SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

مرحوم استاد داود رشیدی، کسی که آمد، دید و رفت

فرزند رشید فرهنگ و هنر ایران زمین، جناب داود رشیدی وصیت کردند که بر سنگ قبرش بنویسند:

 

"آمدم، دیدم و رفتم"

 

اما جناب استاد! کاش ثبت می کردی و یا می گفتی که شما در این سال ها چه دیدی؟! آمدنت را که اهلت می دانستند و شاد شدند و در ثبت احوال نیز رسما و کتبا ثبت کردند، رفتنت را نیز که همه مطلع شدند و غمدیده ی رفتنت خواهند بود و در جای خود رسما و کتبا ثبت خواهد گردید، رفتن افتخار آمیز، اما دردآور و فقدانت را همه حس خواهند کرد، اما آنچه ثبت نشد و در هاله ایی از ابهام ماند و البته ثبت نکردی اینکه چه دیدی جناب استاد؟! کاش از دیده هایت به ما هم می گفتی....

 خدایت رحمت کناد. منزل نو مبارک، جناب استاد؛ آثاری از خود بر صحنه هنر ایران ثبت کردی که دیدنی و شنیدنی است. رفتنت از باغ ملخ زده هنر ایران به تمامی مردم ایران خصوصا اهالی فرهنگ و هنر تسلیت باد. این سال ها انگار زمان بدرقه بزرگان هنر و علم شده است، این هم از بخت بد ماست که زایش ها کم شده و مرگ ها بسیار.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

این مطالب را دوست عزیزم "یکی تو این دنیا" خصوصی در پیرامون حاشیه تشیع این بزرگ مرد ارسال کرده است: "لحظات نورانی اذان را گوش سپرد ه ام و از خودم وشما شرمنده چه برسد به خدا ---برایتان که اندیشه ایی مملو از نیات خیر دارید و با فضیلت اید -آرزوی سلامتی و موفقیت و خوشبختی ی بیش ازپیش دارم ---از صمیم دل خواهان خواندن مطالب سایت تان هستم اگر به اینجانب برای این امر ندا ندهید علیرغم میل باطنی دیگر هرگز نخواهم خواندتان -کاش این صمیمیت بی ریا اینگونه در دام وزش بادی سهمگین قرار نمی گرفت بادی سهمگین که میل به سیل و رانش هر آنچه اندوخته بودیم را داشت اما عزیز برادرم بیایید نگذاریم این رانش به افکارمان رسوخ نماید --- نمی دانم چرا دوست دارم از غصه دیدن چهره زنی جوان برایتان بنویسم که در مراسم تدفین داوود رشیدی که زیبا برایش قلم زدید بنویسم زنی که نمی دانم یا نمی توانم درک کنم که چرا دست به دزدی زده بود دزدی ی گوشی های مهمانان آن مراسم - شاید در خبر ها خوانده باشید از صبح امروز تا کنون چهره آن زن از نظرم محو نمی شود --- بعد از اذان متن کوتاهی که در این مورد دارم را حضور برادر خوب و مهربانم ارسال خواهم نمود ----<br />این زن دردمند خرده دزد -که شاید لباس هایش را نیز از دیوار های کوتاه نامهربانی به عاریه گرفته باشد...کاش خواهر دزد بیت المال ...بود ویا خاله دزد دکل ... و یا دختر عموی..... و صد البته که امروز اینگونه بی مهابا آبرویش به قیمت چند دستگاه گوشی که دزدیده در این دنیای پهناور و بی رحم حراج نمی شد و قانون بر سرش خراب نمی گردید - چشم های ملتمس اش از پس گره های ابروانش فریاد می زند کاش کسی پیدا شود برای پاک کردن اشگ های خدا !!!!!!!!!!!"

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.