دیار سند و هند

دیار سند و هند (6)

  • 13
  • تیر

سیستم دمکراسی پویای هند باعث تسهیل و تداوم در گردش قدرت، بین فعالین سیاسی این کشور شده، و همین مشخصه، هند را از کشورهای عقب مانده که به پدیده "مسئولین مادام العمر" و "غیر پاسخگو" مبتلایند، جدا می کند؛ گردش مبارک قدرت حکومتی، در بین فعالین سیاسی دومین کشور پرجمعیت دنیا، و ششمین قدرت اقتصادی جهان، باعث تمرین دمکراسی در بین احزاب و رهبران هند شده، و همین سیستم، باعث رشد سیاسی احزاب و رهبرانی گردیده است، که راه پیشرفت ملت، کشور و حزب خود را با کناره گیری مسالمت آمیز از قدرت خود، در زمانی که احساس کنند، مردم هند به آنان اقبالی ندارند، گشوده، و با قبول ضایعات رهبری و تصمیمات خود، راهگشای آرمان و آمال کشور، ملت و حزب خود می شوند.

مثال بارز این وضعیت، حوادث است که متعاقب شکست "حزب کنگره هند"، در انتخابات ماه گذشته مجلس عوام هند رخ داد، که برای اولین بار در تاریخ این حزب، که تاکنون رهبری آن در قبضه قدرت خانواده نهرو – گاندی بود، با کناره گیری آقای "راهول گاندی" [1] راه برای تعیین رهبری جدید، برای بزرگترین و با سابقه ترین حزب سیاسی هند، در خارج از این خانواده باز شد، اکنون این کمیته اجرایی حزب است که آینده آن را رقم خواهد زد. [2]

جهان تقسیم شده  [3]در این کره مسکون، شامل 205 کشور [4] است که از این تعداد 193  کشور آن عضو سازمان ملل متحد هستند؛ مردم و کشورهایی متنوعی، که هر کدام متاعی برای عرضه به بشریت و انسانیت دارند، یکی هنر را به اوج رسانده، ملت هایی تاریخ بشر را ساخته اند، یکی کشاورزی، یکی تکنولوژی، یکی علم را ارتقا بخشیده است، یکی ارایه دهنده کالاست، یکی نیروی کار جهانی را تدارک می بیند، یکی ورزش را به اوج می رساند، و به هر یک از آنان که نگاه کنی، در لیست موجودی خود، برای عرضه به بشریت، اقلامی، در یک یا چند مورد برجسته دارند.

هند اما کالاهای بسیاری برای عرضه به جهان بشریت دارد، که ایدئولوژی مبارزاتی و حکومتی "مهاتما گاندی"، برای خروج از سلطه بیگانه، و متعاقب آن استقرار "دمکراسی" پایدار در هند، یکی از این موارد است که به ارتقا روزافزون این کشورِ غرق در مشکلات منجر، و روند رشد پایدار و ممتدی را برای این مردم مظلوم و متکثر تضمین نموده است.

هند بعد از استقلال همچون دوران مبارزه، درس های بسیاری را برای کشورهایی که در جهت دمکراسی و حاکمیت مردم بر مردم، حرکت می کنند، قابل عرضه دارد؛ کشوری که بعد از استقلال از سلطه بریتانیای کبیر در مسیر دمکراسی و توسعه مداوم قرار گرفت، و دهه هاست که این رای مردم هند است که از بالا تا پایین این کشور را سیال و متغییر کرده، و این تک به تک مردم هند هستند، که از راه آرای خود، در سطوح مرکزی، ایالتی و... مسئولین پایین ترین رده ها تا بالاترین پست های سیاسی، اقتصادی و... را هر 5 سال یک بار می توانند، تغییر دهند.

اقبال مردمی به سیستم حزبی، که مکمل و مقوّم نظام فدرال – پارلمانی هند است، در کنار مطبوعات و رسانه های متعدد، متکثر و قوی، احزاب را بسته به خواست خود، در قدرت ابقا و یا تغییر می دهند، و فردی که در هند بر کرسی مسئولیتی نشسته است، خود را دایم و فارغ از پاسخ هرگز نمی بیند، زیرا حیات و ممات سیاسی او به رای مردم  بسته است، و همه ذیل قانون اساسی و مطیع ساز و کار آنند، قدرت به صورت دایم در این کشور سیال و مطابق با عملکرد نیروهای سیاسی در دوره حضور در قدرت، و شعارها، و برنامه های آنان دست به دست می شود، و مسئول مادام العمری را، در این دمکراسی تمرین شده و بی وقفه، که از زمان استقلال (به جز یک چند ماهی که حالت فوق العاده اعلام شد)، نمی توان یافت که بدون خواست مردمی در جای خود بتواند بماند.

و این طبق خواست مردم هند است، که رهبران می آیند و می روند. روند آمد و شدی که حتی چند بار جنگ با چین و پاکستان هم نتوانست، امکان چرخش قدرت را از مردم این کشور سلب و متوقف نماید، بدین لحاظ، هندی ها می توانند درس های بزرگی را در زمینه دمکراسی و کشورداری با این روش موفق خود، به کشورهای دیگر بیاموزند، و سیستم سیاسی هند، به رغم مشکلات و مسایلی که دارد، کماکان پیشروترین سیستم در منطقه ماست، که در آن مردم نقش اول و تاثیر گذار دارند.

با فروپاشی قدرت ظالمانه بریتانیای کبیر که از طریق قیام مبتنی بر عدم خشونت، و ارزش های انسانی، تحت رهبری، رهبر فقید هند جناب مهاتما گاندی و همفکران خوشفکر او، چون نخست وزیر فقید هند جناب جواهر لعل نهرو و...، باعث قدرت گیری حزب کنگره هند شد، که این تسلط با خواست و رای مردم تا اواخر دهه 1980 تداوم داشت، و می توان گفت بلامنازع هم بود، و بعد، و مدتی پیش از این تاریخ هم، این حزب با کمک همکاران و همفکران ایالتی و ملی در ائتلاف UPA، بارها در قدرت قرار گرفت، اما حتی چنین حزب قدرتمندی هم، وقتی مردم هند اقبال خود را از آن برداشتند، مجبور شد بارها قدرت را بدون چون و چرا، به رقیبی محول نماید که در انتخابات توانسته رای اعتماد مردم را به خود جلب کند.

در انتخابات آوریل 2019 (حدود دو ماه پیش) نیز، حزب بهاراتیا جاناتا پارتی(BJP)، رقیب حزب کنگره هند، به رغم تمام ارزش های والای انسانی که در شعار، مانیفست و عمل حزب کنگره موج می زند، که شامل اعتقاد به سکولاریسم، [5]  پلورالیسم، [6] پایبندی به اصول رهبری جنبش ضد خشونت، سلطه، تسامح و تساهل مهاتما گاندی - جواهر لعل نهرو و... بود، شکست سختی را از رقیب متحمل گشت، و 303 کرسی از 545 کرسی مجلس عوام هند موسوم به "لوک سابها" به رقیبی واگذار کرد، [7] که نه اعتقاد بنیادی به سکولاریسم دارد، و نه اصل مترقی تنوع و تکثر (پلورالیسم) را می پذیرد، و برعکس اعتقادی به جنبش عدم خشونت و سیاست تسامح و تساهل بنیانگذار هند ندارد، و تنوع فرهنگی و مذهبی را بر نمی تابد، و متاسفانه معتقد به "ناسیونالیسم هندو" است،  [8]که در پای این ناسیونالیسم تا به حال از زمان استقلال و حین مبارزه تا کنون میلیون ها نفر از اقلیت از زندگی خود ساقط شده اند. [9]

 آری حزب کنگره قدرت را به چنین رقیبی باخت، رقیبی که عملکرد و شعارش حتی با اصول مترقی قانون اساسی هند که حاصل درایت رهبری و سال ها مبارزه سخت مردم هند در زمان انقلاب هند است، نیز زاویه دارد؛ و حزب کنگره نتایج بسیار بدی را در کارنامه خود ثبت کرد.

البته این شکست نه باعث این شد که به بهانه زیرپا گذاشته شدن اصول قانون اساسی هند، که مبتنی بر سکولاریسم و پلورالیسم و آزادی مذهبی و... است، بر این رای بشورند، و آن را انحراف از انقلاب هند و قانون اساسی این کشور بدانند، بلکه بر این رای جدید مردم هند، که ناشی از "حق تعیین سرنوشت" آنان است، گردن نهاده، و نتایج آن را قبول کرده اند، و مهمتر از این، برای اولین بار در تاریخ حزب کنگره هند، با کنار رفتن آقای راهول گاندی، رهبر جوان این حزب، از مسولیت خود در روز گذشته، [10] راه برای انتخاب رهبری جدید، و تجدید ساختار و راهبرد در این حزب با سابقه و پر طرفدار هندی باز شد، و بدین ترتیب چرخش در رهبری حزب کنگره نیز، در حال رقم خوردن است و... [11]

پویایی دمکراسی در هند، سیستمی را رقم زده است که حتی، تاکید و ایستادگی بر شعارها اساسی نیز، بعنوان مانع پیشرفت آن مردم و کشور نخواهد شد؛ و جامعه هند هرگز متوقف به افراد، شعارها، احزاب، حتی قانون اساسی خود نیز نخواهد بود. چنین کشورهایی هستند که با عبور از استبداد رای رهبران، و باز گذاشتن راه، در پیش پای تصمیم گیرندگان اصلی جامعه، یعنی مردم، راه رهبران جدید را برای تحرکی جدید، باز می کنند، تا در مدت 5 سال تصدی کرسی های به عاریت گرفته شده از رای مردم، خود را نشان دهند و اگر کارنامه خوبی داشتند، بدون بهانه و کارشکنی های دولت های در سایه، که گاه در کشورهای عقب مانده صد برابر دولت منتخب قدرت و امکانات دارند، مانع بروز پتانسیل های دولت منتخب نشده، و دولت هند اکنون در سایه یک سیستم باز دمکراسی پویا، و بدون رقیب، راه خود را به سوی پیشرفت در پیش می گیرد.

هند که زمانی یکی از کشورهای اعانه پذیر جهانی بود، اکنون در سایه سیستم درست حکومت داری خود و گردش قدرت و... به عنوان یکی از قدرت های جهانی در کنار دیگر قدرت های جهانی و آسیایی مثل امریکا، چین، ژاپن، آلمان، فرانسه، انگلیس در حال حرکت و رشد سریع می باشد، و راه خود را از طریق بستری که دمکراسی واقعی، در این کشور ایجاد کرده است، در شرایط متلاطم بین المللی و داخلی باز می کند، و مردم هند هر روزه تغییر در زندگی خود را حس می کنند، و با توجه به چرخه قدرت، مانعی برای توقف آنان در روند داخلی و بین المللی ایجاد نمی گردد.  

