دمکراسی و یا همان مردم سالاری که ما از آن یاد می کنیم اکنون پذیرفته شده ترین روش حاکمیت در بین ملل جهان است و روشی جاری در روند جهان کنونی است و این روش اداره جامعه توسط بنیانگذاران ج.ا.ایران پذیرفته شده و در جای جای قانون اساسی این کشور گنجانده شده است. ولی چرا با وجود دمکراسی در کشورمان باید شاهد این حجم بسیار بالا از فساد باشیم؟! 

دلیل آن شاید این باشد که دمکراسی و یا همان مردم سالاری یک مجموعه و به قول امروزی ها یک "پکیچ" کامل است که در صورت حضور تمامی اجزا می تواند کارکرد مناسبی داشته باشد در غیر این صورت کارکرد خود را نخواهد داشت و برون داد آن ناقص و عجیب خواهد بود. در چند سال گذشته فساد اقتصادی و اختلاس اوج خود را در کشورمان نشان داد و رکورد های ملی و تاریخی را زد. قاعدتا باید پرسید چرا چنین شد. شاید یک پاسخی که می توان به این سوال داد، نبود لوازم دمکراسی و لنگی برخی از اجزای آن بوده است،
نبود نظارت عمومی و اعمال آن توسط مردم که در قالب احزاب فعال و مستقل و رکن چهارم دمکراسی یعنی رسانه های آزاد و جسور محقق می شود، باعث گردید که فساد اقتصادی در سایه این عدم حضور ناظران فعال، ذینفع و مُحِق در اوج قرار گیرد و انسان بدون احساس کنترل دست به یغمای سرمایه های ملی این کشور بزند و رسوایی عظیمی برای کشور و انقلاب به وجود آورد. راه اصلاح وضع موجود و مقابله با آن نیز
 تنها پرونده سازی های قوه قضاییه و اعدام افرادی که معلوم نیست کی هستند و از کجا به این دسترسی های وسیع دست یافته اند نخواهد بود بلکه راه چاره ی آن توسعه احزاب مستقل و فعال و همچنین حضور رکن چهارم دمکراسی به عنوان چشم بینای مردم و هشدار دهنده به آنان، می تواند جلوی چنین وضعی را بگیرد وگرنه این غول هر زمان از جایی سر برخواهد آورد و وسوسه مال اندوزی انسان ها، آنان را از دین و آیین و انسانیت جدا خواهد کرد و در هر رده ایی مصونیت وجود نخواهد داشت که این خصوصیت انسان زیاده طلب است که خداوند در وجود او به ودیعه گذاشته است و همواره او را به منکر رهنمون کرده و نمود منفی این خصوصیت قابل کنترل نخواهد بود.
+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:30 AM | شنبه سوم خرداد 1393

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید