ایران نباید به میدان جنگ نیابتی چین و امریکا تبدیل شود
  •  

11 فروردين 1400
Author :  
غلبه سرخی بر این صفحه تن ایرانیان را می لرزاند

تاریخ معاصر ایران پر از حوادث تلخ و ناگواری است که ناشی از سمت و سو گیری های راهبران اصلی حاکم وقت ایران در دوره های مختلف آن، در روابط با قدرت های جهانیست، از رقابتی که رهبران قجری برای تکیه به دیگران جهت مقابله با تجاوز روسیه ایجاد کردند، که منجر به شکست خفت بار ما در مقابل روس ها، و از دست رفتن وسعت عظیمی از سرزمین های ایران، و امضای قرارداد ننگین ترکمنچای منجر شد، تا روی کار آمدن رضاخان پهلوی و تمایل او به آلمان ها، که به کودتای سفارتخانه های غربی در تهران علیه او، و هجوم نظامی خارجی ها از مرزهای شمال و جنوب، و در نتیجه تبعید ایشان به جزیره موریس و مرگ او در آنجا انتها یافت، و یا رفتن جانشین او به دامن غرب برای مقابله با نیروهای داخلی و محدود کنندگان قدرت شاه، در مجلس ملی ایران، که به کودتای ننگین 28 مرداد، و سرکوب نیروهای آزادیخواه و مترقی ایران، متکی به قوانین مشروطه ختم شد، و تلاش بعدی پهلوی دوم برای ایجاد تعادل، که ابتدا به جدایی بحرین از خاک ایران، و سپس به رها شدن و سقوط خود او در خلال خیزش سراسری مردم ایران در خلال انقلاب 57 منتهی گردید، همه و همه گویای نقش رهبران ایران در رویکرد آنان به دولت های قدرتمند خارجی است.

این روند در اینجا هم پایان نیافت و امریکا ستیزی انقلابیون، بعنوان یک وضعیت عارض شده بعد از پیروزی انقلاب نیز، که به تسخیر غیرقانونی و خسارتبار سفارت امریکا در تهران منجر گردید، و بدنبال آن، افتادن کشور به دام جنگ ویرانگر هشت ساله با همسایه غربی، که آغاز این جنگ را تسهیل، و جلو انداخت، و ادامه ستیزه گری ها، و تن ندادن به روند گفتگو و عادی سازی روابط، که به تحریم های کمرشکن منجر گردید، که هر روز بیش از پیش افزایش و ادامه یافت، و امروز این تحریم ها، به یک جنگ تمام عیار اقتصادی و جنایت علیه حقوق مردم ایران منجر گردیده است، که در خلال این روند مصیبتبار، کمر دولت و ملت ایران خم شد؛ این ها، همه و همه، ناشی از رویکردهای راهبران وقت جامعه ایران، در قبال روابط با قدرت های خارجی است.

و ایران همچنان در تلاطم برای یافتن استقرار بین نیروهای قدرتمند جهانی، تحت شعار نه شرقی، نه غربی، ادامه داد، و داستان ویرانی، بی ثباتی و توسعه نیافتگی ایران، و در نتیجه عقب افتادگی و عدم رشد اقتصادی اش، تمام ناشدنی به نظر می رسد، و در این روند، می رود تا شعارهای انقلاب نیز، یک به یک، معانی خود را از دست داده، و از جمله شعار "نه شرقی، نه غربی" با اتکای بیش از پیش به شرق، در مقابل غرب منتهی شده، و تنها بخش "نه غربی" آن بماند، و با ادامه این وضعیت، و در نتیجه افزایش فشار به مردم ایران، و ادامه خیزش های اعتراضی آنان، شعارهای دیگر انقلاب، یعنی آزادی نیز از بین رفته و بی اثر شوند.

امضای قرارداد 25 ساله همکاری های ایران و چین، در هفتم فروردین ماه 1400، فریاد بسیاری، که خود را از عمق آن قرارداد محرمانه باخبر می دانند، را به آسمان برده، و مرتب هشدار می دهند، تا حدی که بعضی آنرا قرارداد "ترکمنچین" لقب داده اند، تا قرابت آن را با قرارداد ننگین ترکمنچای، گوشزد نمایند، از سوی دیگر کسانی نیز در این سوی طیف، آن را تدبیر حکیمانه رهبری انقلاب، برای سرعت بخشیدن به افول امریکا ارزیابی می کنند.

گذشته از نگاه این دو طیف، بدین قرارداد محرمانه و طولانی مدت، باید اعتراف کرد که ماندن ایران در شرایط عدم تعادل در روابط با غرب و شرق، خسارات فراوانی را به دنباال داشته و خواهد داشت، و عدم عادی سازی شرایط، در روابط خارجی ایران با غرب، و به خصوص امریکا، می تواند به ادامه وضع موجود و نابودی بیشتر ایران منجر گردد؛ ایران باید به نقطه ایی برسد، که به مانند سفارتخانه های ایران، که در روسیه و چین فعالند، و بالعکس سفارت چین و روسیه که در تهران کار می کند، امریکا نیز در ایران سفارتخانه داشته، و ما هم سفارت خود را جهت پیگیری منافع خود در امریکا بازگشایی کنیم، تا روابط دو کشور در یک روند مستقیم و رسمی تنظیم و تحکیم شود، ورنه کماکان خسارات جبران ناپذیری بر منافع و امنیت ملی ایران وارد خواهد شد.

که از جمله، اگر مدعای مخالفین قرارداد 25 ساله ایران و چین درست باشد، همین شرایط ایران را بدین ورطه کشیده، که در دوره ضعف اقتصادی و بن بست در روابط بین الملل خود، و در اوج مبارزه با این شرایط، مجبور شد، دست به امضای قرارداد هایی این چنینی با چین و روسیه بزند، قراردادی طولانی، که در ارقام اقتصادی بسیار ناچیز است، چرا که در نهایت 450 میلیارد دلار به اقتصاد ایران تزریق خواهد کرد، که این رقم در برابر درآمد نفتی ایران، که فقط در دوره هشت ساله جناب محمود احمدی نژاد کسب کردید، که معادل 600 میلیارد دلار تخمین زده می شود، بسیار ناچیز است، و لذا قابل پیش بینی است که، همچنان که در بی ثباتی در روابط خارجی، این 600 میلیارد دلار در طول یک دوره ناچیز و کوتاه 8 ساله، گره ایی از کار ما باز نکرد، چطور 450 میلیارد دلار چینی که معلوم نیست کی و چگونه به اقتصاد ما، در یک دوره طولانی 25 ساله تزریق می شود، می تواند گره گشای مشکلات عدیده ایران گردد.

تن ایرانیان از بستن این قرارداد لرزید، چراکه، در زمانی این قرارداد نسبتا محرمانه، با چین بسته می شود که تاریخ روابط ایران با کمونیست های روسی (به خصوص)، مملو از خیانت و دست اندازی آنان به خاک ایران است، حال سوسیالیست های مائویست چقدر می توانند ما را در روند توسعه و نجات خود کمک کنند؟!. چنین کشورهایی با ایدئولوژی و ساختار فکری خاصی که دارند، بسیار بد عهد بوده، و طعمه های خود را در بدترین شرایط نگه داشته، و قربانی خود می کنند، نمونه آن کره شمالی و میانمار است که از توسعه نیافته ترین کشورهای منطقه خود هستند، گرچه حاکمیت این کشورها در سایه حمایت چینی ها و روس ها، وضع بسیار خوبی از لحاظ تسلط و استحکام استبدادی خود برخوردارند، اما در مقابل، مردم آن کشورها در شرایط باورنکردنی از ظلم و عدم برخورداری، تنها زنده اند و زندگی نمی کنند، و زندگی و دنیای آنان، در سایه خواست و منویات دل رهبران شان، مختل و نابود شده است، و اگر بمب اتم و چند موشک را از کره شمالی بگیریم، باقی آن یک مردم له شده زیر بار ظلم و بی عدالتی و بردگی خواهد ماند، و یا اگر نظامیان تحت حمایت چین، سلطه خود را از مردم میانمار بردارند، مردمی را خواهی یافت، که عقب افتادگی آنان در بین کشورهای اطراف شان بسیار بارز است. لذا در درازمدت ایران نیز در سایه مائویست های چینی و یا کمونیست های روسی، آینده بهتری از این دو کشور نخواهند داشت.

راه برون رفت ایران از این وضع عادی سازی روابط با جهان، در سایه مذاکره مستقیم با طرف های خارجی خود است، ایران باید به توازن روابط با شرق و غرب برسد، و هرگز نباید اجازه داد، صحنه کشورمان به میدان مبارزه بین امریکا - بلوک غرب و روسیه و چین تبدیل شود، که اگر در چنین دامی افتادیم، آنان ایران را عرصه جنگ نیابتی طولانی خود قرار داده، هم امریکایی ها و دیگر رقبا، انتقام خود را از ایرانیان خواهند گرفت، و هم شرق، آن را به غارتکده انحصاری خود تبدیل خواهد کرد، و بازی طولانی فرسودن ایران شروع خواهد شد، و ما هم گرچه ممکن است در خلال کمک روس ها و چینی ها، به حد قدرت نظامی کره شمالی در داشتن بمب های قوی دست یابیم، ولی توسعه ایران را باید به فراموشی سپرد، همانگونه که توسعه کره شمالی و میانمار در دعوای حفظ قدرت، بین انبر چین و امریکا، به یک آرزوی دست نا یافتنی تبدیل شده است.  

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (16)

This comment was minimized by the moderator on the site

چین چگونه شریک می‌شود، تصرف می‌کند و می‌بلعد؟

Posted: 13 Apr 2021 07:13 AM PDT

ترجمه: مهدی قدیمی،‌ روزنامه‌نگار

با توجه به شدت مباحثی که در زمینه روابط ایران و چین جاری است و توجه افکار عمومی به چند وچون موضوع و سوابق چین در نفوذ بر اقتصاد کشورها، صرفا جهت افزایش آگاهی عمومی مقاله زیر را که ۴ سال پیش در نیویورک‌تایمز منتشر شده است نقل و بازنشر میکنیم.

درسال ۲۰۰۵ راجاپاکسا به عنوان رئیس جمهور سوسیالیست سریلانکا انتخاب شد. سریلانکا همواره متحد چین بوده است. ریاست جمهوری راجاپاکسا در آخرین سال‌های جنگ‌های داخلی با ببرهای تامیل بود زمانی که سریلانکا به شدت به دلیل نقض حقوق بشر، در مجامع بین‌المللی منزوی شده بود. راجاپاکسا برای حمایت اقتصادی، تامین تجهیزات نظامی و پوشش سیاسی در سازمان ملل متحد شدیداً به چین تکیه کرد تا جلوی تحریم‌های احتمالی را مسدود کند.

جنگ در ۲۰۰۹ به پایان رسید و با پایان هرج و مرج راجاپاکسا و خانواده‌اش جایگاه خود را تحکیم کردند. رئیس جمهور و سه برادر وی بسیاری از وزارتخانه‌های دولتی و حدود ۸۰ درصد کل هزینه‌های دولت را تحت اختیار داشتند و چین مستقیماً با آنها مذاکره می‌کرد. ناگهان خبر رسید که قرار است یک بندر تجاری بزرگ توسط چین در سریلانکا احداث شود.

منتقدان می‌گفتند بندر اصلی پایتخت بسیار پر رونق است و قابلیت توسعه و گسترش هم دارد و در مقابل، منطقه «هامانتونا» که چین قرار است در آن بندر احداث کند، در هیچ یک از مطالعات امکان‌سنجی، توجیه توجیه اقتصادی برای احداث چنین بندری ندارد.
یکی از توجیهات و پاسخ‌های اولیه عوامل دولت راجاپاسکا به منتقدان هم این بود که «چون هند با تاسیس این بندر مخالف است و هند و کشورهای غربی مخالف حکومت سوسیالیستی سریلانکا هستند، اتفاقا این مخالفتها نشان می‌دهد که ما تصمیم درستی گرفته‌ایم.»

راجاپاکسا این پروژه را آغاز کرد و با افتخار اقدام خود را شجاعانه نامید. نیویورک تایمز در اینجا جمله زیبایی نوشته: «راجاپاکسا پروژه را شروع کرد و چین در حال سوار شدن بود.»

اولین وام عمده‌ای که سریلانکا برای این پروژه گرفت، از بانک صادرات و واردات دولت چین به میلغ ۳۰۷ میلیون دلار دریافت شد. اما برای به دست آوردن وام، سریلانکا موظف شد شرکت مورد نظر پکن یعنی شرکت «بنادر چین» را به عنوان سازنده بندر بپذیرد. (زیباست ولی این تازه آغاز ماجراست)

این تقاضای معمولی چین برای پروژه‌هایش در کل جهان است که اجازه انجام مناقصه آزاد برای پروژه‌هایی که به آنها وام داده را نمی‌دهد و پیمانکاران چینی را تحمیل می‌کند. دولت پکن میلیاردها دلار وام به کشورهای منطقه قرض می‌دهد و در مقابل هزاران کارگر و صدها شرکت چینی با هزینه کشورهای وام گیرنده مشغول به کار می‌شوند و بیمه هم می‌شوند! اما آیا همه هدف چین، همین پروژه گرفتن برای شرکت بنادر و وام دادن به سریلانکا بود و دلیل مخالفت هند هم همین بود؟

نیهال رودریگو، وزیر خارجه سابق سریلانکا می‌گوید، در مذاکرات مربوط به این بندر «اشتراک اطلاعات» جزء لاینفک توافقنامه بود ولی این بخش در سندهایی که به شکل عمومی منتشر شده، وجود ندارد. نیست. رودریگو خواسته چینی‌ها از سریلانکا را اینگونه توضیح می‌دهد: «ما از شما انتظار داریم به ما بگویید چه کسی می‌آید و در اینجا متوقف می‌شود.»

مقامات چینی هم این پروژه را در راستای کمربند تجاری خود به دور زمین تحت عنوان جاده ابریشم، توجیه می‌کنند. اما شواهد چیز دیگری نشان می‌دهد. بندر‌ هامانتوتا برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ به طور محدود افتتاح شد و خبرگزاری دولتی چین یک ویدیوی غرورآمیز را در توییتر منتشر کرد و این قرارداد را «نقطه عطف دیگر در مسیر جاده ابریشم» نامید. در حالیکه این بندر تنها پروژه بزرگ این منطقه است، منطقه‌ای کم جمعیت در سواحل جنوب شرقی سریلانکا که هنوز هم بیشتر مساحتش را جنگل پوشانده به همراه فرودگاهی که به دلیل نداشتن مشتری، پروازهای تجاری‌اش تعطیل شده و اتوبانی که فقط گله‌های فیل در آن تردد دارند.

این افتتاحیه محدود، در آستانه جشن تولد ۶۵ سالگی راجاپاکسا و به این مناسبت بسیار زودتر از جدول زمان‌بندی پروژه انجام شد. اما وقتی خواستند بندر را به صورت نمادین افتتاح کنند، تازه معلوم شد که آبراه ورودی بندر کلا توسط بخشی از یک کوه صخره‌ای مسدود است و امکان ورود کشتی‌های بزرگ به بندر وجود ندارد.

اما بندر‌هامانتوتا در یک جشن مفصل در ۱۸ نوامبر ۲۰۱۰، به مناسبت نولد راجاپاکسا افتتاح شد، در حالیکه صخره‌ای بزرگ راه کشتی‌های تجاری به بندر را مسدود کرده بود. اما این مشکل هم با زحمت چینی‌ها حل شد. شرکت «هاربر چین» یک سال بعد صخره را منفجر کرد و فاکتور ۴۰ میلیون دلاری هزینه این کار هم به سایر هزینه‌های ساخت بندر چینی در سریلانکا اضافه شد.

پیش از روی کار آمدن دولت جدید، زیردریایی‌های چینی در بندر اصلی سریلانکا مستقر شده بودند. در بندر اصلی سریلانکا یعنی بندر کلمبو هم چین در دوره راجاپاکسا شریک شده بود و حالا ۵۰ درصد از اراضی آنجا را نیز متعلق به خود می‌دانست. اما دولت جدید بعد از روی کار آمدنش، زیردریایی‌های چینی را به کشور خودشان برگرداند و حالا چین می‌خواست نیروهای نظامی خود را در بندر جدید و بی‌استفاده‌ای که ساخته، مستقر کند.

دولت جدید هم مقروض و مدیون چین بود و یا باید برای ماندن با همه خواسته‌های چین موافقت می‌کرد و یا زیر بار بدهی‌ها شکت می‌خورد. اتفاقی که در نهایت افتاد و راجاپاکسا، شریک و متحد چین را به عرصه انتخابات بازگرداند. او البته به دلیل تخلفاتش حق شرکت در انتخابات را نداشت. اما به جای خود، برادرش را که در دوره ریاست جمهوری راجاپاکسا وزیر دفاع بود، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری کرد و او هم در ۲۰۱۹ رئیس جمهور سریلانکا شد و حالا راجاپاکسا نخست وزیر دولت برادرش است.

امروز ۵۰ درصد بندر اصلی، ۸۵ درصد بندر ساخت چین و میلیاردها دلار بدهی سریلانکا، مال چین است. اجازه استفاده نظامی چین از بنادری زیرگوش هندوستان هم در اختیار دولتی است که از نوک پا تا فرق سر مدیون و متحد چین است.

منبع: نیویورک تایمز

This comment was minimized by the moderator on the site

سند همکاری ایران و چین: همکاری برای کنترل فضای مجازی
Posted: 12 Apr 2021 01:37 AM PDT
محمود نبویان، نایب رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجل، با اشاره به جزییات سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، گفته است با توجه به اینکه حاکمیت فضای مجازی « از دست ما خارج شده»، «برای ما بسیار حائز اهمیت است که با همکاری با چینی‌ها بتوانیم بر فضای مجازی خود حاکمیت داشته باشیم.»
او در گفت‌وگویی با خبرگزاری مهر منتشر شده، از اعمال حاکمیت بر فضای مجازی و «موتورهای جستجوگر، پیام‌‌رسان‌های اجتماعی و پست الکترونیک» به عنوان موارد مدنظر نام برده و گفته است در تولید «تبلت، لپ تاپ و موبایل و در زمینه هوش مصنوعی» می‌توانیم با چین همکاری کنیم.
به گفته نبویان سند همکاری چین ایران شامل ۹ بند و ۳ ضمیمه است که در این سه ضمیمه «اهداف اساسی»، «تفصیل در زمینه همکاری» بین دو کشور و «جزییات زمینه‌های همکاری» آمده است.
پیش از این مقام‌های وزارت خارجه ایران به رئوس کلی این سند اشاره کرده بودند و توضیحی درباره وجود سه ضمیمه که پیوست این سند همکاری شده، نداده بودند.

This comment was minimized by the moderator on the site

پاسخی به مقاله جناب آقای دکتر شمس اردکانی
از : مرتضی طالع ماسوله
باسلام استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر شمس اردکانی و اساتید گروه
با شناختی که بنده از چینیها طی مراوداتی که طی سالهای دانشجویی در اروپا و فعالیتهای اجرایی در ایران و همچنین در چین داشتم به این نتیجه رسیده ام که سیاسیون و مجریان چینی سه زبان دارند:
۱.زبان دهان، که ابزاریست برای رساندن کلام
۲.زبان قلب که بی احساسترین قلب را دارند.
۳.زبان مغز که غیرقابل پیش بینی است.
لذا از نظر من این قرارداد باید امضا بشود چون برای ایران در روابط بین الملل در سطح جهانی و منطقه ای و مبارزه با سیاستهای ناپایدار و پلید آمریکاییها، سیاستهای چرچیلی اروپاییها و سیاستهای عوامل آمریکا در منطقه بسیار ضروری و الزامی میباشد.
اما باید در طول روابط و مذاکرات و مراودات مشترک ، باید همانند مسابقات جهانی فوتبال برترین بازیکنان بین المللی خودمان را انتخاب کنیم، کسانی که از توانایی بسیار بالایی در مباحث کارشناسی، حقوقی و بین المللی برخوردار باشند تا نه تنها مشکلی برای منافع ملی پیش نیاید بلکه منفعتهای بزرگی برای ایران در سطح ملی، منطقه ای و جهانی بدست آورند.
ما ایرانیان در نظام بین الملل هیچوقت فرصت شناس، فرصت ساز و فرصت دار نبودیم، لذا برای برتری در این قرار داد باید در انتخاب افراد برای انجام هرگونه کاری با چینیها مانند یک مربی فوتبال سخت ترین تمرینات و سخت ترین دوره های مهم ملی و بین المللی را انجام داده باشیم.
اگر ما بازار ۵۰۰ میلیونی کشورهای همسایه شمالی و جنوبی را باختیم بخاطر انتخاب نامناسب بازیکنان و مربیان نابلد به مباحث ملی و بین المللی بود، آنها اصلا با فنون بازیهای بین المللی آشنایی نداشتند.
ازنظر من، مشکل در قرار داد این بازی نیست، بلکه مشکل در بازیکنان ایرانی در این مسابقه ملی و بین المللی است .
برای این کار نیاز به گذراندن سخت ترین و فشرده ترین دوره های آموزشی و تمرینات کماندویی سیاسی، اقتصادی، بین المللی، فرهنگی، گردشگری، تجاری، عمرانی، چین شناسی و چینی شناسی و.... برای بازیکنان این مسابقه است و قبل از ورود به این بازی، تمام مقامات مربوطه آموزشهای لازم را بخوبی با نمرات عالی بگذرانند تا همچون موفقیتهای امنیتی و دفاعی، موفقیتهای جدیدی را برای ایران عزیز به ارمغان بیاورند.
اما همانگونه که مستحضرید،
۱.آنچیزی که آقای ظریف امضاکردند قرارداد یا توافقنامه نبود، بلکه یک یاداشت تفاهم است که الزام حقوقی ندارد.
۲.انجام مراحل این قرارداد حداقل یک سال یا بیشتر بطول میانجامد و باید پروسه مذاکرات کارشناسی در سطح معاونین وزرا مربوطه، سپس در سطح وزرا، سپس شوراهای عالی هیئت دولت مثل شورای امنیت ملی و....، سپس تایید هیئت دولت، سپس تصویب مجلس، سپس تایید شورای نگهبان، سپس تایید رهبری انجام خواهد شد.
برای آشنایی بسیاری از عزیزان باید بعرض برسانم که این قرار داد مانند رفتن برای یک سفر مقدس و زیارت یک مکان مقدس است، هم هدف مقدس است و هم مکان مقدس، اما باید دید که راکب سفر کیست و مرکب سفر چیست؟ و همراهان سفر کیستند؟
موضوع قرارداد با چین نیز چنین است، بسیار لازم و الزامی است، اما با همه شناختی که از چینیها طی ۳۵سال در اروپا، ایران و خود چین دارم، نگرانی من بعنوان یک متعصب ایرانی مانند بسیاری از ایران دوستان از راکبان و مرکبان و همراهان این سفر و یا این مسابقه جهانی است.
ما مواجهه هستیم با پدیده ای که اسم تاریخی و میراثی اش اژدهای آسیا نام داشته که امروز اژدها بودن خود را در قالب اقتصاد، تجارت، تولید، سیاست، فرهنگ و .... نشان میدهد.
برای اینکه آشنایی بیشتری با این اژدهای تاریخی و میراثی در قرن بیست و یکم داشته باشیم لازم است شناختی از آمارها و ویژگیهای چین بشرح ذیل داشته باشیم:

۱.قدرت اقتصادی شان از آمریکا پیشی گرفته است
فقط ۱۰۰۰میلیارد دلار از آمریکا طلب دارند و ۱۰۰۰میلیارد در آمریکا سرمایه گذاری کرده اند.

۲.با ایجاد رتبه مثبت ۴۰در شکیبایی اجتماعی، بالاترین ثبات اجتماعی در چین را برقرار کرده است.اما ایران منهای ۴ و ترکیه مثبت۴ و کره مثبت۳۸ است.

۳.برای ایجاد ثبات اقتصادی رشد ۶.۸ خود را حفظ کرده است،در برخی از بخشها هرساله ۲برابر رشد داشته است و حتی در دوران کرونا، برعکس همه کشورهای جهان که رشد منفی شدیدی داشتند، اما کشور چین رشد ۴درصدی داشت.

۴. برای بیش از ۳۰۰ میلیون جوان خلاق و فعال چینی در داخل و بیش از ۱ میلیون چینی ایجاد اشتغال کرده است که ۵۰۰ هزار نفرشان مهندس در بخشهای تخصصی هستند و در کشورهای مختلف درحال فعالیت میباشند.

۵.سالی ۱۰میلیارد برای معرفی چین و جذب گردشگر در ۱۸۰ کشور دنیا هزینه میکنند.

۶.فقط در آمریکا ۳۵۰هزار دانشجوی چینی در حال تحصیل هستند، که بیشتر نقش جاسوس و سارقان علمی در دانشگاههای آمریکا را دارند.

۷.بیش از ۱۵۰۰میلیارد دلارصادرات در دنیا دارند، تا کنون ۶۰ کشور دنیا را تحت تاثیر تجارت و صادرات خود قرار داده اند و با آنها قرارداد تجاری دارند و بین ۳۰ تا ۷۰ درصد صادرات آن کشورها متعلق به محصولات چینی است.

۸.اتحادیه ای را باعنوان مرواریدآسیا تشکیل داده اند که بزرگترین کمربند دریایی جاده ابریشم و با ۶ خط اتصالی اصلی زمینی و صدها خطوط فرعی بزرگترین کمربند حمل و نقل زمینی جهان را در کشورهای جاده ابریشم ایجاد کرده ند، که در نهایت وصل به کشورهای اروپایی خوهد شد. فقط برای وصل به پاکستان و دسیابی به آبهای دریای عمان، یکی از زیباترین و طولانی ترین اتوبانهای جهان را با ۸۸۰ کیلومتر با ۶۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری انجام داده است.

۹.تعداد۱۶رادیو معروف و بین المللی که از بزرگترین رادیوهای جهان هستند را خریداری کرده اند تا فرهنگ چین را تبلیغ کنند و با ایجاد ۵۰۰ مرکز کنفسیوس شناسی تسلط فرهنگی خود را در جهان بیشتر کنند تا جاییکه امروز جوانان بسیاری از کشورها، بویژه کشورهای غربی تغییر مذهب داده اند و برای نشان دادن این تغییر با لباس سنتی بودایی در جوامع اروپایی ظاهر میشوند.

۹.درآمریکا زبان چینی دومین زبان آموزشی بعداز زبان انگلیسی شده است. ۱۰هزار استاد زبان چینی در آمریکا این زبان را تدریس میکنند و ۵۰۰ مرکز آموزش زبان چینی فقط در آمریکا دارند.

۱۰. در بحران ۱۵ ماهه کرونا ، چین تنهاکشوری در دنیا بود که رشد مثبت ۴ درصدی داشته است اما آمریکا منفی ۱۲ داشته است

۱۱.درسال۱۹۸۰ازهر۱۰۰نفر۸۸نفر فقیر بودنداماالان ازهرصد نفر ۴نفرفقیرند.

۱۲.سالانه بین ۱۵ تا ۲۰ اعدامی از مقامات ارشدی که در دستگاه حکومتی اختلاس میکنند دارند.

۱۳.بازارهای خرده فروشی آمریکا، آسیا، اروپا و آفریقارا فتح کرده است در سال۲۰۱۰فقط۱۰درصدتجارت جهانی را در اختیارداشت، در حال حاضر به ۳۴ درصد رسانده است.

۱۴.نخست وزیرش نابغه ترین اقتصاد دان دنیاست، و بالطبع انتخاب کلیه مقامات در کلیه مناصب بویژه سفرا بالاجبار باید دوره های تخصصی اقتصاد داخلی و بین المللی و شیوه های بازاریابی برای محصولات چینی را بگذارنند.

۱۵.فقط در حوزه صادرات دارو ۲۵۴ میلیارد دلار صادرات داشته و در این بخش کاملا مستقل است. و در صادرات تجهیزات پزشکی رتبه اول جهان را دارد.

۱۶.بیش از ۷۰درصد توزیع صنعت غذایی بصورت اتوماسیون میباشد که با این روش توانسته است بزرگترین صادرات محصولات غذایی را در جهان داشته باشد.

۱۷.برای تسلط مدیریتی جهانی ۷۵۰ موسسه تخصصی آموزش مدیریتی بزبان انگلیسی در شهرهای چین برای مدیران دولتی و خصوصی راه اندازی کرده است.

۱۸.برای تسلط به بازار جهانی و شناخت هرچه بیشتر کشورها ۵۰۰ مرکز کشور شناسی در مهمترین شهرهای جهان راه اندازی کرده اند.

۱۹.بتعداد ۱۲۰میلیون گردشگرچینی به کشورهای دنیا سفر میکنند که بخشی از این سفرهاکه بصورت شخصی انجام میشود برای شناخت کشورها و آشنایی به نیازهای کشورها و افزایش صادرات محصولات خرد به این کشورهاست.

۲۰.ازسال انقلاب چین۱۹۴۹ تا۱۹۷۰فقط ۶ معاهده خارجی امضاکردند، اما از ۱۹۷۰ تا۲۰۱۹بتعداد۲۶۸معاهده باکشورهای خارجی امضا کرده اند.

۲۱.برای یک برنامه استراتژیک دریایی، نظامی، اقتصادی، تجاری، نفتی، گازی و تسلط به آبهای بین المللی جنوبی چین، جزیره مصنوعی بنام یونگچوی راه اندازی کرده است که تسلط بیشتری به تردد ۳۰درصد کشتیهای دنیا که از آنجا تردد میکنند، داشته باشد، و بهره برداری پایدار از ۱۰درصدآبزیان دنیا، ۱۱میلیارد بشکه نفت، ۱۰۰تریلیون گاز درآنجاست ، داشته باشد، و همچنین برای تسلط به آبهای بین المللی، ۶ جزیره مصنوعی دیگری را در این بخش ساخته است که معمولا براساس مقاوله نامه های بین المللی باید موجب اعتراض سازمانهای بین المللی و کشورهای دنیا بویژه کشورهای همسایه قرارگیرد، اما تا کنون هیچکدامشان جرئت اعتراض نداشته اند.

۲۲.فقط در پاکستان ۶۲۰میلیارد و در کشورهای عربی در طی ۱۰سال ۲۹ میلیارد سرمایه گذاری کرده است، (درصورتی که آمریکا با ۵۰ سال روابط با کشورهای عربی فقط ۱۰ میلیارد سرمایه گذاری کرده است).
فقط در بندری در پاکستان که روبروی جزیره گوآدر چابهار است ۴۰میلیارددلارسرمایه گذاری کرده است.

۲۳.بیش از دوبرابر بانک جهانی به کشورهای دنیا وام پرداخته است، علت اینکار ۳ هدف است
الف. میداند بخش اعظمی از این کشورها مثل سریلانکا توانایی پرداخت آنرا ندارند و باعث میشود مدت و حجم تسلط به منابع آن کشورها بیشتر شود.
ب.جلوگیری این کشورها برای اخذ وام از کشورهای غربی بویژه آمریکاست.
ج.ایزوله کردن آمریکا و اروپا در قاره های اروپای غربی و آمریکای شمالی

۲۴. در فضای مجازی بالاترین حجم مبادلات نت ورکینگ را در جهان را داشته است و رتبه اول جهان را بدست آورد. مثلا شرکت نت ورک مارکتینگ علی بابا چین مبلغ ۱۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ سود خالص داشت.

۲۵.در طی ۴۰سال ۲۰هزارمایل ریل در چین راه اندازی کرده است اما آمریکا طی ۱۰۰سال فقط ۵۰۰مایل ریل راه اندازی کرده است.

۲۶.یکی از محاسنات فاخر و شایسته این کشور برای پیشبرد کارهای خود در جهان بخاطر این است که در فرهنگ بودایی توصیه شده است که کارهای موفق خودرا به کسی نگویند. بهمین علت کارهای خودرا در جهان بسیار آرام و خزنده در حال پیشروی هستند.

۲۷.شهر شانگهای که ۴۰ سال پیش روستایی بیش نبوده، درحال حاضر تبدیل به یکی از ۵ شهر بزرگ تجاری دنیا شده است.

۲۸.کشور هنگ کنگ، یکی از ببرهای اقتصادی شرق آسیا که بیش از ۵۰ سال در اختیار استعمار انگلیس بوده و اتباع آن کشور دارای ملیت انگلیسی بودند و با پاسپورت انگلیسی به همه جا سفر میکردند، از چنگ انگلیس درآورد و تحت حکمرانی خود درآورد.

۲۹.دفاتری با عنوان مشاوره پزشکی در بسیاری از کشورها برای جذب بیمار راه اندازی کرده اند، و با قیمتهای معقول و مناسب آنها را معالجه میکنند تا هم درآمد درمانی بیشتری داشته باشند و هم نظام خدمات پزشکی خود را برند سازی کند

۳۰.جهت دستیابی به پروژهای بزرگ عمرانی، صنعتی، تجاری و.... در کشورهای دنیا، با در اختیار گذاشتن تسهیلات بانکی بسیار بالایی را در اختیار شرکتهای مشاوره مهندسی قرار میدهند و سفیر و دیپلماتهای خود را در آن کشورها را مکلف میکنند نهایت همکاری با این شرکتهای داشته باشند.

۳۱.و الخ......

این همان اژدهای تاریخی و میراثی چین است که قرنها پس از شکست از مغولها به مدت ۷۰۰ سال در فقر، فلاکت، استعمار، فساد، بسر میبردند وحال به بزرگترین غول تجاری، اقتصادی، تولیدی، سیاسی، فرهنگی و... جهان تبدیل شده است.

برای رسیدن به پاسخ درست باید برای سوالات ذیل جوابهای عمیق، اساسی و بنیادین پیدا کرد.
۱.نوع فکرش و شیوه فکر کردنش چه بود؟
۲.چه عواملی باعث این جهش غول آسا شد؟
۳.چگونه آن انسان فقیر،فاسد،استعمارزده به اینجارسید؟
۴.چه تصمیمی و چگونه تصمیمی آنهارا به اینجارساند؟
۵.فرهنگ مذهب کنفسیوسی تا چه اندازه در این ۴ دهه نقش داشته است؟
۶.۵.مکتب سیاسی و ایدئولوژیک مائویسم تا چه اندازه در این ۴ دهه نقش داشته است؟
۷.آیا انقلاب مائو باعث این تحول و توسعه غول آسای جهانی شد؟ یا تفکر انقلابی کمونیستی توسعه گرای مرد شماره دو چین بنام آقای چون لای فارغ التحصیل از کشور فرانسه باعث این توسعه غول آسا شد؟ کدام؟
پاسخ به این سوالات را باید دانشمندان بزرگ علوم مختلف ایرانی با همکاری ایرانیان چینشناس در ایران و مقیم در چین با انجام پژوهشهای بنیادین پیدا کنند. اما مواردی را بشرح ذیل تقدیم اساتید میدارم:

راهکارهای ۲۵ ساله برای ایران:
با شناختی که از چینیها دارم، اگر گوسفند ببینند بدتر از آمریکا و انگلیس میشوند، پس باید شیر بود و شیر ماند. من بعنوان یک ایرانی کوچک نگران انعقاد این قرار داد نیستم، بلکه خوشحال هم هستم. اما من از ضعف سیاستها و ضعیف بودن سیاستمداران آتی در سطح ملی و بین المللی نگران هستم.مثل همان نگرانی که در زمان دانشجویی خود در سوئیس با شنیدن خبر آغاز همکاری شرکت پژوه با ایران در اخبار شبکه تی اف ان فرانسه داشتم، چون با ترفندهای منافق گونه و استعمار گونه فرانسویها در سالهای زندگی ام با فرانسویها در سوئیس کاملا آشنایی داشتم.
و متاسفانه همان شد که نباید میشد.
۱.عدم تسلط ایرانیان در مذاکرات فنی و بازرگانی با فرانسویها
۲.عدم مشاوره و بهره برداری از ایرانیان بازنشسته شرکت پژوه، که اشراف کاملی به نقاط ضعف و قوت فرانسویهای طرف مذاکره و شرکت پژوه داشتند.
۳.عدم بهره برداری از وکلای تراز اول ایرانی مقیم فرانسه که اشراف خوبی برای مذاکرات حقوقی داشتند.
۴.والخ...
اعتقاد دارم که هیچ تقصیری بر اجنبی نیست اگر جفایی در حق ما بکنند، آنها ماموریت دارند که برای حفظ منافع کشورشان هر زمان لازم باشد صادق باشند، هر زمان لازم باشد منافق باشند و هر زمان لازم باشد دشمن باشند، پس نمیتوان از آنها خرده گرفت، اما این ما هستیم که آنقدر تسلط علمی، اجرایی، روانشناسانه، جامعه شناسانه و... داشته باشیم و از توانمندیهای منابع انسانی متخصص استفاده کنیم تا هر کدام از شیوه های آنها را شناسایی و مسلح به تاکتیکهای لازم خودمان باشیم تا از میدان مذاکره پیروزمندانه بیرون آییم. اعتقاد دارم این شکست را دوباره با کشور دیگری تکرار نکنیم.

اما راهکارها:
۱.جان اف کندی در سال ۱۹۶۵ در آمریکا برای افزایش سرعت توسعه سیاستهای آمریکا در جهان، با تشکیل یک تیم قوی محرمانه شروع به شناسایی ۳۵۰ دانشمند برتر در آمریکا کرد، تا با مطالعه اساسی به مدت یک سال بهترین استراتژیهای درازمدت خود را به ایشان ارائه دهند. این برنامه ها آنقدر از اهمیت بالایی برخوردار بود که بعداز ترور وی در سال ۱۹۶۷ توسط روسای جمهور بعدی ادامه پیدا کرد و به سرانجام رسید.

۲.هنری کسینجر وزیرخارجه آمریکا در چند دوره برای توسعه و تسلط صهیونیسم اتاق فکری از نوابغ یهودی اهم از کارگردانان یهودی در هالی وود نا بازیگران معروف، اساتید دانشگاه،خبرنگاران مطرح، سرمایه داران بزرگ را در دهه ۱۹۸۰ در آمریکا تشکیل داد و همین امر باعث شد صهیونیستها با انجام برنامه های این اتاق فکر در مدت ۳۵ سال، تسلط بیشتری در تمام حوزه ها در جهان داشته باشند، اگر چنین اتاق فکری قوی وجود نمیداشت، تا کنون سپاه حزب الله اسرائیل را با خاک یکسان کرده بود.

۳.سنگاپور با تشکیل یک تیم محرمانه قوی از نوابغ بین المللی از تخصصهای مهم و مورد نیاز را در سال ۱۹۹۵ تشکیل داد و با انجام یک مطالعه جامع از تجارب کشورها و برنامه راهبردی ۱۰۰ ساله خود را تهیه کرد که همین باعث شد که تولید ناخالص ملی این کشوری که کل مساحت و شرایط جغرافیای شهرستان بندانزلی گیلان را دارد، از ۳۸ میلیارد دلار بعد از ۲۰ سال به ۴۸۰ میلیارد دلار برساند، رتبه امنیت سرمایه گذاری در این کشور با رتبه سوم جهانی رسید.

۴.مالزی با ورود یک بینش د عاام سیاست بنام دکتر ماهاتیر محمد، یک پزشکی که از ادامه فعالیت طبابت خود دست کشید و برای کشورش با تجربه ایی که از دنیای پیشرفته ایی مانند آمریکا داشت وارد سیاست شد و در بدو ورودش برنامه ۲۰ ساله ایی را با همکاری نوابغ و حضور شخص خودش در این جلسات و انجام آنها با مدیریت مقتدرانه و جسورانه خود، این کسورا تبدیل به یکی از ببرهای اقتصادی شرق آسیا تبدیل کرد، کشوری که بخش اعظمی از مردمش روزی در بالای درختان جنگلهای مالزی زندگی میکردند، توانست بدون داشتن منابع بزرگ زیرزمینی این کشور را تبدیل به یکی از مراکز توریستی و تجاری آسیا کند.

۵.کشوری مانند ژاپن که بعداز جنگ باآمریکا با از دست دادن ۴۱درصد منابع ملی، ۲۵درصد منابع غیر نظامی، افزایش ۱۵ برابری قیمت کالاهای عمومی، بیکاری به بالاترین رتبه جهانی رسید، اما با استفاده از فرهنگ اصیل مدیریت یوشیدایی و راهبردهای میجی که همزمان با امیر کبیر ایران پدیده توسعه را در ژاپن براه انداخت، توانست در دهه ۱۹۵۰ با جمع آوری مستندات راهبردی کشورهای پیشرفته، تجارب عملی دنیا و بنوعی سرقت علم و تکنولوژیهای جدیدغرب و پشتکار قوی ژاپنی، آنها را در قالب یک برنامه اجرایی تدوین تا فونداسیونی برای پیشرفت این کشور شود، و دولت تمام مقامات از روستا تا شهر را مقید به انجام آنها کرد، که این امر باعث گردید که در سال ۲۰۱۵ درامدسرانه ژاپن به۴۰هزار یعنی ۱۵برابرایران، تولید ناخالص ملی به ۵تریلیون یعنی۱۰برابرایران، ۱۰۰۰میلیارد دلارصادرات، یعنی ۵برابر ایران، سومین اقتصاد جهان، رشد کشاورزی را به۱.۲درصد، صنعت به۲۷.۵ وخدمات به ۷۱.۴ رساند.

۶.تجارب چین راهم که در ۳۰ بند در مطالب فوق بعرض رساندم

حال ما هستیم که باید با استفاده از حداقل حداقل ۱ دهم درصد از نوابغ و دانشمندان از جمیعت۷میلیون نفری ایرانی مقیم در کشورهای پیشرفته(یعنی ۷ هزار نفر از نوابغ و دانشمند) با تجربه علمی و عملی با تخصصهای مختلف و هزاران نخبه و دانشمند ایرانی مقیم ایران استفاده کنیم، هیچ ضرورتی ندارد که مجددا چرخهای جدیدی را اختراع کنیم، چون به اندازه کافی برنامه، استراتژی، تاکتیک، راهبرد، راهکارهای خرد و کلان از کشورهای فوق الذکر و سایر کشورهای پیشرفته کوچک و بزرگ کمونیستی، سوسیالیستی، فدرالی، اسلامی، توتالیتر، لائیک و.... را در اختیار داریم، فقط نیاز به سخت کوشی برای جمع آوری بهترین آنها و تطبیق آنها با شرایط کشور و اجرای درست آنها داریم، تا همه نگرانیها در مورد این قرارداد مهم بین المللی با چین در اذهان همه عاشقان به وطن رفع گردد و موجب سربلندی همه وطندوستان ایرانی و کشور اسلامیمان در قرن حاضر و فرزندان آتی ما گردد.

This comment was minimized by the moderator on the site

سیدهادی برهانی:
امضای سند همکاری راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین سروصدای زیادی در کشور ایجاد کرده است. اخبار منتشره و حال و هوای شبکه های اجتماعی حاکی از نارضایتی و مخالفت گسترده با سند مزبور است. بخش قابل توجهی از این مخالفتها را می توان به نارضایتی قدرتهای غربی از این تحول راهبردی در روابط ایران و قدرتهای شرقی نسبت داد. تحلیل محتوای رسانه های نزدیک به قدرتهای غربی به خوبی نشان می دهد، این سند هدف حمله و انتقاد شدید آنها قرار گرفته است.

اما این همه ماجرا نیست. بخش عمده مخالفتها داخلی است و ریشه در نارضایتی و مخالفت واقعی بخشی از مردم با سند مزبور دارد. این مخالفتها مسئولان مربوطه در کشور را بشدت تحت فشار قرار داده است. ریاست جمهوری، شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه در زیر فشار این مخالفتهای گسترده تلاش دارند این اقدام خود را توضیح دهند. تلاش می کنند به مردم اطمینان دهند کار درستی انجام شده است. تلاش می کنند به شبهات پاسخ دهند. به خوبی می دانند اعتبار مردمی آنها از ناحیه این مخالفتها در معرض خطر قرار گرفته است.

مخالفان همکاری راهبردی ایران و چین هنوز از جزئیات سند مربوطه – که منتشر نشده است – آگاهی ندارند اما برای ابراز مخالفت نیازی به آن نمی بینند. از نظر آنها نزدیکی راهبردی به یک قدرت خارجی، وصل کردن آینده ۲۵ ساله کشور به روابط با یک قدرت استعماری و چنین اعتمادی به بیگانگان منفعت طلبی که جز به منافع خود نمی اندیشند، نقض اصل نه شرقی نه غربی، افتادن در چاه شرق گرایی، خیانت به استقلال کشور و مخالف آرمانهای انقلاب است.

در مقابل، حامیان دوآتشه این سند مخالفان را به تاثیرپذیرفتن از تبلیغات رسانه های غربی و پیروی از آنها و غرب زدگی متهم می کنند. مخالفت چشم بسته آنها با سندی که جزئیات آن هنوز معلوم نشده را نشانه بدبینی و منفی نگری می دانند. این توافق را سند همکاری برد-برد ایران با یک قدرت جهانی می دانند. قدرت اقتصادی چین و پیشرفتهای آن در سالهای اخیر را به رخ می کشند و آینده را از آن چین می دانند. سابقه بخشی از این گروه نشان می دهد اینها عمدتا همانهایی است که قدرت اقتصادی کشورهای غربی را نادیده می گیرند، منکر پیشرفتهای آنها هستند، جایگاه برتر قدرتهای غربی در جهان کنونی را دست کم می گیرند و خود به دلایلی کاملا مشابه مخالف هرگونه همکاری ایران و قدرتهای غربی (از جمله همکاری برد-برد) می باشند. براین اساس، به راحتی می توان تصور نمود اگر امضای سند همکاری مشابهی میان ایران و یک قدرت غربی در میان بود، آنها علم مخالفت برداشته و همه دشنامها و حملات فعلی به سند همکاری با چین از زبان و دهان آنها صادر می شد.

حامیان سند همچنین به درستی به امضای سندهای مشابه همکاری میان چین (یا سایر قدرتهای جهانی) و کشورهای متعددی در منطقه و جهان اشاره می کنند که نه تنها مورد مخالفت مردم آن کشورها قرار نگرفته، بلکه از آن استقبال شده است. این گروه از تاثیر منفی مخالفتهای موجود علیه سند مزبور بر همکاری با چین ابراز نگرانی می کنند. این نگرانی البته بی مورد نیست و واقعا در محاسبات هر قدرتی، از جمله مقامات چینی، در نظر گرفته خواهد شد و ممکن است بر علاقه آنها به ادامه همکاریها تاثیر بگذارد. اما برخلاف آنچه تصور می شود این مخالفتها بیش از آنکه ریشه خارجی و غربی داشته باشد، محصول گفتمانی است که ما خود در کشور تولید و ترویج کرده ایم.

جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اصل نه شرقی نه غربی را به عنوان مهمترین راهنمای سیاست خارجی خود برگزید. نه شرقی نه غربی، ریشه در تاریخ معاصر ایران داشت. ایران در طول حیات نوین خود از دخالتها و تجاوز غرب و همچنین اشغالگری و تجاوز شرق رنجهای فراوان برده است. خاطره ملت ایران هنوز از دخالتهای انگلستان در امور داخلی ایران و اشغال جنوب کشور و اشغال بخشهای شمالی آن به دست نیروهای شوروی مکدر است. آمریکا نیز پس از این دو در سالهای آخر رژیم پهلوی به مهمترین قدرت خارجی تبدیل شد که در امور داخلی ایران دخالت می نمود.

انقلاب اسلامی از این چشم انداز در واقع تلاشی برای خلاصی از نفوذ قدرتهای خارجی و فراهم آوردن استقلالی واقعی برای کشور بود. از اینرو نگاهی منفی نسبت به هرگونه سلطه طلبی خارجی، اعم از غربی و شرقی، داشت. این رویکرد، روابط استعماری ایران و قدرتهای خارجی را قطع کرد و ایران را در مسیر استقلال قرار داد. در واقع بخش بزرگی ازبهره ایران از استقلال در طول چند دهه گذشته مرهون همین رویکرد استقلال طلبانه است. اما این اصل سازنده در طول سالهای پس از انقلاب، تحت تاثیر مشاجرات سیاسی داخلی و خصومتها و منافع جناحی مورد سوء استفاده قرار گرفته و از معنای واقعی خود دور گشته و دستخوش تغییری جدی و تحریفی اساسی شده است.