اکنون هند به عنوان دومین کشور پر جمعیت جهان، به لحاظ درجه بندی اقتصاد جهانی، در حال پشت سر نهادن بریتانیا و فرانسه است، که روزگاری هند تنها یک مستعمره از بین مستعمرات بریتانیا، نزدیک به هشتاد سال قبل بود، آمار بانک جهانی در سال 2019 نشان می دهد، که هند در حال کسب جایگاه پنجم اقتصاد جهانی است.

پیش بینی می شود که اقتصاد هند با رشد 7.6 درصدی، در سال مالی جاری، تولید ناخالص داخلی (GDP) 2.59 تریلیون دلاری فعلی، خود را ارتقا بخشیده، و از جایگاه ششم جهانی، در جایگاه پنجم اقتصاد جهانی که اکنون در دست بریتانیایی ها با GDP  2.62 تریلیون دلاری می باشد، قرار گیرند. [12]

از راست سردار پاتل، مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو
از راست سردار پاتل، مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو

[1] - راهول گاندی فرزند راجیو و سونیا گاندی که از ناحیه پدر بزرگ خود، که شوهر مادر بزرگ اوست، یعنی آقای فیروز جهانگیر گاندی، که همسر زرتشتی خانم ایندرا گاندی، دختر جواهر لعل نهرو نخست وزیر فقید و از رهبران قیام هند، بودند، نسب ایرانی دارد، آقای فیروز از زرتشتیان ایرانی مقیم هند است که بعد از هجوم اعراب به ایران به هند مهاجرت کردند، و اکنون اقلیت بسیار بانفوذی در هند می باشند، که به پارسیان هند مشهورند.

[2] - راهول گاندی بعد از استعفا از ریاست حزب کنگره، ضمن رد درخواست هم حزبی هایش برای کاندیدا شدن دوباره خود برای ریاست حزب، اعلام کرد که ماموریت برای یافتن رئیس جدید حزب، از طریق قدرت دادن به کمیته کاری حزب کنگره در این رابطه و حمایت از آنان در این روند، تا روند انتقال صورت می پذیرد.

[3] - 5 قاره جهان آفریقا، امریکا، آسیا، استرالیا و اروپا است.

[4] - تعداد کشورهای مستقل در جهان طبق آخرین اخبار، ۲۰۵ دولت به رسمیت شناخته شده است که آسیا با ۴۶ کشور، آفریقا با ۵۴ کشور، اروپا با ۴۷ کشور، امریکا با 39 کشور، قاره استرالیا با ۱۹ کشور که در مجموع ۲۰۵ کشور در دنیا وجود دارد

[5] - به معنی عدم دخالت دادن، مذهب در سیاست، همانگونه که تحلیل گر سیاسی و نویسنده رمان های هندی خانم Shashi Deshpande آن را اینگونه معنی کرده است " not bringing religion into politics" این نویسنده و داستان نویس هندی تاکنون جوایزی را برای نوشته های خود از جمله رمان "به من گوش کن" (2018)، و رمان "آن سکوت طولانی" که به واسطه این رمان ایشان جایزه "اکادمی ساهیتایا" را در سال 1990 از آن خود کرد، مشهور می باشد. او نیاز های اولیه و چهارگانه کنونی هند را، بهداشت و سلامت، آموزش، عدالت و آزادی برشمرده است. و در این زمینه حزب کنگره را توصیه می کند تا به جوانگرایی و شمولیت بیشتر زنان در ساختار حزبی خود تشویق می کند. او به رهبران حزب کنگره توصیه می کند که اپوزیسیون خوبی در زمان این شکست بزرگ باشند، تا مردم هند که به آنان نه گفته اند، دوباره به آنان فرصت عملی کردن آنچه از درس های این شکست گرفته اند، فرصت دهد.

[6] - راهول گاندی بعد از این شکست عنوان داشت که : "امروز حزب BJP به صورت سیستمی به صدای مردم هند صدمه زده است، این وظیفه حزب کنگره است که این صدای نابهنجار حزب مذکور را، شکست دهد، هند هرگز به صورت تک صدایی نبوده و نخواهد بود، هند همواره به صورت سمفونی از صداها بوده و خواهد بود."

[7] - کارشناسان سیاسی هند اکنون ترس از این دارند که با این اکثریتی که حزب هندویی BJP بدست آورده است حتی به تغییر قانون اساسی هم دست بزند، و ارزش های والایی همچون سکولاریسم، پلورالیسم که از اصول مترقی قانون اساسی هند است، در سایه این بی اعتقادی حزب هندوهای ناسیوانالیست به خطر بیفتد.

[8] -  تحلیل گران سیاسی هند از این ناسیونالیسم هندو به عنوان "سم هندوتوا" (the poison of Hindutva ) تعبیر کرده و آنرا برای جامعه متکثر و چند فرهنگی و مذهبی هند سم تلقی می کنند. 

[9] - یکی از کشتارهای عمده هندوهای افراطی در جریان جدایی پاکستان از هند بود که میلیون ها نفر کشته و بی خانمان شدند. در سال های 1984 و 2002 نیز کشتار عجیبی از اقلیت مسلمان هند شد.

[10] - آقای راهول گاندی در پیام توئیتر خود نوشت :  به عنوان رییس حزب کنگره، من در رابطه با شکست حزب کنگره در انتخابات 2019 خود را پاسخگو می دانم. و این پاسخی است به شرایط بحرانی، برای آینده بهتر حزب، به همین خاطر است که از ریاست حزب کنگره استعفا داده ام. بخدمت در حزب کنگره برای من یک افتخار است، حزبی که ارزش ها و ایده هایش در خدمت این ملت زیبا و زنده است.

[11] - تحلیل گران سیاسی هند، ادامه رهبری راهول گاندی را "بوسه به مرگ" (Kiss to death) برای حزب کنگره هند، ارزیابی کرده بودند، و در این زمینه آقای  Prem Shankar Jhaنویسنده و روزنامه نگار مقیم دهلی، در مقاله ایی تحت عنوان "نه هندوتوا نرم، و نه سکولاریسم نرم، به بازنگری حزب کنگره کمک نخواهد کرد" علنا به این مطلب در چند روز گذشته اشاره داشته است، که "حزب کنگره نیاز به بازکشف ایدالیسم روزهای اوان شکل گیری اش را دارد تا بتواند به ایدالیسم جوانان امروز متصل گردد، برای حزبی که به شدت از رهبری جمعی سست و دلسرد شده است، و متکی بر سایه سنگین کاریزمای سلسله زمامداران خاندان گاندی – نهرو برای جذب رای دهندگان است، این مانند بوسه بر مرگ می باشد" این مقاله در آدرس :  https://thewire.in/politics/confronting-hindutva-the-battle-that-lies-ahead  قابل مطالعه است.

[12] - امریکا با 19.39 تریلیون دلار مقام اول جهانی، چین با  12.23 دومین، ژاپن با 4.87 سومین،  آلمان با 3.67 چهارمین، فرانسه و بریتانیا مشترکا پنجمین، و هند اکنون ششمین است که پیش بینی ها این ظرفیت را در هند می بیند که به مقام پنجمین ارتقا یابد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
  • 02
  • خرداد

 

گویا انسان و انسانیت باید همچنان در معرض خطر بنیادگرایی مذهبی، ناسیونالیسم سیاسی، قومی و مذهبی، افراط گرایی مذهبی، سیاسی، جنگ هایی برای هیچ، خشونت برای خشونت، توسعه طلبی های مذهبی، ایدئولوژیک و... بوده، و دوباره در قرن 21 شاهد کشاکش شمشیرها، و تسویه حساب های تفکری و توسعه طلبانه تکرار شده در قرن 20 ، باشیم.

انتخابات مجلس، در بزرگترین دمکراسی جهان یعنی هند، که با نظام پارلمانی اداره می شود و حاکمان آن از طریق صندوق های انتخابات سراسریِ کرسی های پارلمانی، قدرت را در این کشور قبضه می کنند، به پایان رسید، و نتایج اولیه این انتخابات بسیار خیره کننده و تعجب بر انگیز است، و گرچه این انتخابات و دیگر تحرکات سیاسی از این دست، قدرت گیری مردم و انتقال قدرت توسط صندوق های رای را به زیبایی نمایش می گذارد، و این امر مبارکیست و ملت های زیادی به پیشرفت سیاسی مردم هند، و قدرت آنان در تعیین سرنوشت خود، غبطه خواهند خورد، اما متاسفانه نتایج این انتخابات ناقوس های خطر را نیز برای جهانیان و آنان که دغدغه انسان، انسانیت و ارزش های انسانی را دارند، محکم تر از قبل به صدا در آورد، و در کنار ناقوس های دیگرِ خطر موجود جهان، هارمونی مرگ انسانیت و ارزش های انسانی را این نیز فریاد زد.

پیروزی مهم موج ملیگرایی مذهبی هندو، در نتایج این انتخابات خطرهای روزافزون جهانی را دوباره گوش زد می کند، چه برای مردم هند با تکثر و گونه گونی خیره کننده مذهبی و فرهنگی اشان، و به خصوص اقلیت هایی ساکن هند، که معمولا در حاکمیت نظام های ایدئولوژیک مذهبی له شده و اکنون در خطر بیشتری خواهند بود، و چه برای همسایگان ریز و درشت این کشور بزرگ در منطقه جنوب آسیا، که توسعه طلبی های ایدئولوژیکی هندو، گریبانگیر آنان نیز خواهد شد، همانگونه که داعش و داعش مسلکی خاورمیانه ما را به آتش کشیده، این امر محتمل است که جنوب و جنوبشرق آسیا نیز که از این پتانسیل خطر مستثنی نیست، مورد هجوم قرار گیرد.

خبرهای اولیه نشان می دهد که در این انتخابات حزب BJP ارگان سیاسی جناح ملیگرایی هندو، با کسب 292 کرسی از مجموع 542 کرسی مجلس هند، اکثریت مجلس عوام (لوک سابها) را از آن خود کرده و می روند تا بعد از 1984، اولین حزبی باشد که با اکثریت و بدون مزاحمت های ائتلاف و موتلفین، سیاست های خود را تکروانه خود را پیش برند.

