مه امروز قابل توجه بود
07 مرداد ,1400 12

10th ) گزارش صعود به قله توچال از مسیر چشمه نرگس

کل زمان صعود 6 ساعت و 30 دقیقه حرکت از میدان مجسمه دربند ساعت 2 و 50 دقیقه بامداد اردوگاه شیرپلا ساعت 5 و 8 دقیقه صبح نیم ساعت استراحت و... حرکت به سمت چشمه نرگس ساعت 5 و 38 دقیقه صبح چشمه نرگس ساعت 7 و 15 صبح ده دقیقه برداشتن آب و... حرکت به سمت قله ساعت 7 و 25 دقیقه صبح خط الراس توچال ساعت 8 و 53 دقیقه صبح قله ساعت 9 و 20 دقیقه صبح ما را انگار بدین سبک خسارتبار زندگی و روزمرگی های نابودگرش چنان عادت شده است که حتی هجوم موج های عظیم مرگ و غارت جان ها که اینچنین پی در پی ما را در می نوردند، نیز نمی تواند باعث تغییری در عادات فیکس شده ما، و حرکت به سمت اصلاح شود، انگار با این نکبت خو گرفته ایم و آن را به عنوان بخشی از حیات خود قبول کرده، و به شرایط خفت بارش تن داده، و در وجود این شرایط راحتیم. موج های پیاپی و فراگیر کرونا در کشور را، انگار پایانی نیست، شهرها را یکی از پس هم در نوردیده، و با هر موسم سیاسی، مذهبی، فرهنگی و... موج ها از این همه گیری کشنده بر می خیزند، و بنیان می کنند، می تارانند، می تاراجند، و تا می رود کمی آرام گیرد، باز زمان اجرای بخش دیگری از روزمرگی های سراسری، فرا می… ادامه مطلب
 رقابت دو هموطن برای یک مدال، کیمیا علیزاده و ناهید کیانی، یکی با پرچم ایران و دیگری با کمربند منقش به نام ایران
06 مرداد ,1400 45 5

ایران را پرچمی باید به اندازه تمام ایرانیان

وقتی پرچمی طراحی می کنیم، قانونی می نویسیم، باید شامل تمام کسانی شود که به نوعی بدین آب و خاک اتصال می یابند، فارغ از زبان، رنگ پوست، مذهب، ریشه های نژادی، فکری، فرهنگی و یا شکل ظاهر و اندیشه عملی اشان، تمام آنان که ایرانی اند، باید شمولیت یابند، چتری به بزرگی ملت ایران، چه آنان که ما آنان را دوست داریم، چه آنان که دوست شان نداریم. المپیک 2020 توکیو، پرده از درد دیگری از جامعه ما برداشت، که چطور نخبگان ورزشی ما به جایی رسیدند که زیر پرچم کشورشان جایی برای خود نیافته، زیر پرچم کشورهایی در صحنه های ورزشی جهانی حاضر شدند، که حتی تصورش هم برای ما مشکل است، به عنوان مثال آقای سعید مولایی، دارنده مدال نقره المپیک توکیو در رشته جودو، که زیر پرچم مغولستان، در این مسابقات حاضر شد، کشوری که استطوره ملی آنان چنگیزخانی است که از سرهای ایرانیان، در بسیاری از شهرهای ایران مناره ساخت، ایران را غارت کرد، شهرها را سوزاند و... فجایعی که مغولان بر سرزمین های تحت سلطه خود مرتکب شدند، را تنها چند متجاوز دیگر، پیش از آنان مرتکب شده بودند، یا کیمیای علیزاده که در زیر پرچم پناهندگان در رشته تکواندو، در مقابل… ادامه مطلب
 بیخود از دریچه قفس به انتظار منجی نشسته ایم، آزادی که دیگران بیاورند، هر موقع خواستند پس می گیرند
03 مرداد ,1400 62 3

مملکتی که صاحب نداشته باشد، همین می شود!

تکثر در تفکر، و وجود ایده های مختلف، در هر جامعه ایی امری مبارک، باعث پیشرفت، بیداری، پویایی و حرکت دائمی، و در نتیجه سلامت و سعادت آن جامعه، و البته قابل ستایش بوده و هست، و این نشانه ایی از اینست که نبض آن جامعه خوب می زند؛ در مقابل جامعه یکدست و تک قرائتی (حتی اگر آن قرائت را اکثریت درست پندارند)، جامعه ایی بیمار، مصنوعی و فاقد تحرک، و مردابی خواهد بود؛ و از این روست، که به رغم این که، ممکن است ما با برخی از ایده ها در اساس مخالف باشیم، اما لازم است جوامع سطح تحمل خود را آنقدر افزایش دهند، که آن تفکرات و پیروانش نیز تحمل شوند، تا تفکرات مختلف فارغ از این که درست به نظر می رسند و یانه، سیر زندگی و بلوغ خود را طی کنند، و نهایت خود را نشان دهند؛ گرچه همواره برخی، تفکری غیر از تفکر خود را بیماری تلقی کرده، خواهان نابودی آنان می شوند، ولی نگرانی از وجود این تکثر نیز، خود بیماری و نشان از عدم اعتماد به نفس است. زیان مقابله های خودخواهانه با دیگر تفکرات گاه، حتی از غلبه این تفکرات بر جوامع نیز بیشتر است، و لذا به رغم زیان های فراوانی که ممکن است، در پی و یا به همراه داشته باشد، بروز و… ادامه مطلب
01 مرداد ,1400 65 8

خیزش پابرهنگان، بعد از انقلاب مستضعفین

خوزستان را سال هاست که دیگر ندیده ام، آخرین باری که از این سرزمین خون عبور کردم، به سال 1367 بر می گردد، که بعد از نبردهای غرب کشور، که آخرین حرکات تهاجمی ما در جنگ خسارتبار هشت ساله نیز تلقی می شدند، و بعد از دفع آخرین حمله به خاک ایران، که به نبرد مرصاد مشهور شد، و به دنبال پذیرش قطعنامه 598 از سوی کشورمان، و این آخرین حمله برنامه ریزی شده دشمن، جنگ به پایان رسید، و صدام دندان طمع از خاک کشورمان کشید و ما برای انجام کارهای اداری پایان ماموریت، از (باختران آنروز و یا همان) کرمانشاه به دزفول برگشتیم و این شد، آخرین دیدارم از خوزستان عزیز، جایی که برای هر کیلومتر مربع آن چندین شهید دادیم، و جای جای آن به خون جوانان وطن آغشته است، بعد از پایان جنگ، بارها قصد بازگشت کردم، تا از مناطقی که در آن سال های سخت، در آن جنگیدم، و شاهد ویرانی، خون، جراحت و درد آن بودیم، بازدیدی به عمل آورم، و در دورانی متفاوت نظری دوباره بدان اندازم، در حالی که دیگر نه خطر بمباران و گلوله باران است، نه برگه تردد (یا مجوز ورود) می خواهد و...، چرا که در زمان جنگ مثل زندانیان، از این مقر به آن مقر در حرکت بودیم، و… ادامه مطلب
قیام بی پایان مردم ایران برای سهیم شدن در سرنوشت و اداره امور خود
30 تیر ,1400 55 2

قیام سی تیر، قیامی برای دفاع از حقوق مردم در برابر قدرت مطلقه

از روزهای تاریخ ساز سیاست ایران، یکی همین سی تیر است، آن روزها که مردانی همچون زنده یاد دکتر محمد مصدق در مجلس شورای ملی ایران، بیدار و قدرتمند، به نمایندگی از مردم ایران، در مبارزه برای توسعه، کسب و حراست از حقوق مردم در قانون اساسی بودند، و در تامین حدود اختیارات مردم در این قانون می رزمیدند، تا به دفاع از آن حدود، در برابر قدرت مطلقه شاه و تمامیت خواهان در اطراف او، در آن دوران اقدام موثر داشته باشند؛ این کشور شهدایی به خود دید، که نام شهید و شهادت را عزت دادند، آنانی که از زمان خود جلوتر بودند، و برای پاسداشت از آزادی و حق تعیین سرنوشت و آرمان ملت خود، به پا خاستند، و البته با مقاومت قدرت مطلقه موجود مواجه، و با گلوله قوای امنیتیِ تحت امر او، مظلومانه به خاک و خون افتادند، و خاک این کشور را به خون خود سرخ، و تاریخ ساز شدند. آن موقع ها، کسانی همچون مصدق بر کرسی های نمایندگی از مردم ایران در مجلس شورای ملی تکیه زده بودند، که به مجلس شورای ملی، وزن و آبرو می دادند، و به واقع امانت دار نمایندگی ایی بودند، که از سوی مردم به آنان اعطا شده بود، و به عوامل مجری امر قدرت، برای کسب هر چه… ادامه مطلب
سخنی از استاد شفیعی کدکنی
28 تیر ,1400 62 1

