یک سال گذشت، حکومت طالبان، سیاهی یا افتخار
  •  

25 مرداد 1401
Author :  
طالبان در حال کشیدن جامعه افغانستان به تاریخ سیاه ظلم

سال گذشته در چنین روزهایی، نیروهای طالبان دوباره سیطره و سلطه مستبدانه و خشن خود را بر مردم مظلوم و رنج دیده افغانستان و باشندگان سرزمین متمدن و فرهنگ خیز خراسان باستان، تحمیل کردند، آنان با تمسک به نوعی تروریسم خشن و خونریز، از طریق انفجار، ترور، راه بندان، حمله و فرار، انتحار و کشتار، کوچ دادن اقلیت ها و... برای مدت ها حاکمیت جمهوری نوپای افغانستان و حامیان نظامی او، که از کل جهان برای حراست از این نهال نوپای دمکراسی و حاکمیت مردم بر خود، بعد از سرنگونی حکومت جابر و ظالم طالبان، گردهم آمده بودند را مورد حمله قرار داده، و در نهایت آنان را به نوعی مستهلک، و تسلیم سیاهی خود کردند، و ملت افغانستان در یک گیجی و تحیر به استقبال بخت ناکام خود رفتند.

طالبان در یک زد و بند سیاسی با قدرت های منطقه ایی و جهانی، به میزبانی اعراب خلیج فارس و همکاری و مشارکت موثر امریکایی ها (موسوم به مذاکرات دوحه)، نظام جمهوری متکی به رای و انتخابات سراسری در افغانستان را، به نظام خلافت طالبانی (و حاکمیت طبقه روحانیت وابسته به ایده خود) تبدیل، و "امارت اسلامی افغانستان" را به جای "جمهوری اسلامی افغانستان" بر کرسی حکمداری این کشورِ جنگ و دهشت زده نشادند، و پست انتخابی "ریاست جمهوری افغانستان" با حاکمیت "امیرالمومنین" انتصابی توسط دست های پشت پرده قدرت دخیل در ایجاد "امارت اسلامی افغانستان" جایگزین گردید، که هرگز روشن نیست این امیرالمومنین کیست و چگونه و با چه معیاری بدین جایگاه دست یافته است.

در این میان نیز مردم افغانستان حق حاکمیت بر خود را، از دست دادند، تعیین سرنوشت آنان به دست کسانی افتاد که به زور سلاح بر آنان مسلط شدند، بعلاوه از تمامی کمک های خیریه جهانی محروم شدند، و در گرسنگی و فلاکت و فقر و کمبود، توسط حاکمیت طالبان، و کمک کنندگان خارجی رها شدند. زنان از عرصه اجتماعی افغانستان دوباره طرد شده، بهار زندگی پر شور آنان، بعد از لمس آزادی و شکوه حضور در عرصه اجتماع، خزان شد، و از تحصیل در مدارس علوم جدید (بیشتر از کلاس ششم)، و کار و تاثیر گذاری، محروم گردیده، نوع خاصی از پوشش اجباری به آنان تحمیل شد،

و بسیاری از اندیشمندان، تکنوکرات ها، دانشمندان، نظامیان، قضات، اهل فن و صاحبان حرفه و تفکر و ثروت و... این کشور را ترک کرده، و راهی تبعیدی خود ناخواسته، ناشی از سلطه روحانیون مدارس علمیه آنسو و این سوی خط دیوراند، که به "طالبان" مشهورند، گردیده اند، این کشور اسیر رهبری شد که حتی در حاکمیت طالبان، از نشان دادن چهره او به رعایایش، از طریق تلویزیون هم دریغ می کنند، چه رسد به دسترسی به او، که مردم بتوانند، از ظلمی به او به شکایت بگویند، و شکواییه ببرند، که افراد در رکاب و مریدش، بر این مردم، هر روزه چه ها که روا نمی دارند.

اکنون بعد از یک سال که از 24 مرداد ماه 1400 (15 آگوست 2021) می گذرد، و طالبان آن را به عنوان روز "فتح کابل" و آغاز دوباره حاکمیت جور طالبانی، تعطیل عمومی اعلام کرده اند، روزها "عاشورا" و بزرگداشت "نوروز" و آغاز سال نو خورشیدی، از تعطیلات این مردم حذف گردید، و طالبان بدین وسیله چهره ضد فرهنگی، ضد ملی و ضد اقلیت های خود را آشکارتر کردند، زبان فارسی را که زبان بیش از نصف جمعیت افغانستان است را، از صحنه کشور پاک می کنند، و حتی در مناطق فارسی زبان تابلوها را به زبان پشتون (زبان اکثریت و رهبری طالبان) می نگارند، که تنها زبان یک قوم، از میان اقوام فراوان و متکثر این کشور است، و اکنون زبان پشتو به زبان حاکمیت، و تابلوها و مکاتبات اداری مبدل گردیده است.

زورگویی فرهنگی، زبانی، قومی، مذهبی، اعتقادی، نظامی و... از مشخصات این گروه مذهبی متعصب اسلامی است، که خود را طالبان علوم دینی اسلام می دانند، که رهبر و رهروان گروه طالبان به این زورگویی در دوره حاکمیت گذشته، و اکنون خود، مشهور بوده و هستند، و از این نظر است که عبد السلام حنفی (معاون اداری نخست وزیر طالبان) در سخنرانی رسمی مراسم روز فتح کابل در 24 مرداد ماه 1401 (در روز گذشته)، معترف می شود که "بعضی مردم این روز را روز سیاه می ‌نامند"، هر چند "این روز برای مجاهدین و ملت مجاهد روز افتخار" است.