و رقیب اصلی این حزب یعنی حزب کنگره هند، با کسب تنها 52 کرسی، شکست سختی را تجربه، و ناظر اقدامات رقیبی باید باشد، که به مانیفست این حزب نه گفته، و پیش خواهد رفت. این در حالی است که مانیفست حزب کنگره هند توسط مبارزین اصلی، و بنیانگذاران هند جدید، در جریان مبارزه آزادیخواهانه علیه استعمار انگلیس بر هند، ریخته شد، و تفکر پیشرو و انسانی امثال مهاتما گاندی رهبر فقید هند، و جواهر لعل نهرو نخست وزیر متفکر و پیشرو هند و... که در دنیا امثال شان کم نظیرند، و تاکنون بر نظام سیاسی - اجتماعی داخلی و روابط بین المللی هند حاکمیت داشتند، در خطر قرار خواهد گرفت؛ تفکر پیشرویی که در سایه روح سکولاریسم آن، اقلیت ها و... در امان بودند، و تکثر گرایی (پلورالیسم) آن، فرهنگ ها و مذاهب را مصون داشته بود، و در سایه دمکراسی به همه، کوچک و بزرگ در حد خود نقش داده بود، و آزادیخواهی، میانه روی، روح عدم خشونت و... و بسیاری از ارزش های انسانی در آن موج می زد. اکنون این تفکر و حزب حامل آن شکست سختی را تجربه کرده اند، و حزب کنگره در مقابل بنیادگرایان مذهبی هندو زانوی شکست بر زمین زده است، و از همه مهمتر این انتخابات رفراندوم شکست این ایده بود.

گرچه دمکراسی راه خود را در پیش می گیرد و مردم هند انتخاب خود را کرده اند و اعتراضی هم به حرکت آنان نیست و نباید باشد، اما مشکل از آنجا آغاز می شود که هر انتخابات بزرگی، خود یک رفراندوم تلقی شده و ذائقه مردم انتخاب کننده را نشان می دهد. و از آنجا که شعارها، افراد، احزاب و... حامی حزب BJP واجد ایدئولوژی برجسته مذهبی و ملی گرایی هندو می باشند، باید این خطر را حس کرد و هشدار داد.

در میان طرفداران این حزب هستند کسانی که در نقشه های خود کشورهای همسایه را نیز در حوزه و منطقه تفکر خود ملحق کرده، و در قلمرو هندویسم دیده و خواهان یک تمرکز و وحدت مجدد سرزمینی در این زمینه اند، و از سوی دیگر راهبرد خالص سازی فرهنگی (Purification) را دنبال کرده که سکولاریسم و پلورالیسم هند را خدشه دار خواهد نمود، و ظلم اکثریت بر اقلیت را تشدید می کند، چرا که آنان بر این امر قایلند که اقلیت های معتقد به ادیان غیر هندو، از بازماندگان تجاوز به هند هستند و شهروند درجه دوم محسوب شده، و گاه علنا خواهان ترک سرزمین مقدس هندوها و خالی شدن آن از سوی اغیار هستند.

ایکونی در لباس رسمی اعضای مرد گروه RSS

از بنیادهای اصلی و سازمانی، فدارسیون گروه های هندویسم افراطی،

و نقشه ایی که برای سرزمین هندوها قایلند

از مرزهای ما تا اندونزی

این تحول جدید در نظام جهانی، در کنار روی کار آمدن ناسیونالیسم امریکایی تحت رهبری دونالد ترامپ، که تمام معیارهای جهانی را به سخره گرفته، و به هم ریخته است، و رشد جریان های راست افراطی در اروپا و حتی در کشورهای مستعمره بریتانیای سابق در اقیانوسیه، حرکت های بیداری اسلامی در مناطق مسلمان نشین و...، همه و همه دنیا را به سمت تکرار کشتارهای قرن بیستم و توسعه طلبی های فرهنگی، مذهبی، سیاسی و... پیش می برد، که موج نمونه آن را در حرکت گروه داعش، خود ما شاهد بودیم، که با مبنا قرار دادن "خلافت اسلامی" به سرعت دو کشور عراق و سوریه را در نوردیدند، و جنایات زیادی را آفریدند.

و متاسفانه انسان و انسانیت، انگار محروم ترین ایده ایی است که در زیر پای توسعه طلبی های سردمداران ایدئولوژی های سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی، باز به دوران سخت توحش چشم دوخته، و تعیین کننده همچنان زور است و قدرت شیطانی غیر پاسخگو و مهار نشده و غرق در حیوانیت.

غول سهم خواهی مذاهب و ایدئولوژی های انسانی و نقش گیری آن در سیاست داخل و بین الملل، چه در غالب یهود باشد که به صهیونیسم انتها می یابد، و آن همه اشغال و تجاوز و... آفرید، و چه در قالب هندویسم افراطی باشد که به یکدست سازی جامعه هندو مقید، و سخت ظالمانه می تازد، و چه در شکل بنیادگرایی و پاکسازی نژادی بوداییسم باشد که در میانمار جنایت می آفریند، و چه در بنیادگرایی و یکدست سازی جامعه فرهنگی اسلامی و تحمیل اسلام (و از همه بدتر فهم خود از اسلام) بر دیگران باشد، که داعش، طالبان و مسلک های از این دست که بیشمارند، دنبال می کنند و... همه و همه برای انسان و انسانیت هزینه سنگین تحمیل می کنند، و انسان را نه تنها به انسان و انسانیت نزدیک نکرده که هیچ، صحنه های حیوانیتی را رقم می زنند، که فلسفه وجودی آنان که تسهیل انسانیت است را زیر سوال بزرگ می برد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
  • 04
  • ارديبهشت

"شکر شکن شوند، همه طوطیان هند، زین قند پارسی که به بنگاله می رود" [1] و شیرینی این قند امروز در پس قرن ها شکست، عقب نشینی، اضمحلال و... همچنان به کام ما می ریزد، وقتی جناب عمران احمد خان نیازی، [2] آهی از دلِ نجیب شرقی خود می کشد، و دلِ فرهنگ دوستانِ حوزه تمدنی و فرهنگیِ "ایران بزرگ" را بر این روضه و عزا، اشک آلود می کند که "اگر بریتانیایی‌ها به هند نمی‌آمدند، الان به مترجم نیاز نبود و ..." [3]و می توانستیم بی واسطه با دوستان ایرانی خود به سخن بنشینیم؛

بله این دوست ما، جناب نخست وزیر پاکستان درست می فرمایند، و این حقیقتی است که در پسرفت ها و در پی شکست های پی در پی، می توان آن را دید، و به قهقرا رفتن ها را حس کرد، و اضمحلال را  لمس نمود، و این در زمانی است که اگر از غرب کمی فارغ شویم، و به سوی خودِ شرقی خود، نگاهی اندازیم، که به کجا می رویم و...؟! شاید این وضع ما نبود و نیست.

بادهای پر نعمت بهارات [4] که از محل بر آمدن خورشید در شرق می وزد، روح ما را نیز همچون احساس پاک و بی آلایش بیست و دومین نخست وزیر پاکستان از زمان استقلال در سال 1947، سرخوش و سرزنده می کند، و همچون عمران خان که او هم "فیلش یاد هندوستان کرد"، دل ما را هم به سوی این همسایه خوش منش، جلب و جذب می کند، که روزگاری در چنین اوج هایی با همسایه ی ثابت و بی ضررِ شرقی خود، برادرانه و برای هزاران سال در صلح بودیم، و اکنون دست های بر آمده از آن سوی دیگر دریاها، با همدستی یاران صحرایی اش در این سو و در نزدیکی های ما، در چنین سقوطی دهشتناکی قرارمان داد، که انگار حالا حالاها باید در آن دست و پا زنیم.

نیک که به پس می نگری، روزگاری دانشگاه تکسیلا (Taxila) [5] حتی مقصد شاهزادگان و حکمای ایران نیز بود تا در این دانشگاه آرتاشاسترا [6] و... بخوانند و راه و رسم حکومتداری بیاموزند و... اما امروز تکسیلا به منبع گسترش و رشد و نمو تروریسم وهابیت وحشی برخاسته از صحرای خشن عربستان تبدیل شده است، تا تنفر و خشونت صحرانشینان عرب را به نام خداوند مهربان و فقه اسلامی، در دل نرمخوی شرقی ما در جنوب آسیا و آسیای مرکزی بکارد، و پرورش دهد، و جمع همسایگان این مرکز تمدنی مشترک را به جان هم اندازد، و... تا یا تسلیم وحشت شویم، و یا به دریدن همدیگر مشغول گردیم.

لذا این روزها میوه های شوم و تلخ این درخت ریشه دار در مذهب و ایدئولوژی خشن، هم هند، هم خود پاکستان و هم افغانستان و حتی ایران و آسیای میانه را از تفکر منحط "خود حق مطلق بین" در آزار و اذیت و ویرانی قرار داده، و پرورش یافتگان مکتب مرگ و نابودی و تنفر، خود را برای از هم پاشاندن جمعی دیگر، در میان حاضران در جمع ها، منفجر کرده، به امید الحاق به بهشت، انتحار و خشونت و نفرت و مرگ می آفرینند.

اما این دوست پاکستانی ما، نسیم مهر و محبت را باز در این فضا، وزیدن داد، او از سرزمینی آمد، که نشانه های دورانی عظیم از تمدن و فرهنگ عرفانی و پارسی را در خود دارد؛ سرزمینی که شعرا، ادیبان، تاریخ نویسان، معماران، دایره المعارف نویسان و... پارسی گوی، همه و همه راهی دربارهای فرهنگ و هنر پرور لاهور، دهلی، کشمیر، لکنو، حیدرآباد، پیشاور، کلکته، احمدآباد، بیجاپور و... بودند، تا هنر و علم خود را تقدیم سرزمین و مردمی در این دیار کنند که هنر و علم را ارج می نهند و بر صدر می نشانند، تا به بلوغ ادبی، هنری و عملی رسیده و خیر و محبت خلق کرده، و "تاج محل ها" [7] از آن زاییده شود و بر جای بمانده و فخر سرزمین آریایی، [8] ودایی، [9] متکثر، [10]دمکرات، [11] سکولار [12] و... شبه قاره شود.

آن روزها ما با اهالی بهارات در اوج بودیم، راهبری تحولات منطقه ایی از "حجاز" و "بغداد" به نقاط دیگری منتقل شده بود و اسلامی هم که به شبه قاره هند رفت، ابتدا در سرزمین ایران تند و تیز زدایی، و عرفان و مهر اندوده شده و سپس راهی سرزمین شرق گردید،

لذا، شرق نشینان در سرزمین بهارات مثل ما طعم شمشیر و منطق نهفته در پس ایدئولوژی آن را، نچشیدند و کمتر در معرض آن بودند، و گرچه این شمشیر در هند نیز کشتار کرد، ولی از تندی و تیزی آن کاسته شده بود، و لذا دربار گورکانیان و... هند مثل دربار بغداد "ابن مقفع" کُش نبود، بلکه میزبانی مهربان برای امثال بیدل دهلوی، حزین لاهیجی، خواجه معین الدین چشتی، خواجه غریب نواز نظام الدین اولیا، میر سید علی همدانی و 600 همراه او و... بود و درب و دیوار کاخ های آنان مملو از اشعار و گل بوته های مهر بود، که در زبان پارسی جاری گردیده و این فرهنگ را به عشق و محبت می خواند، و "دارا شکوه" ها [13] می پسندید و از منش "اورنگ زیب ها" [14] دوری می جست.