زین چنگ زند، چنگ به دل های مست

ناخورده می اکنون، مَستم مست نادیده شراب، سوی ساغر هستم، هست [1] ناخورده شراب، توفان کرده دلم بر ساقی و ساغر، طرف هستم، هست بی نوشِ شرابی شده ام، مَستِ مست ناگفته ز ساقی، شده ام جام به دست بر لب نزدم، ساغر مینایی را از عشق رخش کنون شدم جام به دست افسانه آن رخ چو عیان شد، به مست مست و خرابند، همه هوش به دست بیرون کنم از دل، همه ی هستی ها را زانگه که ساقی شده است، جام به دست می، ساقی و ساغر همه را رازی هست زین شاهد و می، سخنِ شادی هست بر حرکت این دلِ شررخواه، زَن ساقی! کین کشته، به راه مانده را سازی هست سازی زَند از نوای دل، چنگ به دست زین چنگ زند، چنگ به دل های مست بیدار کند خفته دلان، هر چه هست، مستی فزاید زِ سخن، بر دل مست به نظم در آمده در 21 تیرماه 1400 [1] - این نظم نوشته را به استقبال شعر دوست شاعر اهل تالکان، جناب علی لطفی تالقانی رفتم که سرودند : ساقی قدحی شراب نابم باید یک جرعه که تاکندخرابم باید ناخورده شراب قدر می کی داند ازدست تو ساغری شرابم باید ادامه مطلب
دست های بزرگی که همه را تحت الشعاع قرار می دهند
26 تیر ,1400 96 8

اسلام بدون جمهوری، خلفای بدون جمهور و انقلاب در انقلاب 57

بعد از گذشت چهل و دو سال که از پیروزی انقلابی بس بزرگ و وسیع به وسعت انقلاب 1357 می گذرد، نگاهی بدین پدیده عظیم و آنچه بر او رفت می اندازیم، تغییرات و انحراف در برخی ارزش ها، ادبیات، اهداف و... آنرا می توان به چشم دید، که گاه این تغییرات آهسته و خزنده، خود را در حد یک انقلاب در انقلاب نشان می دهند؛ انقلابی که رکن اصلی و شعار محوری انقلابیونش، "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" [1] بود، و بعد از دو انقلاب مهم و بزرگ دیگر، اتفاق می افتاد، که توسط مردم ایران، عینیتی جدیدتر، کامل تر و به واقع مکمل حرکت شگرف، اساسی و تاریخ ساز مردم آزادیخواه ایران در انقلاب مشروطیت (با وجه بارز، آزادی و جمهوریت)، و نهضت ملی کردن صنعت و منابع نفت ایران (متکی به شعار استقلال) بود، و حال انگار دچار عقبگرد و تغییر جهت می شود؛ مهمترین هدف انقلابیون در جمع و به طور کلی، عبارت بود از رهایی از سیستم پادشاهی موروثی و حاکمیت مبتنی بر استبداد فردیِ متکی به زور سلاح و نیروی امنیتی، و برای دوری از استبداد رای، و اسارتِ سرنوشت ملت، تصمیم سازی و سکانداری آنان، در دست افراد و طبقات خاص، که در نتیجه به حاکمیت مطلق آنان منجر… ادامه مطلب
نمی دانستم این زندان شود جایم
21 تیر ,1400 61

درید شولای آزادی، سیه کردست، نک رویش

بدان چشم و بدان ابرو، بِبُرد او دین و ایمانم نخواهم دین و ایمانی، بدون چشم و ابرویش بِدادم، او مرا بر باد، کین حُسنی نشانم داد ولی انداخت او ما را به غمزه بر پس، ابرویش به ابرویش کشید ما را، سوی آزادی و انسان رهایم خواست، زین دین و، وزآن ایمان کم پُویَش [1] ولی افروخت آتش ها، بسوزاند او ز ما جان ها نشست بر کرسی جانان، فراموشش نمود کویش سرانگشت ندامت می کشم بر لب، ازین زندان، نوای بلبلان خاموش، نشسته کرکسان رویش الا ای صبحدم، هان! برفت آن فجر زیبایت؟! به خونت می کشند ایندم، و خونین ست، نَک رویش؟! ز بیدادِ ستم، دوران به دوران می کشم دارم، به دوش خویشتن جانُ، بر باد است، نک مویش تبرها می زنند از بیخ، به ریشه گاه بر این تن، هرآنکه دیده است اینحال، خجالتگون شود رویش طریق راه انسانی، مشعشع بود زین جوشش حکیم و حاکم و محکوم، همه یکدست زین رویِش همه بر باد پاییزی، خزان گشت این بهار من همه زنجیر، همه تزویر، همه بیداد گشت، رویش تبسم می زند باران، به روی خنجرِ فولاد که فولادین تنِ ضحاک هم، شرمگین است زین رویِش تکبر ریشه اش را سوخت، حسادت روی او افروخت درید شولای آزادی، سیه کردست، نک رویش نطم… ادامه مطلب
طالبان، خیزش خلافت، قیام به بندافکن به پای بندگان خدا
19 تیر ,1400 174 11

