کاش می شد به سرعت افتاد و گذشت

گاه بر خوش قسمتی برگی غبطه می خورم

آنگاه که از شاخی جدا شده

در نهری فتاده، سبک و به سرعت می گذرد

بی آنکه فرصتی یابد تا به سبزه زار اطراف دلبسته شود

بی آنکه فرصت ساختنی یافته که پاسخگوی آن باشد

بی آنکه بر سر موری فرود آید و زخمی بر او زند

بی آنکه چشم کسی را کور کند، و یا نگاهی را به دنبال خود کشد

مقصد و راهش نزدیک و در آغوش آب نرم می رود

اما ما چه؟

بر نهری از مسایل، باید به هزار سنگ برخورد کنیم

و معلوم نیست که به مقصد برسیم، یانه

و یا این که تن پوکیده ما در کدام گنداب ته نشین شود

 

 

 

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

علی مطهری : این جمله وزیر خارجه ما که «اگر قرار است همه طرفها به برجام برگردند، پس باید به گونه‌ای ع...
سردار هور این داستان عجیب و تکان دهنده یک فرمانده عالیرتبه است. علی هاشمی. علی هاشمی، فرمانده‌ای ...