خدایا این همه خونِ مظلومان پاگیر ظالمان نمی شود؟!!

این روزها کشورهای شرق میانه (یا همان خاورمیانه) به مرکز ریختن خون هایِ گرمِ مردمی تبدیل شده است که در مظلومیت تمام ضایع و یا به زمینِ سرد می ریزند، جان های بیگناهی که به ملعبه یِ دستِ بازیِ قدرتِ قدرتمدارانی تبدیل شده اند، که برای مردمِ این منطقه نقشی جز دادنِ خون و خوندل خوردن، در این بازی قایل نیستند؛ آری به درستی باید در پایان نماز خود و در بهترین زمان ها برای استجابت دعا، دست های نیاز را بالا گرفت و خداوند قادرِ متعال را به خون هایی مظلوم و بی گناه قسم داد که در کمال مظلومیت در خاکِ جای جایِ این منطقه ریخته می شوند، تا در رگ های جوامع خود جاری نشوند و بدن سرد و بی خون این جوامع همچنان بر گِل بماند. 

اما آیا این تمام خون های مظلومی است که در این سرزمین بلازده بر زمین ریخته و ضایع می شوند؟ باعثِ تاسف است که باید گفت پاسخ کاملا منفی است، و این تنها خون هایی نیست که ریخته و ضایع می شوند و این بخشی از آن است که ناشی از کشیدن چاقویِ ظلم برگلویِ مردم این منطقه و یا از شلیک سرب های داغ بر بدن رنجورِ شان بر زمین سرد ریخته و ضایع می شود. مظلوم تر از خون های جاری از دِشنِه و سُرب هم هست، و آن خون هایی است که اصلا کسی سرخی آن را هم نمی بیند و لذا صاحب (دَمی) خونی هم نیست که آن را از قاتلانش واطلب نماید.
برغم تمام خون هایی که به هنگام جاری شدن، سرخیِ مظلومیتِ خود را به رخ چشم های بی تفاوت و سیاست زده ی ِ جهان می کشند، خون هایی هم هستند که در سکوت و مظلومیت حتی جاری هم نمی شوند و فریاد صاحبانش در سکوت و یا هلهله یِ استبداد شنیده نمی شوند و لذا سرخی آن را هم کسی نمی بیند و این خون ها که اکثرا هم متعلق به نخبگان این جوامعند در گوشه گوشه ی خانه های شهرها، سلول های بیشمار زندان ها ضایع می شوند، تا در رَگِ جوامع خود جاری نشوند؛ از سویی دیگر سایه جنگ و استبداد مانع شکوفایی استعداد های این مردمِ تمدنساز شده تا این خون های با ارزش جوانان مستعد ما در رگ جوامع جاری نشده و ظالمانه ضایع گردد و لذا این خون ها شاید مظلومانه تر از خون هایی باشد که از آلاتِ سرب و دشنه جاریند که اینان شهیدان مکر و حیله اند و آن خون ها از دندان های سگانِ درنده و پارس کننده می چکند و لذا خوب هم دیده خواهند شد، و برعکس اینان در سکوت و وهم ضایع می شوند.
آری زندان های مستبدین این منطقه مملو از مردانی است که لایق کرسی های رفیعتند لیکن همنشین بدحالان شده و از کُنج زندان های مهرشده سر درآورده اند تا در دسترس نیازمندان جوامع خود نباشند. یا مغزهای مملو از حکمت و علمند که از کرسی های دانش افزایی مللِ خود به دور مانده و در کُنج خانه های خود خاک می خورند و عمر ذیقمت به پایان می برند. یا استعدادهای جوانانیند که می توانند موتورِ تمدنِ شرق را دوباره به حرکت در آورند، ولی بواسطه ی نبود امکان درجا می زنند و حریصانه به کرسی های دانش اندوزی می نگرند که یا ویران شده و یا خالی از استاد.
آری این ها را هم باید به خون های مظلومی اضافه کرد که سرخیِ مظلومیت آنان چشم ها را خیره کرده و انسان را به تفکر وا می دارد و عجزِمان را به رُخِ مان می کشد که تغییری در این وضع نمی توانیم داد؛ این ها همان خون های سرخ و زلالی است که در رگ صاحبانش ضایع می شوند و در رگ های جوامع خود جاری نمی شوند، تا بدنِ شُل و بیحال آن، بی انرژی و همچون مخموری غارت زده در گوشه ای بیفتد و همچنان مثل گذشته از کاروانِ علم، فضیلت و ارزش باز بماند و نظاره گر وضع اسفبار خود باشد.
باری باید بعد از هر نمازی دست ها را به آسمان برد و خداوند خود را به خون های مظلومانه ای از این دست این گونه قسم داد که "بِدَمِ المَظلومَ یاالله" و ده مرتبه از ته دل فریاد به نیاز برداشت که "یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله، یاالله ما را از این وضع برهان".
برخی بیت المال را تنها به زَر و مال موجود در آن محدود می کنند، لیکن مهمترین گوهرِ موجود در کیسه ی ملت ها جان هایی از این دستند که آشکار و پنهان ضایع می شوند و خرابی و خسارت آن اصلا روی کاغذهای لیست برداری از خسارات نمی آید، حال آنکه این خسارت بسیار بزرگتر و حتی جبران ناپذیر است.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 10:11 شماره پست: 597

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

در گفت‌وگو با دیده‌بان ایران مطرح شد محمدرضا تاجیک: با شورش بدن های ناآرام روبرو هستیم/ جامعه از مرح...
«افسانۀ زن شرقی» افسانه‌ای دربارۀ «زن شرقی» از دیرباز در ذهن عموم ایرانی‌ها وجود داشته است؛ تصور ز...