کجاست ابوالفضل بیهقی که داستان خونبار خراسانیان را دوباره بنویسد

باز سواد سپاهی سیاهی افکن و سیاهپوش را می بینم که همچون مغولان که از بعد از تسخیر و غارت "اترار" [1] به پیش می تاختند، و سوی دیگر شهرهای خراسان پیش می آمدند، این روزها بر خاک سرزمین خراسان، سربازان بند افکن خلیفه ی جور، پای می کوبند، و هر لاله بشکفته ایی، و هر امید به بار نشسته ایی را، برای آزادی و کرامت انسانی، لگد کوب سم ستوران ناپاک خود کرده، مردم این دیار را لت و کوب و کشتار می کنند، و خاک غم بر این سرزمین فرهیختگان می پاشند. دریغ که در کوس و کرنای آنان باز شیپور خلافت، و جنایات ناشی از خلیفه گری الهی آنان، سر داده می شود، خلفایی که نظام، راه و روش و تاریخ آنان مملو از اسارت، جنایت، تزویر، کشتار، ویرانی، غارت، چپاول، بند، بیداد، ظلم و... است، اما باز خود را خلیفه خودخوانده خداوند، می دانند؛ در حالی که نشانی از انسان و انسانیت در وجود و رفتارشان با خلق خدا نیست، حال آنکه انسان شدن، یعنی خداگونه شدن؛ و عمله های ظلم بی پایان آنان، با ایجاد رعب و وحشت، از طریق کشتار و جنایت، بندگان خدا را، که ساکن در این سرزمین هایند را به ضرب تازیانه وحشت و ترس مرگ و جنایت، به صف می کنند، و تک تک را… ادامه مطلب
حاکمیت ها خجالت نمی کشند  - استن سوامی در سن 84 سالگی در غل و زنجیر در بیمارستان
16 تیر ,1400 110 2

قربانیان دادگاه ها و قوانین خاص، استن سوامی، هند

استانداردهای مختلف در برخورد با کسانی که در مظان اتهام قرار می گیرند، قوانین و دادگاه ها را در سیستم قضایی کشورهای مختلف دچار مشکل می کند، در هند قانون تادا (TADA) [1] که بسیاری از اقلیت مسلمان تحت لوای آن، دچار رنج فراوان شدند، و قانون دیگری که به یکی از قربانیان آن، ذیلا می پردازیم مشکل ساز شده اند، از این رو، در جهانی زندگی می کنیم که دستگاه قضایی کشورها، کم و یا زیاد، استقلالی که از آب و هوا برای هر محکمه ایی واجب تر است، را این روزها از دست داده اند، و لذا بی اعتمادی بدین سیستم ها اشاعه یافته و از این رو، به صرف محکومیت متهمی، جامعه اش نه تنها از او متنفر نمی شوند، بلکه از اینکه مجرمی، به دام عدالت افتاده است، ناراحت شده و با او همدردی نشان می دهند و... چرا که ملت ها به درستی فهمیده اند، فاکتورهای بسیاری در رای قضات دادگاه ها دخیلند، که از بیرون از دادگاه، بر رای و نظر قاضی تحمیل می شوند، و رای و نظر قاضی، دیگر برآیندی از قانون و وجدان انسانی قضات نیست، بلکه ناشی از هزار فاکتور سیاسی، امنیتی، مصلحتی، اجتماعی، فردی، جناحی و... دخیل در روند دادرسی هاست، و این آنها هستند که رای… ادامه مطلب
16 تیر ,1400 70 2

به تو خواهم رسید، یا در سرگردانی ...