اما امروز هند و پاکستان و افغانستان عرصه سیاست بازی های شاهزادگان سعودی و... است که دوباره به برکت دلارهای امریکایی از زیر خاکستر خشونت صحرا برخواسته اند، و سپاه جنگ و خون در بین طلاب علوم دینی برای منطقه تدارک می بینند و پیش می رانند تا در ائتلافی با صلیبیون در اورشلیم و واشنگتن و حتی جنگ طلبان بغداد، دمشق و تهران، کاسه ها از خون ما پر کنند و به سلامتی شیطان سر کشند، همان گونه که در هشت سال جنگ صدام با ما این خباثت را مرتکب شدند و جام ها از خون مردم ایران و عراق نوشیدند.

یا در پشت داعش، النصره، بوکوحرام، سپاه صحابه، طالبان، جیش العدل و دیگر جرعه نوشان خون در مکتب وهابیت و...، از خون ایرانیان، افغان ها، هندی ها، پاکستانی ها، یمنی ها، عراقی ها، نیجریه ایی ها، سومالی ها و... پی در پی جام پرکردند و راهی شکم های سیری ناپذیر خود کردند، تا از خون مردمی صلح طلب، هنرجو، مهرپرور و اهل زندگی و فراری از جنگ و خون ریزی، سرمست شوند و نعره های خشونت و کبر سر دهند، و این است که نقشه های شان برای خونخواری پایانی ندارد.

حال این برادر پاکستانی ام به سال 1800 رفته است و ریشه های این پریشانی را در آن زمان می جوید، در حالی که مثلث صلیبیون واشنگتن، صهیونیست های اورشلیم و وهابیان مکه در یک ائتلاف شوم، نقشه های خون بر فرش های منطقه، سال هاست که می زنند و بریتانیا باید به نوعی درس های خباثت را نزد اینان بگیرد.

البته عمران خان راست می گوید، و حقیقتی را اذعان داشت؛ اما خود ما از همه این ها که بر شمردم و او بر شمرد، مقصر تریم، چرا که آنها "دانشگاه تکسیلا" را تعطیل کردند، و ما هم "دانشگاه جندی شاپور" را، و در این تعطیلی علم، و واگذاری سکان علم به امثال فقها (که در استقامت بر اعتقادات غیر قابل نقض و خدشه خود سال ها می مانند)، گویا فرهنگ و تمدن نیز از این سرزمین رخت بر بست، تا هر تازه واردی از ما جماعت کلاه نمدی، سود جسته، و سوار بر نافهمی های ما، هر روز ما را قربانی بتی کند، که ریشه در هیچ دارد، آنقدر ما را بدین سو و آن سو کشانده اند، که حتی زبان مشترک مان را هم فراموش کرده، و اینان اکنون قربانیان خود را مقابل بت های بی شمار، مثل گلادیاتورها به جان هم انداخته، و لذت نابودی و خونریزی های ما را می برند، و به کولوسئوم [15] های خود رونق تماشا، می دهند.

آری ما باخته ایم، چرا؟! چون از علم جدا افتادیم، دانشمندان و هنرمندان ما ذلیل، هوچی گران بر صدر نشینند و قدر بینند، کتاب های مرجع ما خاک می خورد، و ما خود را به متن های نویسندگان بی مقدار و... مشغول کرده ایم، موسیقی اصیل و متکی بر آلات و ابزار سنتی این کشور به حاشیه و گوشه رینگ رفته، و نو کیسه گان پاپ خوان و... عرصه دار این هنر شده اند، شعرای ما کرسی برای خواندن شعر خود ندارند، و کرسی ها به دست کسانی است که بی هنرند، نقاشان زیر پای چوبداران حراج های بزرگ له می شوند و انتحار کرده آثار خود را از ترس نابودی حراج و نابود می کنند و...

چکمه پوشان عرصه دار اقتصاد، سیاست و فرهنگ و... و اصحاب آن حرفه ها راهی این دیار و آن دیار بی کسی و غربت می شوند؛ ما باخته ایم چرا که عناوین علمی ما، از علم ما پیشی گرفته، و آن عناوین را هم نه جامعه و سطح علمی، که قدرتمندان اهدا می کنند، لذا به هزار دلیل، باید سنگر به سنگر ببازیم و در مقابل شمشیرهای آخته از جهل، استعمار و...، گردن گذاریم، و "هر روز دریغ از دیروز" بگوییم.

[1] -  برگرفته از شعر حافظ بزرگ که می فرمایند :

 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود       وین بحث با ثلاثه غساله می‌رود

می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت       کار این زمان ز صنعت دلاله می‌رود

شکرشکن شوند همه طوطیان هند        زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر     کاین طفل یک شبه ره یک ساله می‌رود

آن چشم جادوانه عابدفریب بین       کش کاروان سحر ز دنباله می‌رود 

از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز     مکاره می‌نشیند و محتاله می‌رود 

باد بهار می‌وزد از گلستان شاه     وز ژاله باده در قدح لاله می‌رود

حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین     غافل مشو که کار تو از ناله می‌رود

[2] - معروف به عمران خان

[3] - عمران خان در سفر خود به ایران و دیدار با دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران فرمودند که : «اگر بریتانیایی‌ها حوالی سال ۱۸۰۰ به هند نمی‌آمدند، الان مترجم نیاز نبود، چون همه ما قبلا فارسی صحبت می‌کردیم و زبان قضایی هند برای ۶۰۰ سال فارسی بود.»

[4] - نامی که آریایی های هندو، بر سرزمین باستانی هند و سند می نهند.

[5] - دانشگاهی مربوط به سلسله های اولیه در هند باستان، که اکنون مکان آن در پاکستان مدرن قرار دارد و در زمان خود از شهرت بالایی برخوردار بوده است.

[6] - کتابی همانند سیاست نامه های پارسی نوشته، که به زبان سانسکریت توسط آقای چاناکیا (Chanakya) در زمان سلسله مائوریان (Mourya) نوشته شده است. بحث های این کتاب در مورد حکومتداری، راهبردهای نظامی و سیاست های اقتصاد دولتی و... است.

[7] - ساختمان عظیم و زیبایی بر مقبره "ارجمند بانو" همسر ایرانی شاه جهان امپراتور مقتدر گورکانی هند ساخته شد تا مزار او شود، و اکنون از عجایب معماری جهان و تاج بناهای باستانی هند و سمبل هنر این سرزمین است و توسط معماران ایرانی بنا نهاده شد.

[8] - هندی ها از نژاد آریایی اند و خود را از این نژاد می دانند

[9] - کتب و متون مقدس هندو مربوط به پیش از میلاد که از اولین نوشته های بشری باز مانده است شامل نیایش خدایان و ... می باشد

[10] - پلورالیسم و یا تکثر گرایی یکی از واجبات پذیرفته شده در قانون اساسی هند برای حفظ تنوع فرهنگی و مذهبی این کشور است و این عقل سیاستمداران هندی چون گاندی و نهرو و.... را می رساند که به حفظ آنچه برای مردم شان مهم است، قانونی گردن نهاده و این اصل را در قانون اساسی خود بعد از پیروزی گنجاندند.

[11] - هند بزرگ ترین دمکراسی جهان نامیده می شود، در هند مقام مادام العمری نداریم و چرخه تغییر نخبگان با انتخابات ها می چرخد و حتی روستاها هم توسط شوراهای انتخابی هدایت و رهبری می شوند.

[12] - گرچه اکثریت هندی ها را هندوها تشکیل می دهند ولی بزرگان این قوم هزار شعبه، برتری و یا دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت را نفی کرده و از واجبات فرهنگ انقلابی هند بعد از استقلال از استعمار انگلستان، به رسمیت شناختن همه و تنوع فرهنگی و مذهبی، و آزادی عقیده است، و جدایی دین از سیاست، که البته این امر توسط مذهبیون افراطی هندو همواره مورد اعتراض است، که مثلا چرا باید یک مسلمان (اقلیت و دین وارداتی و متجاوز به هند) با یک هندوی (به قول خودشان پاک و اصیل) یکی باشد، ولی تا به حال که این اصل ساری و جاری است و اقلیت ها هنوز قانونا نفس می کشند تا ببینیم کی اسب قدرتمند تعصب مذهبی ریشه سکولاریسم و در واقع نفسگاه اقلیت ها را قطع خواهد کرد

[13] - پسر بزرگ شاه جهان و ملکه ممتاز حل بود. او دانشور، ادیب، شاعر پارسی‌گو، صوفی و دارای تألیفات فارسی و نیز دیوان اشعار بوده‌است. وی در سال ۱۶۵۸ بر اثر درگیری جانشینی پدرش با برادرش اورنگ زیب کشته شد.

[14] - اورنگ زیب عالمگیر (۱۶۱۸- ۱۷۰۷ میلادی) با لقب محی الدین محمد، ششمین امپراتور گورکانی هند بود که بین سالهای ۱۰۶۷ تا ۱۱۱۸ ه‍. ق/۱۶۵۸ تا ۱۷۰۷ م حکومت کرد. او سومین پسر شاه جهان و مادر ایرانی‌اش ارجمند بانو ملقب به ممتازمحل بود که بنای زیبای تاج محل بیاد او ساخته شد.

[15] - تماشا خانه ایی برای حضور رومیان و نشستن و تماشا و شرط بندی در نبرد گلادیاتورها

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
  • 03
  • بهمن

در فرهنگ سیاسی معمولا به کسانی پوپولیست (Populist) می گویند که برای مسایل بسیار مهم و پیچیده اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی که نیاز به راه حل های علمی و تخصصی در رشته های خاص خود دارد، راه حل های عوام پسند و در واقع عوام فریبانه و سطحی نگرانه ارایه داده، و در این راه با تکیه و هدف گرفتن اقشاری از مردم، آنها را بر علیه قشر دیگری به شورش و تقابل وا داشته، و آنان را در فرایند اهداف خود و یا گروه خاصی که به آن تعلق دارند، درگیر و هدایت می کنند.

 از نتایج این روش به عنوان مثال، در بعد مذهبی شورش (فکری و عملی، با شدت و ضعف متفاوت) اکثریت، علیه اقلیت مذهبی، در بعد اجتماعی بر انگیختن تقابل طبقات اجتماعی مثل محرومین (و یا آنگونه که ما از آنان به عنوان مستضعفان یاد می کنیم) علیه طبقه برخوردار، در بعد سیاسی مساله دار کردن ذهنیت عام مردم علیه نخبگان سیاسی و... رقیب را شامل می شود و...

 در واقع پوپولیست ها بدون این که نمایندگی واقعی از سوی آنانی که خود را نماینده آنها تلقی و اعلام می کنند، داشته باشند، با کشف یک خواست اجتماعی، آن را به وسیله ایی برای گرفتن نمایندگی و سپس سکان هدایت آن جامعه تبدیل، و در نهایت آن جامعه را به سمت اهداف خود می کشانند، لذا این را می توان به عنوان یک سو استفاده و فرصت طلبی تعریف نمود.

حال با این مقدمه و یا تعریف به ترجمه مقاله پرفسور پانوس [1] تحت عنوان "پوپولیسم آقای مودی [2] ممکن است هند را به یک فیلیپین و یا آرژانتین دیگر تبدیل کند"، می پردازیم :

پوپولیسم آقای مودی ممکن است هند را به یک فیلیپین و آرژانتین دیگر تبدیل کند

نخست وزیر هند آقای نارندرا مودی (Narendra Modi) اشتراکات زیادی با رهبر فیلیپین آقای رودریگو دوترت (Rodrigo Duterte) ندارد. حداقل در تاکتیک های رهبری. اما وقتی به موارد ذیل نگاه کنی می توان شباهت هایی بین این دو دید. چیزی که در این دو مشترک است، ایدئولوژیی است که پشت اساس اقتصادی و سیاسی آن دو نهفته است : پوپولیسم فرهنگی (Cultural Populism).

چنین ایدئولوژی می تواند به ضعف بازار سرمایه و رشد اقتصادی هند منجر، و در بلند مدت بدان ضربه وارد نماید. پوپولیسم فرهنگی به تقسیم مردم جامعه، بر اساس شخصیت اجتماعی آنان، به دو گروه اقدام می کند (دو قطبی کردن جامعه)، داخلی ها (Insiders)، و خارجی ها (Outsiders)، داخلی ها مردمی اند که زاده در ملت مورد نظر پوپولیست هاست، و خارجی که شامل هر "دیگری" خواهد شد، که می تواند شامل مهاجرین، گروه های نژادی دیگر، اقلیت های مذهبی، متخلفین و یا افراد مطرح بین المللی باشد.

بر حسب اعلام موسسه مطالعات جهانی تونی بلر (TBIGS)، رهبران پوپولیست به این امر شناخته شده اند که تلاش مضاعفی در بکارگیری راهبردهای متفاوتی دارند، تا هرچه بیشتر بین گروه های مختلف شکاف ایجاد نمایند. که این امر در شکل سیاسی آن که به برجستگی ذهنیت "ما و آنها" [3] که در واقع یک تلاش سیاسی برای تاکید بر جدایی، و برجستگی تفاوت هاست، تاکید دارند، که مواضع پوپولیستی با هدف نابودی پرستیژ، موجودیت و توان تسلط "آنها" بیان می شود، و این اقدام در واقع یک پیام جدی مهم از ناحیه اینگونه رهبران مبنی بر وجود یک بحران دارد، که به بنای یک تقابل منجر می شود، و وجود یک وضعیت اورژانسی و شرایط ویژه را اعلام، و توجیه می کند.

دوترت و مودی هر دو این روش ها را به کار گرفته، اما با کمی تفاوت، مودی بر ملیگرایی و مذهب برای افزایش محبوبیت خود تکیه کرد، و دوترت در سوی دیگر دستکم در تئوری بر "قانون و نظم" برای کسب محبوبیت خود تمرکز دارد.

دوترت در تئوری پوپولیستی خود قول داده است، با خلاصی از شر "آنها"، به کاهش جرم های مرتبط با مواد مخدر اقدام نموده و فیلیپین را از شر فساد نیز خلاص نماید. این دو موضوعی است که جامعه فیلیپین را از خود متاثر کرده و آنان را از رسیدن به مقاصد قابل دستیابی رشد و رساندن کشور به نقطه ایی خارج از وضعیت نابرابری ها و فقر ناموفق نموده است.

در عمل اما او نه به هدف کاهش فساد دست یافت و نه در کاهش جرم های مرتبط با مواد مخدر موفق بود، و فیلیپینی ها به همان اندازه و همان قدر در فساد هستند که قبل از آقای دوترت در فساد بودند. حتی می توان گفت که فساد موجود در جامعه فیلیپین در دوره ایشان افزایش نیز داشته است، و این کشور در سال 2017 براساس آمارها شاخص بین المللی فساد، در بین کشورهای جهان، 13 رتبه از جایگاه سابق خود سقوط کرده است.

در جنگ با مواد مخدر کارهای کمی انجام شده و اکنون فیلیپینی ها احساس امنیت بیشتری می کنند، همچنان که گزارش کرده اند قدم زدن در خیابان ها در شب ها امن تر از سال 2016 است.

بر حسب گزارش وضعیت نظم و قانون جهانی، در سال 2018 توسط موسسه گالوپ، فیلیپین در این زمینه رتبه 82 در بین کشورهای جهان را کسب کرد.

دوترت در مبارزه با حمل و نقل مواد مخدر تاکتیک های ظالمانه ایی را در پیش گرفت. که به کار گیری این روش های ظالمانه مردم این کشور را تقسیم کرد و موقعیت فیلیپین را در بین سازمان های بین المللی حقوق بشر همچون سازمان ملل، کاهش داد.

آنچه در فیلیپین اتفاق افتاده است، می تواند در هند هم اتفاق بیفتد، اگر آقای مودی دوباره به عنوان نخست وزیر هند انتخاب شود، و رویکرد ملیگرایی و مذهبی خود را حفظ کند.

در حالی که آخرین تلاش آقای مودی، به نظر می رسد که هند را به سرزمین پول های آزاد تبدیل می کند [4] ،  ایده ایی که به نظر می رسد از آرژانتینی ها قرض گرفته است، که تصویری از کودکی پوپولیسم است.

بین دهه های 1890 تا 1920 آرژانتین یک کشور پایدار با یک اقتصاد در حال رشد سریع بود، که اطمینان قلبی داشت، تا به جایگاه های مناسب جهانی دست یابد.

کارگران و سرمایه خارجی به سوی این کشور هجوم آورده، تا بنیادهای کشور را با جذب منابع صادرات بنا نهد. ولی افسوس بزرگ اتفاق افتاد، قیمت کالاها افزایش یافت، و پوپولیست آقای پرون [5] به نظم و الگوی روز آرژانتین تبدیل شد، و آرژانتین به کشور پول های آزاد پیوست، و ناگزیر آنچه باید، اتفاق افتاد. تورم به اوج رسید و آرزوهای آرژانتینی ها نیز مُرد.

پیشینیان گفته اند که اگر شما از تاریخ درس فرا نگیری، شما نیز ویران می شوی، و محکوم به تکرار آن. مودی باید از تاریخ آرژانتینی ها بیاموزد، و نگذارد همان، برای هند هم اتفاق بیفتد. گرچه سخت است که با اعتماد گفت، هند به سوی فیلیپین و آرژانتین شدن، پیش می رود. اما انتخابات سراسری هند در حال نزدیک شدن است، مودی اصلاحات اقتصادی اش را به کناری گذاشته، تا بر موارد دیگری تمرکز کند. بنابراین این زمانی است که باید نگاهی به این گونه مسایل هم داشت (20/ژانویه/2019).  

[1] اقتصاد دان، آقای پرفسور Panos Mourdoukoutas مسول میز دپارتمان اقتصاد دانشگاه Long Island در Brookville نیویورک صاحب مقالات و نوشته هایی در نشریات معتبر جهانی در امریکا، ژاپن، سنگاپور، اروپا و.. نویسنده کتب متعدد در تجارت و اقتصاد  

[2] - نخست وزیر هند از حزب ملیگرای افراطی هندوی BJP

[3] - Us vs Them

[4] - The land of Free Money

[5] - خوآن دومینگو پرون یک ژنرال و سیاستمدار آرژانتینی بود که پس از خدمت در مشاغل مختلف دولتی، از جمله وزیر کار و معاون رئیس‌ جمهور، سه بار به عنوان رئیس‌ جمهور آرژانتین انتخاب شد. او طی یک کودتای نظامی در سال ۱۹۵۵ از کار برکنار شد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
  • 27
  • دی

همه دنبال راحت ترین راه برای رسیدن به رستگاری و پاکی اند، و هندوها هم این روزها شهر "الله آباد" را مقصد خود قرار داده اند، تا به صورت میلیونی آمده و بیایند، تا وقوفی در این منطقه ی مقدس کرده و با غسلی در آب مقدس رود گنگ و یامونا خود را از گناه هان شان پاک کنند، و به رستگاری برسند، و رنج مداوم خلاص شوند، ولی آیا به واقع گناهان با غسلی در آب مقدس و وقوفی در مکان مقدس پاک خواهد شد؟!!

نگاهی کلی که به ادیان و مسلک های مذهبی جهان می افکنی، نوعی اشتراک رویه، احکام، مناسک و... را می توان در آنان مشاهده کرد، به عنوان مثال از نظر فقهی گفته می شود بین دین اسلام و یهود اشتراکات بسیار زیادی وجود دارد؛ در داستان پیام آوران از ناحیه خداوند و همچنین داستان خلقت، همپوشی زیادی بین داستان اسلام و یهود موجود است.

رویه ها در انجام سفرهای زیارتی برای حضور در مقدس ترین مکان ها هم بین ادیان اشتراکات زیادی هست، و گاه فکر می کنی که از روی هم کپی برداری کرده اند. حتی در نگاه به مرگ نیز بسیار اشتراک داریم، همانطور که من مسلمان آرزو دارم در یکی از اماکن مذهبی بمیرم و یا دفن شوم، هندوی معتقد هم، کناره های رود مقدس گنگ (Ganga) [1] که از مقدس ترین مکان ها برای اوست، انتخابش برای مکان مرگ است و دوست دارد همانجا بمیرد و بدنش همانجا به آب مقدس سپرده شود.

