SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

شعار محله "مسجد محور" یا "مردم محور" کدام مناسب تر است

چندی است که شهرداری تهران به سکوی پرش شهردارانش به آوردگاه انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شده و گروه های سیاسی سعی بلیغی برای تسخیر این پست و در نتیجه دسترسی به امکانات وسیع آن در این جهت داشته و به نظر می رسد که همانطور که  شعار "خودرو عمومی است، استفاده اختصاصی ممنوع" از روی اتومبیل های متعلق به بیت المال پاک شده، انگار در حجم وسیع تر استفاده شخصی و گروهی از امکانات عمومی و بیت المال برای دستیابی به قدرت هم به امری "مجاز" و "معروف" تغییر ماهیت داده است؛ و البته قوه قضایه هم با اهمال در رسیدگی به پرونده سو استفاده شهردارانی (مثل احمدی نژاد) که در مدت حضور در مقام شهردار اقداماتی از این دست داشته، در تشدید این وضع موثر بوده است و لذاست که احمدی نژاد رییس جمهور شد و چهار سال از پایان هشت سال ریاست جمهوری جنجالی اش هم گذشت، ولی هنوز به پرونده سو استفاده از امکانات عمومی توسط ایشان برای کارهای انتخاباتی اش رسیدگی نشده است، و لذاست که اکنون در شورای شهر خبر از پاسخگو نبودن شهردار تهران به مسایل مالی خود در مقابل نمایندگان مردم شنیده می شود و به نظر می رسد حکایت استفاده از این پست برای رسیدن به آوردگاه انتخاباتی ریاست جمهوری همچنان ادامه دارد.

معاونت اجتماعی شهرداری با طرح های خود، سیاست خاصی را دنبال می کند که نگاهی به عملکرد آن خساراتی را که از قبال این سیاست ها به جامعه و محلات می خورد را می توان مورد ارزیابی و مشاهده قرار داد. یکی از طرح های این معاونت طرح "محله مسجد محور" است و طبق آن طراحان طرح خواهان حل مسایل محلات در مساجد هستند، که این امری است ناممکن و محور قرار دادن مسجد در محلات کاری است اشتباه و این طرح مربوط به زمانی است حاکمیت و قانون و دولتی وجود ندارد و هرج و مرج ناشی از عدم وجود نهادهای مسول را می توان از طریق مساجد به عنوان پایگاه های غیر رسمی حل کرد (کاری که در شورش و بهم ریختگی اوایل انقلاب انجام شد).

این طرح در زمان حاضر خود نقض غرض است و به جای قدرت بخشی به مساجد که لازم هم نیست، مساجد را نیز دچار مشکل خواهد کرد، مدعیان این طرح که مسجد النبی (ص) را به عنوان مرکز حل مشکلات مردم در زمان پیامبر اکرم (ص) مثال آورده و مدعی اند بسیاری از مسایل مردم باید در مساجد حل و فصل شود، به این امر توجه ندارند که مسجد النبی در آن موقع مرکز رسمی حکومت پیامبر (ص) بود و در واقع آن مسجد دفتر کارش بود و مقر حکومتی غیر از مسجد در مدینه النبی وجود نداشت، ولی امروز مراکز دولتی و حکومتی مکان، روند و قانون خاص خود را دارند و از جمله دیگر سپاهیان اسلام در مقابل مساجد جمع نمی شوند بلکه در پادگان ها حضور و تجمع دارند و لذا محکمه جای خود دارد و مراکز قانون گذاری و اجرا نیز همینطور و در جامعه مدرن مسجد جایگاه عبادت جمعی را به خود اختصاص داده است و این نقش مهمی است که اکنون دارد و باید در اجرای بهینه آن بکوشد و نه قبول مسولیت انجام امور موازی با نهاد های حکومتی، ملی و محلی.

مسجد به عنوان محور محله نمی تواند باشد و این امری نشدنی است چرا که مشارکت مردم در مساجد درصد بسیار ناچیزی از مردم محلات را شامل می شود که در مقایسه با درصد مردمی که به مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها، پارک ها، باشگاه ها و... در هر محل روزانه مراجعه می کنند اصلا قابل مقایسه با مردمی نیست که از مسجد در محلات استفاده می کنند و محور قرار دادن جایی که درصد بسیار ناچیزی از مردم به آن مراجعه می کنند، خود امری خطاست چرا که قرار دادن این "محور نازک" برای حل مسایل بزرگ در محور کار محلات به شکستن خود این محور خواهد انجامید و همین خلاف مقصود خواهد بود.

