نمی خواهم ازدستت بدهم چراکه از آخرین داشته هایم هستی

پروردگارا! ای ایزد یکتا و بی همتای من!

ای تنها معبودِ قابل ستایشم! 

در بازار مکاره پر گرد و خاکِ داغِ دروغ و تزویر،

در حال ذوب شدنم،

مثل یک قالب یخ، در میان آفتاب داغ.

در مقابل چشمانم، زنده زنده می میرم،

داشته هایم را در این قمارگاه وسوسه ی حیله گران باختم،

و اکنون تنها تو ماندی و من،

در حالی که سخت گرفتار و در بند توام،

و تو بهترین مونس و دارایی ام هستی،

نمی خواهم از دستت بدهم،

نمی خواهم بی تو در پوچی ها غرق شوم،

یا خود را حلق آویزِ نداشته هایم کنم،

نمی خواهم پوچ و بی هدف رها شوم،

دیگر نمی خواهم، بیش از این آب شوم،

و در زمین خشک و بی حاصل این سرزمین فرو روم.

یزدان پاک من!

 نمی خواهم تو را نیز مثل بسیاری از داشته هایم،

در قمارگاه این و آن ببازم،

در این خزان عشق و آگاهی،

در این سکوت سرد و گمراهی،

نمی خواهم از تو نیز جدا اُفتم.

که تو از آخرین داشته هایم هستی،

نمی خواهم ازدستت بدهم چراکه از آخرین داشته هایم هستی

نظرات (4)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

یک تمدن وقتی در سراشیبی سقوط قرار میگیرد
ڪه به جای رسیدگی به امور زندگان ،
به طور افراطی سعی
در زنده نگه داشتن مردگانش ڪند..!

مریم
This comment was minimized by the moderator on the site

می مانیم چه بکنیم
چه بگوییم
یا بی چون چرا خرافات به رای خویشتن
اطاعات کنیم

مانند اسیر و غلامان وبرده های قدیم
...

احمد
This comment was minimized by the moderator on the site

می مانیم چه بکنیم <br />چه بگوییم<br />یا بی چون چرا خرافات به رای خویشتن<br />اطاعات کنیم <br /><br />مانند اسیر و غلامان وبرده های قدیم<br />...

احمد
This comment was minimized by the moderator on the site

یک تمدن وقتی در سراشیبی سقوط قرار میگیرد<br />ڪه به جای رسیدگی به امور زندگان ،<br />به طور افراطی سعی <br />در زنده نگه داشتن مردگانش ڪند..! <br /><br /><br />

مریم
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
نغمه‌ی شوم دولتِ در سایه، از دلِ خانه‌ی اشباح، در شبی دیجور و وانفسا غلامرضا علیزاده شنیده‌ام که ...
- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
چرا ۱۴۰۳، عجیب‌ترین انتخابات تاریخ ایران بود مصطفی فقیهی: عجیب‌ترین انتخابات در تاریخ ایران که پیروز...