گویا مردم بی‌پناه مانده فلسطینی در بزرگترین زندان سرباز جهان، یعنی غزه را، باز همین دونالد ترامپ، از دهان اژدهای خونخواری همچون راستگرایان جنایتکار صهیونیست به رهبری بنیامین نتانیاهو بیرون خواهد کشید، و گوش شیطان کر، چشمش کور، می‌رود تا ابتکارِ عملِ امریکایی این رئیس جمهور نامتوازن، که با حمله به زیرساخت‌های علمی و هسته‌ایی کشورمان، بار دیگر، امریکا و مردم آنرا، بدهکار ایران و مردم ایران کرد، به دو سال کشتار و جنایت و ویرانی در غزه پایان دهد، و این روزها می‌رود تا شرم الشیخ، شاهد پایان دو سال نبرد خونین در این باریکه مظلوم باشد.

شهری در مصر که همواره میزبان مذاکرات صلح بوده، و بیشتر به اینگونه نشست‌ها مشهور و یادآور است، مذاکرات صلحی که هر بار ج.ا.ایران، به اعتراض در آن شرکت نکرد، و همواره غایب بزرگ آن بوده است، این شهر میزبان رهبران بسیاری از گوشه گوشه‌ی مختلف جهان و منطقه است، تا شاهد امضای تفاهمنامه صلح بین حماس و اسراییل باشند،

اما گویا وجه جنگ طلبیِ قدرتمند، و کفه سنگین جنگ طلبان در ایران، باعث شد که بار دیگر این پیام به دنیا مخابره شود که آنان همچنان از قدرتی در کشورمان برخوردارند، که قادرند دولت آقای مسعود پزشکیان را که بر طبق وعده‌های انتخاباتی خود، برای تنش زدایی با غرب و امریکا، توانسته است در آخرین انتخابات پر حرف و حدیث، رای اعتماد بخش زیادی از مردم ایران دریافت کند، و با این امید راهی پاستور شد را نیز زمینگیر کرده، [1] و حالا که صلح طلبانی توانسته تنوره‌های دیو وحشت برانگیز جنگ و ویرانی و کشتار مذهب پایه را در این منطقه مهار کنند، در این جشن و مجلس حضور نخواهد یافت، و بدین ترتیب پیام صلحی از سوی ج.ا.ایران به جهان مخابره نخواهد شد،

اینجا و در روند این صلح نیز باز هم جای رهبران ایران خالی است، جنگ آنقدر در ذهن و روان رهبران ما لانه کرده است که، در هر جنگی، که در منطقه اتفاق می‌افتد، حتی اگر جنگ ما هم نباشد، خواه با اطلاع ما باشد، و خواه نباشد، از آن استقبال کرده، خود را در آن دخیل می‌کنیم، حتی اگر جنگی بین روسیه و اروپا باشد، که در حالت طبیعی، به عنوان یک کشور سوخته و ذغال شده، در خسارت‌های بزرگِ 8 سال جنگ با رژیم بعث عراق، ایران باید در صف اول هر صلح و پایان هر جنگی باشد،

اما به عکس آن اتفاق می‌افتد، و وقتی حماس حمله خود در 7 اکتبر دو سال پیش را آغاز میکند، در ایران برخی جشن می‌گیرند، و به رغم روح صلح طلب ایرانیان، نظام ما تمام قد در این جنگ، با تمام توانایی و شرکای خود شرکت کرده، و اکنون نیز که بعد سال‌ها درخواست از تمام طرف‌های جهانی که، بیایید و این جنگ و جنایت را پایان دهید، اکنون که کسانی پیدا شده‌اند که ابتکار عمل نشان دهند و مردم غزه را از آوارگی و گرسنگی و اسارت نجات دهند، انگار برای رهبران ما کَسرِ شَـان است که در نشست صلح شرکت کنند، و این روند را به رسمیت بشناسند، و انگار ناف ج.ا.ایران را با جنگ و کشتار بریده‌اند، که به هر پرونده صلح و صلح طلبی به دیده شک و تردید می‌نگرد.

گفته می‌شود علاوه بر دولت مصر که میزبان این نشست صلح است، شخص دونالد ترامپ و دولت امریکا هم از ایران برای شرکت در این اجلاس دعوت به عمل آورده است، و مقامات ایرانی که مدعی بودند، در نیویورک و در خلال اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، درخواست‌های مذاکره مستقیم آنان نیز، از سوی امریکایی‌ها با بی توجهی مواجه شده است، حال که طرف امریکایی رسما از آنان برای شرکت در این اجلاس دعوت می‌کند، آن را نادیده می‌گیرند، و بدان پشت می‌کنند، و پیام‌های بیجا مخابره می‌کنند.

تا باز با بالاگرفتن تنش، مجبور شوند دست به دامن واسطه‌هایی شوند، که وجود چنین میانجی‌هایی دون شان ایران و ایرانیان است، تا باز ملاقاتی صورت گیرد و تنش‌ها کاهش یابد، از دست دادن فرصت‌های پی در پی تنش‌زدایی با امریکا و غرب، ما را به جایی خواهد رساند که باز بنشینیم تا یک کشور کوچک عربی در حاشیه جنوبی خلیج فارس، کسانی که هفته‌ایی یکبار با هم می‌نشینند و از مالکیت خود بر جزایر ما در خلیج فارس می‌گویند، [2] و در این دشمنی آنقدر پیش رفته‌اند که نام باستانی و هزاران ساله «شاخاب پارس» را هم بر نمی‌تابند و بر تغییر این نام دیرپا بسیار پایدار و لجوجند و...، بیایند و بین ما غرب و امریکا میانجیگری کنند، چرا؟! چون اراده‌ایی بر خلاف خواست بیشتر ایرانیان، به درگیری با غرب بیشتر راغب است، تا از در ارتباط و مراوده در آمدن!

برای هر ایرانی خجالت آور است که ما چنان با جهانی چنین قدرتمند و وسیع قهر باشیم، که کشورهایی مثل قطر و عمان همواره هوای برادر غول‌پیکر خود در این سوی خلیج فارس را داشته باشند، که در دریای جنگ غرق و نابود نشود، و یا شخص غیر قابل اتکایی مثل ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، واسطه پیام آوردن و بردن، بین غرب و ایران شود، او که یک تاریخ تجاوز و توسعه طلبی را در شمال ایران در کارنامه تاریخی کشور خود دارد، و او میانجی شود که بین ایران و غرب تنش زدایی کند! [3] او که در صدر لیست دشمنان غرب است و آنان به خون او تشنه‌اند.

عدم شرکت در اجلاس صلح شرم الشیخ، این پیام را به جهان صادر خواهد کرد که ایران تنها زبان زور را می‌فهمد، وقتی شمشیر دامکلوس جنگ را در پس گردن خود احساس کند، حتی اعلام آمادگی برای مذاکره مستقیم می‌کند، [4] و وقتی این تهدید را تا حدودی به کنار دید، به دعوت محترمانه و آشکار طرف قدرتمند امریکایی و غربی خود، برای تنش‌زدایی هم بی حرمتی کرده، و آنرا رد می‌کند. [5]

تلاش ترامپ برای نزدیک کردن پازل های نبرد در خاورمیانه

حماس و اسراییل

تهران - دوشنبه 21 مهرماه 1404 برابر با 13  اکتبر 2025

[1] -  توئیت جدید عراقچی در مورد نشست شرم‌الشیخ: نه رییس جمهور، نه من، شرکت نمی کنیم! «نمی‌توانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کرده‌اند و همچنان ما را تهدید و تحریم می‌کنند. ایران از دعوت رئیس‌جمهور السیسی برای حضور در نشست شرم‌الشیخ سپاسگزار است. با وجود تمایل به تعاملات دیپلماتیک، نه رئیس‌جمهور پزشکیان و نه من، نمی‌توانیم با کسانی وارد تعامل شویم که به مردم ایران حمله کرده‌اند و همچنان ما را تهدید و تحریم می‌کنند. با این حال، ایران از هر ابتکاری که به نسل‌کشی اسرائیل در غزه پایان دهد و به اخراج نیروهای اشغالگر منجر شود، استقبال می‌کند. فلسطینیان کاملاً محق هستند که حق اساسی تعیین سرنوشت خود را به دست آورند و همه کشورها بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارند که در حمایت از این خواسته قانونی و مشروع به آنان کمک کنند. ایران همواره نیرویی کلیدی برای صلح در منطقه بوده و خواهد بود. برخلاف رژیم نسل‌کش اسرائیل، ایران به دنبال جنگ‌های بی‌پایان نیست، به‌ویژه به هزینه متحدان ادعایی، بلکه در پی صلح پایدار، شکوفایی و همکاری است.» خبرستان دیلی‌تلگرام

[2] - عباس عراقچی: «موضع ما در مورد جزایر روشن است و تعلق ابدی به ایران دارد.  این را با قاطعیت به کشورهای همسایه و اروپایی ها گفته‌ایم. این موضع قاطع را گفته‌ایم، تکرار هم کرده‌ایم و تکرار هم خواهیم کرد.»

[3] - تایید پیام نتانیاهو به پوتین درباره ایران

عباس_عراقچی وزیر امورخارجه: « خبر روس‌ها در مورد اینکه نتانیاهو به پوتین گفته علاقه به درگیری با ایران نداریم را تایید می‌کنم. نتانیاهو به پوتین گفته قصد درگیری دوباره با ایران را نداریم و روسیه این موضوع را به سفیر ایران اطلاع داده است. نیروهای ما در آمادگی هستند و امکان فریب از سوی صهیونیست‌ها وجود دارد. البته به لحاظ منطقی باید قبول کنیم که رژیم صهیونیستی توان حملۀ دوباره به ایران را ندارد.»

[4] - وزیر خارجه ایران، در گفت‌وگو با شبکه خبر: آنها می خواستند ما درخواست آنها را قبول کنیم و بعد وارد مذاکره شویم.  اگر قرار است اول درخواست آنها را بپذیریم، دیگر مذاکره معنا پیدا نمی‌کند.  ویتکاف در مذاکره مستقیم هم می‌خواست خواسته هایش را تحمیل کند لذا ما مذاکره را نپذیرفتم.  برای مذاکره جمعی مستقیم اعلام آمادگی کردیم، اما خواسته غیرمنطقی داشتند. می گفتند باید با نظر حاکمیت بیایید من هم گفتم اگر مذاکره تحمیلی نیست قطعا با نظر حاکمیت می‌آییم.  ما کوتاهی نکردیم و فقط از منافع ملت ایران دفاع کردیم. ما پیشنهاد منصفانه دادیم، آنها بودند که قبول نکردند و در میانه مذاکرات حمله کردند. همه راه‌های قانونی را هم رفتیم اما آنها بهم زدند.»

[5] - دعوت ترامپ از ایران به اجلاس شرم‌الشیخ

 وزارت امورخارجه ایالات متحده امروز دعوتنامه رسمی برای اجلاس رهبران در مورد طرح پرزیدنت ترامپ برای غزه که روز دوشنبه در شرم الشیخ برگزار می‌شود، ارسال کرد. ایالات متحده فهرست دعوت‌شدگان را گسترش داده و اسپانیا، ژاپن، آذربایجان، ارمنستان، مجارستان، هند، السالوادور، قبرس، یونان، بحرین، کویت و کانادا را نیز به این فهرست اضافه کرده است. ایران نیز دعوت شده است/ آکسیوس

ایده پردازان و برنامه نویسانِ هجومِ 7 اکتبر 2023، و آنانکه حمله توفان الاقصی را به انجام رساندند، بواقع بازیگران دامی بزرگ بودند، که شالوده‌ریزِ پس پرده‌ی این دام، توسط آنان، این دام را بر سر راه محور موسوم به «مقاومت»، منطقه و بازیگران بزرگ اسلامی و غیر مسلمان (روسیه و...) نهاد، امروز پس از دو سال، بعد از آن هجوم هولناک، که در چند ساعت بیش از هزار کشته، و صدها اسیر و مجروح را روی دست اسراییلی‌ها نهاد، باعث گردید تا در ادامه آن، تروریسم خشن دولتی اسراییل، دو سال بربریت و ظلم را بر تمامی مردم فلسطین در غزه و کرانه باختری رود اردن روا دارد، و ده‌ها هزار نفر از آنان را کشته، مجروح، و به اسارت بَرَد، و تمام مردم غزه را آواره و اسیر جمعی، و محاصره‌ایی خود کند، و سرنوشت ملت‌های بسیاری را از عملکرد خود متاثر نماید، امروز رزمندگان و ایده‌پردازان بسیاری که در آن عملیات دست داشتند، یا کشته شدند، و یا مجروح، با دردهایشان دست به گریبانند، و یا اسیرند، و این بازماندگان از آن نبرد خونینند، که تن به صلحی تحمیلی داده‌اند، که دشمنان آنان، دام گذاران اصلی 7 اکتبر، نشستند و مفادش را نوشتند، و آنان را در منگنه، مجبور به پذیرش این ابتکارعمل کردند [1]

چنین سرنوشتی، پیشِ روی تمام کسانی است که دچار خطای محاسباتی می‌شوند، کسانی که قدرت بازوان خود را بالاتر از هر حریف دیده، بی محابا چاقوی خود را در شکم دشمن فرو می‌کنند، و نمی‌دانند که در صحنه جنگ، این قدرت است که حرف اول و آخر را خواهد زد، و یا شاید هم می‌دانند، اما اسیر در ایده‌های ماورایی خود، خود را مامور به انجام وظیفه، فارغ از بازتاب و پی آمد آن دانسته، به امید امداد خداوندی و...، به دلِ خطر و جنگ‌های هولناک می‌زنند، و ریسکهای بزرگ کشتار و ویرانی را می‌پذیرند و برایشان مهم نیست که چه پیش خواهد آمد.

گویند «دیوانه‌ایی، سنگی را در چاه افکند، و هزار عاقل باید، تا ظرایف به کار گیرند، و چنین سنگی را از چاه برکِشند»، برایند این حمله، رسوایی اسراییل در افکار عمومی جهانی بود و...، بله درست است دنیا به ماهیت جنایتکار آن پی برد، و صهیونیست‌ها آبرویی برای «دولت یهود» در این نبرد دو ساله باقی نگذاشتند، تا امروز رقم خورد، اما در کنار این موفقیتِ مردم آزادیخواه فلسطین، روی کار آمدن دولت راستگرای دونالد ترامپ در امریکا، شکستی برای تمام جهانیان و مفاهیمی پرمعنا همچون ساختار و قوانین بین الملل، محیط زیست، حقوق بشر و... بود، و این بیشک، یکی از نتایج حمله اکتبر 2023 است.

یکی از دلایل روی کار آمدن چهره خشن و زورگوی دولت ترامپ، حرکت مهره شطرنجی به نام بنیامین نتانیاهو در صحنه خاورمیانه بود، که در شکست دمکرات‌ها در امریکا، نقش بارزی بازی کرد، و انتقام عدم همراهی کامل آنان با جنایت خود را، از دمکرات‌ها گرفت، حمله 7 اکتبر، یکی از دلایلی بود که این چنین راستگرایان امریکایی و اسراییلی، اکنون چون تیر و تخته، به هم چفت و جور شده‌اند، و این روزها دل می‌دهند، و قلوه می‌گیرند، و کل خاورمیانه را به ذلت کشیده‌اند.

این حمله هفت اکتبر بود که به راستگرایان جنایتکار دخیل در دولت یهود، قدرت، و دست برتر در مانورِ جنایتبارشان داد، تا در نهادینه کردن زورگویی و جنایت در خاورمیانه وسعت عمل و دست برتر یابند، و آنرا به امری روتین و همه روزه در این منطقه مبدل ساخته، و این بلایی بود که طراحان عملیات 7 اکتبر بر سر منطقه و مردم آن آوردند، و بسیاری را زیر تیغ بردند، که از جمله‌ی آنان، ایران و ایرانیان هستند، که حمله حماس به اسراییل باعث گردید که، علاوه بر این که راستگرایان در ایران قدرت و وسعت عمل یافتند، و به آرزوی دیرینه خود، برای وارد کردن کشور در یک جنگ مستقیم دیگر با دیگران دست یافتند، و نبرد رو در رویی را با اسراییل، در تغار ملت ایران قاچیدند.

42 سال پیش، ایران واجد عاقلانی در سیستم حکمرانی بود، که تلاش کردن تا پیش از فرا رسیدن زمانِ مرگ بنیانگذار ج.ا.ایران، ایران را از شرِ جنگ 8 ساله‌ی خسارتباری که با رژیم بعث عراق در جریان بود، برهانند، و امروز باز ایران درگیر یک جنگ مستقیمِ دیگر گردیده است، و آن عُقلا دیگر زیر خروارها خاک خفته‌اند، و این تندروی و رادیکالیسم است که میداندار سرنوشت ایران شده است.

جنگ 12 روزه بهای سنگینی بود که ایرانیان پس از حمله 7 اکتبر پرداختند، و این جنگ نیز در کارنامه نبردهای ایرانیان وارد شد، افتخار و یا شرم، خسارت جبران ناپذیری را به ما تحمیل کرد، و از جمله روابط مثبت بین ایرانیان و یهودیان را که، سخن از هزاره‌ها، و قرن‌ها دوستی و رفاقت و یاری در آن بود، به طعم نبرد و کشتار و ویرانیِ جنگی آلود.

بار دیگر امریکا وارد نبرد با ایران شد، و نیم روز جنگ دریایی خود با ایرانیان، در جنگ هشت ساله را، اینبار در بمباران سایت‌های هسته‌ایی ایران، تکرار کرد، و در پرونده رویارویی غیر لازم ایران و امریکا، اینبار، بمب‌های سنگین بود، که در پاسخ به شعارهای بی معنی مثل «مرگ بر امریکا» رها شد، تا ایرانیان شرمگینِ از تکرار چنین تجاوزی، شاهد سخنان سخیف رئیس جمهور امریکا باشند که هر هفته یک بار، و به هر مناسبت و یا نامناسبتی افتخار این تجاوز را تکرار می‌کند، و آن را به رخ ما کشیده، و خواهد کشید، و تخم کینه را بین دو ملت ایران و امریکا کاشته، آبیاری، و بارور خواهد کرد.

با همه اشتباهاتی که حماس و... کرد، و چنین شرایطی را برای منطقه و مردم خود رقم زد، اما از این شانس و اقبال برخوردار بود، که جهان اسلام، جهان عرب، آزادیخواهان جهان و... با آنان به عنوان یک ملت در معرض نابودی، همساز، همدرد و همراه بودند، و در این وسعت از جهان سیاست، برای رهایی آنان از این ظلم آشکار تلاش کردند، و گرچه کینه توزی صهیونیسم، در انتقام و نسل کشی از دشمنان خود، باعث گردید این ظلم بر میلیون‌ها فلسطینی، برای دو سال ادامه یابد، اما این یک امر روشن است که دنیا برای نجات فلسطینیان به تکاپو افتاد، حرکت کرد، تلاش داشت، و بالاخره قدرت مقاومت مردم فلسطین، و پیگیری جهانی، این مقدار از صلح را برای این مردم به ارمغان آورد.

اما کسانی در این جهان هستند که هرگز از شبکه حامیانی بدین وسعت برخوردار نیستند، که اگر در چنین مخمصه‌ایی گرفتار آمدند، به کمک آنان بیایند، و به نجات‌ِشان اقدام کنند، نمونه بارز این وضعیت، ملت ایران است، جنگ دوازده روزه، و حمله امریکا به سایت‌های قانونی و زیر نظر پادمان‌های سازمان ملل، در صنعت هسته‌ایی ما، نشان داد که ایران از یک تنهایی عجیب در جهان و منطقه رنج می‌برد، و چنانچه در چنین مخمصه‌ایی گرفتار آید، هرگز در حد مردم فلسطین، از حامیانی با این شبکه گسترده جهانی و منطقه‌ایی برخوردار نخواهد بود،

ایرانیان (همچون فلسطینیان) هرگز حامیانی چون ج.ا.ایران نداشته و ندارند، کشوری که تمام ظرفیت و موجودیت خود، توان نظامی، اقتصادی، سیاسی و... خود را در خدمت موضوع فلسطین گرفت، و خرج فلسطین کرد، و با صدها موشک به دفاع از آنان برخاست و... ایرانیان تنهای تنها، باید به زانوان و بازوان خود در چنین رویارویی تکیه کنند و... و گلیم خود را از میان خون، ویرانی و جراحت برکِشند، همانگونه که در خلال جنگ خسارتبار هشت ساله آن را آزمودند، و لمس کردند.

ایرانیان کسانی‌اند که به اعتراف بیشتر افراد دخیل در جنگِ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث، غرب و شرق، اروپا و اعراب، و حتی آزادیخواهان جهان (کسانی همچون فلسطینیان [2] و...) در برابر آنان، و در کنار متجاوز بعثی علیه آنان جنگیدند.

در این جنگ 12 روزه نیز، غرب که حسابش روشن است، تمام قد در کنار اسراییل ایستاد، و برخی کشورهای عربی نیز در سرنگونی موشک‌ها و پهپادهای مقابله‌ایی ایران، شلیک شده به سوی اسراییل، مشارکت کردند و از آن رژیم حتی حمایت نظامی کردند، و کشورهایی همچون ترکیه نیز در کنار اسراییل، کمر خط پشتیبانی ایران در سوریه را با یک فرصت طلبی خباثت بار شکستند و...،

می‌ماند شرق، که به اطمینان قلبی می‌توانم مدعی شوم که، روسیه در کنار اسراییل با حضور ایران در سوریه برای سال‌ها جنگید، البته تاریخ روشن خواهد کرد که این همراهی به چه میزانی بود، و در جنگ 12 روزه این همکاری تا به کجا پیش رفت، آنان در بهترین حالت مشکوک به کمک موثر، به اسراییل هستند، چرا که معتقدند نیمی از از مردم اسراییل، مردم روس یا اروپای شرقی هستند، و به گفته برخی کارشناسان، در خنثی سازی قدرت پدافند هوایی ما در برابر حمله غرب و اسراییل، به تاسیسات هسته ایی، از پدافند هوایی قدرتمند اس 300 آنان هیچ نیامد، و این کاملا مشکوک و مظنون به همکاری روس هاست، که در نتیجه آن، فضای دفاع هوایی ما در اختیار دشمن قرار گرفت، و در اعتراض به این امر، رهبر روسیه، جناب پوتین اظهار داشتند، ما در دفاع، با ایران قراردادی نداشتیم! [3] و این رهبر بلوک شرق، به هنگام بیان چنین مطلبی، هرگز از خود شرمی بروز نداد، در حالی که اروپا به علت همراهی ایران با روسیه، در جنگ اوکراین، این همه هزینه متوجه کشورمان کرد، و این کار زیادی نبود که روس‌ها نیز در کنار ایران، از ایران متقابلا مقابل غرب دفاع کنند؟!  

این است که اگر مسئولین کشورمان عقل به خرج دهند، نخواهند گذاشت که کشور وارد میدان جنگی دیگر شود، به ویژه جنگی با چنان وسعتی از رویارویی، که قدرت‌های برتر و بزرگی همچون امریکا، اروپا و بلکه اسراییل را در خود داشته باشد؛

حتی جنگ با اسراییل نیز برای ایران خسارت محض است، چراکه تاریخ نشان داده که در نبرد با اسراییل، شما هرگز با اسراییل به تنهایی مواجه نخواهی بود، در چنان جنگی، شما تمام روابط تاریخی و حسنه خود با دیگران را هم خواهی باخت، آلمان نمونه بارز آن است، در این جنگ حتی با آلمانِ دوست ایران نیز خواهی جنگید، آلمانی که خود را بدهکار به اسراییلی‌ها می‌داند، و روابط تاریخی با ایران را به فراموشی سپرده، و در اثر جنایت خود در جریان هولوکاست، و کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، مجبور است تمام موازین اخلاق اروپایی، تعادل و میانه‌روی اروپایی، حقوق بشر مدعای اروپای متمدن و... را به فراموشی سپرده، و به کمک این نازدانه تمدن غرب شتافته، تا بخشی از بدهی خود به یهودیان را، از جیب ملت‌های دیگر (فلسطین، ایران و...) به یهود بپردازد، حتی اگر این دولت یهود دشنه‌ایی در بدن دیگران باشد، و برای قرن‌ها، آنان را آزار دهد.

در چنان صحنه‌ی جنایتی، تو آرزو خواهی کرد، که کاش یک فلسطینی بودی، که جانت برای بسیاری از مردم دنیا، مورد احترام، و حتی لایق مبارزه و حرکت بود، نه یک ایرانی که در زیر بمب و گلوله، در بهترین حالت به نظاره کشتار و ویرانی‌اش خواهند نشست، و در میانه کار، فرصت طلبانه، جنگ‌هایت را به درازا خواهند کشاند، تا از برگ تو در جهان سیاست و اقتصاد، و بده و بستان‌های جهانی خود، بهره برده، دبی، دبی شود؛ قطر، دوحه امروزی شود، که بر ثروت گاز کشورمان نشسته، و روی سبیل جنابِ ترامپ نقاره می‌زند، و ترکیه، ترکیه ثروتمند امروز شود، که ثروت و جایگاهش، گاه حاصل معامله بر سر بسیاری ملت‌ها و کشورهاست، که در اطرافش گرفتار جنگ شدند.

جنگ 12 روزه، و پیش از آن جنگ هشت ساله خسارتبار با رژیم بعث عراق نشان داد، کسی برای جان ما ایرانیان، و آبادانی ایران، به غیر از خود ما، دل نخواهد سوزاند، نگذاریم که طبق خواست راستگرایان تندرو داخلی، مثل جبهه پایداری و...، و امثال نتانیاهو و... در خارج از این مرز بوم، دوباره ایران در دام جنگ دیگری گرفتار آید.

تهران - شنبه 12 مهرماه 1404 برابر با 4 اکتبر 2025

#نه_به_جنگ

#نه_به_ویرانی

#نه_به_جنگ‌طلبان

 

بوسه اسیری آزاد شده از دست صدام بر خاک وطن، بعد از رهایی از

اسارت بعد از صلح با عراق، شکرگزاری برای رهایی

[1] - عبدالعاطی (وزیر خارجۀ مصر) گفته است: «روشن است که حماس باید سلاح خود را کنار بگذارد و نباید به اسرائیل بهانه‌ای داده شود تا حمله خود به غزه را ادامه دهد. بیایید هیچ بهانه به هیچ طرفی ندهیم تا از حماس برای توجیه این کشتارهای روزانه دیوانه‌وار علیه غیرنظامیان، استفاده کند. آنچه رخ می‌دهد بسیار فراتر از هفتم اکتبر است. این دیگر انتقام نیست؛ این پاک‌سازی قومی و نسل‌کشی مداوم است، بنابر این، دیگر کافی است. میان ما به‌عنوان عرب‌ها و مسلمانان، و حتی در میان خود اعضای حماس، توافق کامل وجود دارد. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که هیچ نقشی در آینده ندارند و این یک واقعیت است."

[2] - وجود صدها اسیر فلسطینی در بین اسرایی که در جنگ گرفتیم، گواه همراهی فلسطینیان در کنار رژیم بعث علیه ایران است.

[3] - ولادیمیر پوتین در تاریخ 20 ژوئن 2025 به عنوان رئیس‌جمهور روسیه در گفت‌وگویی با سردبیران ارشد خبرگزاری‌هایی شرکت کرد که در آن به موضوع جنگ اسرائیل و ایران پرداخته شد. او در زمینه کمک به دفاع ضدهوایی ایران گفت : «ما یک‌بار به دوستان ایرانی خود پیشنهاد دادیم که در حوزه سامانه‌های پدافند هوایی همکاری کنیم اما شرکای ما در آن زمان علاقه زیادی نشان ندادند و همین. پیشنهاد ما ایجاد یک سامانه کامل بود، نه تحویل جداگانه تجهیزات؛ یک سامانه. در نهایت فقط یک‌ بار این موضوع را بررسی کردیم، اما طرف ایرانی علاقه‌مندی زیادی نشان نداد و موضوع متوقف شد. اما درباره تحویل‌های موردی، بله، البته، ما در گذشته این تحویل‌ها را انجام داده‌ایم. این مسئله هیچ ارتباطی با بحران امروز ندارد. این همان چیزی است که همکاری عادی در حوزه فنی-نظامی نامیده می‌شود و در چارچوب قوانین بین‌المللی صورت گرفته است.» رئیس‌جمهور روسیه درباره معاهده راهبردی با ایران گفت در این توافق « هیچ ماده‌ای مربوط به حوزه دفاعی وجود ندارد» و دیگر اینکه «دوستان ایرانی ما حتی چنین درخواستی از ما نکرده‌اند. بنابراین عملاً چیزی برای بحث وجود ندارد.» متن معاهده راهبردی ایران و روسیه که امسال در هر دو کشور اجرایی شد، منتشر شده است. در این معاهده همکاری در زمینه‌های نظامی و امنیتی آمده است اما بندهای دفاعی ندارد و مقام‌های دو طرف هم بر این موضوع تاکید کرده‌اند. آندری رودنکو، معاون وزیر خارجه روسیه گفت که در صورت درگرفتن جنگ ایران با آمریکا، مسکو کمک نظامی به ایران نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی تاس، آقای رودنکو در روز هشتم آوریل (۱۹ فروردین) امسال که این معاهده در مجلس سفلای روسیه (دوما) تصویب شد به نمایندگان گفت: «در چنین شرایطی، روسیه ملزم به ارائه کمک نظامی نیست.»

دولت دونالد ترامپ در دور اول خود چنان شرایطی ایجاد کرد که به رغم رسم معمول، و حاکمیت دو دوره‌ایی دولت‌ها در امریکا، در انتخابات بعدی صحنه را به رقیب باخت، و دولت جمهوریخواهان یک‌دوره‌ایی شد، و مردم امریکا با روی آوردن به کاندیدای حزب دمکرات، تومار دولت ترامپ را در هم پیچیدند، و فرصت دوباره‌ایی به او ندادند تا کار خود را دنبال کند، رسوایی تن ندادن به قوانین امریکا، در قبول شکست، و عدم تحویل مسالمت آمیز قدرت نیز، خدشه انکار ناپذیری به وجهه ترامپ و حزب جمهوریخواه وارد آورد و همه چیز آماده بود تا ترامپیسم، به تاریخ بپیوندد.

اما با این همه باز ترامپیسم فرصت بروز دوباره یافت، و دولت حزب دمکرات، اگرچه حمایت نسبی داخلی و جهانی را در پس خود داشت، باز در یک بی تعادلی، در اثر بازنشسته شدن چهره کاریزمای انتخاباتی همچون جو بایدن (به علت کهولت سن)، برای رقابت انتخاباتی برابر با ترامپ، اینبار این دمکرات‌ها بودند که انتخابات را، به رهبری خانم کملا هریس، دورگه‌ی سیاهی که در تله راستگرایی و ملیگراییِ سفیدپوستِ ترامپیست‌ها گرفتار آمد، باختند.

جولان خونین، سخت و بی‌رحمانه‌ایی که راستگرایان افراطی جهانی، مثل بنیامین نتانیاهو در غزه، و ولادیمیر پوتین در اوکراین به راه انداخته بودند، و در کنار آن روی کار آمدن دولت راستگرا، یکدست، خالی از مردان کارآزموده، نابخرد، خودخواه و... ابراهیم رئیسی در ایران، به کمک این دو آمد، و با ناکار کردن فرایند مذاکرات بازگشت امریکا به قرارداد برجام، شرایطی را دامن زدند، که دولت دمکرات‌ها بعنوان معمار برجام، از برداشت میوه‌های این قرارداد محروم شد و...، و این شرایط دامن دولت جو بایدن، و ادامه دهنده راه او، کملا هریس را گرفت، و همه اینها به کمک ترامپیست‌ها آمد، تا امروز شاهد جولان دوباره راستگرایی ترامپی در جهان، و حمله مستقیم امریکایی-اسراییلی به زیرساخت‌های هسته‌ایی خود باشیم.

 چراکه راستگرایان تمامیت‌خواهی چون اینان، مسیر عمل و رفتار خود را در فرایندی قرار دادند که دولت جو بایدن را ناکارآمد، خرفت و ناتوان از واکنش به موقع و قوی نشان داد، و در کنار آن، تلاش‌ها برای حل مشکلات جهانی را خنثی و عقیم کردند، و این فرصت را به رقیب انتخاباتی کملا هریس دادند که از این خلا سو استفاده کرده، و با وعده‌ی حل سریع چالش‌های بزرگ جهانی (همچون غزه، اوکراین، ایران و...) در فردای دستیابی به قدرت، امریکایی‌ها را تشویق کند تا فرصت دوباره‌ایی به ترامپ دهند، تا شانس موفقیت خود را بیازماید، و در ناباوری دنیای تشنه‌ی تعادل ، این بی تعادلی بود که با شعار تعادل، پیروز انتخابات امریکا شد [1]، و در حالی که پیش بینی آرای دو رقیب دمکرات و جمهوریخواه بسیار نزدیک و در حدودهای 50-50 بود، ترامپ یک برد بزرگ را رقم زد، و بدین سان، او سکاندار حل مسایل امریکا و جهان، با شعارهای ملیگرایانه امریکایی گردید.

اما ترامپ بعد از پیروزی و در همان ساعات اولیه (20 ژانویه 2025) سکانداری، دنیا را با فرمان‌های پرشمار خود به رگبار بست و شوکه کرد، و همه را از دوست و دشمن نواخت، از افزایش تعرفه تجارت گرفته، تا خروج از پیمان‌های بین المللی، قطع کمک‌های مالی و نظامی به جهان، تا تضعیف نهادهای مسئول جهانی، همچون سازمان ملل و... و در چنین فضایی، ترامپ بعنوان یک شخصیت خودشیفته، حل معضلات جهانی را که پیش از این احساس می‌کرد می‌تواند در سه روزه اول ورود به کاخ سفید حل کند را، در سرلوحه کار خود قرار داد.

