خدایا در کارتو مانده ام که چه می کنی؟!!

گاه اگر عیبی از کسی گوییم به کمتر زمانی و عنقریب ما را بدان عیب مبتلا می کنی، مرحوم مادرم (ره) هم شاید همین را تجربه کرده بود و گاه که عیب کسی را نزدش می گفتم، می گفت "مادر جان عیب کس نگو که عیب بد سواره است" و ما لابد پیاده مشی می کنیم که عیب بد به زودی سواره خود را به ما می رساندِ و عینا دچارش می شویم. 

خالقا! معبودا!، ای که از رگ گردن به ما نزدیک تری!، ای که شنوایی بر گفته هامان! و بینایی به وضع مان! اگر هزار حُسن دیگران گوییم باز یکی را شامل ما نمی کنی! ولی دستگاه خلقتت و قانون طبیعتت آماده است که ما عیبی از کسی بگوییم و سریع گرفتار همان مان کند؛ ولی در همان حال عده یی کارشان عیب گویی و عیب جویی و سوزاندن دل دیگران و با این همه در برابر چشم های حیران بندگانت به تعداد زیاد، هزار حُسن و خیر نصیب شان کرده و در چشم ها قرار شان می دهی که بندگانت ببینند و بسوزند و به کارت بیشتر در شک و شبهه افتاده و در ایمان شان تزلزل وارد شود و به کفرگویی گرفتار شوند و از تو جدا افتند؟!!
ولی معبودا! اگرچه کاملا به تو اطمینان دارم که کاری خارج از حکمت و علم و عدل نداری؛ هزار سوال بی جواب در مورد تو و رفتارت دارم و بسیاری از رویه های این عالم به چشمم ظلم و بی عدالتی می آید و انتظار حرکتی سریع تر از تو در مقابلش دارم، ولی باز هنوز معبودِ عالم تر، عادل تر و... دیگری از تو نتوانستم بیابم که در احسان، بخشش، لطف، حُسن، مهر، علم، قدرت و... بر تو برتر و یا هماوردی تو باشد، که اگر بیابم هرگز لحظه یی در تو توقف نخواهم کرد و بی درنگ از تو عبور
 کرده و به او رجوع خواهم کرد؛ که او توی واقعی خواهی بود و این به عقل و صواب نزدیک تر که اکمل مورد ترجیح قرار گیرد.
دانم که ز بی معرفتیست این رنج دل
گر رنج دل به تو نگویم، به که گویم؟!
که گفتنش آوار خصم نشود، باز برما

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ساعت 10:22 شماره پست: 427

 

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

رویای دختر هزاره؛ نویسنده محبوبش، الیف شفق، پس از مرگش او را شناخت الیف شفق با نوشتن مطلبی در مورد م...
افشاگری‌های جلال طالبی بعد از ۱۷ سال : منتظر بودند به آمریکا ببازیم تا تیتر بزنند من بازی را فروخته‌...