تیر 01, 1403 141 13

انتخابات کیلویی چند؟! با چه رویی از انتخابات می گویید

این روزها وقتی از لزوم شرکت در انتخابات، و روزنه گشایی ایی، هر چند ناچیز در کار کشور و مردم سخن می گویی، انگار بیگانه ایی را می مانی، در میان خیل مردمی که دیگر از اینگونه مفاهیم عبور کرده اند، و با نگاهی به سانِ "عاقل اندر سفیه"، در چهره ات چون یکی از اصحاب کهف می نگرند که انگار به تازگی از غارِ بی خبری بیرون زده، و از هرچه بر این مردم و کشور گذشته و رفته است، بی خبری! یکی شان سکوت را می شکند و می گوید "این چند سال گذشته کجا بودی؟! از اعدام جوانان معترض کم سن و سالی چون مجید رضا رهنورد و...، که… ادامه مطلب
پورتره ایی از نارندرا مودی نخست وزیر هند
خرداد 30, 1403 77 1

راستگرایان مذهبی سنگر گرفته پشت خدا، برای تصاحب مناصب انتخابی قدرت

راستگرایان مذهبی [1] به سان مصیبتی مخمورگر برای جوامع بشری اند، آنان بشریت را از تعالی و رشد باز می دارند، چرا که گاه در نقش حافظان وضع موجود، و در اکثر مواقع بشریت را به سوی واپسگرایی سوق می دهند، بعنوان مثال ایرانیان در نبرد بدست آوردن حق تعیین سرنوشت، سه انقلاب بزرگ را از نهضت پیشگام و مهم مشروطه، تا نهضت ملی شدن صنعت نفت و سپس انقلاب بزرگ1357 تجربه کردند، و این راستگرایان بودند که ایرانیان را بعد از پیروزی، همواره به شرایط پیش از انقلاب، و نهضت خونین خود، و بلکه مخوف تر از آن سوق دادند،… ادامه مطلب
خرداد 27, 1403 101 1

چه سودا کرده ایی با دل؟! تو ای یکه سوار دل

گرفتارم به دام تو، به جان تو! حتی، به وقتِ خشم از بی وفایی های بی پایانُ، وَز دلمردگی های فراقُ، وَز ندیدن های بی پایان، چه سودا کرده ایی با دل؟! تو ای یکه سوار دل! و من از عشق هم بُگذشتم ای تنهاترین معشوقِ هر عاشق! و اکنون در میان دشت ها و کوه ها، سرگردانِ بی عشقی! به گاهِ حُزنِ بی عشقی، دلم باز از پی عشقی دگر در نَردگاه عشقِ تو جُنبید، میان هر غم و شادی، دلم یکدم هوایت می کند، ای جان! گرفتارم به تو من، به جان تو! گَهی خشمی نثارت می کنم، ای جان! گهی اشکی سرازیر از فراقت می کنم، ای جان! گهی… ادامه مطلب
خرداد 13, 1403 127 15

انتخابات بدون احزاب یعنی شوخی، ابتذال جمهوریت و دمکراسی

آنچه روشن است در موضوع تغییر و تحول، حاکمیت در ایران با مردم خود گاه همقدمی و همدوشی لازم را ندارد، و در حالی که مردم سیر تحول و تغییر خود را به سرعت طی می کنند، این در مورد نظام حاکمیتی صدق نمی کند و نوعی ایستایی و بلکه عقبگرد را می توان در عملکرد و نتایج حرکت آنان دید. بعنوان مثال از انقلاب مشروطه تا کنون، ایرانیان به دنبال حق تعیین سرنوشت بوده و هستند ولی حاکمیت ها با اعطای آزادی و حق تعیین سرنوشت به ایرانیان مقاومت می کنند و از این لحاظ همیشه در مقایسه با مردم خود عقبمانده و ایستا بوده اند… ادامه مطلب
خرداد 10, 1403 118

تو بدین جنگ، یکی لمحه ی صلحی ندادی هرگز

سالهاست که سحرم صبح دل انگیز، ندارد هرگز، افقم نورنشان است، گرمی روح نوازی، ندارد هرگز، دلم از تو خون است، ای خورشیدِ خاموشِ دندان بر لب، لب گَزیدن بدین معرکه، زیبا اثری، هیچ ندارد هرگز، نیمه جانم کردی، تو بدین ظلم که پایان، ندارد هرگز کوله بارم خالیست، کَرَمت قصد به باریدن بر جان، ندارد هرگز، من در این آتش سوزنده ی سرخ، سوختم درین آتشکده ی مهر نشان، گَرمی نور نگاهت به تجلی، رو ندارد هرگز رخ نمودی، ننمودی دلم از غم خالی هرگز تو سراپرده دریدی اما، آتش از خیمه نیفکندی هرگز سوختند اهلِ خیام، پیشِ… ادامه مطلب
خرداد 02, 1403 234 38

 کم هزینه ترین پایان، بر ضعیف ترین و خسارتبارترین دولت بعد از انقلاب

شاید بتوان دوره ریاست جمهوری مرحوم آقای ابراهیم رئیسی [1] را یکی از ناموفق ترین دوره های ریاست جمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران تا کنون دانست، به طوری که گمانه زنی ها برای یکدوره ایی شدن حضور او در قدرت، یکسال پیش از پایان اولین دوره انتخاب پرهزینه اش برای کشور، از هم اکنون آغاز و زمزمه می شد، و این سقوط هلیکوپتر حامل رئیس جمهور در آذربایجان شرقی بود که به این بحث ها پایان زد. در این سه سال، هر بار که خود را در جایگاه تصمیم سازانِ تعیین کننده مسیر کشور قرار دادم، کار آنان را برای پایان دادن… ادامه مطلب
ارديبهشت 29, 1403 177 2

سوگند به من، که با تو همراه می شوم

سوگند به زخم هایی که در جان و تن مظلوم ماندند و التیام نیافتند و با او دفن شدند، سوگند به ناله های از سرِ بیکسی، که تا مرگ همراه، و در حلقوم ها دفن شدند، سوگند به خشمِ فروخورده ایی که از کلفتی ظلم، هرگز توان بروز نیافت، و شراره هایش هرگز فرو ننشست،…

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
نغمه‌ی شوم دولتِ در سایه، از دلِ خانه‌ی اشباح، در شبی دیجور و وانفسا غلامرضا علیزاده شنیده‌ام که ...
- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
چرا ۱۴۰۳، عجیب‌ترین انتخابات تاریخ ایران بود مصطفی فقیهی: عجیب‌ترین انتخابات در تاریخ ایران که پیروز...