جمجمه های تلنبار شده بر برهوت انسانیت
اسفند 25, 1402 114

گویا خون، شراب سیراب کننده ی عطش قدوس شده است

"اینجا مکانی مقدس است، ورود بدون ... ممنوع" دیوارهایی کشیده شد، به بلندای قطع دسترسی انسان، به دور قدس و قدوسی که از آنِ همه بود، اکنون هر یک او را از آنِ خود می دانند، و می خواهند، شرایطی بر انسان بار شد، باید و نبایدهایی را نوشتند و... انسان، به بند کشیده شد! پاکی شرط اول حضور گردید، اما از چه باید پاک بود؟! از کدام اعمال؟ به چه چیزهایی انسان ناپاک خواهد شد؟! تا لیاقت حضور از کف، وا نهد! یادمان رفت هرچه تَقَدُّس است، با وجود انسان است که معنی می یابد! ورنه دیگران (حیوانات و...)، در دنیای خود… ادامه مطلب
ارنستو چه گوارا
اسفند 18, 1402 118

چه سمی بود چه گوارا، مسمومیتی که در تن ایران ماند و هر روز تشدید شد

روزگاری بود که تصاویر ارنستو چه گوارا [1] ، این چریک مبارز و نمادین امریکای جنوبی و مرکزی، و ستاره و نشانِ مبارزاتی او، بر کلاه و لباس جوانان، بدنه اتومبیل ها، دیوارِ شهرهای و... این آب و خاک موج می زد، تا نشان از آزادی خواهی، روشنفکری، مبارزه علیه سلطه، نبرد برای برقراری عدالت، جستجو برای برابری و شعارهای زیبای دیگری از این سنخ باشد، که آرزوی جوامع برای کسب استقلال، داشتن حق تعیین سرنوشت، و حاکمیت مردم بر مُقدرات خود را در خود داشت، جوانان انقلابی آن موقع با خود می گفتند اگر به آرمان مبارزانی… ادامه مطلب
پرچم روسیه و بریتانیا
اسفند 16, 1402 88

خواب و خیال کسب آزادی و استقلال ایران، در نگاه ناامیدانه ی نسل قبل

پیرمردِ نویسنده و متفکر، و پژوهشگر تاریخ و سیاست بین الملل، که 87 سال فرصت زیست و تفکر در این جهان پرماجرا، و این مُلک در نوسان را در پرونده زندگی پربار خود دارد، و به رغم جسم نسبتا ناتوانش، ذهنی بسیار فعال، هوشمند و دقیق، آنکارد شده و منسجم دارد، که به سانِ ساعت های ساخت سوئیس، هنوز دقیق صغرا و کبرا می کند، و نتیجه می گیرد و سعی می کند با تکیه بر ساختار نظام سابقی که بر جهان و این سامان مستولی بوده است، و آن را با بازیگران عمده اش، خوب می شناسد، این دوره زمانی را نیز، بر همان پایه تحلیل و… ادامه مطلب
حضور رهبری در انتخابات پر حرف و حدیث 11 اسفند 1402
اسفند 14, 1402 95 2

انتخابات اسفند 1402، دامی برای خالص سازی از یکدست سازها

وقتی نویسنده و ستون نویس پرسابقه مجله نیویورکر [1] خانم رابین رایت [2] بیش از سه سال قبل، از حرکت ایران به سوی نظام تک حزبی [3] نوشت، و از تصمیم رهبری خبر داد، که می خواهد "کشور را به صورت یکپارچه زیر کنترل یکدست تندروها در آورد" [4]، شاید علاوه بر نشانه های روشن آن زمان، همین روند جاری در انتخابات 11 اسفند 1402 را هم دیده، و پیش بینی می کرد، که پازل ها یکی پس از دیگری بر این تصویر افزوده، و نقشه ی خالص سازی ها تکمیل تر، و همان شود که اکنون مجلس دوازدهم در دست تندروهایی بیفتد که خوف و خطر ناشی… ادامه مطلب
نهال انقلاب آزادیبخش 1357 و تبر به دستانی که آن را محاصره کرده اند
اسفند 09, 1402 202

انتخابات، شرایط کشور، و تحقق نیفتادن آن دست نااهلان و نامحرمان

امروز در شرایطی که فقر، فساد و تبعیض، احیای حاکمیت طبقاتی، تسلط نظامیان بر ارکان کشور و...، نسوج ستون های پایداری کشور را جویده و به لرزه درآورده، و مردم زیر بار تورم، گرانی، بیکاری، و بی ارزش شدن پول، گذرنامه و شخصیت ملی، سستی ارکان خانواده، خیز برداشتن رواج مصرف الکل، مواد مخدر و دخانیات، سقوط اخلاقی، افزایش سرقت و ناامنی، اختلاس های کلان و رقم درشت و... له شده اند، و کاروان فراریان از شرایط کنونی جامعه، به سوی افسردگی، و دیگر ممالک و به خصوص کشورهای اروپایی و امریکایی، در قالب مهاجرت های… ادامه مطلب
هنر موسیقی
اسفند 02, 1402 168

نقدی بر سیاست عدم ترویج و گسترش موسیقی توسط دولت ابراهیم رئیسی

هر دم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد. برگزاری انتخابات های مهندسی شده پی در پی، و سفارشی، ناشی از فیلترینگ نظارت مخربِ استصوابی شورای نگهبان، کشور را به سمتی برده است که اکثر گروه های فعال سیاسی کشور، طی چند دهه گذشته، از حق حضور و کاندیداتوری و در معرض رای ملت قرار گرفتن محروم شدند، و به واقع یک ملت از دسترسی به نخبگانش دور نگه داشته شد، و عرصه کاندیداتوری و انتخاب شدن، به انحصار یک گروه اقلیت و خاص در آمد، برون داد چنین انتخابات هایی، تکیه زنندگان بر مناصب و جایگاه های… ادامه مطلب
بهمن 20, 1402 166 1

تو را در گرد و خاک برخاسته از حضورت گم کرده ام

 از تو دور شدم! فاصله ها هر روز بیشتر می شود! گاه بر می گردم، به شکافی می نگرم عمیق، که هر روز بینمان، عمیق تر می شود و.. گاه احساس بیگانگی، گاه احساس یگانگی، گاه دوری و گاه نزدیکی و...! گاه دیدن و گاه ندیدن، گاه شناختن و گاه نشناختن و..! اما این…

علی مرد مدارا، حاکمی سختگیر بر دوستان و آسان گیر بر رقبا

 دهه اول ماه رمضان که دهه تمرین و آمادگی؛ دهه دوم، دهه حس کردن سختی های رمضان است که موتورها داغ می کند و در سر بالایی سختی های این ماه به ریپ زدن می افتد و دهه سوم که دهه سرازیری و پایان که روزهای رمضان مثل برق و باد می گذرند و وقت توشه برداری می شود؛ دهه سوم با شب های قدر علی (ع) آغاز می شود، کسی که مولای متقیان نام گرفته و با سیره و روش حکومتی و شخصی اش خود را در صدر تقوا پیشگان قرار داده است، اما او کیست و تقوای منحصر به فردش در چیست که چنینش ارج می نهند و در تاریخ ماندگار ؟ 

علی (ع) انسانی منحصر به فرد است، در سعه صدر، صبر و تحمل می توان به ایوب نبی (ع) تشبیه اش کرد که بعد از رحلت یگانه پشتیبانش (ص)، در مشکلات بیشتری قرار گرفت و محدودتر شد، تا این که بعد از سه دوره خلافت رقبایش، مردم به او مراجعه کردند و از نظر سیاسی زنده اش کرده و بر اوج مناصب سیاسی اش نشاندند و او نیز با کلی شرط و شروط و به اکراه خلافت را قبول کرد و شد خلیفه چهارم مسلمین و جهان اسلام، او چنان با جمعیت مراجعه کننده و درخواست کنندگان برای پذیرش خلافت سخن گفت و شرط های جور واجور گذاشت که انگار می خواست ردشان کند و هیچ رغبتی بر منصب مذکور نداشت و از آن گریزان.
 قدرتش در علم، بازو، هوش، خطابت، عبادت، کار، مهر، ریاضت، قناعت، سیاست، حلم، بردباری و... مثال زندنی بود، ولی با این حساب قدرتش در برابر مخالفانش (که شمشیر نکشیده بودند) در غلاف مانده و از این امکانات وسیع فردی در برابر آنان استفاده نکرد و در مقابل مشاوری جدی، صادق، دلسوز نیز برای آنان بود، رقبایش را به نام های خفیف کننده یی نمی آزرد و برچسب نمی زد. ضعف های شان را به رخشان نمی کشید. باند و گروه فشاری را هم علیه آنان تدارک ندیده بود و فعال شان نکرد و به صحنه نیاورد که گاه و بی گاه آزار شان دهند.
سپاه علی (ع) پیوستاری
 گسترده بود که در کنار محمد بن ابوبکرها، مالک اشترها، بلال حبشی ها، عمار یاسرها و... شمرها، اشعث بن قیس ها، ابن ملجم مردای ها و... هم جای خود را داشتند و اینان نیز به اتهام های جوو واجور به حاشیه نرانده شده بودند و او را در پیشبرد آرمان شهر کوفه پا به پا همراهی می کردند و با زخم زبان و ترور شخصیت یاران خاص علی (ع) هم درگیر نبودند. اصولا باند بازی اگر چه در جبهه مقابل علی (ع) وجود داشت و آنان گردهم آیی خود را داشتند و به تحلیل و ارزیابی وضعیت خود مشغول ولی در بین یاران علی (ع) باند خاصی شکل نگرفته بود که برای حذف رقبا شبانه روز نقشه بکشد. 
شیفتگان و یاران خاص علی (ع) حق نداشتند ابن عمر را که در مسجد کوفه حین سخنرانی علی (ع) برخواست و
  انتقاد کرد و حتی به خلیفه مسلمین جسارت کرد، را مورد حمله خود قرار دهند که در مرام علی (ع) منتقد حقوق تضمینی خود را داشت و کسی حتی متعرض منتقد هتاک هم نبود و یارای تحدید حقوق منتقدین این چنینی نیز نداشت. مخالفان سیاسی علی (ع) در عین آزادی کامل فعال بودند و کسی متعرض آنان، مال، جمع، خانواده و مکان شان نبود، در مقابل این وسعت دید علی (ع) در برابر رقبای سیاسی خود، او به دست اندازان به بیت المال مسلمین که قاعدتا از یاران او بودند، کمترین فرصت نمی داد. منصوبان او به قدر نشستن بر سفره یی نا مربوط، بی درنگ با آگاهی علی (ع) برکنار می شدند. اما مخالفینش حتی در مخالفت آشکار هم تادیب نمی شدند.
در خیابان های مرکزیت این حاکم اسلامی هم گزارش نشده که گزمه گانی راه بر مردم تحت حاکمیتش بگیرند و از نوع لباس، عقیده و... آنان بپرسند و یا به خانه یی به خاطر تجمع مخالفینش حمله کنند و یا جمعی را به هم بزنند.
گوش و چشم های این حاکم اسلامی نیز که هم فعال
 و هم تیزبین بودند، بیشتر تیز و حساس بر تخلف یاران و منصوبانش بودند، تا دشمنان و رقبایش؛ که اگر دوست یا منصوبی خلافی مرتکب می شد به کمترینی عزلش را به همراه داشت و مسامحه یی در کار نبود. لذا سخت گیری علی (ع) بر یارانش بیش از رقبا و دشمنانش بود. او  اگرچه دشمنان و رقبایش را ماهیتا خوب می شناخت ولی علی (ع) هرگز برای کشف جرم و ضعف آنان خود را حریص و جستجوگر نشان نداد تا آن را وسیله یی برای نابودی آنان قرار دهد.
بیت المال کوفه
 که سرشار از ثروت سرازیر شده از ممالک اسلامی بود اگرچه در دست علی (ع) بود ولی هرگز به عنوان ابزاری در دست او علیه رقبایش استفاده نشد و لذا حتی خوارج هم از حقوق خود در بیت المال محروم و محدود نشدند. او زندانی هم برای دشمنانش نداشت که آنان را از سطح جامعه خود جمع کند و آنان را از دسترس مردم و خانواده های شان دور کند. اهل او هم حق داشتند با دشمن ترین ها در نزد او، ارتباط داشته و رفتن عقیل (برادرش و...) به نزد معاویه باعث به سخره گرفتن او و یا شماتتش از سوی علی (ع) نشد.
براستی او مظهر عدالت بود که دوست، دشمن، رقیب و... در سایه عدل و مهر او متنعم بودند. او کینه یی از دیگران به دل نداشت که با خلیفه شدنش به تصفیه حساب با آنان بپردازد در حالی که اگر هر کس دیگری به جای او بود، بسیاری را می توانست بیابد که علیه
 آنان اقدام کند. او مبرای از هر گونه مکر، حیله، پشت هم اندازی و سیاست ورزی های نابجا بود.
تاریخ حمله و یا تضییع حقوقی به خانواده ی رقبا و دشمنان از سوی علی (ع) گزارش نکرده است و برعکس در بین یاران نزدیک او از خاندان رقبایش بسیار بودند و بسیار وفادار و با معرفت.
این که با اهلت مدارا و لطف کنی که هنر نکردی وظیفه وجدانی و اخلاقی خود را به انجام رساندی و علی (ع) هم اگر تنها در بین یارانش بزرگ منشی، مدارا و لطف نشان می داد که هنر زیادی نکرده و وظیفه به انجام رسانده بود که آنها یاران او یودند، هنر او احترام به حقوق رقبا و بلکه دشمنان و خیر خواهی واقعی نسبت به آنان
 بود که علی (ع) را علی (ع) و جاودانه می کند و آن هم نه به قصد و طمع به انقیاد کشیدن آنان، بلکه به قصد هدایت شان و همین است که ستایش حریف را نیز نسبت به خود بر می انگیزد. این خصلت علوی (ع) است که او را از دیگر حکام اسلامی متمایز می کند و جدای از این که دیگر حکام مدعی اسلام چه می کنند و چه در سر دارند، این علی (ع) است که مظهر مدیریت اسلامی است و بس.
این است که چهار سال حاکمیت مهر مدارانه و عدالت گستر او بهتر است از هزار ماه خلافت دیگرانی است که تنها خود، خاندان
 و یاران شان را مقصود بود و دیگران در حاشیه، منزوی و یا در زندان های مخوف بغداد و...که کوفه ی علی (ع) زندانی برای به بند کشیدن مخالفانش ندارد.
این است علی (ع) ما؛ علی شما چه طور حاکمی است؟ اگر قوم دیگری علی واره یی در این تراز و یا حداقل شبیه به او
 و یا در این مسیر دارد، رو کند تا ما هم مخلصش شویم.

 

+   نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393   

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در حجاب، یک عدم تفاهم ملت با قدرت...
پاسخ ایران به اسرائیل باید غیرقابل پیش بینی باشد حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی: آمریکا پش...
- یک نظز اضافه کرد در بازی با دکمه های آغاز مجدد جنگ...
اگر من فرمانده کل قوا بودم! رحیم قمیشی سریال زیبایی ده‌ها سال پیش پخش می‌شد به نام سلطان و شبان، ب...