی را ناحق می کند و حقوق طرف مقابل را ضایع می کند، کافی است که احساس کند که قانون به نفع اوست دیگر خدا، وجدان، مسلمانی، اخلاق، انسانیت معنی ندارد و...
امروزه خیل عظیمی از مردم این مرز و بوم، جایی در خارج از این مرزهای جغرافیایی را برای زندگی مناسب تشخیص داده و این کشور را به مقصدی در عمقِ سرزمین و فرهنگ دیگران ترک گفته، یا در پروسه ی مهاجرتند و یا در آرزوی مهاجرت؛ چرا؟ دلایل متفاوتی برای آن وجود دارد که شاید مهمترین آن عدم سازگاری با شرایطی است که در جامعه ما جریان دارد و شاید از دلایل عمده ی این شرایط، فراموشی اخلاق، انسانیت و مسلمانی باشد.
به دوستی که در پروسه مهاجرت به کانادا قرار دارد، گفتم در کجای کاری، گفت مراحلی انجام شده و مراحلی در حال انجام است، گفتم مردّدم که دعا کنم کارت حل شود و بروی یا دعا کنم که حل نشود و بمانی، زیرا نمی دانم این رفتن به خیر شماست، یا نه؛ گفت دعا کن که بشود که حتما خیر است، تردید نکن، دعا کن برویم و خلاص شویم؟!!.

اما خلاصی از چه؟ یکی از مواردی که اینان به طمع آن ما را ترک می کنند، نظم، عهد و پیمان، قانونمداری و... است که در سرزمین های دیگر هست و لابد اینجا نیست.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ ساعت 3:32 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

نظرات (7)

This comment was minimized by the moderator on the site

فرار مغزها؛ خسارتی جدی به ایران
مهاجرت ۳۰۰۰ پزشک از ایران در ده ماه گذشته
در سال گذشته نزدیک به ۹۰۰ استاد دانشگاه ایران را ترک کرده‌اند.
روزانه ۲۰ مهندس و نخبه در مقاطع کارشناسی تا دکتری از کشور خارج می‌شوند.
ایران بالاترین آمار‌ از دست دادن نخبگان را دارد.

دانشگاهیان ایران به طور فزاینده‌ای به کشور خود پشت می‌کنند. تنها در سال گذشته نزدیک به ۹۰۰ استاد دانشگاه ایران را ترک کرده‌اند.بر اساس آمار‌هایی که وزارت علوم منتشر کرده است، سالانه ۱۴۵ هزار نفر در حوزه تحصیلی از کشور مهاجرت می‌کنند که از این تعداد ۱۰۵ هزار نفر تحصیلات دانشگاهی دارند و خارج می‌شوند. اما آلمان همچنان همکاری علمی مثمر ثمر با ایران را عملی می‌داند.
کرستن کنیپ، خبرنگار دویچه‌وله درباره فرار مغزها از ایران تحقیق کرده است. خلاصه‌ای از این گزارش.
حدود ۹۰۰ استاد دانشگاه در سال ۲۰۲۰ از ایران خارج شدند. منصور غلامی، وزیر علوم تحقیقات و فناوری ایران نیز این موضوع را تایید کرده است.

مهاجرت اساتید بخشی از روند فرار مغزهاست که از انقلاب ۱۹۷۹ سیری صعودی داشته است. طبق مطالعات دانشگاه استنفورد در سال گذشته، از انقلاب تا کنون حدود سه میلیون و ۱۰۰ هزار ایرانی کشورشان را ترک کرده‌اند. این حدود ۳،۷ درصد جمعیت فعلی ایران است.

