احترامی بجا از جنس اخلاص برای نورانی ترین بانک خدایی یعنی اذان

وقتی از بلندگویی بانک با شکوه و پر معنی اذان بلند می شود دل انسان به پرواز در می آید؛ اذان، بلند معانیی است که خلقی را برای ستایش و پرستش خداوند به ولوله و حرکت می اندازد. احترام به این صدای انگیزاننده روح شاید واجب باشد. استاد ما جناب دکتر امیر حسین ذکرگو از بین اساتیدی که تاکنون در مقاطع و دورس متعدد داشته ام از این لحاظ هم یگانه است. ایشان با بلند شدن صدای اذان درس خود را متوقف می کند تا تمام اذان گفته شود و بعد کلاس خود را ادامه می دهد این نوع احترام به اذان را من برای اولین بار در بین اساتید خود دیدم.

نوع دیگر احترام به اذان را از شخص دیگری هم دیده بودم، به این صورت که وقتی صدای اذان بلند می شد انگشت شصت خود را وسط چهار انگشت دیگر دست راستش قرار داده آنها را به هم چفت می کرد و سه بار آن را می بوسید و هر بار به پیشانیش آن را نزدیک می کرد و به نوعی ایستاده سه بار متوالی بر آن سجده می کرد.  درست به همان صورتی که ما بوسه را از راه دور روانه فردی کنیم.

این استاد و این دوست عزیزم هر دو مدتی را در شبه قاره هند بوده اند و گمانم این کارشان ریشه در حضور آنان در این منطقه داشته باشد که در این منطقه مردم به عقاید همدیگر احترام می گذارند و با هر مسلکی که باشی برای تو فارغ از عقیده ات احترام می گذارند.

در هند هم نوعی احترام به اذان را در بین دیگر عقیده مندان آن دیار دیدم؛ شاید این بواسطه این واقعیت باشد که برای آنان زمینیان و آسمانیان زیادی از نوع دیوان و خدایان وجود دارند که فعالانه در کش و قوسند تا کار این دنیا پیش رود و امور آنان و جهان به انجام رسد و آنان حتی محمد (ص) را هم می توانند در خیل خدایان خود جای دهند و در عقیده وسیع آنان او هم می تواند جایی برای خود داشته باشد!!! و لذا به اذان پیروانش هم همچون اوراد آسمانی دیگر احترام می گذارند.

+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 17:31 شماره پست: 340

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در نظام برخاسته از قیام های اعترا...
وحید (اشتری) را از میانه های دهه هشتاد می شناسم. او طی سال ها می توانست به راحتی در ساختار قدرت سیاس...
- یک نظز اضافه کرد در انتخابات کیلویی چند؟! با چه رو...
آیا صندوق راه خیابان را می‌بندد؟ مجید شیعه علی در سه دهه گذشته بخشی از دموکراسی‌خواهان یک مسیر تح...