ولی چه افتخاری؟! با آمدن این حاکمیت تحمیلی، که بر ترور، زورگویی و با تکیه بر اسلحه، و تحمیل مذهبی و فکری، فتح خود را صورت داد، همچنان مثل زمان مبارزه آنان، اقلیت ها در این کشور با ترور و بمب گذاری و انتحار کشته می شوند، نصف جمعیت این کشور یعنی زنان از حق کار و تحصیل و حضور اجتماعی محروم شده اند، اکثریت پارس زبان این کشور، به اقلیت تبدیل، و از حق فرهنگی و اجتماعی خود حتی داشتن تعطیلات نوروز هم محروم گردیدند. فقر و فلاکت به حدی رسیده است که مردم برای زنده ماندن و رفع گرسنگی، فرزندان خود را در بازار کنیزی و غلامی دارایان به فروش گذاشته اند و...

ولی چه حیف که این داستان غمبار برای یک "طالب" و طالب مسلکانی از این دست، مثل روضه ایی بدون گریه است، چرا که آنان تنها به اجرای احکام شریعت خود، دل خوشند، و کاری به این که بر سر خلق خدا چه می آید، ندارد. سلطه این تفکر بر خلق خدا، و روز تسلط آنان "روز سیاه" و حاکمیت شان تبلور گسترش سیاهی است، نه "روز افتخار"، تفاوت نمی کند شما از جمله باشندگان آن دیار لعن و نفرین شده باشی، یا شاهد بر این ظلم، این سیاهی است، نه افتخار و روشنی.

اما به نظر نمی رسد این مردم مظلوم اما شجاع و زنده، که روزگاری در مقابل ارتش متجاوز روس و ایدئولوژی مهاجم و مستبد کمونیسم بین الملل آنچنان ایستاد و آزاد شد، در مقابل این تحجر و بازگشت به سیاهی و تهاجم و استبداد نو، بنشیند و تماشا کند، هم زمان با جشن طالبان در کابل، به خاطر این فتح مسلحانه و خشن، کوه های سر فراز افغانستان صحنه حضور رزمندگانی است که برای رهایی از جان خود گذشته و می رزمند. آنان نیز چون دیگران، روزی رها خواهند شد، امیدوارم آن روز دیر نباشد، به امید رهایی تمام ملت های تحت سلطه منطقه از استکبار و استبداد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (4)

This comment was minimized by the moderator on the site

احمد مسعود در گفتگو با یورونیوز: مردم افغانستان ارزش فدا کردن جانم را دارند
نگارش از Anelise Borges & یورونیوز فارسی • به روز شده در: ۱۵/۰۹/۲۰۲۲ - ۱۹:۴۵
گفتگوی آنلیز بورجس با احمد مسعود

احمد مسعود: «من متعلق به سرزمینی هستم که برخی آن را نفرین شده می‌دانند ولی من از این که در آن کشور و در میان آن مردم به دنیا آمده‌ام، عمیقا احساس خوشبختی می‌کنم، مردمی که به باور من ارزش آن را دارند که انسان جانش را فدای آنها کند.
من در کابل بودم و تا آخرین لحظه ممکن هم در آنجا ماندم. من و بسیاری از مردمی که در کابل بودند، به یک انتقال مسالمت‌آمیز قدرت امیدوار بودیم. انتقال آرام قدرت از جمهوری افغانستان به یک دولت موقت که فرصت صلح و گفتگو و شاید هم برگزاری یک انتخابات دیگر یا تشکیل دولت جدید را با لحاظ سهم واقعی طالبان فراهم کند. اما متاسفانه فروپاشی حکومت، محاسبات نادرست و نیت طالبان برای حل غیرمسالمت‌آمیز مسائل از طریق دست بردن به اسلحه، به بروز آن فاجعه ختم شد.
وقتی من به دره پنجشیر رفتم، طالبان همانگونه که انتظار می‌رفت در حال تبلیغ علیه آقای غنی بودند. محور تبلیغات منفی آنها این بود که آقای غنی صلح‌طلب نبود. البته تمامی گروه‌های مخالف آقای غنی از جمله ما از شیوه حکومتداری او راضی نبودیم و مطمئن بودیم که آن روش در نهایت به فروپاشی منتهی می‌شود. آن زمان به این فکر افتادم که شاید واقعا تقصیر غنی بوده که مذاکرات صلح نتیجه نداده است. پس حالا که فرصتی پیش آمده بود که بتوانم نماینده مردمم باشم، مسیر گفتگو و مذاکره را دنبال کردم. ابتدا تلاش کردم از علمای افغانستان به عنوان میانجی گفتگو با طالبان که مدام از شریعت و اسلام دم می‌زنند، بهره ببرم ولی بی‌نتیجه بود. بعد به این فکر افتادم که شاید چون علمای اسلامی خیلی در چارچوب دیپلماتیک نمی‌گنجند، میانجیگری آنها موثر نبوده است. در نتیجه، یک هیات سیاسی را برای مذاکره با آنها اعزام کردم که مورد پذیرش آنها واقع نشد. در نهایت، خودم به طور مستقیم وارد عمل شدم. با افراد مختلف طالبان صحبت کردم تا شاید بتوانم راهی برای توقف خشونت‌ها و آغاز صلح پیدا کنم...
من با آقایان متقی (امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه)، شهاب‌الدین دلاور (سرپرست وزارت معادن و نفت)، غیاث، انس حقانی (از اعضای ارشد طالبان) و خلیل حقانی (سرپرست وزارت امور مهاجران) صحبت کردم. به باور من در درون طالبان دودستگی وجود دارد، بنابراین گاهی اوقات که با یک طرف صحبت می‌کردم، می‌گفتند: «نه ما اینگونه که می‌گویی نیستیم، منظور تو گروه دیگری است»، زمانی هم که من با طرف دیگر صحبت می‌کردم، می‌گفتند: «آن گروهی که اهل جنگ است، ما نیستیم.» متاسفانه این نفاق همیشه در درون آنها بوده است.
مقاومت چیزی است که طالبان مدام آن را انکار می‌کنند... ولی واقعیت این است که ما توانستیم آنها را اسیر کنیم، حتی توانستیم بالگردهای آنها را ساقط کنیم، توانستیم از زمستان‌های سخت هندوکش جان سالم به در ببریم. بدون هیچ کمک خارجی زنده ماندیم.
هیچ عقل سلیمی نمی‌گوید که ما به چیزی نیاز نداریم، البته که ما به کمک و حمایت نیاز داریم اما مساله این است که من هنوز قویا معتقدم که باید همه دور هم جمع شویم. یعنی جامعه جهانی در کنار تمامی نخبگان افغان که از وضعیت کنونی راضی نیستند، باید راهی برای آینده افغانستان بیابند.
من فکر می‌کنم دو دلیل برای آن وجود دارد: ما در دنیای شبیه سال ۲۰۰۱ زندگی نمی‌کنیم. مردم هم برخلاف قدیم دوراندیش نیستند.

در آن زمان نسلی که به تجربیات یا دوران پس از جنگ جهانی دوم نزدیکتر بود، اهمیت مبارزه برای آزادی و دموکراسی را درک می‌کرد. آزادی و دموکراسی را خصیصه ذاتی دنیای مدرن نمی‌دانستند. بلکه بهای خون‌هایی که ریخته شده بود را می‌دانستند. به همین دلیل هم بود که جهان در جریان تهاجم شوروی در کنار مردم افغانستان ایستاده بود. جهان در مبارزه با تروریسم نیز در کنار افغانستان ایستاد.

اما ۲۰ سال گذشته و به اعتقاد من ما نسل جدید همه چیز را بدیهی فرض کردیم. چنان که در دوره جدید تغییرات کمی در اروپا به وجود آمد. پس ارزش زندگی، دموکراسی و آزادی که از دل فداکاری‌های بسیار حاصل شده بود، فراموش شد. من سال‌ها در اروپا زندگی کرده‌ام و وجود این طرز تلقی از نزدیک را در میان جوانان تجربه کرده‌ام.

افزون بر این، دنیا در ۲۰ سال گذشته تمام تلاش خود را برای موفقیت در افغانستان کرد ولی در نهایت شکست خورد. پس اکنون فکر می‌کند که دیگر هیچ امیدی نیست. اما هنوز می‌توان افغانستان را نجات داد ولی نه برای مدت طولانی.

من معتقدم که جهان باید محکم در برابر طالبان و خواسته‌های آنها بایستد. جهان نه به عنوان تک تک کشورها بلکه به عنوان یک جمع متحد و واحد باید با طالبان مواجه شود و افزون بر آن با همه طرف‌ها و احزاب افغانستان تعامل داشته باشد تا به یک راه‌حل واقعی برای افغانستان برسد. راه حلی سیاسی یا دوره‌ای که با ایجاد مشروعیت لازم شرایط کشور را برای برقراری یک حکومت قانونی آماده کند.

پدرم وقتی در سال ۲۰۰۱ به فرانسه آمد، بر لزوم حمایت از دولت آن زمان افغانستان و مبارزه با تروریسم بدون حضور نیروهای بین‌المللی به شدت تاکید کرد، زیرا می‌دانست حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان، افغانستان را به صحنه نبرد تبدیل می‌کند. همچنین زمینی برای رقابت قدرت‌های بزرگی که همه می‌دانیم که بسیاری از آنها چندان در بازی‌ها و برنامه‌های خود همسو نیستند. اما اکنون که حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان به صفر رسیده و فرصت تلاش برای تغییر فراهم شده است. در میان مردم هم نسل جدید و به ویژه زنان خواستار ادامه وضع موجود نیستند. بنابراین ما پیروز خواهیم شد، موفق خواهیم شد، اما اکنون و پیش از آن که خیلی دیر شود، به توجه و حمایت جهانی نیاز داریم.
کاملا. اگر او )احمدشاه مسعود ( الان و با توانایی و ظرفیتی که به ویژه در اواخر دوران حیات از آنها برخوردار بود، یعنی با آن مشروعیتی و نبوغ نظامی که داشت، زنده بود، اول از همه همانطور که در اواخر عمر خود در نشست‌های مختلف به ویژه با مطبوعات و همچنین در سفری که به اروپا داشت، تاکید می‌کرد که طالبان دیگر توانایی شکست نظامی ما را ندارند. بنابراین در آخرین سال زندگی خود مطمئن بود از نظر نظامی شکست نخواهد خورد. به همین دلیل است که سفر او به اروپا با هدف آغاز یک مرحله و دوره جدید انجام شد تا همه طرف‌ها برای تشکیل یک دولت جدید در افغانستان گرد هم آیند. چون او نمی‌خواست که کابل را تصرف و حکومت خود را برقرار کند. او علاوه بر گروه‌های داخلی اساسا خواستار تشکیل دولتی با جلب رضایت و خواست تمام دیاسپورای افغانستان (جامعه مهاجران خارج از افغانستان) بود. این کاری بود که او انجام می‌داد و می‌توانست آن را به سرانجام برساند همانطور که من هم این راه می‌پسندم، اما طالبان و القاعده می‌دانستند، دیگران هم می‌دانستند که اگر او زنده بود، آنها دیگر وجود نمی‌داشتند.
من خیلی چیزها را از او به یاد دارم. مهربانی او را به یاد می‌آورم، یادم می‌آید که معلمی بسیار سخت گیر بود و به من هنر، شعر و ادبیات یاد می‌داد. او ادبیات فارسی را دوست داشت، اشعار صوفیانه را دوست داشت و مردی بسیار قوی بود. پدرم کاریزمایی داشت که وقتی کنارش بودی احساس آرامش می‌کردی و با خود می‌گفتی: «او اینجاست پس هیچ اتفاقی نمی‌افتد.» یادم می‌آید در آن روزگار بسیار سخت که پنجشیر کاملا در محاصره طالبان بود و هر آن برای تصرف آن تلاش می‌کردند، مردم پنجشیر خوشحال و خندان بودند و وقتی می‌پرسیدی چرا، می‌گفتند: «او اینجاست و مشکل را حل خواهد کرد.» چون فکر می‌کردند که اگر او توانست روس‌ها را شکست دهد، پس به زودی می‌تواند این همه فشار را رفع کند. او اینطور بود. او چراغ امید بود. او چراغ عشق بود و بسیار مهربان و بسیار معتدل….
پیش از این گفتگو به موضوعی در مورد سفرتان به افغانستان اشاره کردید و گفتید که که خیلی زود عاشق افغانستان شدید. من از آنجا آمده‌ام و متعلق به سرزمینی هستم که برخی آن را نفرین شده می‌دانند ولی من از این که در آن کشور و در میان آن مردم به دنیا آمده‌ام، عمیقا احساس خوشبختی می‌کنم، مردمی که به باور من ارزش آن را دارند که انسان جانش را فدای آنها کند.
آنلیز بورجس: احمد مسعود از شما برای شرکت در گفتگو با یورونیوز متشکرم.