تجمع های میلیونی مذهبی در جهان زیاد نیست، ولی تجمع ما مسلمانان در مکه، مدینه، کربلا، نمونه های دیگری، بلکه بزرگتر در بین ادیان دیگر از جمله هندو ها دارد. آرد کُمبو ملا (कुम्भ मेला Ardh Kumbh Mela) یک سفر زیارتی میلیونی است که پیروان مذهب هندو هر شش سال یک بار در محلی به نام پریاگ (Prayg) [2] در محل اتصال سه رود مهم مذهبی هندوها یعنی، ساراسواتی (Saraswati) [3] و یامونا (Yamuna) [4] که در محلی به نام سنگام (Sangam) به رود گنگ می پیوندند، و برای هندوان از مقدس ترین مکان هاست، انجام می شود،

این مکان در نزدیکی شهر الله آباد (Allahabad) هند قرار دارد که بعد از قرن ها این شهر را که نامی اسلامی داشت، سال گذشته میلادی توسط دولت ملی گرای حزب BJP [5] تغییر نام داده شد و آن را اکنون پریاگراج (Praygraj) می نامند. [6]

آرد کمبوملا سال 2019 تجمع میلیونی هندوها خواهد بود که از تاریخ 25 دیماه تا 13 اسفند (January 15 to March 4) ادامه خواهد یافت. با توجه به پورانا کمبو ملا (Purna Kumbh Mela) که هر 12 سال یک بار انجام می شود، در میانه آن، هر شش سال یک بار "آرد کمبو ملا" در پریاگراج و هریدوار (Haridwar) انجام می گردد، و در نهایت هر 144 سال یک بار (بعد از هر 12 بار برگزاری پورانا کمبو ملا) هم تجمع مذهبی هندوها به نام ماها کمبو ملا (Maha Kumbh Mela) در این نقطه برگزار خواهد شد.

 گرچه از این سفر زیارتی که هندوها از تمام نقاط مختلف کشور هند و جهان برای حضور و عبادت می آیند، در کتب "وداها" که از قدیمی ترین متن های مذهبی هندوهاست، نامی برده نشده ولی اولین متنی که در آن از چنین تجمعی ذکری به میان آمده است مربوط به سال 643 میلادی [7] است که توسط یکی از مانک های (روحانیون) بودایی چین، به نام هسوان تسانگ (Hsuan Tsang) اشاره شده است. گفته می شود که جناب بودا (بنیانگذار بودایسم) نیز در سال 450 قبل از میلاد [8] از پریاگ گذر کرده است.

داستان اصلی این تجمع مذهبی عظیم که گفته می شود بزرگترین تجمع مذهبی جهان تلقی می گردد، بر می گردد به داستان نبرد خدایان و موجودات مقدس و مورد احترام در دین هندو، که برای دریافت آب جاودانگی (attaining immortality) تلاش و نبرد داشتند، و در خلال این نبرد بین خدایان و دیوان برای تصاحب آن، قسمتی از این آب جاودانگی و یا همان امریت (Amrit) در پریاگ، اوجین (Ujjain) [9] ، ناسیک (Nashik-Triyambakeshwar) [10]، هریدوار [11] چکید، و آنان معتقدند رودهای جاری در این مناطق حاصل چکیدن همین عصاره جاودانگی است. اما به اعتقاد هندوها تجمع در الله آباد از همه ی سه مکان دیگر، بهتر، موثرتر و مورد تاکید اهل مذهب می باشد. آب جاودانگی که در این مکان ریخت، روایت است که از دست ویشنو (Vishnu) خدای نگهدارنده و حفظ کننده جهان چکیده است، به همین دلیل الله آباد مهمترین مکان در بین این چهار مکان است.

لذا از مهمترین اعمال در هنگام حضور در سنگام که محل کنونی اتصال دو رود مقدس یامونا و گنگ است، که در خلال این اجتماع مذهبی انجام می گیرد، زیرا هندوان معتقدند که با غسل در آب رود گنگ می توان خود را از گناهان پاک کرد، بعضی از آنان بر این اعتقادند که مرگ هر هندویی که در این منطقه صورت گیرد، باعث خلاصی او از رنج و عذاب، خواهد شد، که در تفکر هندویی همان چرخه آمدن و رفتن به این دنیا و یا همان تناسخ است، که با این مرگ شما از این رنج بی پایان رها خواهی شد و به سعادت (موکشا Moksha) و رستگاری ابدی دست خواهی یافت.

و اینجاست که با خود می اندیشی اگر حواس انسان نباشد و عقل خدادادی خود را به کناری بگذارد، مذهب شما را به چه هَپروت و خُماری خواهد برد، که یک انسان گنهکار با مردن در یک مکان خاص و یا سپردن بدنش به خاک مقدس، سعادت را تصاحب خواهد کرد!! این در حالی است که قاعدتا انسان با انسان شدن است که می باید و باید به سعادت و رستگاری برسد، و این که می گویند با یک غسل و یا مردن در یک مکان خاص، شما به سعادت خواهید رسید، جای سوال جدی دارد. اما گذشته از اعتقاد ما، اگر به اعتقاد هندوها توجه کنیم تا آنجا که من فهمیدم و در عمل هم در بین مومنین به دین هندو دیدم، آنان برای مردن به شهر بنارس (وارانسی) و یا همین الله آباد می آیند تا دروازه ورود آنان به بهشت و یا به قول خودشان سعادت ابدی (یا همان موکشا) شود، و  بدین لحاظ الله آباد شهر خلاصی ارواح مومنین به دین هندو از درد و رنجی است که در آن گرفتار آمده اند.

این روزها دولت مستقر در دهلی (مرکزی) و ایالتی (اتارپرادش که الله آباد در آن قرار دارد) وابسته به گروه های سیاسی هندوی افراطی از جمله RSS  و VHP و... است و لذا از هم اکنون بهره برداری های سیاسی از این اجتماع بزرگ مذهبی نیز شروع شده است و گروه هایی به کوتاهی دولت تحت ریاست حزب هندویی BJP در ساخت معبد رام بر خرابه های مسجد بابری [12] تاکید و اعتراض دارند، و بسیاری از احزاب و گروه های سیاسی خود را به این اجتماع مذهبی منتسب می کنند تا بهره برداری سیاسی خود را در جلب رای و نظر مردم هند برای رسیدن به قدرت و یا ماندن در آن آغاز کرده اند، در قاموس سیاست هم تنها همین دو هدف سرلوحه سیاسیون است و این بهترین فرصت است تا بر احساسات این میلیون ها انسان سوار شوند و خود را تحکیم نمایند.

اما فارغ از این که این حج هندوها، که ریشه در اسطورهای باستانی و بازگو کننده داستان هنگامه خلقت جهان در فرهنگ هندو را در خود دارد، از نظر ما درست است و یا نیست، تصور کنید دریایی از انسان ها که به عشق رسیدن به سعادت و پاک شدن از گناهان و حضور در فضای معنوی و مذهبی، خود را از اقصی نقاط کشور و جهان به کناره های رود مقدس گنگ می رسانند تا در محلی محدود و کوچک به نام سنگام گردهم آیند، و در ساعات سرد صبحگاهان زمستانی، تن خود را در آب مقدس گنگ، ساراسواتی و یامونا غرق کرده و غسل نمایند، و از این آب مقدس بچشند و آتش مقدس بر آن بیفروزند و تا قبل از طلوع خورشید خود را از گناهان سابق خود پاک کنند، و بی هیچ گناه و آلودگی، سبکبال راهی مناطق خود شوند و از آب مقدس گنگ به تبرک بردارند و به سوغات برای اهل خود و چشم به راهان به این تبرک با خود ببرند و زندگی خود و دیگران را با آن بیمه کنند و....

نمی توان تصور کرد که چطور میلیون ها انسان در مکانی بسیار محدود با صلح و آرامش، خود را در این غسل بزرگ جمعی و اما کاملا انفرادی سهیم می کنند و بی تحملی را به کناری نهاده و در کنار هم زیستن صلح جویانه را فرا می گیرند. آنها در آب فرو می روند تا آن آب گناهان و آلودگی های آنان را پاک کند در حالی که این تنها خود انسان است که می تواند تصمیم بگیرد خود را از گناهان پاک کند، و هیچ آبی جنایت کشتن انسان های دیگر به جرم حمل گوشت گاو و یا گاو زنده که تو آن را مقدس می شمری و او نه، تضییع حقوق دیگر انسان ها به جرم این که دین تو را ندارند و چون تو فکر نمی کنند و... را پاک نخواهد کرد.

اما انسان غرق شده در دنیایی از انسان ها، لابد خود و تمام اعمال زشت گذشته اش را نیز فراموش خواهد کرد، و این فراموشی شامل مسایل و مشکلاتی خواهد شد، که در آن غرق است، و چون دیگران، انسان شرکت کننده در چنین مراسمی در ولوله ایی عظیم انسانی، از خود جدا می شود، و به جمعی می پیوندد که خود آن جمع همه با هزاران مسایل مختلف درگیرند، و در اینجا آمده اند تا با خدای خود در میان بگذارند و ذکر مکرر نام خدای خود (با گفتن مکرر و بی پایان سیتا – رام، سیتا - رام و...) می خواهند ضمن در میان گذاشتن مشکلات خود، از آبی مقدس شفا بگیرند و پاک شوند که از دست ویشنو خدای نگهدارنده و حفظ کنند چکیده است.

این انسان ها به دنبال آزادی هستند، آزادی از گناهان، آزادی از خود، آزادی از خودخواهی، آزادی از کثافاتی که تن و جان شان را آلوده خود کرده است. اما آنان در مقدس ترین مکان های خود، محدودیتی برای حضور اغیار نگذاشته و ندارند و مثل ما مسلمانان اغیار را نجس نمی دانند، و لذا همه می توانند، در مقدس ترین مکان های آنان، حضور یافته و این لحظات را با آنان شریک شده و درک کنند. در آستانه شهرهای وارانسی و یا الله آباد تابلوی نمی بینی که ورود غیر هندوان ممنوع. اما با روند افراط گرایی که در بین هندوها در حال رشد است، با شدت گرفتن ملی گرایی مذهبی، پیش بینی می شود این تابلو نیز نصب خواهد شد، و آینده تیره و تاری در انتظار این ملت اهل تحمل هم پیش بینی می شود، و اگر جمود مذهبی و تعطیلی عقل و روح مدارا همچنان ادامه یابد، آنان نیز در سراشیبی سقوط قرار خواهند گرفت، مگر این که از افراط به عدم خشونت، از تک قرائتی به تکثرگرایی و تحمل و تسامح و تساهل که فرهنگ هندوست، باز گردند، در غیر این صورت خونین ترین صحنه ها را در جامعه زیبا و متکثر و هزار رنگ هند هم شاهدخواهیم بود، اگر هندو های افراطی از خالص سازی جامعه هند از ادیان و فرهنگ های غیر هندو دست برندارند، خونین تر از آنچه در سوریه در جریان است را باید در هند دید، همانگونه که در جریان استقلال این کشور از انگلستان، بزرگترین جنایات را در نسل کشی غیر همدینان در خلال سال پیروزی انقلاب هند، این جامعه و مردم مظلوم تجربه کرده اند که خواندن آن هم موی بر تن انسانِ واجد عاطفه انسانی بلند می کند.