گذشته از این که وارد کردن مساجد در روند های کسب قدرت و سو استفاده از آنها در این راستا خود فرصت طلبی تلقی شده و ظرف نازک وجود مساجد را به عنوان محل عبادت و راز و نیاز را شکستنی تر کرده و آن را تبدیل به آوردگاه رقابت برای قدرت در راستای دستیابی به امکانات عمومی کرده و اختلافات ناشی از این بکش بکش ها بین دست اندرکاران مساجد باعث شکنندگی جمع هایی می شود که برای گفتن ذکری و یا نماز جماعتی گردهم آمده اند، و آنان ناگهان خود را در واقع به بازیچه دست افرادی می یابند که برای رسیدن به پست های بالاتر، از جمع ناچیز آنها هم نمی گذرند و همین به دل زدگی افراد حاضر در مساجد منجر شده و شاهد ریزش نمازگزاران مساجد خواهیم بود که این خود عارضه ایی خواهد شد که گریبانگیر مساجد خواهد شد.

از سوی دیگر دامن امامان مساجد را بدین امور آلوده کردن و رقابت آنان با شورایاری ها و دیگر مقامات محلی و دست اندازی آنان به امور محلات و دخالت شان در کار دستگاه های مسول محلات و... جایگاه معنوی آنان را با لطمه شدید مواجه کرده و خلاصه خسارت این ورود نامیمون به اموری که باید در روند قانونی خود در مجاری دولتی و عمومی انجام شود، مساجد را از هدف اصلی خود که فراهم کردن محیط مناسب و آرام برای عبادت و راز و نیاز با خالق هستی است، دور کرده، محیطی رقابتی و پرتنش را به مساجد تحمیل می کند و این جزیره های عبادت را نیز پراکنده خواهد کرد.

لذا چنانچه بخواهیم کار اصلی معاونت اجتماعی شهرداری را که همان جلب مشارکت اجتماعی در امور شهری است را دنبال کنیم، باید "مردم محوری" را شعار قرار داد نه "مسجد محوری" و یا هر مکان دیگر، که مسجد تنها یکی از نهاد های یک محله است و محلات از محیط های بسیاری برخوردارند و در هر محله متناسب با ترکیب جمعیتی آن جاهایی هست که مردم بیشتری مراجعه دارند و محور قرار دادن آنها می تواند به مشارکت مردمی بیشتری منجر شود.

در خوشبینانه ترین حالت اینکه، برخی فکر می کنند هرچه آتش را روی کماچ[1] دین بکشند، بهتر است ولی این را فراموش کرده اند که دین تنها بخشی از زندگی انسان هاست و برای پختن کماچ دین هم آتشی به مقدار مناسب لازم است و این کماچ هم همچون پدیده های دیگر این جهانی از آرد و آب است و از آهن نیست و آتش اضافی کشیدن روی کماچ دین هم به سوختن کماچ خواهد انجامید و حتی اگر از آهن هم باشد آتش اضافی آن را ذوب خواهد کرد از شکل بهنجارش آن را خارج خواهد کرد. و لذا درخوشبینانه ترین حالت این دلسوزی بی مورد و زیادی به مرگ بیمار منجر خواهد شد.

این دلنوشت واکنشی است به برگزاری اولین همایش "محله مسجد محور" که در تهران برگزار شد[2] از سوی کسی که در مقام "مدیر محله امانیه تهران" از نزدیک با مسایلی از این دست که گریبانگیر محله مذکور شده بود، به طور مستقیم درگیر بوده و مصائب آن را لمس کرده و عوارض آن را به عینه دیده است.

 

 

[1] - کماچ نانی است که چوپانان در صحرا می پزند و طریقه پخت آن نیز این گونه است که ابتدا آتشی افروخته صبر می کنند تا شعله وری آتش تمام شود و و سط اخگر های باقی مانده از آتش را باز کرده و چاله ایی درست می کنند و خمیر خود را درون آن قرار می دهد و این اخگر ها را روی آن می کشند تا در میان آتش دفن شده و در اثر حرارت آن خمیر تبدیل به نان شود. حکایت ضرب المثل "آتش را روی کماچ خود کشیدن" نیز ناشی از رقابتی است که ممکن است بین چوپانان درگیرد و از روی خود خواهی بخواهند از این آتش محدود که دورش نشسته اند و هر یک منتظر آماده شدن نان مختص به خود هستند، از غفلت همدیگر سو استفاده کرده و در اثر خودخواهی مرتب آتش روی کماچ رفقا را برداشته با چوب دستی خود روی کماچ خود بکشند تا نانی مناسب تر از دیگران داشته باشند.

[2]  -   http://hawzahnews.com/detail/News/391888   

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.