This comment was minimized by the moderator on the site

گسترش نفوذ جبهه مقاومت در 12 استان کشور؛
مرکز مطالعات استراتیژیک استرالیا؛ جبهه مقاومت به مخزن آرزوها و امید مردم افغانستان بدل شده است

صدای افغانستان، کابل: مرکز مطالعات استراتیژیک استرالیا، در تازه ترین مقاله‌ای خود در مورد وضعیت افغانستان و پیشروی جبهه مقاومت‌ملی به رهبر احمد مسعود، پسر آخرین چریک قرن، نوشته است که جبهه مقاومت به مخزن آروزها و امید مردم بدل شده و غرب باید از مقاومت ضد طالبان حمایت کند.
مرکز مطالعات استراتیژیک استرالیا امروز شنبه 19 سنبله/ شهریور، مقاله زیر عنوان" القاعده، طالبان و تراژدی افغانستان" به نشر رسانده است. در این مقاله آمده که نیروهای تفنگدار جبهه مقاومت ملی، در 12 استان شمالی و شمال‌شرقی افغانستان سازماندهی شده، عملیات می‌کنند. مقاله افزوده که نیروهای مسلح و امنیتی دولت پیشین نیز در جمع نیروهای مقاومت‌ملی شامل اند.
مقاله گفته که مقاومت‌ملی افغانستان به مخزن آرزوها و امیدی بیشتر مردم؛ برای آزادی، حکومت فراگیر، رعایت حقوق بشر و به ویژه زنان و دختران که شجاعت زیادی در برابر طالبان نشان دادند، بدل شده است.
به گفته مرکز مطالعات استراتیژیک استرالیا " محدودیت‌ها و مجازات‌های غیرانسانی و وحشیانه
مقاله از افغانستان به عنوان یک کشور منفور یاد کرده، افزوده که سیاست انحصارطلبی، برتری قومی و دینداری قدیمی طالبان ممکن است برای روسیه و چین به دلیل مواضع ضد آمریکایی آن‌ها جذاب باشد، اما وضعیت در افغانستان به طرز وحشتناکی منفور و متضاد شده است.
طالبان، کارزار ایستادگی با مقاومت فزاینده را به سراسر افغانستان گسترش داده است"
در این مقاله در مورد شخصیت احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت‌ملی افغانستان نیز ابراز نظر صورت گرفته، گفته شده؛ پسر تحصیلکرده احمد شاه مسعود، با تفکر استراتیژیک پدراش جبهه را رهبری می‌کند.
در بخش دیگر این مقاله آمده که" طالبان میدانی برای خود ندارند. آنها نه مستعد تغییر هستند و نه برای پذیرش اسلام روشن بین خود متحد می‌شوند. ضروری است که غرب از مقاومت ضد طالبان حمایت کند تا زمانی که آن‌ها بتوانند برای یک سیستم حکومتداری مشروع و مشارکتی در سطح ملی و بین المللی و یک افغانستان متحد مستقل با احترام به حقوق بشر و حقوق زنان مذاکره کنند. هر شرایطی که باشد، مبارزه برای تداوم افغانستان قرار است ادامه یابد."
در بخش دیگر از این مقاله در مورد وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افغانستان پرداخته شده و گفته شده که افغانستان پس از سلطه طالبان به یک تاریکی فرو رفته است.
مقاله از افغانستان به عنوان یک کشور منفور یاد کرده، افزوده که سیاست انحصارطلبی، برتری قومی و دینداری قدیمی طالبان ممکن است برای روسیه و چین به دلیل مواضع ضد آمریکایی آن‌ها جذاب باشد، اما وضعیت در افغانستان به طرز وحشتناکی منفور و متضاد شده است.
در مقاله مرکز استراتیژیک استرالیا، پروسه صلح افغانستان که توسط زلمی خلیل زاده نماینده ویژه آمریکا به پیش برده شد، صلح شرم آور، یاد شده است.
این مقاله از سوی انستتیوت صلح و استراتیژک استرالیا در 21 مین سالروز شهادت احمد شاه مسعود فرمانده فقید جهاد و مقاومت مردم افغانستان و حمله 11 سپتامبر به نشر رسیده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

TarjomanAfg | ترجمان افغانستان @tarjomanafg · 22h
‍مرکز مطالعاتی آبزرور: کشورهایی که با طالبان روابط برقرار کرده‌اند، پشیمان خواهند شد!
سوشیانت سرین پژوهشگر ارشد مرکز مطالعاتی آبزرور با بیان اینکه طالبان یک تهدید است گفته همه کشورهایی که با طالبان روابط برقرار کرده‌اند، در آینده پشیمان خواهند شد.

This comment was minimized by the moderator on the site

طالبان در دوره اول ورود شان به کابل درسال ۱۳۷۵ خورشیدی، به اتاق نمایش سینما زینب و چند ساختمان سینمای دیگر هجوم بردند و حلقه‌های فیلم را ازبلندای پنجره‌‌ سینما به صحن بیرون و خیابان ریختند. حلقه‌‌‌های فیلم را مقابل سینما بازکردند و یکتن از طالبان مسلح که پیراهن و تنبان سیاه داشت، فیلم‌‌ها را آتش زد. این چشم دید من از آن روز سیاه در مقابل سینما زینب بود. چند روز بعد، ملا اسحاق نظامی، رئیس گماشته‌شده طالبان در رادیو تلویزیون ملی افغانستان، برخی ازمدیران و مسئولان اداره دولتی «افغان‌فلم» را به یک جلسه فراخواند. من به همراه سه نفر ازهمکاران در جلسه حضور یافتیم. ملا اسحاق نظامی در آن جلسه گفت: «در حاکمیت اسلامی طالبان، فیلم و سینما و موسیقی مطلقا حرام است و این رشته‌‌‌ها حق فعالیت ندارد.»


مدتی پس از سقوط حاکمیت اول طالبان در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، نسل جدیدی از شاعران و نویسندگان در افغانستان ظهور کردند و یک دوره جدید ادبی در تاریخ این کشور رقم خورد. دوره‌ای که آن را می‌توان از چند منظر بی‌سابقه خواند. طی چند سال، در شهرهای مختلف انجمن‌های ادبی ایجاد شدند، نشست‌های منظم نقد و بررسی کتاب، کتاب‌خوانی، جشنواره‌های ادبی و تجلیل از چهره‌های فرهنگی برگزار می‌شد و هر سال بر شمار شاعران و نویسندگانی که آثار شان به‌چاپ می‌رسید، افزوده می‌شد.
با بازگشت طالبان به قدرت در اوج تابستان ۱۴۰۰ خورشیدی و با گذشت یک سال از آن اتفاق، تقریبا تمام چهره‌های مطرح ادبیات، افغانستان را ترک کرده‌اند، بیشترشان در کشورهای دور و نزدیک پناهنده شده‌اند. برخی دست از کار کشیده و برخی دیگر کار ادبی را در خلوت فردی خود محدود ساخته‌‌اند.


جبهه مقاومت ویدیوی «اسیران طالبان در پنجشیر» را منتشر کرد، طالبان: ادعا بی‌اساس است
همزمان با سالروز ورود طالبان به کابل جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود، با نشر ویدیویی می‎‌گوید شماری از نیروهای طالبان به اسارت آنها درآمده‌اند.
صبغت احمدی، سخنگوی این جبهه در توییتی خبر داد که جنگجویان این جبهه، «پنج نفر از نیروهای طالبان را در دره انابه پنجشیر کشته و ۴۰ تن دیگر را اسیر» گرفته‌اند.
او ویدیویی را نیز منتشر کرده که ظاهرا اسرای طالبان را نشان می‌دهد. امرالله صالح، از رهبران این جبهه و معاون پیشین رئیس جمهور افغانستان نیز در توییتی این خبر را نشر کرده است.

یکی از کشورهایی که در این یک سال بسیار در مسائل افغانستان درگیر بوده، ترکیه است. خیلی از شهروندان افغان که بعد از حمله طالبان، ناچار به ترک وطن شدند، راه ترکیه را در پیش گرفتند. این در حالی است که دولت ترکیه همواره تآکید کرده، حاضر نیست پناهجویان افغان را بپذیرد و بسیاری از پناهجویان را به ترکیه راه نداده یا به ایران و افغانستان بازگردانده.


بازگشت طالبان به قدرت در یک سال پیش همسایه‌‌های افغانستان را در آسیای میانه با چالشهای جدید امنیتی روبرو کرد. تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان در مجموع نزدیک ۲۵۰۰ کیلومتر با افغانستان مرز مشترک دارند. حضور شهروندان جمهوری های شوروی سابق در صفوف گروههای افراطگرا در افغانستان به نگرانیهای امنیتی در آسیای مرکزی دامن زده. با این حال، کشورهای این منطقه میخواهند همکاریهای تجاری و اقتصادی خود با افغانستان را حفظ کنند.


در یک سال اخیر حرکت اعتراضی زنان افغان سرکوب شده، بسیاری از آنها نمی توانند به مکتب بروند، اکثر زنان شاغل بیکار شده اند و یا با محدودیتهای فراوان مواجه هستند. علاوه اینها، زنان خواننده در افغانستان نمی توانند روی صحنه بروند و اگر صدایی از آنها شنیده می شود از بیرون مرزهاست.


گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان می‌گوید که نظام پیشین باید سقوط می‌کرد چون عامل جنگ، ویرانی، فقر و فساد در کشور بود. آقای حکمتیار از حکومت طالبان تمجید کرده و گفته که به مراتب بهتر از نظام پیشین است. به گفته او، حکومت طالبان مشکلات زیادی دارد ولی بدیلی برای آن وجود ندارد. با این حال، از طالبان خواسته که به دختران اجازه رفتن به مکتب را بدهند چون اسلام، آنها را از این حق محروم نکرده. سقوط نظام قبلی را «یک حرکت مثبت و یک دستاورد» خواند.

نصیر احمد فایق، نماینده دولت پیشین افغانستان در سازمان ملل، که همچنان این کرسی را در اختیار دارد می‌گوید او نماینده افغانستان در این سازمان است و جای صدای مردم افغانستان در این سازمان خالی نیست. او می‌گوید که افغانستان به یک انزوای سیاسی و اقتصادی رفته و عملا امکان به رسمیت شناختن حکومت طالبان از سوی جامعه بین‌المللی وجود ندارد.

محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در دوحه قطر می‌گوید پایان اشغال خارجی بر افغانستان و تشکیل یک نظام مستقل در افغانستان دستاورد بزرگ است و برای مردم افغانستان بسیار مهم است. او می‌گوید پس از به قدرت رسیدن طالبان امنیت سرتاسری در افغانستان تامین شده و وضعیت امنیتی امروز به هیچ صورت با سال های گذشته قابل مقایسه نیست.


محمد یونس قانونی، عضو «شورای رهبری جبهه مقاومت ملی برای نجات افغانستان، از گروه‌های مخالف طالبان می‌گوید : خواست ما خواست مردم افغانستان است. او می‌گوید تلاش ما این است تا از مردم را زندان طالبان نجات دهیم، افغانستان را از اشغال طالبان بیرون کنیم و قدرت را به آنها برگردانیم.


امرالله صالح، معاون پیشین رئیس جمهوری افغانستان و یکی از چهره‌های اصلی جبهه‌ مقاومت ملی، یک سال بعد از استیلای دوباره حاکمیت طالبان بر افغانستان، آمریکا را به دورویی متهم و مقصر اصلی بازگشت طالبان به قدرت می‌داند: « من برای خودم سهم عمده‌ای از مسئولیت رو می‌پذیرم؛ ...اما اگه تصویر بزرگتر رو در نظر بگیریم آمریکایی‌ها زیر لوای فرآیند صلح به دنبال تغییر حکومت بودند...» و « واشنگتن برخلاف حرف خودش بین تروریست‌ها تمایز قائله و به تروریست خوب و بد باور داره ... اونا الان اجازه میدن که ده نفر در کابینه‌ طالبان که برای سرشون جایزه تعیین شده آزادانه بگردند و بعد می‌آیند و گزینشی یک تروریست را می‌کشند». آیا در شرایط پیچیده امروز که افغان‌ها به قحطی و گرسنگی دچارند، مقاومت داخلی ممکن است؟


حمدالله محب، مشاور امنیت ملی اشرف غنی، رییس جمهوری پیشین افغانستان می‌گوید به اثبات رسیده که طالبان روابط خود را با «گروه‌های تروریستی» قطع نکرده است و یک سال عملکرد این گروه نشان می‌دهد که همه وعده‌های این گروه دروغ بوده است.

بعد از سقوط نظام جمهوری در افغانستان، طالبان حکومت را در حالی به دست گرفتند که تجربه چندان زیادی در اداره امور کشورنداشتند؛ بویژه در زمینه مدیریت خدمات عمومی. طالبان به طور کلی بدنه ساختار اداری نظام قبلی را حفظ کرده‌اند و در مواردی جزئی تغییر ایجاد کرده‌اند.


وقتی کابل سقوط کرد، آنجلا غیور، معلمی که از بریتانیا دست به کار شد، «مکتب آنلاین هرات» را تاسیس کرد. او می‌گوید «چند هزار» دانش آموز به ویژه دختران محروم از تحصیل در افغانستان را تحت برنامه‌های آموزشی این مکتب (مدرسه) قرار داده‌اند.

افغانستان تا قبل از بازگشت طالبان به قدرت، یکی از آزادترین کشورهای منطقه برای رسانه ها بود. اما در یک سال گذشته، براساس آمار گزارشگران بدون مرز، حدود ۶۰ درصد رسانه های این کشور بسته شده و صدها خبرنگار بیکار شده و یا افغانستان را ترک کرده اند. خبرنگاران زن بیشترین آسیب را دیده اند. رسانه هایی هم که فعالند، با مشکلات زیادی روبرو هستند، از جمله خودسانسوری.


مارک پوتزل، نماینده دبیر کل سازمان ملل متحد در افغانستان می‌گوید حالا که طالبان بر سر قدرت هستند باید اطمینان دهند که به همه مردم افغانستان توجه می‌کنند، نه تنها به افراد خودشان.

بیست سال جنگ در افغانستان، برای آمریکا دست کم هزار میلیارد دلار هزینه داشت و حدود شش هزار و سیصد سرباز و پیمانکار آمریکایی در این مدت کشته شدند.

در یک سال گذشته طالبان بدلیل آنچه نقض گسترده حقوق بشر بخصوص حقوق زنان و دختران افغان خوانده شده بشدت مورد انتقاد قرار داشته. برغم فشارهای جامعه جهانی، طالبان هنوز حاضر نشده‌اند که به زنان و دختران اجازه کار و رفتن به مکتب را بدهند.

مسعود اندرابی، وزیر داخله/کشور پیشین افغانستان می‌گوید که دوام شیوه حکومتداری طالبان مخالفت‌های سیاسی و مسلحانه را علیه این گروه در افغانستان افزایش خواهد داد. او می‌گوید فشارها هم در بعد بین‌المللی و هم در بعد داخلی روی طالبان در حال افزایش است. او گفت مسیر کنونی برای افغانستان قابل دوام نیست.

در یک سال گذشته حکومت طالبان از یک‌طرف با حملات مرگ‌بار داعش روبه‌رو بوده و از طرف دیگر با مقاومت مسلحانه بعضی نیروهای امنیتی سابق که حکومت طالبان را قبول ندارند. این نظامیان پیشین می‌گویند لازم است که در افغانستان حکومتی فراگیر شکل بگیرد و به ارزش‌های دو دهه گذشته از جمله حقوق زنان احترام گذاشته شود.


طالبان طی مراسمی با حضور مقام‌های حکومت از ۱۵ اوت/ آگوست، روز ورود به پایتخت که آن را «فتح کابل» می‌نامد، تجلیل کرد. این مراسم به صورت زنده از تلویزیون ملی پخش شد. عبدالسلام حنفی، معاون اداری نخست وزیر طالبان در این مراسم گفت بعضی مردم این روز را «روز سیاه» می‌نامند، «ولی برای مجاهدین و ملت مجاهد روز افتخار است».

آریانا سعید، خواننده افغان در یکسالگی ورود طالبان به افغانستان تنها راه حل برای افغانستان را، «تغییر افکار افراطی طالبان می‌داند»
طالبان پس از تصرف افغانستان محدودیت‌هایی را برای رسانه‌ها وضع کردند. از جمله به مجریان زن دستور دادند تا با صورت پوشانده در تلویزیون ظاهر شوند.
در سالگرد بازگشت طالبان به افغانستان شماری از کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی چندین هشتگ راه انداخته و از این روز به عنوان «روز سیاه افغانستان» یاد کرده‌اند.
این کاربران سقوط نظام جمهوری را تسلیت گفته و نوشته‌اند که روز سقوط افغانستان به دست طالبان روز نابودی رویاهای مردم این کشور است.
آنان با یادآوری به محدودیت‌های وضع شده از سوی طالبان به ممنوعیت آموزش دختران اشاره کرده‌اند.
آریانا سعید٬ آوازخوان معروف افغان نیز عکسی از سال گذشته در حالی که با نامزدش سوار هواپیمای نظامی شده و در حال فرار از کشور است در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد و نوشت: ‌خاطره تلخ از سیاه‌ترین روزهای تاریخ افغانستان.
شماری از مردم در توییتر و کلاب‌هاوس نیز اتاق‌هایی ایجاد کرده و از تجربه یکسال زندگی زیر سایه حکومت طالبان روایت کردند.


در یک سال گذشته هزاران متخصص افغان، از جمله مهندس، پزشک، روزنامه‌نگار، هنرمند، ورزشکار و نظامی، افغانستان را ترک کرده‌اند. در میان آنها دست‌کم چهارصد استاد دانشگاه هم بودند. بعضی معتقدند که فرار آنها به فقر و وضعیت بد اقتصادی در افغانستان دامن زده و شاید در آینده گرفتاری‌های بیشتری هم ایجاد کند.

در یک سال گذشته حکومت طالبان از یک‌طرف با چالش ظهور جریان‌های نظامی مخالفش روبرو بوده و از طرف دیگر حملات مرگ‌بار شاخه خراسان داعش. طالبان گفته‌اند که داعش توانایی اخلال در امنیت را ندارد ولی این گروه در ماه‌های اخیر حملات مرگباری را در کابل و شهرهای دیگر افغانستان انجام داده. نیروهای ویژه طالبان مدتی است که مشغول نبرد با داعش در جلال آباد در شرق افغانستان هستند، جایی که از آن به عنوان مرکز اصلی داعش در این کشور یاد می‌شود.


طالبان امروز را که اولین سالگرد به قدرت رسیدن‌شان است تعطیل عمومی اعلام کردند. انتظار این بود که در مراسم رسمی این روز جشن گرفته شود، اما تنها افراد طالبان، اینجا و آنجا در کابل و چند شهر دیگر افغانستان با تجمع‌های کوچکی، این روز را جشن گرفتند.


مجیب‌الرحمان رحیمی، سخنگوی پیشین عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه ملی افغانستان می‌گوید که مقابله با طالبان تنها راه حل است تا این گروه بالاخره متقاعد به مذاکرات سیاسی و تقسیم قدرت شود

یک سال پیش در چنین روزی، جنگجویان طالبان بعد از دست‌کم سه ماه حملات گسترده و پیشروی‌های سریع، وارد شهر کابل شدند. آنها با تصرف ارگ ریاست جمهوری و ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مهمترین اتفاق دو دهه گذشته در این کشور را رقم زدند. طالبان که حکومت قبلی‌شان بیش از دو دهه پیش با حمله نظامی آمریکا سرنگون شد، در این مدت روز به روز قدرتشان را افزایش دادند و در نهایت در روز پانزدهم آگست خود را به دروازه‌های کابل رساندند.

«رنجرهای (خودروهای) پلیس که حالا طالبان سوار آن شده بودند از جلوی چشمم یکی یکی رد می‌شدند. شبیه فیلم‌ بود٬ فیلم‌های مستندی که در مورد تروریست‌ها در کشورهای جنگ‌زده می‌سازند.»

یک سال پیش در چنین روزی افغانستان، منطقه و جهان شاهد تحولی تکان دهنده و غیر منتظره بود، فرار رییس جمهوری و سقوط نظام تحت حمایت غرب در این کشور، بعد از بیست سال حمایت همه جانبه آمریکا و متحدانش. طالبان امروز را که اولین سالگرد بازگشت‌شان به قدرت در افغانستان است، تعطیل عمومی اعلام کرده اند ولی مراسمی بزرگ و رسمی برگزار نکرده اند، تنها افراد طالبان در چند نقطه کابل و شهرهای دیگر این روز را جشن گرفتند. در یک سال گذشته بحث‌های زیادی در مورد افغانستان زیر حاکمیت طالبان و رابطه جهان با این نظام سیاسی بوده.


مروری بر رویدادهای مهم افغانستان از زمان بازگشت طالبان به قدرت
طالبان در ماه اوت ۲۰۲۱، در کارزاز تصرف کشور به سرعت پیشروی کرد و با سقوط کابل در شام ۱۵ اوت/آگوست وارد ارگ ریاست جمهوری در کابل شد.
سپتامبر ۲۰۲۱: طالبان یک دولت موقت «سرپرست» را اعلام کرد که در آن همه مقام‎‌ها مرد بودند.
سپتامبر ۲۰۲۱: ده‌ها زن در شهرهای هرات و کابل در اعتراض به سیاست‌های طالبان در قبال زنان تظاهرات کردند.
اکتبر ۲۰۲۱: ده‌ها کشته و زخمی بر اثر حمله به مسجد شیعیان در شهر قندهار در جریان نماز جمعه رخ داد. گروه دولت اسلامی (داعش) مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.
دسامبر ۲۰۲۱: طالبان سفرهای خاراج شهری را برای زنان به تنهایی و بدون همراه محرم مرد منع کرد.
ژانویه ۲۰۲۲: وزیر خارجه طالبان برای اولین بار به اروپا سفر کرد، و با نمایندگان کشورهای غربی و جامعه مدنی افغانستان در اسلو نروژ گفتگو کرد.
مارس ۲۰۲۲: فقط چند ساعت پس از بازگشایی مدارس و در آخرین لحظه، دختران مدارس متوسطه (دبیرستانی) از حضور در کلاس منع شدند.
مه ۲۰۲۲: زنان و دختران از جمله مجریان زن تلویزیون باید حجاب کامل اسلامی داشته باشند و صورت خود را بپوشانند.
ژوئن ۲۰۲۲: زمین لرزه‌ای بزرگ در مرز پاکستان بیش از ۱۰۰۰ کشته و بیش از ۱۵۰۰ زخمی برجای گذاشت که این زلزله مرگبارترین زمین لرزه در دو دهه اخیر در این کشور بوده است. این زلزله طالبلن را با چالشی بزرگ در امدادرسانی مواجه کرد.
اوت ۲۰۲۲: ایمن الظواهری، رئیس القاعده - طراح اصلی حملات ۱۱ سپتامبر - در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در کابل کشته شد.

«کمیسیون پیگیری مطالبات شیعیان افغانستان» همزمان با یک سالگی به قدرت رسیدن طالبان گفته است که با وجود تلاش‌های پيوسته و مراجعات مكرر، هنوز جواب مشخصی نگرفته و وضعيت خواسته‌های شيعيان افغانستان، همچنان «مبهم و نامشخص» است.


وزارت کار و امور اجتماعی طالبان دراعلامیه‌ای گفته است که امروز، دوشنبه (۲۴ اسد‌/مرداد) «پیروزی جهاد مردم افغانستان علیه اشغال آمریکا و متحدین آن در تقویم منظور شده است و در سراسر کشور رخصتی (تعطیل) عمومی است.‌» پیشتر طالبان برخی از روزهای تعطیل عمومی در افغانستان را از تقویم حذف کرد؛ از جمله روزهای «مولود شریف» (تولد پیامبر اسلام)، نوروز و عاشورا که قبلا تعطیل عمومی بود.

یک سال قبل در چنین روزی افغانستان بدست طالبان سقوط کرد و نیروهای این گروه وارد کابل شدند. یک سال بعد اما طالبان برای بزرگداشت از این رویداد آماده می‌شوند و برنامه‌هایی را تدارک دیده‌اند. سخنگویان طالبان گفته‌اند که قرار است امروز گردهمایی در ساختمان تلویزیون ملی افغانستان برگزار شود. در این مراسم قرار است «مقام‌های بلندپایه» طالبان شرکت ‌کنند اما مشخص نشده که کی‌ها در آن حضور خواهند داشت. همچنین به مناسبت این روز پرچم سفید رنگ طالبان در کابل و برخی دیگر از ولایت‌ها نصب شده‌است. برخی از هوادران طالبان در چهارراهی مسعود و نزدیک سفارت آمریکا در کابل تجمع کرده و شعارهای به حمایت از این گروه سر دادند. برخی از مقام‌های محلی طالبان و هوادران شان در ولایت قندهار، خاستگاه اصلی طالبان، نیز در حال تجلیل از این روز هستند.
منبع : ویژه اخبار بی بی سی به مناسبت روز سقوط کابل

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

رویای دختر هزاره؛ نویسنده محبوبش، الیف شفق، پس از مرگش او را شناخت الیف شفق با نوشتن مطلبی در مورد م...
افشاگری‌های جلال طالبی بعد از ۱۷ سال : منتظر بودند به آمریکا ببازیم تا تیتر بزنند من بازی را فروخته‌...