اما در میان بهت و حیرت جهانی، بجای حل این معضلات، ترامپ عملا در خدمت و حمایت از کسانی (به غیر از راستگرایان ایرانی) قرارگرفت، که در به قدرت رسیدن او نقش اساسی داشتند، و از قضا خود همان مشکل جهانی [2] بودند، که باید آنرا حل می‌کرد. ترامپ با قرار گرفتن در کاخ سفید، ابتدا پشت بنیامین نتانیاهو قرار گرفت که حرکت جنایتکارانه، افراط‌گرایانه و هنجارشکن او، ابتدا دولت بایدن را در لجنزار خاورمیانه غرق، و با نگاه داشتن امریکایِ بایدن در این باتلاق، تا آخرین روزهای این دولت، و عقیم کردن تمام تلاش‌های صلح طلبانه بایدن، اروپا و اعراب، آن دولت را ناتوان و ناکارآمد نشان داد، و سیستم دمکرات، و نیروهای میانه‌رو اسراییل را عقیم، خلع سلاح و در سردرگمی نگه داشت، و تمام صلح، انسانیت و قانون را به دارِ خواست‌های افراط‌گرایان صهیونیست، آویخت،

اما ترامپ که به شکرانه اقدامات راستگرایان جنایتکاری چون نتانیاهو، و معتقدان به اندیشه آپارتاید، و برتری صهیونیست‌ها بر دیگران، که در دولت او گرد آمده‌اند، به قدرت رسید، بلافاصله در طرح‌های جنگ‌طلبانه، تجاوزکارانه و گسترش وسعت جنایات اسراییل، همیار و همکار گردید، و تمام وعده‌های صلح طلبانه خود را، فعلا به فراموشی سپرد، و یا پشت گوش انداخت، در حالی که وعده حل تراژدی خاورمیانه را داده بود، از حل آن پا واپس کشید و خودداری کرد، و در این جنگ با نتانیاهو همکاسه نیز گردید، و این فاجعه را از جنگ‌های نیابتی، به سمت جنگ مستقیم بین کشورها (با ایران، سوریه، یمن، لبنان و...) نیز برد، و کاری کردند که مردم غزه در بدترین شرایط ممکن، هم خود و هم سرزمین خود را در خطر بزرگ می‌بینند، و دنیا در اعتراضی روشن، این لکه ننگ ساخته و پرداخته غرب، بر دامن سیاست بین الملل را، به نظاره نشسته است.

دومین فردی که در پیروزی ترامپ بر رقیب انتخاباتی‌اش، بسیار موثر عمل کرد، ولادیمیر پوتین رهبر بلامنازع و دیکتاتور مادام العمر روس بود، کسی که در دور اول پیروزی او نیز (2016)، متهم به دستکاری در انتخابات امریکا به نفع ترامپ شد. [3] و اینبار در عملکرد خود در خلال ادامه تجاوز آشکار به اوکراین، دنیای غرب را در باتلاق جنگی درون اروپایی گرفتار، و طوری نگه داشت، کشتار و تهدید کرد، و ویرانیِ چنان عجیبی را رقم زد، که روح جنایتکار غربی در نبردهای پر تلفات را، بار دیگر بعد از جنگ‌های خونین جهانی اول و دوم، مقابل چشم جهانیان قرار داد، و خاطره آن کشتارها را در اذهان همه دنیا زنده کرد، شدت کشتار به حدی است که در مقابل جنگ‌های منطقه شرق، که مثلا در غزه توسط اسراییل در دو سال گذشته جریان دارد، 70 هزار نفر را، طی نزدیک به دو سال، توسط اسراییل سلاخی شدند، و به کام مرگ فرو برده شدند، اما در جبهه‌ی اوکراین (بنا به اعلام ترامپ) هفته‌ایی نزدیک به هفت هزار نفر، از دو طرف سلاخی می‌شوند، یعنی در ده هفته (دو ماه و نیم) گذشته، برابر با دو سالِ جنگ غزه، از زنان، کودکان، نظامیان دو کشور کشتار شده و سلاخی شدند.

با اینحال کاری که ترامپ قول داده بود در هفته اول حضور خود در کاخ سفید حل و فصل کند، اکنون بعد از هفت ماه، می‌رود تا با اعطای جایزه‌ به متجاوزی چون ولادیمیر پوتین، به پایان برسد، پوتینی که در پیروزی ترامپ در هر دو دوره انتخاباتی‌اش نقش داشت، و در ناکار کردن دولت بایدن نیز موثر بود، و بادبان کشتی حرکت خود را به نفع پوپولیست‌های متوهمی چون ترامپ جهت داد، اصلا معلوم نیست روس‌ها چه گزک و یا اهرم فشاری از ترامپ در دست دارند که، او را موم خود کرده‌اند، و ترامپ همیشه مقابل پوتین سر خم می‌کند؟! 

از این رو، ترامپ در جریان ایجاد صلح بین روسیه و اوکراین، رویه نامیمونی را پایه گذاری و پی گرفته است، او در ابتدای حضور خود، در کاخ سفید ولودیمیر زلنسکی، رهبر کشوری که در ابتدای روی کارآمدنش، با تجاوز روسیه به کشورش روبرو شد، و تا کنون مردانه ایستاده و جنگیده است را، به کاخ سفید فراخواند، و در برابر دیدگان جهانیان، به این رهبر آزاده تاخت، و اکنون نیز سخن از گرفتن سرزمین او، و دادن آن به متجاوز روس می‌گوید، رویه‌سازی خطرناک جهانی، که بناست در پس تجاوزِ متجاوزینِ قدرتمند به ضُعفا، متجاوزین را برای تن دادن به ترک تجاوز، مورد تشویق نیز قرار داده، تا بلکه به تجاوز خود پایان دهند!

بله ترامپ بعد از خلع سلاح، و یا به حاشیه راندن سازمان ملل و بازوهای مختلف آن، در انجام ماموریت‌های جهانی حفظ صلح، تنبیه متجاوز و...، خود سردمدار صلح جهانی شد، و اینگونه از سرزمین دیگران، به متجاوزین جایزه می‌دهد. دو نکته بسیار دردآور، که در پس ملاقات دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بیرون زد، اول نوع صلحی که برونداد عملکرد آشتی‌جویانه ترامپ را نشان می‌دهد، که در غزه با واگذاری سرزمین فلسطین به ساخت گردشگاه‌هایی ساحلی جلوه کرد، که از سوی او پیشنهاد شد، تا این مردم مقاوم، به دیگر کشورها آواره شوند، و در مورد مشابه آن اوکراین نیز، قلب هر انسان آزاده‌ایی را در نتیجه شکل‌گیری دنیای راستگرایان پوپولیست به درد می‌آورد، آنگاه که ترامپ گفت: « به زلنسکی توصیه می‌کنم با پوتین توافق کند؛ روسیه قدرت بسیار بزرگی است. » [4]

ترامپ با کسی در آلاسکا ملاقات و توافق کرد که در سوی دیگر ماجرا، همچنان در پس این ملاقات نیز، سخن از گرفتن سرزمین‌های بیشتری می‌گوید، که در خلال جنگ، وجب به وجب آنرا، مبارزین قهرمان اوکراینی حفظ، و یا از تسخیر متجاوزین روس خارج کردند [5]   

ترامپ برای تاریخ سازی و ماندگار کردن نام خود آمده است، و لذا در حرکت ضد جنگ، و ساخت شخصیت جهانی خود، و دریافت جایزه صلح نوبل، در رقابت با رقیب امریکایی خود، باراک حسین اوباما، حاضر است سرزمین دیگران را ‌نیز ببخشد، شرایط مردمان مورد تجاوز قرار گرفته در فلسطین و اوکراین را بهانه کرده، و همانان را، به پای راستگرایان جنایتکاری مثل پوتین و نتانیاهو که جاده صاف کن رسیدن او به قدرت بودند، قربانی ‌کند.

در فرهنگ ترامپیسم، جایی برای سازمان ملل، قوانین بین المللی و هنجار‌های آن، سازوکارها و معاهدات جهانی وجود ندارد، و همه به پای منافع شخصی، حزبی و ملی قربانی می‌شوند (همچون دیگر راستگرایان، در کشورهای دیگر جهان). نه حکم دادگاه بین المللی برای جنایتکاری مثل نتانیاهو اثری دارد، تا از او دوری کند، و نه جنایتکار متجاوزی مثل پوتین در سفر به امریکا با مانعی مواجه می‌شود، و تمام تحریم‌های بین المللی زیر پای طرح‌های پوپولیستی ترامپ بی اثر، و قربانی می‌شوند.

شاهرود - یکشنبه 26 مرداد 1404 برابر با 17 آگوست 2025

دنیایی پر از هرج و مرج در دستان ترامپ، تا دنیا را به بازی خود بگیرد

[1] - انتخابات آمریکا (2024)/ نتیجه عملی چه خواهد شد؟ "محمد طبیبیان"، اقتصاددان لیبرال، در یادداشتی نوشت: نتیجه انتخابات امریکا تقریبا معلوم است و ترامپ برنده انتخابات. نتیجه عملی چه خواهد بود؟ یکم، افزایش تنش و شکاف در افکار عمومی امریکا. پیگیری سیاست‌های قلدرمآبانه. افزایش درجه آنتروپی در داخل جامعه آمریکا. دوم، همراهی با دیکتاتورهائی مانند پوتین و رهبر کره شمالی کیم جونگ اون، رهبر  مجارستان ویکتور اوربان، رهبر هند نارندرا مودی و مانند این‌ها. احتمال قوی نقشه قدرت سیاسی در جهان به زیان دموکراسی و به نفع نظام‌های توتالیتر تغییر خواهد کرد و شاهد جشن و پای‌کوبی و بلکه لگدکوبی این نوع شخصیت‌ها خواهیم بود. سوم، در فلسطین طرفدار گسترش سرزمین‌های تحت اشغال اسراییل و بزرگ شدن جغرافیایی اسرائیل است. از جمله نهایی شدن جایگاه اورشلیم به عنوان پایتخت اسراییل ادغام بلندی‌های جولان و احتمالا تخلیه نوار غزه و پیوند آن به اسراییل. چهارم، در مورد جمهوری اسلامی اگر دو هدف را عملی ببیند به حکومت کاری ندارد. یکی جمع شدن برنامه هسته‌ای و دیگر محدود شدن برنامه موشکی به برد در حد اطراف مرزها. پنجم، در مرتبه قبل که رئیس جمهور شد در سمیناری که در مورد برنامه‌های ترامپ صحبت می‌شد و هرکسی نظری مطرح می‌کرد نظر این فدوی این بود که او از طریق تحریم و اقدامات مختلف می‌خواهد مردم ایران را زجرکُش کند. البته سعی خودش را کرد. این بار نیز به نظر نمی‌رسد برنامه دیگری داشته باشد. در این مورد، آخر الزمانی‌های داخلی با او یک هماهنگی نانوشته دارند و مثل گذشته که شرایط داخلی را برای توجیه کردن اعمال شدن تحریم فراهم کردند همین برنامه را ادامه می‌دهند. یعنی بهانه و دلیل کافی برای اعمال تحریم بیشتر را فراهم خواهند کرد. لیکن بازی با کارت رژیم اشغال‌گر برایشان بسیار گران تمام خواهد شد. باید راه‌های جدیدی بیابند. ششم، دوست عزیز همسایه شمالی نیز درجه باج‌خواهی را بالا خواهد برد و در مقابل آن برخی کمک‌های امنیتی داخلی برای رفقا فراهم خواهد ساخت. کشور به طرف شرق استعماری خواهد لغزید. امیدوارم این اوهام همه اشتباه دربیاید.

[2] - مته فردریکسن (نخست‌وزیر دانمارک): «نتانیاهو خودش یک مشکل است و به یک مشکل تبدیل شده است.»  نخست وزیر دانمارک، قصد دارد در چارچوب ریاست دوره‌ای کشورش بر اتحادیه اروپا، فشارها بر اسرائیل را به‌دلیل جنگ غزه افزایش دهد، روز شنبه ۱۶ اوت (۲۵ مرداد 1404) در گفت‌وگو با روزنامه یولاندس-پستن تصریح کرد: «نتانیاهو اکنون خودش یک مشکل است» و افزود که دولت اسرائیل «بیش از اندازه» پیش رفته است.

[3] - ترامپ از این اتهام خلاصی ندارد و حتی در حین خبر دیدار با پوتین در آلاسکا نیز سعی کرد تا خود را از اتهام همدستی با دشمن، برای قرار گرفتن در قدرت برهاند، 10 مرداد 1404 اعلام کرد تمامی افرادی که در ترویج ادعا‌های نادرست درباره دخالت روسیه در انتخابات ریاست‌ جمهوری ۲۰۱۶ نقش داشتند، باید «بهای سنگینی» بپردازند.

[4] - ترامپ بعد از ملاقات با ولادیمیر پوتین در آلاسکای امریکا: با روسیه بر سر تبادل زمین‌ها مذاکره کردیم/ به زلنسکی توصیه میکنم با پوتین توافق کند؛ روسیه قدرت بسیار بزرگی است! «امروز دیدار بسیار خوبی با پوتین داشتیم پیشرفت زیادی در مذاکره با پوتین حاصل شد اما به توافق نرسیدیم. رسیدن به توافق درباره اوکراین اکنون در دست زلنسکی و کشورهای اروپایی است. من خواستار توقف مرگ مردم هستم. هر هفته هزاران سرباز اوکراینی و روسی کشته می‌شوند. اگر بتوانیم این جنگ را متوقف کنیم بسیار خوب خواهد بود. از اظهارات پوتین درباره اینکه اگر من رئیس جمهور بودم این جنگ آغاز نمی‌شد بسیار خوشحال شدم. ما امروز جلسه بسیار خوبی داشتیم و فکر می‌کنم نکات زیادی از طرف اوکراین مورد مذاکره قرار گرفت. تا جایی که به من مربوط می‌شود، تا زمانی که توافقی حاصل نشود، هیچ توافقی وجود ندارد، اما ما پیشرفت زیادی داشتیم. ما تقریباً ۳ ساعت با هم بودیم و این نشست بسیار مفصل بود. نکات زیادی را مورد توافق قرار دادیم. اکنون، واقعاً به رئیس جمهور زلنسکی بستگی دارد که این کار را انجام دهد و اگر آنها مایل باشند، من در جلسه بعدی خواهم بود. یک یا دو بند مهم وجود دارد که باید بر سر آن‌ها توافق شود و می‌توان به نتیجه رسید. ما درباره ناتو، تدابیر امنیتی و تبادل زمین‌ها مذاکره کردیم. نصیحت من به زلنسکی این است که یک توافق را نهایی کند؛ ما بسیار به توافق نزدیک هستیم و اوکراین باید آن را بپذیرد یا ممکن است آن را رد کند. من دلیل آن (شروع جنگ) را می‌دانم و آن، بی کفایتی بایدن بود. اکنون در دولت من بسیاری از مسائل خوب پیش می‌رود. علت اول آن، نجات جان انسان‌ها است و پس از آن دیگر مسائل قرار دارد. جنگ بسیار بد است و اگر بتوانیم از آن‌ها دوری کنیم، باید از آن دوری کرد. این نشست عالی بود. به آن نمره ۱۰ از ۱۰ می‌دهم. از این منظر که توانستیم با یکدیگر به خوبی کنار بیاییم بسیار خوب بود. هنگامی که ۲ قدرت هسته‌ای با یکدیگر کنار می‌آیند بسیار مهم است. در دولت اولم از بازسازی توانمندی هسته‌ای آمریکا بیزار بودم، اما مجبور به انجام آن بودیم.»

[5] - پوتین پایان جنگ را مشروط به خروج اوکراین از دونتسک کرد! روزنامه فایننشال تایمز روز شنبه به نقل از منابعی ادعا کرد که پوتین، خروج اوکراین از منطقه شرقی دونتسک را به عنوان شرط پایان جنگ مطرح کرده است. و در ازای تسلط بر منطقه دونتسک و لوهانسک، از پیشروی در خط مقدم در مناطق جنوبی خرسون و زاپوریژیا را متوقف خواهد کرد و حملات جدیدی برای تصرف سرزمین‌های بیشتر انجام نخواهد داد. ترامپ این پیام را در تماسی تلفنی امروز شنبه به ولودیمیر زلنسکی، و رهبران اروپایی ابلاغ کرد و طی آن از آنها خواست که تلاش‌ها برای تضمین یک آتش‌بس از سوی مسکو را متوقف کنند. این اقدام، کنترل کامل منطقه‌ای را که بیش از یک دهه روسیه بخشی از آن را تصرف کرده و نیروهایش از ماه نوامبر به سرعت در آنجا پیشروی می‌کنند را به مسکو واگذار می‌کند. پوتین «حل ریشه‌های» این درگیری را جلوگیری از گسترش ناتو به سمت شرق دانست، که از آن دست نکشیده است. نیرو‌های روسیه حدود ۷۰ درصد از منطقه دونتسک را تحت کنترل دارند، اما غربی‌ترین زنجیره شهر‌های آن همچنان تحت کنترل اوکراین است. همه بخش غربی لوهانسک به جز بخش کوچکی از آن تحت اشغال نیرو‌های روسیه است. افرادی که با طرز فکر زلنسکی آشنایند، گفتند که او با واگذاری دونتسک موافقت نخواهد کرد، اما حاضر است در واشنگتن، جایی که انتظار می‌رود روز دوشنبه با ترامپ دیدار کنند، در مورد برخی قلمرو‌ها با او گفتگو کند.

اکنون زمان صلح است

دیوارنویس بر بدنه بمب‌های سنگرشکن امریکایی

کاریکاتور یک سایت امریکایی

ترامپ در حال دیوار نویسی بر بزرگترین و ویرانگرترین بمب دنیا

«اکنون زمان صلح است»

  

جناب سردار سرلشکر حسین سلامی!  [1]

 بعد از تبریک پیروزی ها! به حزب الله لبنان، [2] اینک با سقوط شهر حلب [3] به دست مبارزان مورد حمایت ترکیه، می توانید یک پیام تبریک و تهنیت هم روانه کاخ ریاست جمهوری سوریه در دمشق کنید، و پیروزی های بشار اسد، این رهبر « محور مقاومت » در سوریه را هم تبریک بگویید! همانگونه که بر زخم های لبنان نمک پاشیدید، و پیروزی های شان! را بعد از آن شکست های پی در پی، به آنان نیز تبریک گفتید.

 این نوع تبریکاتِ شما، مرا یاد روزهای کوران جنگ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث صدام می اندازد، که تبریک و تهنیت هایی از این دست، به دنبال شهادت همرزمان مان، روانه روح آزرده حال و پریشان پدران، مادران، همسران و فرزندانِ عزیز از دست داده ای می شد، که میزبان بدن مجروح و بی روح عزیزانشان شده بودند، که زیر چرخ ماشین جنگی دشمن، و البته گاه بی تدبیری خودی ها له و لَوَرده شده بود، و اینک به دست شان رسیده بود، و پیکرهای پاره پاره اشان روانه شانه های عزیزان شان می شد، تا آن را در چند قدم آخر، تا گور همراهی اش کنند، و در همین زمان بود که سیل اینگونه پیام های تبریک و تهنیت، از سوی مسئولین امر، روانه ی خانه های در عزا فرو رفته ایی می شد، که راهی جز دفن عزیزشان، و مویه و عزا بر او نداشتند، و البته اهل عزا نجابت به خرج می دادند، و این تبریک و تهنیت خالی از میمنت و مبارکی را، به صورت فرستادندگان این پیام ها نمی کوفتند، چرا که اخلاق و انسانیت، حکم می کند، تا موجب شرم و حیا باشد، که برای از دست دادن عزیزی، فردی پیام تبریک روانه اهل عزا نماید!

سردار!

من خوب چنین شخصیت و تفکری را می شناسم، سال ها در جنگ با شما همراه بودم، و سرداران حاکم بر تمام شئون کشور در این روزها، روزی فرماندهان ما در جنگ بودید، شما خود را مامور به انجام تکلیف می بینید، بی توجه به نتایج آن، از این روست که شکست و پیروزی را برای خود یکسان دیده، هر دو را پیروزی تلقی، و از این روست که حتی در شکست هم، به همدیگر تبریک می گویید!

و آنقدر در این سیاست خود ادامه می دهید، تا آخرین قطره های موجود در قمقمه هایتان را نیز مصرف ایده، طرح ها و هدف های تان کرده، انگار که از « حق الناس » نه شنیده اید، و نه هیچ ایده و نظری در ذهن تان وجود دارد، که از خود بپرسید به کدام رضایتِ صاحبانِ مال و « ولی نعمتان » خود متکی هستید، که به خود اجازه می دهید بیت المال این مردم را این چنین صرف ایده، مرام و هدف خود کرده، و در از دست دادن آن هم، این چنین به خود تبریک بگویید؟!

 دنیا شرمندگی مسئولانی را شاهد است که حتی شکست، به خودکشی آنان ختم می شود، نگاهی به فرهنگ زردپوستان ژاپن، چین، کره و... بیندازید، که من هنوز نفهمیده ام، به کدامین خدا ایمان دارند، آیا اعتقادی به معاد و یا سوال نکیر و منکر از حق الناس دارند یا نه و... اما خواهید دید چقدر از مسئولان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... آنان در مواجهه با شکست، شرم خود از مردم و زیردستان، و یا کسانی که چشم به دست آنان بودند را، در گلوله ایی نهاده، در شقیقه ی شکست خورده خود شلیک می کنند، و خود را از رویارویی با مردم خود، این چنین معذور می دارند، حال خود را با آنان مقایسه کنید، که چطور به خود اجازه می دهید، در این شرایط شکست های پی در پی نیز، پیام های تبریک و تهنیت نثار هم می کنید!   

سردار!

شما و مرام تان را درک نمی کنم، چرا که در جنگ خسارتبار هشت ساله هم آنقدر سماجت کردید، و ادامه دادید، تا نتایج تمام عملیات های گذشته از دست رفت، و وقتی در سال 1367 به شرایط شکست و تسخیر سرزمین ایران، به سان سال اول جنگ (1358) بازگشتید، در چنان شرایطی با « برادر صدام حسین » مجبور به دست دادن، و صلح شدید، و بلافاصله خانواده های شهدا را میهمان صدام و قصرش نمودید، تا به زیارت قبر ائمه نائل آیند؟!

شما را نمی دانم، اما ما از شرم، به چنین سفری تن ندادیم، در آن حال، نه من و نه هیچکدام از برادرهایم، که در رکاب شما سرداران، با متجاوزین بعثی نبرد کرده بودند، به خود اجازه ندادیم، در آن سفرِ شرم آور، میهمان صدام حسین، قاتل برادرمان، و تمام همرزمانمان باشیم، چرا که شرم شکست، چشم در چشم شدن با دشمن را برای مان سخت و ناممکن می کرد، و پدر و مادر پیرمان را، که عاشق و مُصِّر به این زیارت در آخرهای عمر خود بودند را، به خواهری ناتوان تر از آنان سپردیم، تا در این سفر آنان را همراهی کند، سفری که حاصل نوشیدن جام زهری، و یا به قول امروزی ها «نرمش قهرمانانه» ایی بود که از سر ناچاری بدست آمده بود، و لابد از نوع پیروزی های تبریک آفرین شما! تا در این بزم شرم آور دشمن حضور نیابیم.

آری تاریخ این انقلاب نشان می دهد که شما تنها وقتی تن به عقب نشینی می دهید که دیگر هیچ در توبره نمانده، و صخره روزگار فرق سرهای شما را می شکافد، و به خود می آیید و تازه می فهمید که به بن بست رسیده اید، اما باز هم در بی اخلاقی ترین و غیر انسانی ترین ادعا، مدعی می شوید که در تفکر ما بن بست وجود ندارد، حال آنکه کشور و آنان که با شما (از بد حادثه و یا از روی اعتقاد) همراهند را، به بن بست رسانده اید، بن بست فکری، بن بست سیاسی، بن بست اقتصادی، بن بست اجتماعی، بن بست فرهنگی و... و تازه وقتی به این نتیجه می رسید که راه را اشتباه رفته اید، باز به روی مبارک خود نیاورده، و باز نمی گردید و باز نخواهید گشت؛ چرا که اسیر ایده هایی هستید که هرگونه روزنه عقل، تدبیر و سیاست را در ذهن هایتان کور می کند.

همانگونه که در بحث مبارزه بی حد و اندازه با غرب و امریکا، تحمیل حجاب اجباری، سد شدن بر اصلاحات و لزوم توسعه سیاسی در کشور، همکاری با روسیه خیانتکار و... آنقدر پیش رفتید و می روید که کار از کار بگذرد، و حرف هیچ دلسوز به حال کشور، مردم، مسلمانان جهان، انقلاب، انسانیت، اخلاق، منطقه، شیعه و همه آنانی که سنگ شان را به سینه می زنید را به پشیزی ارزش نمی نهید، حتی سخن و نصیحت همسنگران خود در جهاد و مبارزه، که اینک بسیاری از آنان در اثر اعتراض به روندی که در پیش گرفته اید، در زندان و حصر محبوسند را وقعی نمی نهید، و چون اسبان عصاری به سوی نقطه ایی که هدف گرفته اید، و یا روانه تان کرده اند، آنقدر می تازید، که هم خود، هم کشور، هم ایده و هم مردم ایران را می فرسایید، و هم هر آنکه در این قطار با شما همسفر است، و یا در مسیر با شما از بد حادثه همراه شده، و یا اسیر و محکوم به بودن با شماست، متضرر می کنید.

با سقوط شهر حلب که وجب به وجب آن به خون جوانان این وطن، و جان های ارزشمندی که از سوی شما در آنجا بکار گرفته شدند، رنگین است، دومینوی شکست سیاست غرب ستیزی بی حد و مرز شما، که به هر قیمت دنبال می شود، در حال تکمیل است، شکست حماس و ویرانی صدها میلیارد دلاری غزه ی مظلوم، شکست حزب الله و ویرانی ده ها میلیارد دلاری لبنان مظلوم، و اکنون بر باد رفتن نزدیک به صد میلیارد دلار سرمایه گذاری های ج.ا.ایران و مردم مظلوم ایران در سوریه و... در پیش چشم شماست، شرم کنید، و این شکست ها را پیروزی در نظر نگرفته و حداقل آن را تبریک نگویید؛

آیا این امر شما را بر آن خواهد داشت که در رفتار، سیاست، تفکر، عملکرد، ایده و... خود تجدید نظر کنید؟! تا به کی می خواهید ایران و ایرانیان را خرج سیاست، ایده و تفکر خود کنید، شما چطور به خود اجازه می دهید همه چیز را فدای خود و ایده خود کنید؟! یادتان هست سردار! روی تمام اتومبیل های اداری این کشور روزی نوشته بود، «اموال عمومی، استفاده اختصاصی ممنوع»، امروز این جمله را از آن اتومبیل ها پاک کرده اند، ولی به شما باید متذکر شوم که این کشور اموال عمومی مردم ایران، از بهایی، زرتشتی، مشرک، یهودی، مسلمان، شیعه و هر فرقه ممکن دیگری است، و حق و الناس تمام آنان است، استفاده اختصاصی از آن در راستای ایده و مرام خود، ممنوع و حرام بوده، جایز نمی باشد، و هیچ فردی نمی تواند تجاوز به حقوق عمومی را چون بنا به سیاست و دستور دیگری بوده است، در پیشگاه خداوند توجیه نماید، و هرکس مسئول اعمال خود نزد خداوند خواهد بود.

