نوای موسیقی روایتگر دردها و آلام بشر

فریاد و ناله دردآلود برادران و اجدادم را از عمق تاریخ رنج آلودشان هنوز می شنوم، که البته انگار پایانی هم بر درد و آلام ما نیست و هر روز، روزگار بر روزگارییان تکرار می شود. قرن هاست که برادران و اجدادم بر خط و نوشتن آگاه شده اند، لیکن انگار نه قلمی می تواند و اجازه می یابد که بی پرده از دردها بگوید و نه فضایی حاصل می شود که حوصله شنیدن شرح درد و رنج ها را داشته باشد، و لذاست که انگار اجداد باهوشم درد دل های خود را در قالب زمزمه ها و یا نواهای موسیقی سروده و از خود بجای گذاشته و بدین طریق آن را به ما رسانده اند.

 موسیقی یکی از حاملان نوای دردآلود بشر است که اجدادمان آن را در آن برای مان به یادگار گذاشته اند، موسیقی کلاسیک هند که تبلور آن در نواهای رمزآلود مذهبی (1) آنان خود را بروز می دهد، فریاد دردی را منعکس می کند که از تاریخ رنج برادران مهاجر آریاییم که بدان سرزمین رفتند، نشان ها، نقش ها و روایت ها دارد. نی چوپان ایرانی هم همان سوزی را دارد که اجداد ما سال ها نواختند و سینه به سینه دردهای خود را بر نواهای موسیقی نی سوار کرده و به ما رسانده اند. تا آنجا که مولوی بلخی نیز در مطلع کتاب مثنوی اش ما را به صدای نی دلالت می کند که از جدایی ها و... شکایت می کند.

دردهای مردمی عادی که از زندگی و عمر خود، چیزی جز زندگی نمی خواستند ولی حتی این نیز از آنان دریغ شد، و زیر چرخ سیاستِ سیاست بازان و رهبران مکار و خدعه گر خود له شدند و صدای شان به کسی نرسید و یا برای آن گوش شنوایی نیافتند، جز آلات موسیقی که در تنهایی غم انگیز خود بنوازند و نوایی را بسرایند که حامل دردهای شان باشد، ملودی های خاص که روایتگر دردهای پدران برای فرزندان نادیده اشان شود.

 آنان نواختند نوایی را که از دل شان بر می خواست و آن را سوار بر صدای برخواسته از تارهای کشیده شده و ناگهان رها شده ای کردند، و یا نوایی را سوار صدای سرگردان پیچیده شده در فضایی محدود و یا ملودی را سوار بر ملکول های هوای فشرده شده ایی که از سوراخ های مختلف تعبیه شده بر چوب نی خارج می شدند و... تا هر کدام صدا و نوایی را که با حساب و کتاب در ابزاری ایجاد کنند. ابزاری که در هر زمانی که بر آن دمنده ایی بدمد، نوایی بیرون جهد که راوی درد دل های آنان باشد.

آری سازندگان وسایل موسیقی در این خطه و یا حتی باید گفت در جهان، وسایلی را ساختند که روایتگر غم و شادی آنان باشد و تا ابد نوایی را با آیندگان روایت کند که حامل دردها و شادی های آنان باشد.

1-  https://www.youtube.com/watch?v=HHtVyGhrPm0   

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 15:59 شماره پست: 894

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.