رفتار انسانی و اخلاقی، بروز حضور خدا درماست

گویند :"اگر خدا از ادیان ستانده شود گویا همه چیز از آن بر گرفته شده است (1)" و این شاید تقصیر ما اهالی دین و ادیان باشد که در اثر بی محتوایی دینی و عدم بروز و حضور دین و اخلاق و قانون انسانی در رفتار ما، رقیب به چنین تحلیلی رسیده است؛ اما آنچه در فلسفه وجود ادیان خصوصا ادیان الهی باید نهفته باشد، انسان شدن و انسان سازی است، و لذاست که ادیان باید اخلاق و قانون انسان شدن و انسان زیستن را در خود داشته باشند و به رفتار پیروان خود بیاورند، اگر اخلاق و قانون انسان زیستن را از ادیان بگیریم و آن را تنها محدود به انقیاد کشیدنِ انسان به پای خدا، خدایان و در بدترین حالت مدعیان نمایندگی خدا کنیم، این امری محتوم خواهد بود که اگر خدا را از ما بگیرند، هیچ چیزی برای ارایه نخواهیم داشت. این در حالی است که خداوند پیام آورانش (ع) را به عنوان نمونه و سمبل خوبی (اسوه حسنه) فرستاد تا ما انسان شویم، که اگر نشویم (در مورد ما مسلمانان)، مسلمانی ما به چه کار خواهد آمد؟!!

ای کاش مسابقه مقدس سازی و مقدس پرستی در بین ادیان به مسابقه انسان شدن و انسان زیستن تبدیل می شد، آنگاه بود که دیگر کسی را یارای خرده گرفتن به اهالی دین نبود که شما بدون مفهوم خدا، هیچ نیستید؟!! که در آن صورت تبلور خدا (یعنی همان انسان بودن) می شدیم و دیگران با دیدن ما اهالی دین، خدا را به تجسم دیده و جذب خدا نیز می شدند؛ و در غیبت چنین حالتی است که اکنون با دیدن بعضی از مدعیان خدا بر زمین، انسان جا دارد که بگوید اگر خدایِ شما هم مثلِ شماست، پس از او و شما هر دو بیزاریم.
خداوند به عنوان خالق کل در دل همه انسان ها به نام ها و تصورات مختلف (الله، اهورا مزدا، برهما و...) وجود محرز دارد، حتی در ته وجود بیخدایان هم او وجودی محکم دارد و رابطه بین خدا و انسان یک رابطه ذاتی، دو طرفه و شخصی است، که شایسته است این رابطه و عشق بازی دوطرفه بیشتر در نهان باشد و به رخ کشیدن آن خود جرم است، آنچه بروز دارد و باید داشته باشد رفتار انسانی و اخلاقی ماست که باید تبلور درون انسان بوده و در اینجاست که حتی اگر خدا را از انسان بگیرند باز رفتارش خدایی و تبلور وجود او خواهد بود که این را هیچگاه نمی توان از کسی گرفت.
اگر رفتار انسان خداگونه باشد، با گرفتن نام خدا از ما، به هیچ تبدیل نخواهیم شد و بلکه همچون خداوند برغم انکار بعضی، جاودانه همچنان باقی خواهیم بود و ابدی. دینی موفق است، که خدا را در رفتار پیروانش وارد و رفتار او را انسانی تر و اخلاقی تر سازد، که در تئوری و ... همه مدعی اصالت و حق بودنند.
1-   خدایان زمین و 313 تجربه معنوی، ص14، نوشته جبران خلیل جبران، چاپ دوم، انتشارات کلبه معرفت

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:51 دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴

نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:51 AM | 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 3:47 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

بعد از یکسال که از تجاوز و قتل دختر دالیت (پایین ترین قش...
''نسل انتقالی به پایان راه نزدیک میشود'' اگر متوسط سن رز...