در همین فاصله زمانی حدود ۷۰۰ هزار متولد ایران، تحصیلات خود را در خارج از کشور انجام داده‌اند. در حال حاضر ۱۳۰ هزار نفر در خارج از ایران تحصیل می‌کنند که بالاترین رقم در دوره‌های مختلف است.اگر در سال ۱۹۷۹ حدود ۹۰ درصد می‌خواستند پس از اتمام تحصیلات خود دوباره به کشورشان برگردند و آنجا زندگی کنند، اکنون تحقیقات استنفورد نشان می‌هد که این رقم به کمتر از ۱۰ درصد رسیده است. در حال حاضر حدود ۱۱۰ هزار ایرانی در دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی خارج از ایران مشغول به کار هستند. این رقم معادل یک سوم افرادی است که در مراکز دانشگاهی و تحقیقی داخل ایران مشغول به کارند.
خسارتی جدی به ایران»
این ارقام برای مسئولان در ایران نگران کننده است. آیا ایران در حال از دست دادن حلقه اتصال خود با جامعه علمی بین‌المللی است؟ اتاق فکر "ووکال اروپا" (Vocal Europe) مستقر در بروکسل در این باره به نقل قولی از خبرگزاری ایرنا اشاره کرده است: «ناتوانی ما در بازگرداندن دانشجویانی که تحصیلات خود را در خارج از کشور تمام کرده‌اند به ایران، آسیب جدی به کشور وارد می‌کند.» ایرنا در این گزارش از عدم توانایی مسئولان در ایجاد آن شرایط مناسبی نوشته است، که بتواند متخصصان را تشویق کند در کشور خود بمانند.

وزیر علوم نیز هنگام ارائه آخرین آمار تاکید کرده است که دولت باید شرایط جذاب‌تری را برای استادان فراهم کند، هم از نظر مالی و هم مسایل دیگر. براساس تحقیقات دانشگاه استنفورد ریشه‌های مهاجرت دانشگاهیان متنوع است: «بحران فرار مغزها در ایران با چندین دهه جدایی از اقتصاد جهانی، سرمایه گذاری ناکافی، فساد ریشه دار و شرایط سیاسی استبدادی مرتبط است.» همچنین به "وجود چشمگیر عناصر ایدئولوژیک" در مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها اشاره شده که برای بسیاری از استادان فضایی آزار دهنده ایجاد کرده است. از این گذشته بخش قابل توجهی از پست‌های دانشگاهی به آقازاده‌ها و وابستگان به حکومت اختصاص داده شده است.
طبق مطالعات دانشگاه استنفورد، اساتید ایرانی نیز از سیاست دانشگاه کشورشان ناراضی هستند. برای آن ها نشان دادن چهره‌ای از یک سیستم مدرن آکادمیک چه در داخل و چه در خارج از ایران بسیار مهم است. این شامل تلاش برای انتشار حتی‌المقدور شمار بالایی از تحقیقات علمی در مجلات تخصصی نیز می‌شود که لزوما حاکی از بالا بودن کیفیت علمی واقعی آن ها نیست.

به گزارش ایسنا در سال ۹۸بدون احتساب تورم تربیت یک پزشک عمومی طی ۷ سال ۷۰۰ میلیون تومان هزینه دارد.در سال جاری با محاسبه تورم ۵۰درصدی نزدیک به یک میلیارد و دویست میلیون تومان می شود.
به طور تقریبی تربیت یک مهندس نصف همین مقدار برای دولت هزینه دارد.
خروج تقریبی ۷۳۰۰ مهندس درسال رقمی معادل ۴۳۸۰میلیارد تومان و خروج تقریبی ۳۰۰۰پزشک عمومی در سال ۳۶۰۰میلیارد تومان هزینه مالی دارد.

البته خروج اساتید دانشگاه را محاسبه نکرده ایم، به دلیل آن که هزینه تربیت یک استاد قابل بررسی نبود.
به صورت اجمالی در یک سال خسارت مالی معادل ۸۰۰۰ میلیارد تومان برآورد می شود.

به نظر می‌رسد فرار مغزها علاوه بر خسارات مالی هزینه های اجتماعی غیر قابل جبرانی به کشور تحمیل می کند و زنگ خطری برای کشور است.عدم توجه به سرمایه های اجتماعی کشور را با بحرانی جدی مواجهه خواهدکرد. علت این مقوله باید هرچه سریع تر توسط اهل فن(اگر موجود باشد) به صورت علمی و مستقل مورد پژوهش و واکاوی قرار گیرد و راه حل های پیشنهادی اجرا شود. دپارتمان اقتصادی پادمیرا

@nasiri42
@MostafaTajzadeh
https://bit.ly/3GXNdbe

This comment was minimized by the moderator on the site

چرا می روند؟ سفری بی بازگشت!

مهران صولتی


ایران به روایت برخی از جامعه شناسان در پنجاه سال اخیر پنج موج مهاجرت را تجربه کرده است. اوایل دهه پنجاه، ماه های قبل از انقلاب، اوایل دهه شصت، بعد از خرداد ۸۸، و از سال ۹۷ تا کنون.
در این میان موج آخر چنان ابعاد سترگ و متفاوتی پیدا کرده که حتی نگرانی مسئولان بلند پایه کشور را برانگیخته است. اگر موج های پیشین مهاجرت صرفا سیاسی و معطوف به قشر خاصی از ناراضیان بود، اما موج اخیر شمولیتی تمام عیار یافته و همزمان پزشکان، استادان دانشگاه، کارآفرینان اقتصادی، نخبگان دانشجویی و حتی برخی از مردم عادی را در بر گرفته است. برآوردها نشان می دهد که فقط در سال گذشته ۳۰۰۰ پزشک و ۹۰۰ استاد دانشگاه کشور را ترک کرده اند و آمار مهاجرت روزانه مهندسین به ۲۰ نفر رسیده است.

با این اوصاف اکنون شایسته است که بپرسیم چرا با موج سهمگین تری از مهاجرت روبرو شده ایم؟

ناامیدی از آینده: نظر سنجی ایسپا در ماه های اخیر نشان داده است که بیش از ۶۰ درصد شهروندان امیدی به بهبود اوضاع کشور در آینده نزدیک ندارند. جدای از آن افزایش تورم، نوسانات بورس و رشد قیمت ارز و طلا نیز چشم انداز امیدوار کننده ای فراروی ایرانیان ترسیم نمی کند. دولت جدید هم که گمان می رفت به دنبال یکدست کردن پرهزینه حکومت بتواند گام های بلندی در جهت بهبود اوضاع اسف بار کنونی بردارد بیش از اندازه شلخته و بی برنامه ظاهر شده است. واضح است که در فقدان هرگونه امکانی برای اصلاحات معنادار در آیین حکمرانی مهاجرت ها ابعادی چنین بی سابقه بیابد!

چالش کرامت انسانی: به موازات یکدست شدن حکومت، ایرانیان شاهد افزایش سخت گیری ها در حوزه آزادی های اجتماعی و تردید در مورد به رسمیت شناخته شدن حق انتخاب و سبک زندگی خود هستند. مداخله طرح جوانی و جمعیت در خصوصی ترین ابعاد زندگی شهروندان، طرح صیانت و محدودیت اینترنت، بلاهت گویی از پاره ای تریبون های رسمی و بی اعتنایی نسبت به حقوق مدنی ایرانیان از جمله اقداماتی هستند که کرامت انسانی را مخدوش و چشم اندازهای آینده را به ویژه برای زنان و جوانان تیره و تار ساخته است!

اقتصاد نابسامان و معضل اشتغال: فشار تحریم ها اگر چه بر تنگناهای کشور افزوده است ولی هرگز نمی تواند توجیه گر بی تدبیری سیاست گذارانی باشد که با نادیده انگاشتن تفاوت میان تورم و گرانی همچنان از قیمت گذاری دستوری در عرصه اقتصاد دفاع می کنند. خطایی آشکار که با بی توجهی به ضرورت پذیرش Fatf، رفع تحریم ها و اهمیت جذب سرمایه خارجی عرصه ای نامطمئن را برای آینده تولید، اشتغال، فقر و تورم فراهم آورده است. نخبگانی که در این شرایط مجالی برای فعالیت و امکانی برای داشتن شغل متناسب با توانمندی خود نمی یابند چه راهی جز مهاجرت دارند؟