ایزد بی همتای من! می دانم که مرا می شنوی! اما نه آن شنوایی که همواره خیز بر انجام عملی دارد! پا در رکاب اسب راهوار واکنش، گویا تو انگار فقط برای شنیدن، نشسته ایی! سنگ صبوری که، میلیاردها دل، رازها بر او، زار می زنند، و او تنها شنونده ایی ست، صامت! و تو ای هستی نیست شدگان! هرگز آنی نیستی که من، تو را در ذهنم ساخته ام، یا برایم ساخته اند، هرگز آنی نیستی که دوست دارم باشی، و یا انتظار داشتم که می بودی! پا به رکاب اسب راهوار غضب و مهر! که به مهری بنوازد، و به ظلم و تجاوزی راه غضب گیرد و... گویا تو بر ظالم و مظلوم، تنها به نظاره نشسته ایی! و آن دو، در حال خود غرقند، بی تعرض، و یا دستگیری! خدای من! تو ما را به حال خود رها کرده ایی! تو انگار هرگز آنی نیستی، که نیازی بر طرف کنی، دستی رسانی، گره ایی وا کنی و... و انگار خزانه دارانت نیز، دست به هیچ بخششی خارج از اسلوب و سیاق قوانینت نخواهند زد و...، و من! مثل زنبورهایی سرگردان کوه، وز وز کنان بر هر گلی سرک می کشم، تا یکی را مراد دهنده، یا واجد داروی دردهایم یابم! اما انگار نه مرادی می دهند، نه مراد دهنده ای را در قوانینت، سرشته ایی و... و هر… ادامه مطلب
طالبان در دفتر احمد شاه مسعود در تخار - تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
تیر 14, 1400 172 10

کجاست ناصر خسرو، تا دوباره فریاد در دهد، از ماست که بر ماست

چقدر دردناک است، وقتی این روزها می بینیم که محور عمده نبرد برای تسخیر ایالت خراسان ایران باستان، که مرکز ثقل فرهنگ، ادب و عرفان ایران و ایرانیان است، در سرزمینی جریان دارد، که حلقه وصل بین فرارودان و این سوی رود جیحون است، جاییکه بهاالدین ولد [1] بر بلندای سخن می نشست، و از حکمت و انسان زیستن، و تقوای انسانی در ملک خدایی می گفت، و مولانای بلخی در پای منطق سخن او بود که، بر بلندای جهان معرفت، کرسی استادی زد، و معلم بشر در انسان زیستن گردید. اما اکنون کسانی بی شرمانه، پای در جای پای امثال مولانا…
تیر 12, 1400 46 3

9th ) صعود 1400، به توچال از مسیر چشمه نرگس

زمانبندی این صعود : بیدار باش حدود ساعت 2 بامداد 12 تیرماه 1400 حرکت از میدان دربند ساعت 2 و 52 بامداد جانپناه شیرپلا ساعت 5 و 20 دقیقه صبح بعد از استراحت و... حرک به سمت چشمه نرکس ساعت 5 و 52 دقیقه چشمه نرگس ساعت 7 و 22 صبح برداشت آب و حرکت به سمت قله توچال قله توچال ساعت 9 و 48 دقیقه صبح کل زمان صعود با احتساب نشست ها و استراحت 6 ساعت و 56 دقیقه مسافت طی شده، مبنا محاسبه قدم شمار موبایل: از میدان دربند : تا جانپناه شیرپلا 7.9 کیلومتر تا چشمه نرگس 11.5 کیلومتر تا خط الراس چهارپالون 15.5…
استاد حسین صدری ، هنرمند نقاش ایرانی
تیر 11, 1400 96 3

در عرفان و عشق، مولانا یا حافظ، کدامیک پیشرو ترند

مقدمه سایت یادداشت های بی مخاطب بر این خاطرات : "در دوره دانشجوی ام، توفیق حضور در کلاس درس اساتید تربیت یافته در دوره های مختلف تاریخ دانشگاهی ایران را داشتم، اساتیدی که پرورش یافته در دهه های سی، چهل، پنجاه و شصت خورشیدی در ایران و خارج کشور بودند، اساتید درس آموخته سوییس، فرانسه و...که هرچه قدمت بیشتری می یافتند، معمولا کلاس های شان جذاب تر و پر مغز تر بود، و انسان را شیفته علم، و عمق دانش، و روح بزرگ خود می کردند، اما امروز با درک حضور در محفل این دانشجوی هنر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه…

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

خیلی آرمان خواه شده اید ! اینجا هنوز (خودی) و(غیر خودی) دا
سایت یادداشت های بی مخاطب posted a comment in ایران را پرچمی باید به اندازه تمام ایرانیان
درود بر شما، پرچم همه ما در مقابل شهدا راه حفظ این آب و خ...