هرچند آنان نیز مثل دیگر مردم جهان نسبت به مسلمانان مساله دارند و به نوعی مسلمانان را نسبت به خود، کشورشان، فرهنگ شان، دین شان، عقاید شان و... مهاجم و تجاوزگر می بینند، و حساب ما مسلمانان را با بقیه مردم جهان نسبتا متفاوت، و نسبت به ما تهاجم بیشتری دارند، اما به نظرم اگر از ما احساس امنیت کنند، اصلا ناراحت نمی شوند که جنابان محمد، عیسی، موسی و... را هم یکی از اولیا و یا تناسخ روح یکی از خدایان مهم خود در روح آنان تلقی و آنها را هم در بین میلیون ها خدای خود جای دهند و به آنان نیز احترامی در حد خدایان مهم خود رام، ویشنو و... بگذارند، این خاصیت دین هندوست که یک درویش مسلمان را امروز احترامی بی حد و حصر می گذارد و امروزه هندوها به زیارت هزاران هزار معبدی می رود که به نام سای بابا در کل هند ساخته شده است، و یکی از شلوغ ترین دستگاه ها و مکان های مذهبی گرفتن حاجت نزد هندوان است.

 

[1] - بزرگ‌ ترین رودخانه در شبه ‌قاره هند و دارای ۲۵۰۶ کیلومتر طول که از ایالت اوتارانچال پرادش در شمال کشور هندوستان و در کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و در نهایت به خلیج بنگال می ریزد، و حدود 450 میلیون نفر زیست کنندگان در حاشیه آن فاضلاب خود را به این آب های پاک یخچال های هیمالیا می ریزند و لذا متاسفانه از آلوده ترین رودهای جهان است، و جای تاسف است که وقتی پای مذهب و اعتقاد مذهبی که پیش می آید انسان عقل خود را در بیرون خانه مذهب گذاشته و در آن وارد می شود، و همین اعتقاد مذهبی میلیون ها مردم مظلوم معتقد به دین هندو را به چشیدن و غسل کردن و تبرک گرفتن از آب آلوده قانع کرده و آنان با اعتقاد به شفا و تقدس آن، به کاری وادار می کند که در حالت عادی هیچ انسان عاقلی نمی کند.

[2] - پریاگراج نام جدید شهر "الله آباد" هند است که از اکتبر 2018 بدین نام رسما نامیده شد و در واقع دومین شهر با قدمت بسیار تاریخی در بین شهرهای هند می باشد ،که در شمال ایالت اتارپرادش به مرکزیت لکنهو قرار دارد.. شش سال پیش آخرین کمبوملا در این شهر در سال 2013 انجام گرفت، شهر الله آباد به لحاظ مذهبی و تحصیلات و مراکز دانشگاهی و مراکز دولتی، مرکزیت خاصی دارد، از جمله ی آن دادگاه عالی الله آباد شهرت بسیار دارد.

[3] - رودی در تاریخ باستان که در متون مقدس هند آمده است، که اکنون خشک شده و به جای آن رود یامونا جاری است، و هندوها معتقدند رود ساراسواتی به صورتی که دیده نمی شود در این محل به این آب های مقدس می پیوندد.

[4] - یامونا نام یکی از خدایان هندوست که مقسم و یا تقسیم کننده بهشت و جهنم است.

[5] -  حزب مردم هند (भारतीय जनता पार्टी [भाजपा])، در زبان اردو (بهارتیهَ جنَتا پارٹی) یا به اختصار بی‌جِی‌پی BJP  حزبی سیاسی ملی‌گرا با گرایش های افراطی هندویی در هند است، موتور محرک و بانک رای آنها از حمله به اقلیت های مذهبی از جمله مسلمانان و مسیحیان و... که ادیان غیر هندو تلقی می شوند تدارک داده می شود، و دیدگاه راست اصولگرایانه دارند و معتقدند که هند سرزمین هندوهاست و باید احکام و مناسک هندو در اولویت فرهنگی کشور قرار گیرد.

[6] - در این تغییر نام مکان ها درد و مشکلی نهفته است، که نشانگر خودخواهی های و سقوط اخلاق در ما انسان هاست، هرکس بر کرسی قدرت نشست، در مستی آن، بی توجه به مالک معنوی نام های موجود، و حق معنوی که بر گذاشتن نام ها برای آنان که اولین بار آن را نام نهادند، قدرت خود را به رخ کشیده و اولین کاری که در راس قدرت قرار گرفت تغییر نام هاست. حال آنکه هر کس کامپیوتر را اختراع کرد این حق معنوی اوست که نامش را خود انتخاب کند، و نه این که بعد از صد سال از انتخاب این نام، یکی از راه برسد، و از قدرت موجود خود سو استفاده کند و آنرا به رخ موجودین بکشاند، و یک نام دلخواه را بر کامپیوتر بنهد. سازندگان و السابقون در هر پدیده ایی مُحِق ترین افراد برای نام گذاری بر ساخته های خود هستند. وقتی این اصل رعایت نمی شود امروز تو قدرت داری و این نام را بر میداری و نام دیگری می گذاری، فردا از آن تو نیست و از آن دیگری خواهد بود که از راه می رسد، و بر نامی که تو گذاشتی خط بطلان خواهد کشید، و نام دلخواهش را بر آن خواهند نهاد، و بشر باید به این مرحله از رشد برسد، که حقوق معنوی نام گذاردن ها را رعایت کند. وقتی یک شهردار تمام عمر شهرداری خود را صرف ساخت یک اتوبان می کند، حق نامگذاری با اوست و این نیست که شهردار بعدی برسد و حق معنوی شهردار سابق را ضایع کند و یک تابلو را بردارد و تابلوی دیگری بر آن بگذارد. به تو چه ربطی دارد که نام اتوبان نیاوران را به صیاد تغییر دهی، این دور از اخلاق است که نام اتوبان نیایش را که سازنده اش این نام بر آن گذاشته را به هاشمی رفسنجانی تغییر دهی و... تو هم بساز و هر نامی که می خواهی بر آن بگذار، و این حق توست، ولی حق نامگذاری اتوبان نیایش و یا نیاوران با سازنده آن است. این دور از انسانیت و ادبِ حکمرانی است. در هند هم به همین صورت است "الله آباد" را پریاگراج، "احمد آباد" را گاندی نگر، "فیض آباد" را به آیودیا و... تغییر دادند، و می دهند و چه اعتراضی می توان کرد، وقتی مبنای نامگذاری ها قدرت می شود، و هرکه قدرتش بچربد همان می کند که می خواهد، و این دور باطل انگار تا انسان و جهان است باقی خواهد ماند، تا بشر روزی به اخلاقی برسد، که بر اساس آن حقوق معنوی و اخلاقی انسانی را مبنای عمل خود کند، وگرنه حق و ناحق کردن نه اسلام می شناسد نه هندو، نه یهود و یا مسیح و... همه وقتی اخلاق را به کناری نهادند چون درندگان به فتوای دل خود عمل خواهند کرد.

[7] - 1376 سال پیش یعنی 8 سال پیش از بعثت پیامبر اسلام وقتی پیامبر ما 32 ساله بودند.

[8] - 1019 سال قبل از تولد پیامبر اسلام

[9] - در ساحل رود شیپرا (Shipra)

[10] - در ساحل رود گوداواری (Godavari)

[11] - در ساحل رود گنگ (Ganga)

[12] - در دهه نود میلادی هزاران هندو معتقد و تهییج شده بوسیله گروه های روحانیون و سیاست زده ی هندو، با حمله به ساختمان مسجد تاریخی بابری در منطقه آیودیا نزدیک شهر فیض آباد در ایالت اتارپرادش هند، آن را ویران کرده و خواهان ساخت معبد خدای رام به جای آن هستند، و از آن زمان تاکنون این کیس در سیستم قضایی هند منتظر حکم نهایی و در حال بررسی است، و هندوهای افراطی معتقدند با توجه به این که اکنون حکومت دست خود هندوها (چه در ایالت و چه در مرکز) است، پس نباید مانعی در ساخت این معبد باشد، و باید سریع این امتیاز به هندو هایی که باعث روی کار آمدن حزب BJP  شده اند، داده شود و معبد رام ساخته شود، ولی تاکنون سیستم قضایی هند استقلال خود را از سیستم سیاسی، حفظ کرده و رای خود را در دادن این حق به آنان صادر نکرده است، و این یک نمره مثبت به سیستم مستقل قضایی هند تلقی می شود که زیر فشار اکثریت که راهپیمایی های چند صد هزارنفری برای ساخت این معبد بر پا می کنند، به ضرر اقلیت تاکنون رای نداده و دهه هاست که مقاومت می کند، و این نعمت سکولاریسم است که به مدد اقلیت مسلمانان هند آمده، و تا اینجا حکم به ظلم داده نشده است، خدا می داند تا کی می توانند مقاومت کنند، ولی تا همین الان هم که زیر فشار افکار عمومی تهییج شده هندوهای افراطی کوتاه نیامده اند، خود موید سیستم مناسب حاکمیتی در هند است، که عنوان بزرگترین دمکراسی جهان را با نزدیک به یک و نیم میلیارد جمعیت یدک می کشد و به حق هم در بعضی از کیس ها موفق هستند که از جمله آن چرخش قدرت و قدرتمندان است که با رای مردم، با همه ی کم و کاستی هایش هر 4 یا 5 سال صورت می گیرد، و این درس بزرگی برای کسانی است که می خواهند مشق مردم سالاری و حکومت قانون و احترام به رای ملت را کنند، هند درس های زیادی برای آموختن به بشریت دارد و به رغم کاستی هایش، در احترام به اقلیت ها، تنوع و تکثر، دوری از دیکتاتوری، حکومت فردی، رعایت حقوق اقلیت ها و.... در منطقه جنوب آسیا مثال زدنی است، هر چند راه درازی برای پیمودن دارند ولی آنچه مهم است در مسیر دمکراسی، سکولاریسم، حکومت قانون، رای مردم و.... قرار دارند و این در مسیر بودن بسیار مهم و راهبردی است که اگر در مسیر باشی یک وجب حرکت هم خود پیروزی است، و اگر نباشی کیلومتر ها هم که بروی انحراف خواهد بود.