تداوم تنش های خارجی و تشدید توسعه نیافتگی: سیاست خارجی ایران در سال های گذشته واکنشی، فاقد ابتکارات دیپلماتیک و عمدتا پیش بینی ناپذیر بوده است. سیاستی که کوشیده است تا با نفی نظم موجود جهانی نوعی استثناگرایی را برای کشور تبلیغ نماید. اکنون دیگر روشن شده است که به دلیل سهم ناچیز ایران در اقتصاد جهانی ادامه این رویکرد جز به تحریم های بیشتر یا رویارویی نظامی نمی انجامد. این در حالی است که نخبگان کشور برای تداوم فعالیت خود دقیقا نیازمند شرایط متفاوتی هستند تا بتوانند در سایه آن مراودات آزاد و امنی را با مراکز علمی جهان داشته باشند. وضعیتی که در کوتاه مدت نمی توانند به آن امیدوار باشند!

نکته پایانی: تداوم مهاجرت زیستی( نخبگانی که مجبور به کار در اسنپ هستند) در کنار مهاجرت جغرافیایی( مهاجرت بی بازگشت نخبگان به خارج از میهن) تهدیدی است که می تواند با تهدید گوهر ایران فرآیند فرسایش تمدنی کشور را تسریع نماید( تعبیر محسن رنانی).

تحلیل های ارائه شده تا این جا اما نشان می دهد که مخاطرات کنونی هنوز توسط مسئولان به خوبی درک نشده است!

@solati_mehran

This comment was minimized by the moderator on the site

اخراج و یا زمینه مهاجرت نخبگان آسیب به آبروی کشور و منافی با مکتب تشیّع است! آمار مهاجرت سه هزارپزشک و اخراج ۷۰ استاد از دانشگاه قابل گذشت نیست!

Posted: 16 Sep 2021 06:10 AM PDT

هادی سروش

ایجاد انگیزه برای مهاجرت نخبگان از کشور و نیز اخراج اساتید و دانش پژوهان از مراکز علمی و دانشگاه ها نشانه فاصله از منشِ اسلام است و با فرهنگ غنیِ شیعه منافات دارد و باعث رسوایی و آسیب به آبروی کشور میشود.

اسلام ؛ دین “علم” است

پیامبر رحمت (ص) فرمود : “بالتعلیم اُرسلت ، یعنی ؛ آموزش و علم افزونی هدف رسالت من است”. و به نقل قرآن شریف ، دعای همیشگی آنجناب بر افزایش دانش خویش بوده است ؛ “رب زدنی علما”.

نقش آفرینیِ دانش ورزان در تمدن کشور

علم از مقوله روشنائی و کشف است و هرجا قدم گذارد باعث رفع و کشف حجابِ جهالت و بی خردی است . و علم است که خردمندان جهان را به خود جلب و جدب میکند.
استاد مطهری بعد از اینکه سجده فرشتگان بخاطر علمِ آدم دانسته و علم را فطرتاً مقدس معرفی میکند ، میگوید؛ آدم بی سواد در تمدن مشارکتی ندارد و حتی جزء جامعه نیست و از افکار عمومی به حساب نمی آید . چرا اکثر مسلمین در تمدن شریک نیستند ولی یهودیها با کمی عدد بیشتر شرکت دارند؟!

منش علمیِ رهبران شیعه

بعد از رسول الله (ص) ، منشِ امیرالمومنین (ع) و امام پنجم ما شیعیان حضرت باقر (ع) بر ترویج دانش و توسعه آگاهی است . امام باقر توصیه فرمود : دانش و آگاهی را هر کجا یافتید آن را از آنِ خود کنید و در حدیثی از ایشان نقل شده که مسیح به حواریون فرمود : دانش را،حتا از مشرکان هم فرا گیرید. و ایشان چنین افرادی را مورد دعا قرار میدهد : “رحم الله عبدا احیی العلم.”

علم؛ غذای فکر و روح

علم غذای روح است و وقتی به آدمی و جامعه وارد شود ، مانند غذایی که وارد بدن میشود ؛ هضم شده و به همه اعضاء جامعه حیات و نشاط می بخشد.
در اینجاست که آن جامعه؛ جامعه ای مملو از پیشرفت و شخصیت میشود .
و از سوی دیگر جامعه ای که خوراک او ، از آگاهی و علم تامین شود ؛ ظلم را بر نمی تابد .
امروز اگر افکار عمومی جامعه ما نسبت به جنایات طالبان در افغانستان به صورت خود خوش موضع گیری دارد؛ نتیجه علم ورزی و آگاهی اوست .

مبارزه باعلم بوسیله اخراج اساتید و ایجادزمینه مهاجرت نخبگان

از علائم روشن جامعه فرو رفته در جهل و دور از علم ؛ اخراج اساتید از مراکز علمی مانند حوزه و دانشگاه ، و یا ایجاد زمینه مهاجرت نخبگان از کشور است.
مهم این است اگر درکشوری شعار علم گرایی و علم دوستی هم ، داده شود ولی “اخراج و مهاجرت” از علائم روشن مبارزه با علم است.
مهاجرت چیز کوچکی نیست ؛ در قرآن از آن به جلاء وطن نتم برده شده در ردیف عذاب قرار دارد . جلاء یعنی برملاشدن و روشن شدن بدین معنا که وقتی هویت علمی جامعه ای از او دور شود آن شهر و کشور به خرابی رفته و سطح عریان آن کشور از فضائل نمایان میشود!
امام علی به استاندار فارس نوشت ؛ “تندروی مکن که باعث مهاجرت میشود ، یعنی همان چیزی که که از آن به فرار مغزها نام برده میشود : “فان العسف یعود..”

آمار شگفت آور مهاجرت نخبگان

طبق آمار رسمی نظام پزشکی ؛ در ده ماه سه هزار نفر از پزشکان مهاجرت کرده اند ! و یا نظام پرستاری اعلام داشته که مهاجرت پرستاران سیصد برابر شده ! و از سوی دیگر کمسیون آموزش مجلس آمار مهاجرت روزانه ۲۰ نخبه اعم از مهندس و دکتر را اعلام ننوده ! آیا این آمار با ادعای اسلامی بودن ما و شیعه امام باقر(ع) بودن ما منطبق است ؟!

ما و مسئولین ما را چه شده که در مواجهه با این سرمایه سوزی پرخطر بی خیال هستیم؟!
بودجه زن و مرد و بچه روستایی و شهریِ این کشور خرج نخبه ای میشود و بعد ما بیایبم با عدم همکاری لازم که حق شخصی و حقوقی آن نخنه است ، زمینه مهاجرت را رقم زنیم ؟!

اخراج استاد دانشگاه با کدام حق؟!

چرا باید به صِرف اظهار نظر یک استاد پر قیمت و شناخته شده دانشگاه ، او را از دانشگاه “اخراج” کنیم؟! این است شکل و محتوایِ منطق مورد ادعای ما در تاسی به “علم دوستی باقرالعلوم” است ؟!

تاسف بارتر اینکه استاد شناخته شده فلسفه و عرفان میگوید : هفتاد استاد در یک ترم از دانشگاه آزاد اخراج شده اند !!

اصلا مدیر و یا مدیران مربوطه به چه حقی بخود چنین اجازه ای میدهند به مفاخر علمی کشور اهانت کنند؟! این اخراج ها ؛ اهانت به علم و به مردم و آبروی پر سابقه ی کشور کهن ماست.

افکار عمومی ؛ از دو جهت از دانشمندان علوم‌ دینی و علوم انسانی و تجربی خود، دفاع می کنند؛ ازجهت اینکه آنان آبرو کشور هستند و کشور برای آنان هزینه کرده است. ونیز از این جهت که به آنان درفرآیند آموزش وتربیت نیرو و امور کاربردی،به آنان سخت نیازمند است.

This comment was minimized by the moderator on the site

فاجعه فرار مغزها سیصد برابر جنگ تحمیلی به اقتصاد ایران آسیب زده است

ایران به صدر جدول مهاجرت مغزها رسیده است. ایرانیان سومین مردمان در جهان هستند که به دنبال مهاجرت هستند.

در بین اتباع کشورهای مختلف، ایرانی‌ها بیشتر متقاضی برای مهاجرت به استرالیا را دارند که سالانه د‌ها نفر نیز جان خود را در این راه از دست می‌دهند.

شمار جمعیت ایران ۲ برابر شده، اما میزان مهاجران ایرانی به عدد نزدیک به ۷ میلیون نفر یعنی ۱۴۰ برابر رسیده است.

در این بین حجم خروج نخبگان از کشور نیز قابل تامل است. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، ایران از نظر فرار مغز‌ها در بین ۹۱ کشور جهان مقام اول را از آن خود کرده ‌است.

سالانه تا ۱۸۰ هزار نفر با تحصیلات عالیه از ایران مهاجرت می‌کنند.

بنیاد ملی نخبگان ایران اعلام کرد، ۳۰۸ نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترین‌های آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج مهاجرت کرده‌اند.

همچنین هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی نوشت است، ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند.

طبق آمار صندوق بین‌المللی پول هم اکنون بیش از ۲۵۰ هزار مهندس و پزشک ایرانی در آمریکا هستند. طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵ کار‌شناس ارشد، ۴ دکترا و سالانه ۵۴۷۵ نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند.

در سال ۱۳۹۱ حدود ۱۵۰ هزار دانشجو تقاضای خروج از کشور را کرده‌اند که بیشترشان دانشجوی دوره دکترا بودند. همچنین ۶۴ درصد دانش‌آموزان ایرانی مدال‌آور المپیاد طی ۱۴ سال گذشته از ایران مهاجرت کرده‌اند.

حمید گورایی رئیس پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی نیز هشدار داد که دانشمندان رشته سلول‌های بنیادین ایران هر روز بیشتر از گذشته جذب دیگر نقاط جهان می‌شوند.

عباس میلانی مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا می‌گوید، فرار مغز‌ها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است.
منبع:اقتصاد آنلاین

This comment was minimized by the moderator on the site

در میان کشورهای جهان، بیشترین تعداد ایرانی‌های مقیم خارج از کشور با جمعیتی یک و نیم میلیون نفری، ساکن ایالات متحده آمریکا هستند. بریتانیا و کانادا نیز هر یک اقامت‌گاه ۴۰۰ هزار ایرانی است.
نام چهار کشور اروپایی بریتانیا، آلمان، سوئد، فرانسه در میان ۱۰ کشوری که بیشترین ایرانیان مقیم خارج از کشور در آنها اقامت دارند، به چشم می‌خورد که در مجموع ۹۲۵ هزار و ۷۷۰ ایرانی ساکن این کشورها هستند.
گزارش دبیرخانه شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور همچنین نشان می‌دهد که افزون بر همسایه‌های غربی یعنی عراق و ترکیه که اقامت‌گاه ۲۳۷ هزار و ۵۶۰ ایرانی شده، سه هزار و ۹۵۰ ایرانی مقیم پاکستان و سه هزار و ۸۰۰ نفر نیز مقیم افغانستان شده‌اند. آذربایجان و ارمنستان نیز هر یک اقامت‌گاه ۱۰ هزار ایرانی هستند. ۵۴ ایرانی نیز مقیم همسایه شمال شرقی، ترکمنستان شده‌اند.
این گزارش حاکیست در قاره اروپا نیز مقدونیه با ۱۱ ایرانی، اقامت‌گاه کمترین تعداد ایرانی‌ها در مقایسه با ۳۰ کشور این قاره است که ایرانی‌ها به عنوان اقامت‌گاه خود انتخاب کرده‌اند. همچنین در میان ۲۹ کشور آسیایی که ایرانی‌ها در آن اقامت دارند، کره شمالی با ۱ نفر، کمترین تعداد ایرانی‌های مقیم خارج از کشور را در خود جای داده است. در بین ۳۲ کشور عربی و آفریقایی نیز که ایرانی‌ها در آنها ساکن شده‌اند، تنها یک نفر مقیم سیرآلئون است.

This comment was minimized by the moderator on the site

سردار سلامی میل به مهاجرت در دوره شما دو برابر شده است Posted: 03 Oct 2020 10:07 AM PDT فرشاد قربانپور

سردار سلامی، فرمانده سپاه در مجلس گفت:《امروز هیچ‌کس آرزو نمی‌کند که شهروند آمریکا باشد》.
گاهی مسائلی پیش می آید که شهروند ایرانی را با پرسش هایی روبرو می کند. نخست اینکه او فرمانده یک نهاد نظامی است نه یک مسئول دولتی، وزیر امور خارجه، مسئول امور مهاجرت و یا رئیس یک موسسه مطالعاتی. اما اگر تمایل دارد در چنین موقعیتی باشد باید به پرسش هایی پاسخ دهد.
من نمی خواهم بپرسم منبع او در اینکه گفته است “بسیاری” تمایل ندارند شهروند آمریکا باشند کجاست. اما به گمانم حق دارم بپرسم آیا او برآوردی از اینکه چه تعداد از ایرانیان تمایل دارند به تابعیت کشور دیگری درآیند دارد یا خیر؟
پیش از آن با هم چند خبر بخوانیم.
۱- صندوق بین‌المللی پول در ۲۰۰۹ اعلام کرد، ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان ۹۱ کشور در حال توسعه مقام نخست دارد.
۲-روزنامه اطلاعات: بنابر آمار مجلس در سال ۱۳۸۹، ۶۰ هزار نفر از ایرانیان نخبه مهاجرت کرده‌اند.
۳- ایران با مهاجرت ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نخبه رتبه اول را در جهان دارد. حدود ۲۵٪ از کل ایرانیان تحصیل کرده در کشورهای توسعه یافته زندگی می‌کنند.
۴-دویچه وله: در سال ۱۳۹۱ حدود ۱۵۰ هزار دانشجو تقاضای خروج کرده‌اند که بیشتر دانشجوی دکترا بودند که معادل ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت به ایران بود. همچنین ۶۴ درصد دانش‌آموزان مدال‌آور المپیادی طی ۱۴ سال گذشته از ایران مهاجرت کرده‌اند.
۵- طبق سرشماری کانادا تعداد مهاجران ایرانی به کانادا در بازه ۵ ساله (۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶) به نسبت ۵ سال قبل‌تر (۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰)، ۶۰ درصد زیاد شد، در حالی که آمار کل مهاجران تنها ۴ درصد افزایش داشته است. این افزایش چشمگیر نرخ مهاجرت ایرانیان پس از وقایع سال ۱۳۸۸ است.
۶-سایت نهادایران در سال ۲۰۱۸ نوشت: از مجموع صدهزار ایرانی در آلمان ۲۰۰۰ کتاب منتشر شده، در حالیکه از بین ۲ میلیون ترک مهاجر آلمان تنها ۱۰۰ کتاب منتشر شده‌است.
۷- سایت سلام نو در ۲۴ اسفند ۱۳۹۸ به نقل از دفتر آمار اتحادیه اروپا نوشت: در سال ۲۰۱۸ میلادی، کشورهای سوریه، افغانستان، عراق، پاکستان و ایران در رده اول تا پنجم کشورهای مهاجرفرست به اروپا بودند.
همچنین طبق خبری که خبرگزاری اصولگرای “دانشجو” در ۸ بهمن ۹۸ منتشر کرد با استناد به آمار رسمی بانک جهانی در سال ۱۹۷۰ نرخ مهاجرت در ایران از هر ۱۰۰۰ نفر هشت و یک دهم نفر بود.
این نرخ یک سال پس از انقلاب یعنی سال ۱۹۸۰ به سیزده و شش دهم نفر در ۱۰۰۰ نفر و در سال ۲۰۱۷ به پانزده و سه دهم نفر رسیده است.
بنابراین اگر سال مبنا را سال ۱۹۷۰ میلادی قرار دهیم که اوج دوران شکوفایی اقتصادی و نفوذ بین المللی ایران بود، ۴۷ سال بعد در سال ۲۰۱۷ یعنی دوره مدیریت تفکر آقای سلامی، میل مهاجرت در ایران نزدیک به دو برابر شده است.
و اما طبق آمار بانک جهانی تنها در سال ۲۰۱۷، تعداد یک میلیون و ۲۳۷ هزار و ۳۴۴ نفر از ایرانیان میل به مهاجرت داشته اند.
همچنین به نوشته وبسایت بهار نیوز در ۲۱ خرداد ۱۳۹۹ به ترتیب کشورهای آمریکا، کانادا، آلمان، بریتانیا و سوئد ۷۰ درصد مهاجران ایرانی را پذیرفته اند.
و اما آمریکا سالانه به حدود یک میلیون درخواست مهاجرت از میان میلیون ها درخواست از سراسر جهان اجازه اقامت می دهد و این بر اساس شانس و کمی هم موقعیت مالی و سیاسی انجام می شود.
به فرض که لیبرالیسم آمریکایی در دوره افول است و آمریکا دچار بحران شده و عنقریب است که فروپاشد و… اما آیا بحران آمریکا دلیل بر حقانیت ما است؟ خیر. این دلیلی بر حقانیت ما نیست.
غرب و لیبرالیسم آمریکایی در ذات خود دچار بحران است و در این حرفی نیست. اما این دلیل نمی شود که ما بحران خود را نادیده بگیریم. تعارف نکنیم. ما در بحرانی بس عمیق تر گرفتاریم. میدانید که چه میگویم؛ مرگ دیگری دلیلی بر نامیرایی ما نیست.
اکنون ایرانیان به اقامت در کشورهایی همچون ترکیه، گرجستان، ارمنستان تن داده اند. و همه به دلیل نداشتن امید و اوضاع بهتر است. در واقع بیشترشان به دنبال پاسخ دادن به میل انسانی خود برای بقا و آزادی بوده اند و بس. چیزی که اینجا پیدا نمی شود. ایده شما برای رفع این مشکل چیست؟
ای کاش آقای سلامی که آمار آمریکا دستش است، آماری از ایران داشت و میدانست چند ایرانی برای آزادی و امید چمدان های خود را بسته اند.
ای کاش او می دانست که همه مثل من نیستند که به تعبیر دوستانم احمق باشم که ماندن در ایران را بر فرار ترجیح دادم.
آقای سلامی کلاه تان را بردارید. عنقریب تعداد ایرانیان مهاجر به ۱۰ میلیون نفر خواهد رسید. آمریکا ممکن است به فروپاشی برسد اما ما هم اکنون در حال تجربه آن هستیم.

This comment was minimized by the moderator on the site

پنج تا شش میلیون نفر ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند که مجموع ثروت آنها 1500 تا 2000 میلیارد دلار برآورد می‌شود!
برای بهتر مشخص شدن اندازه این عدد، به موارد زیر توجه کنید !
مجموع کل صادرات ایران در 20 سال گذشته: 1650 میلیارد دلار
ارزش تولید ناخالص داخلی ایران: 500 میلیارد دلار
کل نقدینگی کشور: 150 میلیارد دلار
ارزش بازار بورس تهران: 110 میلیارد دلار
جالب اینجاست که میزان انباشت سرمایه ایرانیان خارج از کشور بیش از مجموع صادرات کشور طی 20 سال گذشته برآورد می‌شود. همچنین ارزش کل بازار بورس تهران تنها با حدود شش درصد از سرمایه فوق برابری می‌کند.
بر اساس اطلاعات اقتصادی بین‌المللی،مجموع ارزش کل دارایی‌های فیزیکی در ایران حدود 5000 میلیارد دلار برآورد می‌شود؛ یعنی سرمایه ایرانیان مقیم خارج بیش از یک‌سوم کل دارایی‌های فیزیکی موجود در کشور است !

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

بابا آب داد، ما آب را به باد دادیم! محسن رنانی / ۱۲ ...
ژِنرالیسم مقدس اینکه بنی صدر به چه اشتباهاتی مبتلا و چ...