نان برکتی در سفره ی ما انسان ها
سفره ی بدون نان کسری عجیبی در خود نشان می دهد. انگار سفره بدون نان سفره نیست و تنها با نان است که سفره ها شکل واقعی به خود می گیرند. نان و سفره پیوند ناگسستنی دارند. قدیم ها به این قوت غالب ما "برکت خدا" می گفتند. هیچ غذایی به این اندازه احترام نداشت. سفره نان در بهترین جاها در خانه ها جا داشت و در بهترین لفافه ها پیچیده می شد، این سفره حتی اگر خالی هم بود هرگز در آن پا نمی گذارند و حتی در کنارش پاها را هم دراز نمی کردند و به احترام دو زانو یا چهار زانو در کنارش می نشستند. زیر پا گذاشتن این برکت گناه شمرده می شد. اگر تیکه یی از این برکت در گذرها یافت می شد با احترام برداشته شده با فوتی به آن؛ قابل خوردن شده و می خوردندش و یا بوسیده شده در کناری می گذاشتند.
شاید شما تجربه حضور در خارج کشور را داشته باشید و بدانید در آنجا ما ایرانیان دلمان برای نان ایرانی تنگ می شود. سوغات نان برای خارج نشینان تحفه یی با ارزش تلقی می شود. بوی نان شامه ها را می نوازد موقعی که در تنور داغ (خصوصا در روستاها که بوهای نامربوط زیاد نیست) نان پخته می شود بوی نان تازه تا چندین خانه نوازش گر حس شامه همسایه ها می شود و اشتهای همه را تحریک می کند و همان لحظه آرزوی خوردن آن را می کنند. نانوایان معمولا از بهترین و شریف ترین افراد جامعه هستند و در میان شغل ها، شغلی محسوب می شود که با آتش سروکار دارد و لذا از سخت ترین هاست؛ و انسان در کنار آتش است که درجات عرفان را طی می کند. آتش نانوایان را می سازد.
این نعمت پر ثمر خداوند انگار بی عیب ترین و مفیدترین هاست؛ شاید فراوان ترین غله در میان غلات گندم باشد ولی هیچ کدام به این اندازه شایع نیست و طرفدار ندارد. وقتی از داستان آدم و هبوطش به زمین سخن می گویند برخی معتقدند این همان میوه ممنوعه یی بود که جد ما را از بهشت محروم کرد. خلاصه از اسرار این نعمت الهی حکایت های زیادی گفته می شود.
خدایا هیچ سفره یی را بی نان نکن. خدایا نان گرم را از ما مخلوقات خود نگیر. اگر نان دادی دیگر نعمت هایت را هم گرفتی شاید هنوز دنیا قابل تحمل باشد ولی بدون آن سفره ها ناقص خواهند بود.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:39 شماره پست: 322
- توضیحات
- زیر مجموعه: مطالب نویسنده
- دسته: دل نوشت ها و نظرداشت ها
- تاریخ ایجاد در 20 خرداد 1395
- بازدید: 2440