Click to enlarge image 02_Sadhus_03_02_Al_1351434g.jpg

سیک ها در کمبوملا 2013 الله آباد

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
  • 25
  • مرداد

هنگامی که جناب شیخ عباس قمی "مفاتیح الجنان" را می نوشت، نمی دانست که روزگاری خواهد آمد که اعمال جدیدی برای مناسبت ها هم ابداع خواهد شد، ورنه در توسعه اعمال این مفاتیح هم ثوابی چند می گمارد، تا شیخ عباس های عصرهای آتی نیز بتوانند اعمال جدیدی را به مناسبت ها اضافه کنند، و دایره اعمال مستحبی جدید را گسترش دهند،

همان کاری که برای مناسبت های تولد حضرت علی و حضرت زهرا،  اینبار به وسیله دست اندرکاران سریال "پدر" در شبکه دو سیما طرح و ترویج می شود، و شخصیت های این سریال، در قسمتی که در تاریخ 24 مرداد 1397 ساعت 35/21 پخش شد به بینندگان خود توصیه کرد، که روز تولد حضرت زهرا (س) مردها برای سلامتی خانم شان روزه بگیرند، و در زاد روز حضرت علی (ع) هم خانم ها برای سلامتی آقایان خود روزه بگیرند.

اما تا آنجا که من اطلاع دارم چنین فرهنگی را می توان در بین خانم های هندو در هندوستان جست، و این رسم و سنت ریشه در فرهنگ مذهب اساطیری هندویی دارد، که بدین وسیله در حال ورود به فرهنگ شیعه و اسلام است و با باب شدندش نویسندگان ورژن های جدید "مفاتیح الجنان" نیز می توانند بنویسند "منقول است که در این روز مومنین روزه دارند و ثوابش را به سلامتی همسر خود تقدیم کنند" و بدین وسیله کم کم این نیز به اعمال این مناسبت ها، اضافه خواهد شد.

خانمی هندو بر استانه درب منزلش -  روزه داری برای همسران

اما حکایت روزداری هندوها :

"هندویسم به واسطه دورهای مختلف روزه داری شناخته و شهرت دارد، معمول ترین دوره اکاداشی (Ekadashi) است که حداکثر دو بار در هر ماه و در یازدهمین روز طلوع و غروب ماه انجام می شود. روز اول ماه نیز به احترام جناب شیوا روزه داری می شود. در طول ماه های جولای و اگوست نیز تعداد زیادی از هندوها با رجوع به فرهنگ گیاه خواری روزه خاص خود را دارند، و در شنبه و یک شنبه نیز تا غروب این روزه را نگه می دارند. تعداد زیادی از خانم های هندو نیز دوشنبه ها را روزه می گیرند تا همسر خوبی داشته باشند. مثل بقیه ادیان روزه داری در هندویسم رواج دارد، اما در هندویسم روزه داری اجباری نیست، بلکه یک عمل اخلاقی و معنویست تا به خلوص جسم و ذهن خود رسید و نظر و رحمت و آرامش خداوندی را به خود جلب کرد. روش ها، اشکال و میزان تبعیت از روزه داری که هندوها بدان مبادرت می نمایند، متفاوت، و این بستگی به شخصیت، خانواده و جامعه ایی دارد که فرد در آن قرار دارد."

 اما روزه داری خانم ها هندو برای سلامتی همسران شان :

"یک بار در سال میلیون ها خانم در هند، بی صبرانه منتظر ماه می شوند، تا طلوع کند. آنها همچون عروس ها لباس می پوشند و به آسمان خیره می شوند تا نشانه ایی از ماه در آسمان بیابند و با دیدنش بتوانند روزه خود را افطار کنند، روزه ایی که برای سلامتی همسرشان گرفته اند.

آنیتا دیو (Anita Devi) خانمی اهل روتک (Rohtak) در ایالت هاریانا است که با روزه داری کاروا چاوت (Karwa Chauth) را گرامی می دارد و از خوردن و نوشیدن، تا دیدن ماه خودداری می کند و به عبادت و نیایش مشغول است تا برای همسرش خوشی، سلامتی، سعادت بخواهد. او می گوید: "اکنون سیزده سال است که بدین عمل مبادرت می کنم، مادرم هم همین کار را می کرد و وقتی من ازدواج کردم من هم شروع به انجامش کردم. دخترم هم در چنین روزی، اگر ازدواج کند روزه خواهد بود. و این راهی است که شما احترام و عشق خود را به همسرتان نشان دهید. من هرگز در این سیزده سال تصورش را هم نکردم که در این ایام روزه دار نباشم."

کاروا چاوت در چهارمین روز از ماه کامل، میان ماه های اکتبر و نوامبر هر سال در شمال هند روزه داری می شود. که امسال در این مناسبت در تاریخ یازده اکتبر قرار داشت. این روزه داری از اساسی ترین ها در بزرگداشت و تقدس ازدواج در این منطقه است که به انجام می رسد و ریشه آن در سنن تاریخی و افسانه ایی هندوست که خانم های جوان بر حسب سنت باید بعد از ازدواج خانه خود را ترک با خانواده همسرشان زندگی می کردند. که این سنت به استحکام و تقدس روابط این خانم ها، و خانم های خانواده داماد تاکید دارد، و روزه داری و عبادت برای همسر در طول زمان به این مراسم افزوده و اکنون به اصلی ترین اعمال این مناسبت و مراسم آن تبدیل شده است.

چهره یک روحانی هندوچهره یک روحانی هندو

سندیپ پاتک به عنوان یک روحانی هندو معتقد است : "این روزه داری به احساس امنیتی ارتباط دارد که زنان هندی در زندگی خود به دنبالش هستند، و آن را در همسر خود جستجو می کنند که آرزو می کنند همسرشان زنده باشد و آنان را در مقابل مشکلات زندگی محافظت کند. در مذهب هندو یک زن به عنوان سمبل گذشت و قربانی شدن، مد نظر است. او هیچ چیز برای خود نمی خواهد و در تمام مدت عمر بهترین ها را برای همسر و فرزندانش طلب می کند."

این که ماه در هندویسم تقدس دارد بدین دلیل است که ماه به عنوان یک موجود زیبا و پاک و خالص در نظر گرفته می شود.

آقای پروین شارما که به مدت سی سال این مراسم را تحت مشاهدات خود دارد می گوید: "همسران درخشش شوهران خود را در ماه می بینند و می خواهند که آنان مثل ماه باشند، زیبا، خالص و بی مثال و بی مانند."

آمادگی برای کاروا چاوت از روزهای قبل آن آغاز می شود؛ بدین وسیله که زنان با خرید لباس های نو و جواهرات و لوازم آرایش، خود را آماده می کنند، تا بهترین به نظر رسند. آنها از حنا و تتوهای گیاهی برای زینت دسته ها و پاهای خود استفاده سود می جویند. آرایشگاه های زنانه در این روزها وضع شلوغی دارند، و حتی دختران ازدواج نکرده نیز برای نامزد خود، و خانواده اش روزه می گیرند. و خانم های باردار و مریض هم از گرفتن روزه مستثنی هستند.

روز کاروا چاوت زنان صبح زود بیدار شده و مقداری شیرینی، میوه و میوه های خشک را که مادر شوهران شان تهیه دیده را می خورند و از طلوع آفتاب روزه آغاز می شود. این زنان اکثر طول روز را به استراحت و یا به انجام امور معمول می پردازند. و در نهایت آنها برای نیایش شامگاهی جمع می شوند و در حالی که بهترین لباس ها را پوشیده اند. هر یکی از آنها سینی از میوه ها و شیرینی ها و ظرفی از آب در آن همراه دارند که به ماه عرضه می شود.

در طول نیایش یک خانم مسن و یا یک روحانی هندو در حال واگو کردن داستانی است که از ازدواج زنی که همسرش را از دست داده حکایت می کند، ولی بعد از افطار او را دوباره بدست می آورد، و صبورانه تا روزه داری بعدی در سال آینده، او حضور خواهد داشت. بعد از نیایش زنان آب را به سمت ماه می گیرند تا ماه در آن ظاهر شود. و تا آن زمان باید آنها روزه خود را نگهدارند و با ظهور ماه در این آب است، که می توانند روزه خود را افطار کنند.

تارو کور (Taru Kaur) که پنج سال بدین روش روزه داری کرده است، معتقد است : "این یک انتظار بی پایان است. ماه صبر ما را در این روز امتحان می کند. من این روزه را هر سال با شوق می دارم. عاشق لباس پوشیدن مثل عروسم، که در این روز اتفاق می افتد."

دارشنا دیو (Darshana Devi)، هفتاد ساله که 51 سال به این کار مبادرت کرده است، معتقدست که "این خیلی اهمیت دارد که هر زنی این روز را با تمام اعمال نیایشی اش گرامی دارد. این یک ضرورت است برای هر زن. شکایتی نمی شود کرد اگر در خلال این مناسب روزه داری نشود و برای همسرتان مشکلی پیش بیاید. و این گناه بدی است برای زنانی که در این روز روزه دار نمی شوند."

خانم های هندی که در کار ساختمانی کار می کنندخانم های هندی که در کار ساختمانی کار می کنند

سوریلا دیو (Surila Devi) 65 ساله می گوید که این یک آرزو برای هر زن هندوی متاهلی است که بمیرد، قبل از این که همسرش مرگ را تجربه کند، و این خیلی مهم است برای او که برای سلامتی همسرش دعا کند."

همانگونه که تارو کور (Taru Kaur) هم اشاره دارد: "همانگونه که سنت هم اشاره دارد، مردها هم به این روزه داری به روزه همسران شان می پیوندند؛ این هرگز غلط به نظر نمی رسد که مردان هم برای همسران شان روزه دار شوند. این یک فرایند درک متقابل خواهد بود. و خیلی خوب به نظر می رسد، که مردان هم ارزش همسران خود را در زمان زندگی اشان درک کنند."

ابهیدیپ شارما که در این روزه داری به همسرش پیوسته، معتقد است که این سنت باید توسط هر دو زوج دنبال شود."من به او همانقدر نیاز دارم که او به من نیاز دارد. و هیچ خسارتی به انسان نمی خورد اگر یک روز نخوریم."

ایشور سینگ (Ishwar Singh) گفت که حضورش در این حرکت کوچک به همسرش نشان می دهد که او هم مراقبش هست. "من روح کاروا چاوت را دوست دارم. و آرزو می کنم که مردان هندی بیشتری به حمایت از زنان خود قدم پیش نهاده و نه تنها در روزه داری بلکه در تمام مراحل زندگی مشارکت جویند."  

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر