به صادقت (ع) قسم، مددی، یا رسول الله مددی

ای منتهی انسانیت، ای منتهی صلح و سلامت، ای عصاره عزت، ای منتهی فرو افتادگی و خصوع، ای خالی از غرور بیجا، ای عزیز خالق یکتا، ای امید تنهایان و جداماندگان، ای غمخوار غم دیدگان، ای یاور ستم دیدگان، ای روشنگر اذهان، ای نور منشعب از نور، ای ایجاد کننده سرور و ریحان، ای حامی مظلومان و ستمدیدگان، ای امید امیدواران و ناامیدان ای آب حیات تشنه کامان، ای غرق در روضه و رضوان، ای منتهی آمال آرزومندان، ای مددکار بی کسان، و... 

مددی، یا رسول الله مددی،
مددی، ای واژه ها

برای صدا کردنش مددی
تو را صدا می زنم ای آخرین پیام آور باری تعالی برما، تو را خطاب قرار می دهم، چرا که تو را قطعه ایی از او می دانم، که او مرا به خود می خواند و هر چند دوست ندارم واسطه ایی بین من و او باشد، ولی در این روز زیبای تولد میمون و مبارکت می خواهم تو را دروازه ایی به او قرار دهم. که تو خود، خود را شهر علم خواندی و حتما به روزگار ما نیز آگاهی که اگر نبودی چطور باید خود را شهر علم بنامی، در حالی که تو بری از رجس و پلیدی و دروغی. از تو مدد می جویم برای همه کاستی هایم، برای همه نداشته هایم، برای همه ی داشته های نکبت بارم، برای همه نداشته های عزت آورم.
یا رسول الله!
جهانی از ارتباط با آسمان ها، با تو به انتها رسید، و جهانی از تاریکی و فساد و ظلم ادامه یافت. این پایان و آن ادامه سوال انگیز است؟! اما امروز روز تولد توست و نمی خواهم به شکوه بنشینم و عیدی تولدت را مددی می طلبم که شامل همه ما کنی، و یا دعایی که در حق ما مستجاب باشد، که همه گرفتار و التماس دعا دارند.
مردمان غارت زده بسیارند، در زندان افتادگان بی گناه، در کنج خانه ها محدود شدگان، از حقوق خود جدا افتادگان، از سلامتی به کنار افتادگان، چشم به راه هان، آرزو به زمین ماندگان، عزت های پایمال شده، ظلم دیدگان، ظالمین بر صندلی غرور و نخوت نشسته، دستان به آسمان بلند شده، بی خانمانان و از خانواده جدا افتادگان، بی یار و همسر ماندگان بسیارند و...
از که و از کجا و از چه بگویم؟!! که بسیارند آنچه باید طلب کرد، و فعلا آسمان نزدیک ترین و تواناترین در اجابت است، پس یا رسول الله تو نیز از خدایت که خدایمان است، برایمان بخواه آنچه را که نیاز داریم، از آنچه که به ذکر آمد و یا نیامد. در این روز فرخنده ی تولد میمون و مبارکت تغییری در امورمان صورت گیرد که خیر ما در آن است.
مددی یا رسول الله مددی.

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴ ساعت 10:39 شماره پست: 858 

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در خطر سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی ...
همه‌ چیزتان فیک است، حتی ضرب‌الاجل‌تان! سی‌ام اردیبهشت دقیقا یک‌سال از آن روزی گذشته است که «نماین...
- یک نظز اضافه کرد در نظام برخاسته از قیام های اعترا...
جمهوری خطای ترکیب.. وقتی آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ فرمود «ما، هم دنیا را آباد می‌کنیم و هم آخرت را...