کوه پناهگاهی برای فراریان از روزگار

شاید به خاطر هبوط دهشتناکی که داشتیم، صعودمان به چند ارتفاع نسبتن بلند، افتخار آمیز به نظر می رسد، و مٌسِکنی است، برای دردها و زخم های عمیق درونی مان، تا به صخره ها پناه بریم و در آن بالا از شرایط زمینی مان کمی دور شویم.

امسال هر چند صعودهای زیبا و به یاد ماندنی داشتم، صعود یک روزه به قله دماوند که شب زنده داری های ماه رمضان را در دامنه این قله 5671 متری یادگار آرش کمانگیر، تجربه کردم و در آن لحظات ربنا گفتن بندگان، ما هم در آنجا چشم به آسمان دوختیم، این از به یادماندنی ترین صعودها بود.

 صعود به قله 3965 متری توچال از مسیرهای متفاوتی مثل دربند، شهرستانک [2,1ایگل ، آهار و شکرآب، جمشیدیه و...؛ ولی باز انگار صعودهای زیادی را به این قله سخت و زیبای نزدیک (به ما ساکنین تهران) بدهکاریم. 15 آذرماه 1396 مصادف با روز تولد آخرین سفیر آسمان، که انگار ما به آخرین بودن ارتباط بین آسمان و زمین و ختم نبوت ایمانی یقینی نداریم، و همچنان چشم به آمدن فرستادگان دیگری داریم، که تکرار شوند، و در روزهای مربوط به آخرین پیام آورم آسمانیان (ص) واقعن من نمی دانم باید شاد بود یا غمگین، شاد بودن از آمدن چنین موجودی که موجب مباهات بشر است، و ناشاد ازین که با آمدنش و رفتنش آخرین پیغام و پیام رسانی بین آسمان و زمین رقم خورد، و دیگر خداوند سخنی با بشر نخواهد گفت و...

در چنین روزی صعودی دیگر به قله توچال رقم خورد، که زیبایی و رنج را توامان در خود داشت، زیبایی طبیعت پاک اون بالاها و رنج خشکسالی که طبیعت منطقه البرز مرکزی را فرا گرفته، که سردی را در حد اعلی دارد و بارشی در حد صفر را تجربه می کند؛ و آنجا شما زمینی را می بینی که در اثر چرای بی رویه دام به "خاک کربلا" (در بی حاصلی و تاخت و تاز دام) تبدیل شده، و درد اضافی که طبیعت خشک سال پیش رو، آنرا به جهنمی برای طبیعت این مناطق، باید به انتظار نشست.

آب های چشمه پیازچال که تبدیل به قندیل های یخ شده اند

آب های چشمه پیازچال که تبدیل به قندیل های یخ شده اند

لذا آن بالاها دیگر دردهای خود را فراموش کرده و یکی از دعاهای مان بارش برف و باران بود، سجده های کوهنوردان بر سنگ های لخت و خشک قله توچال دیدنیست که پیشانی بر خاک می سایند و درخواست هایی دارند، که لیستی است از کمبودها و نیازها و درخواست های جورواجور، در این مسیر هر چند قدم انسان دوست دارد فریاد بزند "خداااااااا"، که معمولان نیز با پاسخ همنوردان مواجهه می شود، که "چه می خواهی دلبندم"، اما اون که در آن بالا نشسته بر حال ما واقف است، حال زار و وضع دهشتبار ما را بهتر از هر کس می داند.

کوه را دوست دارم، ازین جهت که از زندگی روتینی که در آن افتاده ایم،  ما را جدا می کند و لحظاتی در مکانی قرار می گیری که دیگر کمتر فکر و فرسایش کنی، هر چند آفتاب و سرمای باد سردش، پوست صورت را زمخت و پیر می کند، اما پناهگاهی است برای فراریان از روزگار. چند رویداد طبیعی را از دریچه کوچک لنز دوربین موبایلم در مسیر این راه سخت، زیبا و سازنده تن و روان و در این صعود هفت ساعته، ثبت کرده ام :

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

روی سنگ قبری نوشته بود تا که بودیم، نبودیم کسی کُشت مارا غم بی هم نفسی تاکه خفتیم، همه بیدار شدن...
در مقالات جوملا دوشنبه, آگوست 1 2022 4:02:20pm
▪️بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بی دینی آدم ها ... کسی که دروغ نمیگوید، کسی که مهربان است، ...
در مقالات جوملا دوشنبه, آگوست 1 2022 3:58:18pm