کمی تدبیر را هم از جناب رجب طیب اردوغان بیاموزید، که در تمام سال هایی که شما ایران را هزینه جنگ ها و نبردهای خود با این و آن می کردید، او از توبره ما، سوریه، اروپا، اسراییل، امریکا، روسیه، اوکراین، اسلام و مسلمانی، ناسیونالیسم ترک، اعراب و... خورد، و در حالی که شما در اوج فرسایش توان و سرمایه ایران در اینجا و آنجا، زیر سم اسب سیاست جنگی خود بودید و هستید، و هر روز بدنه ایران و ایرانیان را نحیف و نحیف تر کرده و می کنید، او در آنکارا نشسته است، و به خود، مردم خود و ترکیه خدمت می کند، و امروز در فصل برداشت، تمام آنچه شما در سوریه کِشتِه بودید را درو کرد.

جناب سردار!

به خدا این دور از عزت، حکمت و مصلحت نیست که بگویید ما اشتباه کردیم، و صحنه را به ایده و کسانی بسپارید که می توانند کشتی توفان زده ایران را به ساحل نجات برند، ترک قدرت تنها نتیجه شکست بزرگان نیست، بلکه گاه بر پایه حکمت، مصلحت، انسانیت، اخلاقِ تصمیم سازان است. همانگونه که ترک کرسی قدرت توسط محمد رضا شاه پهلوی و واگذاری کار کشور به گروه های ملی- مصدقیِ رقیب سلطنت، و بعد سپردن آن به انقلابیونی از نوع شما، با کمترین کشتار، در سال 1357، هرگز در تاریخ اهل تفکر و دلسوزان ایران، از نظر دور نخواهد ماند، و به عنوان یک عمل اشتباه از سوی تاریخ ارزیابی نخواهد شد.

 چرا که شاه وقتی دید، سیاست او (بدرستی و یا نادرستی) به شکست انجامیده است، و مورد خواست و مقبول مردم ایران نیست، قدرت را به رقبای سرسخت ملی – مصدقی خود (شاپور بختیار) سپرد، بدین امید که آنان کشتی توفان زده ایران را حفظ کنند، و از قضا وقتی بختیار هم (که به قول انقلابیون «نوکر بی اختیار» تصور می شد، که دیدیم بی اختیار نبود، و حداقل برای خود این اختیار را قائل بود که قدرت را وابگذارد، و دست به هر عمل ناشایستی برای حفظ آن نزند، و خرابی بیشتری را برای ایران و مردمش ایجاد نکند) وقتی دید کار به جایی نمی برد، قدرت را به نمایندگان طبقه روحانیت سپرد و رفت، این نوع تصمیم گذشتگان، از نوعی نجابت برخاسته است نه شقاوت و بی تدبیری.

جناب سردار!

 بی راه نیست وقتی ایده، راه، و اهداف شما این چنین به وسیله ایی برای شکست کشور، انقلاب، مردم ایران و آزادیخواهان جهان تبدیل شده است، نجابت به خرج دهید و راه را برای جمهوریت در کشور باز کنید، تن به اصلاحات دهید، و سکان هدایت کشور را به مردم ایران، و یا همین نمایندگان نیم بند آنان در ریاست جمهوری و مجلس بسپارید، و به پادگان های خود باز گردید، این کشور با سابقه تمدنی خود، پر از مردان و زنان بزرگی است که از جان، آبرو، مال و فرزندان خود برای نجات این کشور مایه گذاشته، و می گذارند.

 اینکه به رغم این همه شکست باز هر روز سکان فرهنگ، دیپلماسی، اقتصاد، امنیت، ایدئولوژی، اجتماع، رسانه، مذهب، قضا، علم، سیاست و... را محکمتر از قبل در دستان خود می فشارید، و تنها خود را افرادی در تراز انقلاب، آزادیخواهی، دلسوزی، ایرانیت و.... می دانید، و دیگران را به چوب حذف می رانید، این تنها ناشی از خودخواهی های بیمارگونه ای است، که کشور را به چنین بن بست خطرناکی رسانده، و حتی تمامیت ارضی کشور را نیز در معرض خطر جدی، و هشدارگونه نهاده است.

این خصوصیت خودخواهانه شما تصمیم سازان کشور، نه زیبنده شعارهای مذهبی تان، نه گویای جان نثاری مورد ادعا برای دین و ایدئولوژی، نه مطابق با فرهنگ شیعه و سیره ائمه دوازده گانه اتان، نه به مصلحت تمام آرمان هایی که مدعی آن هستید، نه برازنده کسانی است که خود را در خط شهدا می دانند، نه خصلت آزادمردی، فتوت و جوانمردی ایرانی را در خود دارد و... به خود آیید، پیش از این که ایران را به تمام خرج خود، ایده و مرام خود کنید.  

 

[1] - حسین سلامی زادهٔ ۱۳۳۹ سرلشکر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که از سال ۱۳۹۸ به‌عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران فعالیت می‌کند. او از اعضای هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی نیز می‌باشد.  اتحادیه اروپا در آوریل ۲۰۲۰ او را به‌دلیل سرکوب معترضان در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تحریم کرد.

[2] - به گزارش تابناک به نقل از فارس، فرمانده‌کل سپاه در پیامی به شیخ نعیم قاسم نوشت: پیروزیِ بزرگ مقاومت اسلامی و سازمان سرافراز حزب‌الله لبنان که با ناکام‌ساختن رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف اهریمنی در جبهۀ شمالیِ سرزمین‌های اشغالی و تحمیل آتش‌بس به رژیم جعلی حاصل شد را به جنابعالی، دولت و ملت شریف لبنان به‌ویژه رزمندگان غیور و دلاور حزب‌الله قهرمان تبریک و تهنیت می‌گویم. آتش‌بس در جبهۀ لبنان شکستی راهبردی و خفت‌بار برای رژیم صهیونی است که به هیچ‌یک از اهداف و آمال و آرزو‌های شیطانی خود در جنگ علیه حزب‌الله حتی نزدیک هم نشد و حتی می‌تواند سرآغاز آتش‌بس و پایان جنگ در غزه را رقم زند. پذیرش آتش‌بس ازسوی صهیونیست‌ها آن هم زیر موشک‌باران حزب‌الله و هدف قرارگرفتن اهداف راهبردی دشمن صهیونی در عمق سرزمین‌های اشغالی حاوی عبرت‌هایی است که به‌ویژه به حامیان باند تبهکار صهیونی و سگ هار آمریکا در منطقه تأکید می‌کند که دوران زوال رژیم در حال سپری‌شدن است و آنها توشه‌ای که بایستی برای مردم خود هزینه می‌کردند را در حمایت و همراهی با ظلم و جنایات جنگی صهیونیست‌ها علیه مردم فلسطین، غزه و لبنان تباه کردند. سرانجام این ماجرا همان گونه که ولی امر مسلمین و مقتدای حکیم و آزاده و مقتدرمان حضرت امام خامنه‌ای عزیز فرمودند «جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان برعکس خواست جنایتکاران باعث تقویت و تشدید مقاومت خواهد شد». خاضعانه بر صبر و مقاومت شکوهمند و تاریخ‌ساز ملت رشید لبنان و به روح بلند شهیدان سیدحسن نصرالله، سیدهاشم صفی‌الدین و سایر فرماندهان رشید حزب‌الله لبنان که در منظومۀ شهدای آرمان فلسطین و آزادی قدس شریف می‌درخشند، درود می‌فرستیم. به فضل الهی همراه با ملت آگاه و دشمن‌شناس ایران، حامی و پشتیبان مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان هستیم و در این راه مقدس از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نخواهیم کرد.

[3] - پس از آنکه تروریست‌های هیئت تحریر شام تصاویر منتشر کرده‌اند نشان می‌داد بزرگراه حلب - دمشق سقوط کرده، این تروریست‌ها بدون مقاومت از غرب وارد حلب شدند و مناطق وسیعی از حلب از جمله مرکز شهر و ساختمان‌های نظامی و اطلاعاتی را اشغال کردند و رژه پیروزی در حلب به راه انداخته‌اند. در صورت تداوم مقاومت ضعیف ارتش سوریه، سقوط کامل حلب محتمل است. مجموعه این تصاویر از سقوط محله‌های حلب و رژه پیروزی تروریست‌های تحت کنترل ترکیه را می‌بینید.

صفحه1 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در انقلاب، هرجُ و مرج و انقلابی گ...
اشغال سفارت؛ پرونده‌ی محبوب سیاستمداران آمریکایی مبارزه‌ی احمدی نژادی؛ پرونده‌ی محبوب سیاستمداران صه...
اولتیماتوم‌ ترامپی: غرب یا ویرانی موضوع هسته ای ایران و یا دمکراتیک سازی جمهوری اسلامی از سوی ترامپ،...