نه شرقی نه غربی به معنای قطع روابط استعماری با قدرتهای شرقی و غربی است. به معنای نفی سلطه قدرتهای خارجی بر مقدرات کشور است. به معنای انحصار تصمیم گیری در داخل کشور است. به معنای استقلال ایران در امور خود است. این سیاست مثبت به تدریج در گرماگرم مشاجرات جناحی و جنگ قدرت به گفتمانی منفی و بیگانه ستیز تبدیل شده است که مخالف رابطه، مخالف گفتگو و مخالف تعامل با قدرتهای خارجی است. براساس این گفتمان، ایران ایده آل، ایران مستقل، کشوری است که با قدرتهای جهانی رابطه محکمی نداشته باشد، مذاکره نکند و تعاملی نداشته باشد. در لایه های افراطی تر، تعریف استقلال از این نیز منفی تر شده و در قالب دشمنی و خصومت با قدرتهای جهانی تعریف شده است. از این چشم انداز هرگونه تلاشی برای گفتگو با قدرتهای خارجی، تفاهم با آنان یا خدای ناکرده همکاری با این «موجودات خبیث»، خیانت به انقلاب، ارزشهای انقلاب و استقلال کشور قلمداد می شود. مسلما جناحها و گروههایی در کشور در این زمینه پیشگام بودند اما جناحهای رقیب نیز عمدتا راه چاره را در تند کردن شعارهای ضدخارجی خود به منظور عقب نیفتادن از رقیب دیدند. در این صحنه هر چه رقابتهای داخلی داغتر و بیشتر شد شعارهای ضدخارجی و بیگانه ستیزی و قدرت ستیزی نیز تندتر و افراطی تر شد.

این درک سطحی، منفی و افراطی از استقلال اگر چه با آرمانهای انقلاب اسلامی فاصله داشت اما به دلیل ظرفیت بالای پوپولیستی وعوام گرایانه آن توانست میدان را به دست بگیرد و به یک گفتمان قدرتمند در کشور بدل شود. در عمل جناحها و شخصیتهایی که با این گفتمان قدرتمند، که از حمایت مردمی وسیعی برخوردار بود، به مخالفت برخاستند، منزوی و محکوم شده و جای پای خود را در جامعه و قدرت از دست دادند.

قدرت گرفتن این گفتمان بیگانه ستیز تاثیرات مهمی بر مسائل داخلی و خارجی ایران گذاشت. در صحنه داخلی، هرگونه نزدیکی، گفتگو یا تعامل با یک قدرت خارجی حرامی سیاسی و خیانت به ایران تلقی شد. شرق گرایان (آنها که گسترش روابط با قدرتهای شرقی را ترجیح می دادند)، همه گروهها و جناحهایی را که به گفتگو، رابطه و تعامل با قدرتهای غربی تمایل داشتند، غرب زده و مزدور بیگانه و خائن به کشور و ملت خواندند. در مقابل نیز غرب گرایان (آنها که گسترش روابط با قدرتهای غربی را ترجیح می دادند)، همه گروهها و جناحهایی را که به گفتگو، رابطه و تعامل با قدرتهای شرقی تمایل داشتند، شرق زده، مزدور بیگانه و خائن به کشور و ملت می دانند.

در این گیر و دار و از نظر یک شخص ثالث و دور از صحنه، ایران و ملت ایران به دو دسته ای تبدیل شد که هریک دیگری را مزدور بیگانه و خائن می داند. در واقع این گفتمان به دلیل تندروی، دوری از واقع بینی و افراط در بدبینی و مخالفت با قدرتهای خارجی، استانداردهایی آفرید که به موجب آن همه ملت ایران یا بخش بزرگی از آن در زمره خائنین به کشور یا مزدوران یک قدرت خارجی قرار می گیرند. یک بخش بزرگ از ملت شرق گرایان و بخش دیگر غرب گرایان را خائن بحساب می آورند اما در واقع معیار هردو برای خیانت سنجی یکی و متاثر از گفتمان افراطی بیگانه ستیزی است که به بهانه استقلال کشور و عدم وابستگی به شرق و غرب میدان دار شده است.

در صحنه خارجی، نتیجه حاکمیت و تاثیر این گفتمان بیگانه ستیز، نابودی ظرفیتها و زیرساختهای یک رابطه متعادل، براساس احترام متقابل، با قدرتهای جهانی است. این گفتمان نقش موثری در تخریب روابط ایران با قدرتهای خارجی ایفا کرد. براین اساس هر گروهی که قصد نزدیکی، همکاری یا تعامل با قدرتهای خارجی را داشت، متهم و بدنام شد. و قدرتهای خارجی (اعم از شرقی و غربی) نیز دریافتند با وجود نقش آفرینی این گفتمان خارجی ستیز و ضدقدرت نمی توانند روابط موثر و قابل اعتمادی با ایران داشته باشند.

در جهان امروز نداشتن روابط خوب با قدرتهای جهانی یک ضایعه نیست، یک فاجعه است. قدرتهای جهانی، مانند روسیه، چین، آمریکا، فرانسه، انگلستان و آلمان، اگر چه چند کشور معدود (از ۲۰۰ کشور روی کره زمین هستند) هستند اما بخش عمده امکانات و ظرفیتهای آن را در اختیار دارند. در این زمینه آمارهای دقیق و مشخصی وجود دارد که به خوبی جایگاه آنها را در همه زمینه های مهم صنعتی، تکنولوژیکی، علمی، اقتصادی، کشاورزی و ... در جهان نشان میدهد. نگاهی واقع بینانه و مسئولانه به این موضوع مشخص می کند بدون ارتباط موثر با قدرتهای جهانی، اقتصاد ایران (یا هر کشور دیگری در جهان سوم) نمی تواند خود را اداره نموده و مایحتاج خود را تامین نماید.

بدون رابطه ای معقول و متعادل با قدرتهای جهانی ایران نمی تواند گلیم خود را از آب بکشد. این واقعیت در همه صحنه ها و عرصه ها در کشور مشهود است. ایران نتوانسته در سالهای اخیر صنایع خود را روزآمد و پیشرفته نموده و از رقبای خارجی عقب افتاده است. ایران پس از پایان جنگ با عراق هنوز نتوانسته است خسارتهای نیروی هوایی را با خرید هواپیماهای جنگی پیشرفته جبران نماید. ناوگان هواپیمایی غیرنظامی کشور نیز با همین مشکل روبرو می باشد. هواپیماهای مسافربری کشور نیز اغلب کهنه شده است. عدم موفقیت دولت در تامین واکسن کرونا آخرین نمونه از واقعیت تلخ فقدان روابط خارجی موثر با قدرتهای جهانی است. این قدرتهای جهانی هستند که می توانند واکسن کرونا را تهیه و تامین نمایند. و رابطه با سوریه، کره شمالی و کوبا (در این زمینه و سایر زمینه ها) نمی تواند جایگزین رابطه با قدرتهای جهانی شود. اگر با قدرتهای جهانی رابطه درستی نداشته باشیم کیان ما و ملت در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

ما نه تنها به رابطه نیاز داریم بلکه به رابطه با هردو طرف – هم قدرتهای شرقی و هم قدرتهای غربی – نیازمندیم. رابطه ای که محدود به یک طرف باشد در برابر تحمیل و اجبار و مناسبات استعماری آسیب پذیر است. اگر ما برای تامین امکانات خود فقط یک طرف را داشته باشیم ناچار خواهیم شد به شروط آن، هرچند تحمیلی یا استعماری، تن در دهیم. هر قدرتی – چه شرقی و چه غربی – هنگامی که ما را محتاج خود و ناچار ببیند، به گرانفروشی و تحمیل شروط و منفعت گرایی حداکثری روی خواهد آورد. محدود شدن ما به یک شریک، به یک فروشنده، به یک خریدار زمینه اصلی موفقیت سیاست منفعت گرایی حداکثری یا سیاست استعماری قدرتهای جهانی را فراهم می نماید. اما اگر روابط ما محدود به یک قدرت نباشد و شانس همکاری با طرفهای مختلف را داشته باشیم، شانس خرید از فروشنده های متعددی را داشته باشیم یا شانس فروش به خریداران متعددی را داشته باشیم، سیاست منفعت طلبی حداکثری قدرتهای جهانی و تحمیل شروط از سوی آنها کارگر نخواهد شد.

این واقعیت تلخ در ایران در طول سالهای اخیر تجربه شده است. ما مجبور شده ایم برای راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر به هر ساز روسها برقصیم. برای خرید موشکهای اس ۳۰۰ همه نازهای آنها را بخریم. اگر روسها می دانستند ما در کنار روابط خوب با روسیه، با آلمان و انگلستان و فرانسه هم روابط خوبی داریم و می توانیم نیروگاه بوشهر را با کمک آنها راه اندازی کنیم حتما شرایط ما را در نظر می گرفتند و هزینه های کمتری بر ما تحمیل می کردند. می دانستند اگر ایران را ناراضی کنند ایران می تواند به سوی آلمان یا فرانسه برود. اما در عمل اینگونه نبود و روسها می دانستند روسیه انتخاب اول و آخر ایران است و ایران هیچ گزینه دیگری برای راه اندازی نیروگاه بوشهر ندارد.

مخالفتها با سند همکاریهای راهبردی ایران و چین عمدتا ناشی از قدرت گرفتن و تاثیر گفتمان بیگانه ستیز و ضدقدرتی است که به نام نه شرقی نه غربی روابط عادی و معقول ایران با قدرتهای شرقی و غربی را تضعیف و تخریب کرده است. این سند به گواهی بسیاری از کارشناسان امر یک معامله برد-برد است. ایران نیازمند ارتباطی معقول با همه قدرتهای جهانی است و هر چه این ارتباطها توسعه یابد و تقویت شود امکان تامین استقلال ایران و تامین نیازهای آن بیشتر خواهد شد. با فسخ این سند استقلال ایران تقویت نمی شود. آنچه ما بدان نیاز داریم توسعه مدل همکاری با چین به سایر قدرتهای جهانی و طراحی همکاریهای مشابه با آنان است. بهره بردن از فرصت همکاری با سایر قدرتهای جهانی، با آمریکا، با روسیه، با آلمان، با انگلستان و با فرانسه است. هر چه فرصتهای همکاری بیشتری داشته باشیم در موقعیت بهتری برای جلب منافع به کشور، کم کردن هزینه های آن و تامین استقلال ایران قرار خواهیم گرفت.

This comment was minimized by the moderator on the site

استراتژی مستعمراتی جدید چین
Posted: 05 Apr 2021 12:34 AM PDT
بیژن اشتری

اول از همه بگویم که من خواهان روابط اقتصادی ایران با همهٔ کشورهای جهان هستم. از چین و روسیه تا ایالات متحده و اروپا. البته به شرطی که حکومتی دانا و سالم و مردمی داشته باشیم. ضمناً با هر گونه بیگانه‌ستیزی و ملی‌گرایی افراطی هم مخالفم؛ اما واقعاً نگران روابط اقتصادی کشورمان با چین هستم.

آنچه نگران‌کننده است سابقهٔ اخیر چینی‌ها در کشورهای فقیر و درحال توسعه است. آقایانی که این قرارداد بیست و پنج ساله را با چین امضا کرده‌اند خوب است یک نگاهی به عملکرد چین به ویژه در کشورهای آفریقایی بیندازند. من در اینجا، فعلاً نمونهٔ زامبیا را برایتان شرح می‌دهم تا ببینید چگونه چین عملا این کشور آفریقایی را مستعمره خودش کرده است.

ماجرا از پرداخت یک وام هشت میلیارد دلاری از سوی چین به دولت زامبیا شروع شد. طبق یک قرارداد محرمانه، این پول باید صرف پروژه‌های زیرساختی در زامبیا می‌شده اما دولت فاسد زامبیا عملاً این پول را حیف و میل کرده و نهایتاً نتوانسته بازپرداخت قسط‌های وامش را به چینی‌ها بپردازد. چین هم در مقابل فرودگاه بین المللی لوزاکا، رادیو تلویزیون دولتی زامبیا (زد ان بی سی)، شرکت برق دولتی زامبیا (زسکو ) و سیستم حمل و نقل جاده‌ای زامبیا و معادن بزرگ کشور را مصادره کرده است.

بنا با گفتهٔ دکتر مومبی، اقتصاددان زامبیایی «چین کنترل کامل همهٔ زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی کشور را به دست گرفته… مردم محلی که از دست کارکنان چینی در زامبیا عصبانی‌اند روزبه‌روز درگیری بیشتری با آنها پیدا میکنند… یکی از بزرگترین مسائل ما این است که قرارداد چین و زامبیا محرمانه نگه داشته شده است. ما نمی دانیم رئیس‌جمهور کشورمان و رهبر چین سر چه چیزهایی توافق کرده‌اند، چون این قرارداد پشت درهای بسته امضا شده است… آنچه در زامبیا می‌گذرد حکایت از استراتژی نوین مستعمراتی چین در آفریقا دارد… چینی‌ها با کیفی پر پول به آفریقا می‌آیند و به راحتی وام می‌دهند و وام می‌دهند تا اینکه شما نتوانید وام‌هایشان را بازپرداخت کنید، آن وقت شروع می‌کنند به تصرف مایملک راهبردی کشور… آنها دولت‌های فاسد را برای امضای چنین قراردادهایی ترجیح می‌دهند.»

دوستان، متن کامل این مصاحبه را می‌توانید در اینترنت به زبان انگلیسی بخوانید. عنوان مقاله و منبع آن را در تصویر پایین همین مطلب ملاحظه می‌کنید. من واقعاً هر چقدر بیشتر دربارهٔ سیاست اقتصادی خشن چین در آفریقا مطالعه می‌کنم بیشتر نگران وضعیت خودمان می‌شوم. باید هشیار بود. کمونیسم بربرصفتانهٔ چینی حالا مجهز به یک قدرت مهیب اقتصادی شده و نزدیک شدن به یک همچین هیولایی واقعاً خطرناک است و می تواند خطرات جدی ای برای کشورمان داشته باشد.

This comment was minimized by the moderator on the site

بروجردی در گفتگوی مشروح با مهر مطرح کرد؛
ماجرای سنگ‌اندازی دولت روحانی در قرارداد ۵۰ میلیارد یورویی با چین
رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس دهم ماجرای سنگ اندازی‌های آخوندی و سیف و بی‌توجهی جهانگیری به امضای فاینانس۵۰ میلیارد یورویی چین را تشریح کرد.

علاءالدین بروجردی سفیر اسبق ایران در چین و رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس نهم و دهم در خصوص امضای سند راهبردی ایران و چین و نگاه دولت روحانی به این سند در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: چینی‌ها در مقطع قبل از انتخاب ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا با توجه به شناختی که به عنوان عضو شورای امنیت سازمان ملل از تحولات جهانی داشتند، پیشنهاد بسیار خوبی را ارائه کردند.

وی ادامه داد: رئیس انجمن فاینانس چین به تهران آمد و با آقای لاریجانی و سیف، که در آن مقطع رئیس بانک مرکزی بود، دیدار و پیشنهاد بسیار خوبی را مبنی بر سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیارد یورویی در پروژه‌های زیربنایی ارائه کردند.

ماجرای سنگ‌اندازی‌های آخوندی و سیف در امضای فاینانس ۵۰ میلیارد یورویی با چین

سفیر اسبق ایران در چین افزود: با توجه به اینکه چینی‌ها اولین کشوری هستند که قطارهای سریع‌السیر دارند، به طور مشخص اعلام کردند که آمادگی داریم قطار سریع‌السیر در مسیر تهران-مشهد و تهران-تبریز را در عرض چهار سال راه‌اندازی کنیم.

بروجردی گفت: اعلام کردند که این تسهیلات در قالب فاینانس در اختیار ایران قرار خواهد گرفت و در پروژه‌های زیربنایی دیگر نیز سرمایه‌گذاری خواهیم کرد، پس از پایان پروژه نیز یک سال تنفس به شما می‌دهیم و بعد از آن، بازپرداخت تسهیلات یا به صورت نقدی انجام خواهد شد یا چین آمادگی دارد در ازای آن به قیمت جهانی از شما نفت خریداری کند.

رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم اظهار داشت: این پیشنهاد بعد از برجام ارائه شده و احتمال ناپایداری شرایط زیاد بود. بنده به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی با رئیس کمیسیون عمران در این خصوص صحبت کردم و از آقای آخوندی وزیر وقت راه و شهرسازی دعوت کردیم در کمیسیون حضور پیدا کند.

وی با اشاره به نگرش منفی این دولت نسبت به قراردادها و فعالیت‌های اقتصادی با چین و روسیه تصریح کرد: نگاه این دولت کاملاً غرب‌گرایانه بود. بعد از برجام با هول و وَلع برای پروژه‌های نفتی، به دنبال «توتال» و «شل» راه افتادند و برای پروژه‌های راه و ترابری به دنبال شرکت‌های فرانسوی رفتند و آقای آخوندی برای خرید ایرباس، تبلیغات گسترده‌ای به راه انداخت.

رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم با اشاره به جلسه مشترک دولت و مجلس برای بررسی قرارداد فاینانس با چین گفت: در آن جلسه آقای آخوندی طفره می‌رفت و می‌گفت که «ما نمی‌توانیم ۱۵ درصد پیش‌پرداخت قرارداد را بپردازیم». بنده گفتم «اگر با چینی‌ها صحبت کردیم و ۱۵ درصد را نخواستند، قبول می‌کنید؟»

بروجردی ادامه داد: ما از چینی‌ها درخواست ارائه قرارداد و پیشنهاد بدون پیش‌پرداخت کردیم. طرف چینی پیشنهاد مکتوب ارائه داد. بنده در صحن مجلس این پیشنهاد را به عنوان رئیس گروه دوستی ایران و چین به آقای آخوندی ارائه دادم و او نیز اعلام کرد «این پیشنهاد فوق‌العاده است»، سپس به آقای کاشان که مشاورشان بود، دستور داد که مذاکرات برای این قرارداد را آغاز کند.

پیام دولت به هیئت چینی: «خودتان را معطل نکنید»

وی افزود: مذاکرات آغاز شد اما به دلیل دیدگاه غرب‌گرایانه، آنقدر هیئت چینی را معطل و اذیت کردند که قراردادی بسته نشد. نفر اول هیئت چینی، سفیر سابق چین در ایران بود. نفر دوم نیز از نزدیکان رئیس‌جمهور چین بود. این هیئت به چین بازگشت و آقای کاشان آب پاکی را روی دست هیئت چینی ریخت و گفت «خودتان را معطل نکنید»

نامه مقامات چینی به ایران: «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟»

سفیر اسبق ایران در چین اظهار داشت: سفیر سابق چین در ایران نامه‌ای به من نوشت که «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟ ما سه بار چنین تسهیلاتی را به روسیه داده‌ایم و این تسهیلات ویژه برای کشورهای نزدیک به ما است» این نامه به عنوان یک سند تاریخی است.

بروجردی گفت: بنده از طریق مشاور عالی امور بین‌الملل مقام معظم رهبری، این موضوع را به ایشان اطلاع دادم. رهبری نیز به رئیس‌جمهور دستور دادند که موضوع را پیگیری کند و روحانی نیز جهانگیری معاون اول را به عنوان مسئول اقتصادی ایران و چین قرار داد.

وی تأکید کرد: جلسه‌ای به ریاست آقای جهانگیری با حضور شمخانی رئیس شورای عالی امنیت ملی، سیف رئیس وقت بانک مرکزی، کرباسیان وزیر وقت اقتصاد، ولایتی مشاور عالی امور بین‌الملل مقام معظم رهبری و بنده تشکیل شد. من با اعتراض گفتم «مشکل دولت شما این است که افراد معتقد به کار با چین و روسیه نیستند». به جهانگیری برخورد و گفت «این‌طور نیست»، همان یک جلسه هم برگزار شد و کار خوابید.

بروجردی اظهار داشت: بنده باز هم این قرارداد را پیگیری کردم. سفری با دعوت رسمی به چین داشتم. این پیشنهاد در آن مقطع بسیار مهم بود. با فشار فراوان، دکتر امینی معاون آخوندی را با خود به چین بردم. طرف چینی برای امضای یادداشت تفاهم، جایگاه پیش‌بینی کرده بود.

وی بیان کرد: آقای امینی گفت «من برای امضای یادداشت تفاهم نیامده‌ام و چنین مأموریتی ندارم». بنده گفتم «آقای امینی ما پیک‌نیک نیامده‌ایم، سفر رسمی است». بنده با آقای آخوندی تماس گرفتم که در جلسه هیئت دولت بود و جواب نداد. سپس با آقای سیف تماس گرفتم. او گفت «این قرارداد خوب است و فقط اسم بانک مرکزی را بیاورید». تلفن را روی بلندگو گذاشتم تا آقای امینی بشنود و امضا کند.

ایرادهای بنی‌اسرائیلی دولت به قرارداد فاینانس ۵۰ میلیارد یورویی چین

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم ادامه داد: چینی‌ها پیک ویژه از پکن به شانگهای فرستادند و متن یادداشت تفاهم را ارسال کردند. باز آقای امینی ایراد بنی‌اسرائیلی گرفت. بنده به آقای امینی گفتم «این اقدامات و حرکات شما به رئیس‌جمهور چین گزارش می‌شود. چرا با منافع یک ملت این‌گونه رفتار می‌کنید؟» درخواست کردم کلمه‌ای که مورد ایراد آقای امینی قرار گرفته بود، اصلاح شود. مجدداً آقای امینی گفت «ابتدا باید طرف چینی امضا کند و بعد من امضا می‌کنم»

بروجردی افزود: این تفاهمنامه امضاء شده از سوی طرف چینی به شانگهای ارسال شده بود اما به دلیل تغییرات، باید ابتدا ما امضا می‌کردیم و بعد دوباره طرف چینی امضا می‌کرد. بالاخره آقای امینی را راضی کردم که این تفاهمنامه را امضا کند. قبل از اینکه چین را ترک کنیم، تفاهمنامه را با امضای آقای لاریجانی برای آقای سیف فرستادیم تا او نیز امضا کند و کار عملیاتی شود.

وی گفت: چندین ماه گذشت و هر چه پیگیری می‌کردیم، این تفاهمنامه امضا نمی‌شد. بنده خیلی پیگیری کردم. این دولت چنین فرصت‌سوزی‌هایی کرده است. رئیس‌جمهور برای معاون اول خود حکم زده بود که موضوعات اقتصادی ایران و چین را پیگیری کند اما هیچ کاری انجام نشد و به همین دلیل این سمت به آقای لاریجانی منتقل شد.

سفیر اسبق ایران در چین اظهار داشت: نگرش همکاری با چین و روسیه در این دولت وجود نداشت. چینی‌ها آقای لاریجانی را از زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است، می‌شناختند. چینی‌ها شناخت خوبی از داخل کشور ما دارند چون سال‌هاست که روابط راهبردی با چین داریم.

وی با انتقاد شدید از اظهارات ظریف مبنی بر اینکه «ما آقای لاریجانی را به چینی‌ها معرفی کردیم، آنها لاریجانی را نمی‌شناختند»، گفت: متأسفم که چنین حرف‌هایی زده شده است. معمولاً رئیس جمهور چین با رؤسای مجالس دیدار نمی‌کند، اما در سفر آقای لاریجانی به چین، نه تنها رئیس‌جمهور این کشور با رئیس مجلس ایران دیدار کرد، بلکه به جای ۵ نفری که در پروتکل چینی‌ها وجود دارد، ۱۷ نفر را در ملاقات پذیرفتند و تا درب خروجی دفتر کارش نیز هیئت را مشایعت کردند.

بروجردی ادامه داد: اما در سفر رئیس‌جمهور چین به ایران، با ایشان بد برخورد شد و حتی به محافظ رئیس‌جمهور چین اهانت کردند. به دلیل این اقدامات، مذاکره با مقامات چینی از دولت به رئیس مجلس منتقل شد. آقای لاریجانی بارها با وزرا برای قرارداد با چین جلسه گذاشت و با سفیر چین دیدار کرد.

رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توافق ۲۵ ساله با چین است که متأسفانه وزیر امور خارجه ارزش آن را به شدت کاهش می‌دهد و می‌گوید «این یادداشت تفاهم است، قرارداد نیست». از چه می‌ترسید؟ آمریکا و اروپا دشمن ما هستند و نمی‌خواهند ایران قدرت پیدا کند.

فریاد غربی‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی سند همکاری ایران و چین است

وی افزود: این سند بسیار مهم است. داد و فریاد غربی‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی این سند است. این سند راهبردی به برجام هیچ ربطی ندارد. برجام گذرگاهی بود در مقطعی که باید بین بد و بدتر انتخابی صورت می‌گرفت و با تمام نواقصش، پیگیری شد.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم ادامه داد: اما سند راهبردی ایران و چین، یک سند راهبردی و تاریخی است. چین یک قدرت برتر جهانی است و این قدرت اعلام کرده که نظام جمهوری اسلامی ایران ظرف ۲۵ سال آینده نظام با ثباتی است.

بروجردی گفت: امیدواریم که دولت غرب‌گرا این قرارداد را خراب نکند و نترسد در برابر غرب. اینکه دائم تکرار می‌کند «این قرارداد چیزی نیست»، خیلی اقدام بدی است. این ترس و لرز برای چیست؟ باید محکم بایستند و بگویند که این سند قراردادی درازمدت برای ارتباط با چین است و ما آن را به دهها قرارداد مهم در زمینه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی تبدیل خواهیم کرد.

دولت به دنبال کم ارزش جلوه دادن «سند راهبردی ایران و چین» است

وی تصریح کرد: چرا دولت این‌قدر در برابر غرب مرعوب است؟ خروجی برجام را هم دیدیم. آقایان هنوز خوشبینانه به دنبال ارتباط با آمریکا و غرب هستند. مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. غرب را رها کنید. با اظهارات خود، طرف چینی را دلسرد نکنید.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم اظهار داشت: یک سال پیش چینی‌ها گفته بودند که متن یادداشت تفاهم را علنی نکنید تا فشار آمریکا افزایش نیابد، اما دولت آن را علنی کرد. هر کاری برای خراب کردن این قرارداد انجام دادند.

بدبختی ما از نگاه دولتمردان به غرب است

بروجردی تصریح کرد: دولت غافل بود چراکه غرب همیشه برای ما یک سراب بوده است و هیچ‌وقت کار راهبردی و اساسی برای جمهوری اسلامی انجام نداد.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم با اشاره به اظهارات اخیر ظریف مبنی بر اینکه «نگاه من نه به غرب است و نه به شرق»، گفت: نگاه این دولت کاملاً به غرب بوده است. بدبختی ما، از نگاه دولتمردان به غرب است. نگاه به شرق، تودهنی به غرب است و سیاستی عقلانی و منطقی است.

وی گفت: در دوران جنگ، بنده سفیر بودم، در ریز اطلاعات خریدهای ایران از چین قرار دارم. در همان زمان کشورهای غربی سلاح‌های شیمیایی و موشکی در اختیار صدام قرار دادند. چرا نباید شرق و غرب برای ما تفاوت داشته باشد؟ از اظهارات آقای ظریف تعجب می‌کنم.

This comment was minimized by the moderator on the site

از «قرار ۲۵ ساله ایران و چین» چه می‌دانیم؟

Posted: 04 Apr 2021 01:53 AM PDT

این روزها، قرارداد و یا برنامه همکاری‌های جامع ۲۵ ساله بین ایران و چین که هفته‌ها پیش بین وزرای امور خارجه ایران و چین در تهران امضا شد، به بحث‌ها و نگرانی‌های مردم و فعالان سیاسی در درون و بیرون کشور دامن است.

در درون کشور، فعالان سیاسی بطور مشخص از دو زاویه با این قرارداد و سند همکاری‌های بین دو کشور نگاه کردند.

گذشته از محافظه کاران افراطی که کلا این قرارداد همکاری بین دو کشور را کاملا مثبت ارزیابی می‌کنند، یک گروه در طیف اصلاح طلب کشور آن را یک برنامه و یا تفاهم نامه و نه یک قرارداد می‌داند و برای برطرف کردن محدودیت‌های تحریمی غرب و آمریکا برروی ایران و حتی مذاکره، از آن بعنوان یک اهرم چانه زنی نام برده و آن را مثبت ارزیابی می‌کند. اشخاصی بین این گروه تا جایی پیشرفتند که ادعا می‌کنند این قرارداد می‌تواند جمهوری اسلامی را تشویق کند تا تلاش‌های جدیدی برای ورود به صحنه مراودات تجاری و سیاسی بین المللی شروع کرده و از ایجاد تنش دوری جوید.

استدلال این افراد این‌ست که چین در درون خاورمیانه به دنبال ثبات برای دستیابی به اهداف اقتصادی خود بوده و یا در خارج می‌خواهد که ایران به نرم‌ها و نهادهای بین المللی احترام گذارد، لذا از این طریق جمهوری اسلامی انگیزه پیدا می‌کند تا آرام آرام به تنش زدایی در درون منطقه تن داده و در سطح بین المللی اهمیت بیشتری برای نرم‌ها و نهادهای جهانی قائل گردد.

سلطنت طلب‌ها و براندازان خارجی از زاویه مخالفت صرف با سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی به این قرارداد نگاه می‌کنند. آنها تا به حال یک ارزیابی دقیق و عالمانه از این قرارداد ارائه نداده و همکاری‌های بین ایران و چین را ضد منافع ملی کشور دانسته و می‌دانند و در هیاهو و جنجال‌های سیاسی این روزها برضد این قرار داد شرکت جستند. این مقاله کوشش می‌کند که بر چند نقطه کلیدی در این قرارداد انگشت گذاشته و نشان دهد که اولا این سند، سند همکاری و یا برنامه صرف نیست و یک قرارداد است و ثانیا این قرارداد پتانسیل آنرا دارد تا مشکلات بزرگی را برای کشور ما ایجاد کند.

برنامه همکاری یا قرارداد: نخستین بار این رهبری جمهوری اسلامی بود که با حمایت خود از چنین قراردادی٬ تلاش برای دستیابی به آن را، در سفر شی جین پینگ به تهران در بهمن سال ۱۳۹۴ عیان کرد. در همین سال و در تیرماه آن قراداد برجام بین ایران و آمریکا و نهایتا فرانسه، آلمان، چین و روسیه امضا و حمایت شورای امنیت سازمان ملل متحد را در قطعنامه ۲۲۳۱ کسب کرد.

سفر شی جین پینگ به تهران درست هفت ماه بعد از عقد قرارداد برجام صورت گرفت. در ملاقات بین رهبر جمهوری اسلامی و رییس جمهور چین قرار شد که سطح مراودات کشورما در ۲۵ سال آینده با آن کشور به سطح ۶۰۰ میلیارد دلار ارتقاء پیدا کند. این پیشنهاد از طرف آیت‌الله خامنه‌ای به رییس جمهور چین، بعد از عقد قرار داد برجام بود و دولت چین فکر می‌کرد که مشکلات جمهوری اسلامی با آمریکا، اروپا و نهادهای بین المللی برطرف شده و این کشور می‌تواند آزادانه در مراودات تجاری با ایران شرکت کند. بعدها علی لاریجانی از طرف رهبری به چین سفر کرد تا پیام او مبنی‌بر علاقه جمهوری اسلامی به چنین قراردادی را به شی جین پینگ ابلاغ کند. در شهریور ۱۳۹۸ ظریف به چین سفر کرد تا پیگیر این توافق شود. حدود یک ماه بعد از این سفر، وزیر امورخارجه کشورمان به رسانه ها گفت: «صرفا پیشنهادی از سوی ایران برای روابط ۲۵ساله مطرح و در اصل، توافقی در کار نیست که بندهایی داشته باشد. یک پیشنهاد برای برنامه‌ای ۲۵ساله است که تازه باید بنشینیم و شروع به نوشتن توافق کنیم.» تمامی این اقدامات در شرایطی صورت گرفت که مقامات جمهوری اسلامی کوشش می‌کردند تا تلاش خود را برای عقد چنین قراردادی و روشن کردن محتوی آن را از چشم رسانه‌های داخلی مخفی نگه دارد. در این سفر دولت چین به ظریف گفته بود که ایران باید مشکلات خودرا در منطقه و با غرب حل کند.

در بهمن ماه ۱۳۹۴ رییس جمهوری چین در یک سفر چند روزه از خاورمیانه با رهبران عربستان سعودی، مصر و ایران دیدار کرد. تهران آخرین ایستگاه این سفر و دیدار رییس جمهوری چین با رهبر جمهوری اسلامی ایران بود. رهبران کشورهای خارجی بروشنی دریافتند که مراوادات تجاری و سیاسی آنها نمی‌تواند از کانال‌های دولت و وزارت امورخارجه به سرانجام رسد و تصمیم برای عقد هر قراردادی از اول تا آخر با آیت‌الله خامنه‌ای است. لذا رییس جمهوری چین در سفر به تهران با خود رهبری در مورد مراودات تجاری و اقتصادی وارد گفتگو شد. اگر چه در رابطه بین چین و ایران بیشتر به اهمیت نفت کشور ما برای پکن تکیه می‌شود، اما ایران می‌تواند برای چین نقش با اهمیتی در پروژه اروسیا (Eurasia) این کشور ایفا نماید.

این پروژه شامل ایجاد یک کوریدور و سیستم اقتصادی، بنیان زیر ساخت و نهادهای سیاسی واقتصادی برای پیوند چین به آسیای مرکزی، خاورمیانه و اروپاست. برای استفاده بهینه از این پروژه، جمهوری اسلامی باید به سه اصل متعهد بماند. اول؛ کاهش تنش در منطقه خاورمیانه؛ داشتن اقتصادی پرتوان و پویا و عضویت کامل در آنچه چین، روسیه و هند همراه با بقیه شرکای خود نظیر اسرائیل در خاورمیانه ایجاد می‌کنند. برای عضویت در نظام اقتصادی مد نظر چین جمهوری اسلامی برای استفاده بهینه از ابتکارو پروژه چین برای ایجاد طرح کمربند و جاده (Belt and Road Initiative-BRI)، سازمان همکاری‌های شانگهای (Shanghai Cooperation Organization-SCO) و بانک سرمایه گزاری برای ایجاد زیر ساخت آسیا (Asian Infrastructure Investment Bank-AIIB) فعالانه شرکت کند. تحریم‌های آمریکا سد بسیار بزرگی در مقابل جمهوری اسلامی است و برخلاف آنچه رهبران ایران امید دارند تا با تکیه بر چین بتوانند بر مشکلات ایجاد شده اقتصادی و تحریم‌های واشینگتن فائق بیایند،این کشور نمی‌تواند مشکلات جمهوری اسلامی در زمینه‌های اقتصادی را حل کند. بعنوان مثال یکی از دلائلی که ایران هنوز نتوانسته در سازمان همکاری‌های شانگهای عضویت پیدا کند و فقط بعنوان ناظر در این سازمان شرکت کرده، تحریم‌های آمریکاست.

دیدار شی جین پینگ از تهران در بهمن سال ۱۹۹۴ به توافق درمورد طرح مشارکت جامع استراتژِیک (Comprehensive Strategic Partnership-CSP) بین دو کشور منتهی شد. چین در خاورمیانه و افریقای شمالی با کشورهای عربستان سعودی، امارات، مصر و الجزایر نیز طرح مشابه را امضا کرده است. اما آنچه ذکر آن در اینجا بسیار ضروریست، این‌ست که بعنوان مثال روابط اقتصادی عربستان سعودی با چین بیشتر در مورد پروژه های اقتصادی با سرمایه گذاری این کشور و اجرای آن توسط چین دنبال می‌شود، اما در کشور ما این پروژه ها با سرمایه گذاری مستقیم چین همراه می‌شوند. رهبران چین برای عقد این قرارداد با ایران وارد مذاکره شدند و توقعشان این بود که با پایان تحریم‌های آمریکا، دستشان برای مراودات تجاری با ایران باز خواهد شد.

چنین نشد و چین حتی بعد از تحریم‌های آمریکا در زمان ترامپ حاضر نشد که در حجم گذشته از ایران نفت خریداری کند؛ همچنین جمهوری اسلامی نمی‌توانست درآمدی از آن مقدار کمی هم که خریداری میشد، داشته باشد و در ازای فروش نفت مجبور بود از چین جنس بخرد. در هیچ زمانی بعد از انقلاب روابط اقتصادی ایران و چین به سطحی کنونی نرسیده بود. تحریم‌های کمرشکن ترامپ از می ۲۰۱۸ میلادی، کشور چین را در تبادلات مالی خود با جمهوری اسلامی بسیار محافظه کار کرده بود. آن‌ها همیشه بفکر منافع اقتصادی خود با آمریکا و مقدم دانستن آن به نسبت منافع اقتصادی در معامله با ایران بودند.

خبرگزاری رویترز هفته پیش خبر داد که حجم فروش نفت ایران به چین در ماه های آینده به یک میلیون بشکه در روز می‌رسد. اگرچه این خبر بسیار خوبی برای کشور ماست اما این ازدیاد صدور نفت هنوز با دو مشکل اساسی روبروست. اول؛ چینی‌ها کوشش می‌کنند که با خرید بیشتر نفت از ایران، دولت بایدن را برای حل مشکلات آمریکا با چین تشویق کنند. یعنی خرید نفت از ایران، بعنوان یک کارت بازی در دست چین قرار گرفته است. دوم؛ جمهوری اسلامی هنوز با تحریمای نهادهای مالی دنیا روبروست و نمیتواند در ازای خرید بیشتر نفت چین، ارز خارجی دریافت کند. نتیجا باز مبالغ اضافی هزینه واردات از کشور چین به ایران خواهد شد.

طرح مشارکت جامع استراتژیک بالاترین رابطه اقتصادی چین بعد از مشارکت استراتژیک است. در این طرح روسیه، بلاروس، ازبکستان، پاکستان، آلمان، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، نیوزلند، صربستان، اسپانیا، لهستان، پرتغال، یونان، کامبوج، تایلند، لائوس، شیلی، ونزوئلا، پرو، مکزیک، اکواردور، کنگو، افریقای جنوبی، میانمار، الجزایر، مصر، ایران، اندونزی، عربستان سعودی و اتحادیه اروپا جای گرفتند. در مشارکت استراتژیک کشورهایی مثل عراق، افغانستان، قطر، امارات، ترکیه، هند، کره جنوبی و کانادا نیز قرار دارند. تعداد کشورهای عضو مشارکت استراتژیک به بیش از ۳۰ کشور می‌رسد. آنچه در ایران گروهی ادعا کردند که این رابطه راهبردی و شاید انحصاریست کاملا نادرست بوده و بیشتر توسط طرفداران این قرار داد مطرح شده است. عربستان سعودی هم در طرح مشارکت جامعه استراتژیک با چین قرار دارد اما فرقی که بین جمهوری اسلامی و عربستان سعودیست، توان و ابزار مالی این کشور برای تخصیص دادن به پروژه های خود با چین در اختیار دارد.

سند همکاری‌های بین ایران و چین اکنون در شکل یک قرارداد تدوین یافته و زمینه‌های این همکاری و همچنین سرمایه گذاری چین در عرصه های مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی، دفاعی، بهداشتی و سلامت و بین المللی را برای حداقل ۲۵ سال روشن کرده است. این قرارداد یک پروژه سیاسی و فکر آن متعلق به رهبر جمهوری اسلامی ایران است. مجید رضا حریری٬ رییس اتاق بازرگانی ایران و چین٬ به تازگی فاش کرده است که مسئولیت انعقاد قرارداد ۲۵ ساله با چین را دو چهره سرشناس از سوی رهبری به عهده گرفتند؛ علی لاریجانی و علی آقامحمدی که اکنون مسئول اقتصادی دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

با عقد قرارداد برجام، آن دسته از تحریم‌های سازمان ملل متحد، آمریکا و اروپا که به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی مربوط می‌شد لغو شدند و ایران میبایست وارد پروسه اعتماد سازی در سطح بین المللی می‌شد تا با بانک‌های مختلف جهانی وارد مراودات مالی شود. این پروسه نمی‌توانست یک شبه صورت گیرد بخاطر اینکه سیاست در ایران برای کشورهای خارجی و بانکهای تجاری قابل پیش بینی نبوده و نیست. در مرداد ماه همان سال، یعنی درست کمتر از یک ماه پس از عقد قراداد برجام، رهبری جمهوری اسلامی گفت: «آمریکا مصداق عینی و کامل مفهوم دشمن است.» او اضافه کرد: «آمریکائی‌ها می‌خواهند از برجام وسیله‌ای برای نفوذ در ایران بسازند… ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکائی‌ها نمی‌دهیم.»

رهبر جمهوری اسلامی به شکل روشن و علنی اعلام کرد که آمریکائی‌ها و کمپانی‌های آن‌ها نمی‌توانند در ایران سرمایه گذاری کنند. بیژن زنگنه در روز شنبه هفتم آذرماه، یعنی چهارماه بعد از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، در همایش بین المللی رونمایی از شکل جدید قراردادهای نفتی ایران، اعلام کرد که وزارت نفت تلاش می‌کند تا برای صنعت انرژی کشور ۲۵ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کند. کمپانی‌های سرمایه گذار انرژی امریکائی نتوانستند در صنعت انرژی ایران سرمایه گذاری کنند بخاطر اینکه رهبر جمهوری اسلامی این اجازه را به دولت روحانی و وزیر نفت او نداده بود که از کمپانی‌های آمریکا هم برای سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران دعوت بعمل آورند. اگر کمپانی‌های آمریکائی در صنعت نفت و انرژی ایران سرمایه گذاری کرده بودند، دولت ترامپ به راحتی نمیتوانست از برجام خارج شود.

در بهمن سال ۱۳۹۴ رییس جمهوری چین از عربستان سعودی و ایران دیدن کرد. در این سفر، پیشنهاد رابطه استراتژِیک در قالب قرارداد ۲۵ ساله از طرف رهبری به او پیشنهاد شد. ترامپ در خردادماه سال ۱۳۹۷ از برجام خارج شد. لذا بحث کسانیکه این قرارداد را به تحریم‌های آمریکا و ترامپ مربوط می‌دانند٬ اصلا بحث درستی نیست و تاریخ شکل گیری این کنش توسط رهبری نشان می‌دهد که گردش به شرق و به نظام‌های توتالیتر شرقی حتی در زمان عقد قرارداد برجام در دستور کار و برنامه آیت‌الله خامنه‌ای قرار گرفته بود. رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با رییس جمهور چین، ضمن صدور بیانیه‌ای، سطح روابط دیپلماتیک کشور را به «مشارکت جامع راهبردی» ارتقا داده و با پیشنهاد ایران، تصمیم بر این شد که برروی یک سند همکاری ۲۵ ساله بین دو کشور مذاکره و گفتگو شود. علی خامنه‌ای این رابطه را، «توافق روسای جمهوری ایران و چین برای یک روابط استراتژیک ۲۵ ساله را کاملا درست و حکمت آمیز…» خواند. در اسفندماه ۱۳۹۷، یعنی نه ماه بعد از خروج ترامپ از برجام، با اولین پیش نویس این سند، عزم ایران برای اینگونه رابطه با چین در سفر علی لاریجانی به چین ابلاغ شده و در شهریور سال ۱۳۹۸، اولین نسخه پیشنهادی این قرارداد توسط آقای ظریف به وزیر امور خارجه چین تحویل داده شد. در فروردین ۱۳۹۹، دولت چین نظرات خودرا در مورد این قرارداد به کشورما ابلاغ کرده و در شهریور همان سال دومین پیشنویس این طرح با در نظر گرفتن نقطه نظرهای دولت چین در اختیار دولت این کشور قرارگرفت. در اسفندماه همان سال نظرات نهائی چین در مورد این قرارداد به ایران عودت داده شد و در فروردین سال ۱۴۰۰، در سفری‌که وزیر امورخارجه چین به عربستان سعودی، ترکیه و ایران کرد، این سند بین دو وزیر خارجه چین و ایران امضا شد.

کسانی‌که این سند را یک قرارداد نمی‌دانند از این تاریخ چشم پوشیده و تصور نمی‌کنند که این پروژه متعلق به رهبر جمهوری اسلامی است و از ابتدا تاکنون همه کسانی که در جهت تحقق آن قدم برداشتند منصوب و منتسب به او بوده و هیچ نهاد دولتی دیگری هم نه تنها در آن دخالت نداشته که حتی مجلس هم از تصمیم گیری در این رابطه کنار گذاشته شده است. رهبری جمهوری اسلامی و آقای لاریجانی بعنوان نماینده او در ایجاد چنین قرادادی دخیل بوده و هستند و بنا نیست که در آینده یک نهاد دولتی آن‌را به ارزیابی گذشته، کار تخصصی روی آن صورت گیرد و یا به تایید مجلس جمهوری اسلامی برسد.

نقشی که امروز رهبری جمهوری اسلامی ایران در حکومت برای خود قائل است: آقای خامنه‌ای از ابتدای تکیه زدن بر مقام ولایت فقیه در کشور دو تغییر اساسی در نظم سیاسی کشور به وجود آورده است. چند ماه بعد از انتخاب او توسط مجلس خبرگان که با حمایت مطلق آقای هاشمی رفسنجانی برای پر کردن جایگاه ولی فقیه بعد از فوت آیت‌الله خمینی شکل گرفته بود، آیت‌الله خامنه‌ای در یک گفتگو با رهبران سپاه پاسداران، آن‌ها را پاسدار انقلاب نامیده و بطور مستقیم از آن‌ها خواست که وارد سیاست شوند. آقای خامنه‌ای در آن سخنرانی به روشنی اعلام می‌کند که ادامه انقلاب بدون پاسداری و حمایت آن‌ها و ایفای چنین نقشی از طرف آن‌ها مقدور نیست. این درست برخلاف سنتی بود که آیت‌الله خمینی برجای گذشته و از نیروهای نظامی و سپاه خواسته بود که به سیاست وارد نشوند.

دومین تغییر، نقشی بود که او برای خود بعنوان ولی فقیه و دخالت در امور حکومتی قائل شده بود. آقای خامنه‌ای به عنوان امام جمعه موقت تهران در خطبه نماز جمعه۱۱ دیماه ۱۳۶۶ سخنانی در باب حدود وظائف و مسئولیت‌های ولی فقیه ارائه کرده بود که با واکنش منفی آیت الله خمینی در ۱۶ دیماه روبرو شد. لذا در خطبه‌های سه نماز جمعه در تاریخ‌های ۲، ۹ و ۱۶ بهمن سال ۱۳۶۶، آقای خامنه‌ای نظرات متفاوتی را در مورد نقش رهبری در نظام ولایت فقیه ارائه داده که با بحث‌های گذشته او تفاوت فاحشی داشت. او گفت: «کار ولی فقیه عبارت است از اداره جامعه بر مبنای اسلام. اما جاهایی که مصالح اسلامی و اجتماعی را ولی فقیه تشخیص میدهد و بر طبق مصلحت، یک دستوری صادر میکند، آن دستور حکم الله است. ولی فقیه… یک مصلحتی را برای جامعه تشخیص میدهد و ان مصلحت را اعمال میکند و آن حکم الله میشود و برای هم مردم این حکم واجب الاطاعه میشود….آنچه را که ولی فقیه در جامعه اسلامی به عنوان قانونی و ضع و یا اجرا میکند، احکام ولی فقیه، احکام اولی و مثل احکام الله است…. در جامعه اسلامی، تمام دستگاه ها، چه دستگاه های قانون گذار، چه دستگاه اجرا کننده، اعم از قوه اجرائیه و قوه قضائیه مشروعیتشان بخاطر ارتباط و اتصال به ولی فقیه است و الا بخودی خود حتی مجلس قانون گذاری هم حق قانون گذاری ندارد. در حقیقت ولایت فقیه مثل روحى در کالبد نظام است… قانون اساسى در جمهورى اسلامى که ملاک و معیار و چهارچوب قوانین است، اعتبارش به خاطر قبول و تأیید ولى فقیه مى‌باشد و الاّ خبرگان پنجاه نفر، شصت نفر، صد نفر از هر قشرى، چه حقى دارند که دور هم بنشینند و براى مردم مملکت ومردم جامعه قانون اساسی وضع کنند. ولى فقیه به چه اعتبارى و از کجا یک چنین اختیار وسیعى را دارد، … در حقیقت ولایت و حاکمیت ولى فقیه، ولایت و حاکمیت فقه اسلامى است. ولایت و حاکمیت دین خداست. ولایت و حاکمیت ملاک‌ها و ارزش‌ها است و نه ولایت و حاکمیت یک شخص…. بر همه و حتى خود ولى فقیه احکام ولى فقیه واجب‌الاتباع است.»

این نگرش به حیطه قدرت و وظائف ولی فقیه چیزی بود که سالها مصباح یزدی و محافظ کاران افراطی به آن باور داشته و آن‌را تبلیغ کردند. در این نگرش تنها ولی فقیه و نه کل جامعه، مصلحت کشور را تشخیص می‌دهد، حیطه فرمان و حکومت او ماورای قانون قرار می‌گیرد و حکم او حکم خدا و تبعیت از فرمان او واجب تلقی می‌شود. در اصل ۷۷ قانون اساسی کشور تصریح شده است که قراردادها و اسناد سیاسی راهبری برای ایجاد رابطه با یک کشور خارجی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. در اصل ۱۲۵ قانون اساسی، امضای پیمان‌های بین المللی پس از تصویب مجلس توسط رییس جمهوری و یا نماینده او امضا می‌شود. این قرارداد که پروژه رهبری‌ست هیچکدام از پروسه‌های قانونی را دنبال نکرده بخاطر اینکه در باور او، او مصلحت جامعه و منافع ملی را تشخیص داده و حیطه تصرفات سیاسی به او اجازه داده است تا برای عقد چنین قراردادی اقدام کند. آقای خامنه‌ای حدود دو سالیست که از نفوذ غیر مستقیم بر روی دولت انتخابی و سیاست‌گذاری در کشور دست کشیده و به نفوذ مستقیم و حکمرانی روی آورده است. ماجرای ازدیاد قیمت بنزین و یا فرمان تایید بودجه دولت توسط نهادی غیر از مجلس در چند سال پیش از این نمونه‌هاست. وقتی او از دولتی جوان نام می‌برد، منظورش بطور مشخص اینست که این دولت مجری برنامه‌های او و کارگزار نظامی باشد که او در بالای هرم قدرتش نشسته است و فرمان صادر می‌کند. او هرگز و تماما با برجام موافق نبود و زمانی با بی‌اعتماد خواندن طرف‌های مقابل، بیهوده خواندن مذاکره و زمانی با سکوت در مقابل هجمه محافظه کاران افراطی به دولت، زمینه را برای نابودی برجام و گردش سیاسی کشور بسمت شرق مهیا کرده است. او زمانی گفته بود که اگر مشکلات هسته‌ای ایران با غرب حل شود آن‌ها بر سر حقوق بشر با ایران کنار نمی‌آیند و برای جمهوری اسلامی مشکل سازی می‌کنند. او به درستی می‌دانست که یکی از امتیازات رابطه با چین و روسیه، چشم پوشی آن‌ها از سیاست‌های حقوق بشری جمهوری اسلامی ست، همان کاری که نظام «اسلامی» ایران در مورد اویغورهای مسلمان و سیاست‌های کشور چین انجام میدهد. لذا قرارداد ۲۵ ساله با چین یکی از پروژه‌هایی ست رهبر جمهوری اسلامی بدنبال تلاش برای یک دست نمودن قدرت در ایران و حکومت فردی، به دنبال آن بوده است. باید انتظار آن‌را داشت که در آینده، قدرت در ایران تمرکز بیشتری در دست رهبری پیدا کرده و حکومت فردی بجای خرد جمعی در صحنه سیاست کشورما بنشیند.

مشکلات قرارداد ۲۵ ساله با چین برای ایران چیست : زمینه‌هایی که بناست چین با ایران همکاری و در آن بخشهای اقتصادی سرمایه گذاری کند به این شرح است: گسترش همکاری‌های دوجانبه اقتصادی و تجاری – همکاری با دولت، بخش خصوصی و مناطق آزاد – مشارکت در حوزه های فن آوری و گردشگری – گسترش همکاری بین مراکز علمی و دانشگاه‌ها – حمایت از مواضع یکدیگر در محافل بین المللی – همکاری در حوزه های امنیتی و نظامی – همکاری در بخش تولید نفت خام، پتروشیمی، انرژیهای تجدید پذیر و هسته‌ای – ایجاد خط آهن و و اتصالات دریایی برای تسهیل همکاری در طرح کمربند و جاده – همکاری بانکی با تایید بر ارز ملی – همکاری دو کشور در زمینه پروژه های کلان صنعتی و معدنی – توسعه ظرفیت‌های تجاری، بازرگانی و گمرکی – همکاری در بخش کشاورزی، دارویی و بهداشتی – گسترش دانش و همکاری برای حفظ محیط زیست – تقویت بستر سازی برای همکاری‌های فنی و مهندسی – مشارکت در توسعه زیر ساختی دریایی و بندری – همکاری در ایجاد شهرهای صنعتی، هوشمند و نو در ایران – توسعه و همکاری‌های علمی، فنی، حقوقی و اقتصادی در حوزه های مختلف فضای مجازی – همکاری در ایجاد خط راه آهن، راه سازی و جاده – مشارکت در تولید برق و انتقال آن به کشورهای همسایه و کشورهایی که در طول جاده ابریشم و یا کمربند-جاده قرار می‌گیرند – همکاری در تامین گاز برای چین و پاکستان از طریق کریدور چین-پاکستان – مشارکت در توسعه بندر جاسک و بنادر دیگر – مشارکت در ساخت پالایشگاه در ایران و چین، صنایع پتروشیمی، فولاد و الومینیوم – مشارکت در ساخت شهرهای گردشگری – توسعه و همکاری در زمینه فن آوری و ارتباطات از راه دور شامل مسیر یاب، نرم افزارهای پایه – توسعه همکاریهای مالی، بانکی و بیمه‌ای – گسترش همکاری‌های نظامی، دفاعی و امنیتی – تقویت همکاری‌ها در مجامع بین المللی – تبادل علمی از طریق اعطای بورس به استاد و دانشجو برای مشارکت در برنامه های دانش بنیان – حمایت از ایجاد کرسی‌های ادبیات فارسی و چینی در دو کشور – تشویق سرمایه گذاری از چین در مناطق آزاد ایران نظیر قشم، اروند و ماکو – بسط دانش کارشناسان چینی برای اداره مناطق آزاد در ایران – تولید مشترک خودرو برای صادرات به کشورهای دیگر – تقویت همکاری در حوزه تحقیقات و فن آوری سلامت و همکاری بین دانشگاههای پزشکی چین و ایران – همکاری در بخش صنایع نظامی و گسترش همکاری‌های آموزشی و پژوهشی میان سازمانهای نظامی، دفاعی و امنیتی چین و ایران. این لیست چکیده و خلاصه شده از سندیست که وزارت امورخارجه ایران تهیه کرده است. حد اقل هفت مشکل اساسی در این لیست مختصر در مورد قرارداد بین ایران و چین بچشم می‌خورند.

یکم: این قرارداد با دولت چین برای سرمایه گذاری در ایران نوشته شده است. این قرارداد با قراردادهای دیگری که چین با کشورهایی نظیر اسرائیل، عربستان سعودی، امارات و ترکیه امضا می‌کند فرق فاحشی دارد. اماراتی‌ها در یک قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری از چین خواستند تا چهار راکتور اتمی برای استفاده‌های مختلف در کشورشان ایجاد کند. خودشان در بخشی از اقتصاد و صنعتشان سرمایه گذاری کرده و مطابق قرارداد، زمان و کیفیت پروژه را تضمین می‌کنند. اماراتی‌ها هرزمان می‌توانند کیفیت قراردادی پروژه را زیر سئوال برده و آن پروژه را با آن کمپانی مخصوص چینی متوقف کنند. وقتی کشوری با کمپانی‌های اروپائی برای طراحی و ایجاد یک پروژه قراردادی را امضا می‌کند، اگر کیفیت کار آن کمپانی و یا زمان اتمام پروژه مطابق نظر آن کشور نبود، مسئولین آن کشور می‌توانند برضد آن کمپانی در دادگاه‌های آن کشور غربی اعلام جرم کنند. در مورد ایران و دولت چین چنین نیست. جمهوری اسلامی با یک دولت و با سرمایه گذاری آن دولت، آن‌هم دولت چین، قراردادی را منعقد میکند. دست دولت چین در پروژه های مختلف باز می‌شود. از لحاظ زمان و کیفیت پروژه، دست ایران آنچنان باز نیست و نمی‌تواند از کشور سرمایه گذار که در بخش‌های مختلف اقتصادی سرمایه گذاری کرده توقعات ویژه‌ای داشته باشد. این توقعات خصوصا در بخشی از صنایع چین که در قیاس با بقیه دنیا رقابتی نیست کاملا بی‌جاست. چین می‌تواند در بخشی کیفیت را بالا ببرد و دربخش دیگری پایین بیاورد، بعضی پروژه‌ها را به سرعت تمام نکند و زمان اجرای بعضی دیگر را هم به تاخیر بیندازد. تجربه ما با کشور روسیه در ساخت نیروگاه‌های اتمی در گذشته در پیش روی ماست. در این قرارداد چین سرمایه گذار، کارفرما و کنترل کننده کیفیت، هزینه و زمان پروژه‌ها با کشور ماست.

دوم: در این طرح ۲۵ ساله کوشش شده است که بخش عظیمی از اقتصاد و صنعت در ایران به صورت زیر بنایی و کاملا بر چین متکی شود. در دوران جنگ سرد بلوک‌های شرق و غرب از هم جدا شده و نوع تکنولوژی و صنعتشان کاملا با یکدیگر متفاوت بود. در دنیای در هم تنیده امروز اینگونه نیست. چین به تکنولوژی غرب سخت متکی است و بسیاری از صنایع چینی زیر بنیان‌های غربی داشته و از تکنولوژی غربی استفاده می‌کنند. اگر به سرمایه گذاری‌های غربی در چین توجه شود کاملا مشخص می‌شود که این کشور با استفاده مستمر از سرمایه گذاری‌های کمپانی‌های امریکائی، اروپایی و ژاپنی و تکنولوژی آن‌ها توانسته تا اقتصاد خود را پویا کند. بسیاری در مورد اقتصاد چین و توسعه سریع و رقابتی بودن آن نوشتند اما فراموش کردند که وقتی از بلوک غرب به رهبری آمریکا در اقتصاد صحبت می‌شود شامل آمریکا، حد اقل ۲۸ کشور اروپائی و ژاپن و کره جنوبی است. لذا وقتی اقتصاد بیش از ۳۰ کشورغربی را با میزان تکنولوژی آن‌ها در نظر می‌گیریم، چین در مقابل آن سهم اندکی را در اقتصاد و تکنولوژی دنیا به خود اختصاص می‌دهد. صنعت و تعلیم و تربیت و تحقیق در ایران بنیان‌های اروپائی و آمریکائی دارد. هنوز آمریکا بیش از هر کشور دیگر در دنیا٬ جذب مغزهای فراری٬ بیش از ۱۵۰ هزار استاد، دانشجو و صاحبان حرفه و کار را در سال به خود اختصاص می‌دهد. نظام فعلی در ایران هرگز و برای یک لحظه فکر کرده است که اگر بناست تکنولوژی دست دوم را از چین برای زیر ساخت‌های اقتصادی و صنعت خود به کار بگیریم چرا نباید منابع و روابط خود را به کشورهائی اختصاص دهیم که تکنولوژی اول دنیا و اختراعات وسیع در دست آن‌هاست. آیا هرگز فکر شده است که هزینه این انتقال و گردش برای سیستم آموزشی کشور و اقتصاد ما چقدر است؟ یکی از مفاد قرارداد ۲۵ ساله با چین، اعزام دانشجو باین کشور برای تحصیلات عالیست. شما در آمریکا کمتر دانشجویی را می‌بینید که به عنوان مثال از آلمان و یا ژاپن برای تحصیلات عالیه به این کشور مهاجرت کرده باشد. اما هرسال هزاران دانشجوی چینی را می‌بینید که به این کشور مهاجرت می‌کنند. سیستم آموزشی کشور ما اروپاییست و هیچ سنخیتی با سیستم آموزشی چینی ندارد. حتی سیستم درمان ما اروپائیست و بسیاری از پزشکان ما در غرب تحصیل و متخصص شدند. هنوز معیار استاندارد و کیفیت داروئی در کشور ما CDC آمریکاست. در بخش صنعت و تحصیل اگر کشور را به چین وابسته کنیم سخت به بیراهه رفته‌ایم. تعجب نباید کرد که دو روز دیگر مثل بعضی سهمیه‌ای‌ها در دانشگاههای مختلف کشور، سهمیه‌های این نظام برای اعزام دانشجویان خودی به چین گسیل داده شوند. در آن صورت شاهد یک شکاف دیگر اجتماعی در کشورمان خواهیم بود. این شکاف می‌تواند در کیفیت دست آوردهای علمی دانشگاهی ما تاثیر عظیم و مخربی گذارد.

سوم: مشکل سوم رقابتی بودن پروژه‌های مختلف ایران با چین است. در هرجای دنیا اگر یک کمپانی خارجی بخواهد در کشور شما سرمایه گذاری کند و یا پروژه‌ای را شروع کنند، کارفرما در مورد کیفیت کار آن کمپانی، هزینه و زمان تعیین شده برای به اتمام رساندن آن پروژه تحقیق می‌کند. کارفرما در بین تمام گزینه‌ها، کمپانی‌هایی را انتخاب می‌کند که با کیفیت بالا، هزینه کمتر و در کمترین زمان پروژه را به اتمام برساند.

مناقصه در پروژه‌های بین المللی یکی از اصولی‌ترین روش‌هایی ست که میتوان در بازار رقابتی دنیا بر آن تکیه زد و اعتماد کرد. قرارداد با چین چنین امکانی را برای ایران به منظور داشتن حق انتخاب بهترین گزینه‌های بین المللی برای پروژه های خود باز نمی‌گذارد.

دست کشور چین به عنوان یک سرمایه گذار آن ‌هم در زمانی‌که ما در استیصال اقتصادی مفرط قرارگرفته‌ایم و برای باز کردن گره مشکلات اقتصادی خود بر چین تکیه می‌کنیم، در هر سه مورد کیفیت، هزینه و زمان تکمیل پروژه ها باز خواهد بود. چینی‌ها پروژه‌های کشور ما را با کیفیت انتخابی خود، با هزینه‌ای که خود تعیین می‌کنند و در زمانی که می‌خواهند و برای آن‌ها میسر است به اتمام می‌رسانند. جمهوری اسلامی به عنوان مثال می‌خواهد با کشور چین وارد طرح‌هایی برای بهداشت و تهیه دارو گردد. طرح‌های بهداشتی، سلامت و صنعت داروسازی و درمان در چین در مقایسه با آمریکا و اروپا رقابتی نیست. فقط کافیست به شیوع بیماری کرونا نگاه کنیم و ببینیم که چهار واکسن ضد ویروس کوید ۱۹ ابتدا در آمریکا، آلمان و انگلیس تهیه و به بازار آمد. ایجاد دو واکسن فایزر-بیونتک و مادرنا بر روی مدل جدید علمی mRNA استوار شده است. این به این معنی‌ست که نه تنها این واکسن در مبارزه با این ویروس بسیار توانا عمل می‌کند که تغییر فرمول آن برای مبارزه با جهش ویروسی کوید ۱۹ کار مشکلی نیست. سالهاست که چینی ها بدنبال ساختن هواپیمای مسافربری هستند اما هنوز نتوانستند به این صنعت دست یابند. در صنعت اتومبیل سازی، اتومبیل‌های چینی مانند روسی اصولا نمی‌توانند با اتومبیل‌های امریکائی، اروپایی، ژاپنی و کره جنوبی رقابت کنند. در صنایع سنگین و ماشین آلات، باز صنعت چینی با بقیه دنیا رقابتی نیست. در صنعت تماس‌های راه دور فقط کافیست به کمپانی اپل (Apple) در آمریکا توجه کنیم تا دریابیم این کمپانی چقدر در رشد این صنعت از کمپانی‌های مشابه پیشی گرفته و رقابتی شدند. وقتی به وسعت زمینه‌های همکاری صنعتی و اقتصادی بین ایران و چین نگاه می‌شود، عمق ساده انگاری طراحان این قرارداد بخاطر عدم درکشان از اقتصاد و تجارت جهانی بیشتر روشن می‌شود. آن‌ها بی‌بصیرتی مطلق خود را در این قرارداد به طور آشکار به نمایش گذاشتند. در دنیای جهانی شده امروز تقسیم کار شده است و کشورها در حرفه و صنعت رقابت مقایسه‌ای (Comparative Advantage) ایجاد می‌کنند. برای اینکار باید در ابتدا در صنایعشان امتیاز رقابتی (Competitive Advantage) حاصل کنند. هیچ کشوری در دنیا نمی‌تواند در تمام صنایع برتر و رقابتی شود. چین و آمریکا و هر کشور دیگری از این قانون مستثنی نیستند.

چهارم: مشکل چهارم در عدم درک جمهوری اسلامی از سیاستی است که چینی‌ها با بقیه کشورهای دنیا برای سرمایه گذاری در کشورشان انجام می‌دهند. مدل آن‌ها یک مدل موفق برای توسعه اقتصادی در کشور خودشان چین است. چین بخاطر نیروی کار ارزان و یا نیروی کار با کیفیت و بازاری بزرگ توانسته است برای ورود کمپانی خارجی به این کشور چهارچوب‌ها و شروط مشخصی را برای مذاکره ورود مهیا کند. کمپانی‌های آمریکائی و اروپائی زمانی می‌توانند در چین سرمایه گذاری کنند که ۵۰% از سهام خودرا به چین و یا در شرکت با یک کمپانی چینی به آن شرکت واگذار کنند. بغیر از این چینی‌ها کمپانی‌های خارجی را مجبور می‌کنند که تعداد زیادی کارگر، کارمند و کارفرما در رده های مختلف مدیریتی از مردم بومی را استخدام کنند. چینی‌ها از این طریق توانستند در بخش مدیریت صنعتی، مدیران خوبی را تربیت کرده، از تکنولوژی جدید یک کمپانی خارجی بهره گرفته و تعداد زیادی شغل برای رشد اقتصادی خود ایجاد کنند. بسیاری از کمپانی‌های غربی حاضر می‌شوند به این شروط دولت چین تن دهند بخاطر اینکه چین تقریبا نزدیک به یک چهارم جمعیت دنیارا با بازاری در حال تحول، توسعه و رشد یافتگی و نیروی کار ارزان و یا با کیفیت بالا داراست. سرمایه گذاری خارجی در چین در این چهارچوب به استراتژی توسعه اقتصادی چین کمک فراوانی کرده و همچنان درهای اقتصادی و بازار چین برای اینگونه سرمایه گذاری خارجی باز مانده است. در قرارداد ۲۵ ساله با چین سخنی در مورد اشتغال زدایی نیروی کار مستقیم در ایران به میان نیامده است. این قرارداد به چین اجازه می‌دهد که پروژه‌های خودرا در ایران بشکل انحصاری و با کارگر و کارفرمای چینی اداره کند.

پنجم: مشکل پنجم این قرارداد این‌ست که اکثر مفاد و یا زمینه‌های پیشنهادی همکاری بین دو کشور بر اعتماد به چین استوار شده است. رهبر جمهوری اسلامی ایران بارها گفته است که نمی‌توان به غرب اعتماد کرد اما به گفته او شرق که روسیه و چین را در بر می‌گیرد قابل اعتماد هستند. او در صحبت ۸ مردادماه خود می‌گوید: «دولت و ملت ایران همواره به دنبال گسترش روابط با کشورهای مستقل و قابل اطمینان همچون چین بوده و هستند و بر همین اساس، توافق روسای جمهوری ایران وچین برای یک روابط استراتژیک ۲۵ ساله کاملا درست و حکمت آمیز است.» چین با دشمنان ایران نظیر عربستان سعودی و اسرائیل روابط تنگاتنگی دارد. آن‌ها بدنبال چین برای سرمایه گذاری در کشورشان نبوده و نیستند، بر خلاف ما که از سر اجبار و به دلیل بنیه‌های مالی و اقتصادی بسیار ضعیف به یک قرارداد ۲۵ ساله با چین تن داده‌ایم. آیا هرگز امکان آن وجود ندارد که روزی عربستان سعودی و اسرائیل انگیزه‌هایی برای چین ایجاد کنند که این کشور یا پروژه‌های ما را با تاخیر مواجه کند و یا اطلاعات کشور ما را در زمینه‌های صنعتی و نظامی با آن‌ها به اشتراک گذارد و یا اینکه در کامل نمودن یک پروژه زمان زیادی را صرف کند تا آن پروژه نتواند به اقتصاد کشور در زمان مورد نیاز خود کمک کند؟ گمانه‌زنی‌هایی شده بود که بعد از اینکه کمپانی‌های چینی از میدان نفتی آزادگان جنوبی اخراج شدند، اطلاعات نفتی این منطقه را با عراق به اشتراک گذاشتند، هر چند به صورت رسمی این خبر مورد تایید قرار نگرفت.

آیا رهبری و نظام می‌توانند به مردم کشور اطمینان دهند که می‌شود به چین به صورت کامل اعتماد کرد؟

چین با اسرائیل در زمینه‌های نظامی و دفاعی همکاری می‌کند. آیا امکان این وجود دارد که روزی اسرائیل برای اشتراک گذاری تکنولوژی خود با چین و یا سرمایه گذاری عربستان سعودی در بخشی از اقتصاد چین، این کوشش را منوط برعدم همکاری فعال چین در زمینه های مشخصی و انتقال تکنولوژی خاصی با ایران کنند؟ آیا تضمینی وجود دارد که چین منافع خود را با این کشورها فدای منافع رابطه با ایران کرده و به چنین اقداماتی که بر ضد منافع ایران است روی نیاورد؟ مگر رهبر جمهوری اسلامی ایران پوتین را یک «رهبر استثنائی» نخواند بود؟ آیا این رهبراستثنائی در سوریه با ما همکاری می‌کند، منافع ما را در این کشور پاس داشته و هم پیمان صمیمی ما مانده است؟ مگر روس‌ها با اسرائیلی‌ها در سوریه تبانی نمیکنند تا پایگاه‌های نظامی جمهوری اسلامی مکررا بمباران شوند تا شرایط خروج ایران از این کشور به صورت آرام فراهم شود؟ آیا اعتماد رهبری به چین مانند اعتماد او به روسیه نیست؟ آیا این دوکشور بدنبال منافع خود نبوده و نیستند و در این راه از دوست و دشمن خود هم درگذشته و به کرات نگذشتند؟ مگر در روابط سیاسی و تجاری میتوان به کشور دیگری اعتماد کرد که رهبر جمهوری اسلامی ایران یکبار برای روسیه و این بار برای چین چنین اعتمادی را جایز دانسته و کلا پایه‌های این قرارداد را بر اعتماد ایران به چین بنیان نهادند؟ آیا به جز فکر، تعقل، ارزیابی، دیپلماسی فعال و دانش سیاسی می‌توان در عرصه بین المللی فعال بود؟ روزی رهبری جمهوری اسلامی گفته بود که یک دیپلمات نیست اما امروز در لباس یک دیپلمات به صحنه آمده است تا با اصرار بر اعتماد به چین این قرارداد ۲۵ ساله را از سر حکمت بداند؟ البته حکمتی که او از آن یاد میکند، حکمت فردی اوست و بنیانی در خرد جمعی ندارد.

ششم: سئوال اساسی این‌ست که چرا کشوری مثل چین با یک و نیم میلیارد جمعیت، اقتصادی رو به رشد که بخش عظیمی از آن اقتصاد بر بازار، سرمایه و تکنولوژی غرب تکیه کرده است و با داشتن بازار داخلی بزرگ باید با ایران در زمینه های مختلف اقتصادی همکاری کند؟ اگر چه ایران در طرح کمربند و جاده چین جا می‌گیرد اما مگر ترکیه با اقتصادی در لیست بیست کشور صنعتی بزرگ دنیا در همین لیست جا نگرفته است؟ چرا چین باید در صنعت اتومبیل سازی و صادرات مشترک با ایران همکاری و مشارکت کند؟ در فروردین ماه امسال، وزیر امورخارجه چین ابتدا به عربستان سعودی مسافرت کرده، با محمد بن سلمان ملاقات کرده، سپس به ترکیه سفر و با اردوغان ملاقات کرده بود و نهایتا به ایران آمد. این سفر عمق روابط اقتصادی چین را با کشورهای منطقه نشان می‌دهد. در حال حاضر بیشترین مراودات تجاری منطقه‌ای با چین، با عربستان است. چین در پروژه‌های ساخت تاسیسات هسته‌ای، پهپاد و طرح‌های پتروشیمی در این کشور شرکت می‌کند و عربستان سعودی این حق را برای خود محفوظ داشته که بر کیفیت، هزینه و زمان اتمام پروژه های چینی در این کشور کنترل کامل داشته باشد. عربستان سعودی به عنوان سرمایه گذار در پروژه‌های چین به یک شریک استراتژِک تبدیل شده است. اگر چه چین در ازای دریافت نفت در ایران سرمایه گذاری می‌کند اما این کشور می‌تواند نفت مورد نیاز خود را از عربستان سعودی دریافت کند. تنها امتیاز برای خرید نفت از ایران توسط چین تخفیف بزرگیست که این کشور از ایران دریافت می‌کند. بر خلاف اروپا که در حال حاضر به گاز طبیعی روسیه بعنوان یک منبع انرژی نیازمند است، چین برای برطرف کردن نیازهای انرژی خود به نفت ایران نیازمند نیست. چین در روابطه اقتصادی خود با ایران، از بهره های ویژه ای و استثنایی برخوردار می‌شود. خبرگزاری تسنیم وابسته به نهادهای امنیتی و سپاه در مزیت این قرارداد ۲۵ ساله با چین نوشت: «با توجه به نرخ تبادل ارز در تبدیل این ارزهای ضعیف، به ارز قوی که ایران میتواند از بانکهای غربی دوست بگیرد، چین ۱۲% دیگر تخفیف میگیرد. یعنی در کل ۳۲% تخفیف برای تمام خریدهای نفت، گازو محصولات پتروشیمی. ….یک مزیت دیگر این قرارداد برای چین اینست که مشارکت نزدیک این دو کشور در زیر بافت‌های تولید ایران کاملا همراه با طرح «یک کمربند یک جاده» این کشور است.» ارز ضعیفی که تسنیم از آن یاد میکند، پول ملی ماست. در بخش دیگری که برای کشور و مردم ما مخفی مانده است، این‌ست که چینی‌ها بجز خرید نفت ما با تخفیف بالا، می‌توانند بدهی‌های خود را، در یک پروسه دو ساله تسویه کنند. در قرارداد با چین همچنین آمده است که دو کشور مراودات تجاریشان را برپایه داد و ستد ارزهای یکدیگر قرار می‌دهند. این به معنی آن است که ایران در ازای فروش فراورده‌های نفتی و یا غیره خود به چین دلار و یا یک ارز دیگر با اعتبار بین المللی دریافت نخواهد کرد. اگر ایران خواست برای خرید محصولی به بازار جهانی برود، باید یوان چینی را به یک ارز قابل اعتماد بین المللی یعنی دلار و یا یورو تبدیل کند. در غیر اینصورت باید برای خرید اجناس مورد نیاز برای مصرف داخلی کشور به سراغ بازار چین برود. این معاماله چندان بدی برای چینی‌ها نیست. اما هیچ کشور دیگری در منطقه وارد مراودات اینچنینی با چنین نشده است. ولی چرا ایران به این مراودات مالی دلبسته و یا آن را بسنده می‌داند؟

به خاطر اینکه رهبر جمهوری اسلامی ایران و مبتکران این قرارداد به دنبال یک گردش کامل بسمت شرق و چین بوده و لزومی نمی‌بینند که در آینده بخواهند مراودات خود را با اروپا و یا غرب حفظ و یا مستحکم کنند. اما اگر جمهوری اسلامی به دنبال حل مشکلات خود با غرب و خصوصا نهادهای مالی دنیا، به عنوان مثال از طریق تصویب FATF باشد، دستش بطور آزاد به منابع مالی دنیا و مراودات تجاری با همه دنیا باز می‌شود. در اینصورت کشور ما می‌تواند با هرکشوری در دنیا وارد تجارت و مراودات مالی شود و پروژه‌های خود را با کیفیت بالا، با هزینه مناسب و در زمان مناسب به اتمام برساند.

هفتم: چین و آمریکا وارد یک فاز جدید در روابط خود شدند. اگر چه این رابطه جدید کوچکترین شباهتی به جنگ سرد ندارد اما در نوع خود بسیار پیچیده است. در جنگ سرد رقابت نظامی بود اما اکنون رقابت بین آمریکا و چین بیشتر اقتصادیست. این رقابت در نوع خود تنش‌هایی ایجاد می‌کند که لزوما نظامی نیستند. کشوری مثل ایران و یا هرکشور دیگری که بخواهد استقلال سیاسی خودرا حفظ کند، نباید به هیچکدام پایبند بماند تا بتواند از این رقابت در جهت منافع ملی خود بهره گیرد. اگر کشوری در دام این رقابت قرارگرفت و خصوصا اگر آن کشور در منطقه جغرافیائی مهمی باشد، از آن به عنوان یک کارت بازی استفاده می‌شود. کره شمالی بهترین نمونه از کشورهایی‌ست که در منظومه چین قرارگرفته و چین از این کارت در مقابل غرب برای بازی استفاده می‌کند. اما آیا ماندن کره شمالی در منظومه چین به این کشور کمکی کرده است تا بر مشکلات خود فائق آید؟ جواب به این سئوال حتما منفیست. همین نقش را چین و روسیه خواستند در مورد ونزوئلا ایفا کنند اما در آن شکست خوردند. با انتخاب بایدن، مادرو اعلام کرده است که برای مذاکره بدون قید و شرط با آمریکا آماده است. در چند روز گذشته بایدن بخشی از تحریم‌های ترامپ در مورد ونزوئلا را ملغی کرده است.

چینی‌ها از دو طریق به دنبال چالش آمریکا و بسط نفوذ اقتصادی و سیاسی خود در دنیا هستند. اول از طریق بسط و گسترش روابط اقتصادی و همچنین ایجاد وابستگی‌های اقتصادی منطقه‌ای حول و حوش طرح جدید کمربند و جاده. این طرح در حال حاضر در درون منطقه خاورمیانه خودرا عیان کرده است. طریق دوم، بسط نفوذ بین المللی این کشور از طریق تاثیر در نهادهای بین المللی، شرکت در بازار کشورهای اروپایی و همچنین سرمایه گذاری در بخش‌هایی از اقتصاد این کشورهاست. چینی‌ها در سطح منطقه‌ای توفیقات بیشتری کسب نمودند بخاطر اینکه در امور داخلی کشورهایی‌که با آن‌ها رابطه اقتصادی برقرار می‌کنند٬ دخالت نمی‌کنند. آن‌ها مثل کشورهای غربی در حوزه‌های دموکراسی٬ حقوق بشر و …دخالت نمی‌کنند. رابطه آن‌ها همیشه با مراکز قدرت دیگر کشورها شکل می‌گیرد و با دولت‌های استبدادی براحتی کنار می‌آیند. در سفر وزیر امور خارجه چین به عربستالن سعودی، وانگ یی با محمد بن سلمان ملاقات نمود اما بایدن قتل فجیع خاشقچی را محکوم کرد و از سازمان سیای آمریکا خواست تا نقش این شاهزاده را در این قتل افشا کند. چین در کشورهای مختلفی سرمایه گذاری می‌کند و کمپانی‌های چینی وارد بخشهایی از اقتصاد آن کشور می‌شوند در حالیکه کمپانی‌های غربی یا با دولت‌های مختلف و یا بخش خصوصی یک کشور وارد قرارداد برای انجام پروژه‌های مختلفی می‌شوند. اما چین اگرچه در بخش اول و خصوصا رابطه با دولت‌های استبدادی موفق است اما در بخش دوم و اشاعه نفوذ خود در دنیا آنچنان موفق نبوده است؛ زیرا ایدئولوژی کمونیسم به عنوان یک راه برای ایجاد حکومت و حکمرانی در دنیا طرفداران زیادی نداشته و اصولا چین در مقایسه با غرب از قدرت نرم برخوردار نیست. بجز این، به سازمانهای ملی و عام المنفعه مانند نهاد عام المنفعه بیل و ملیندا گیت باید توجه نمود که اعتبار بزرگی برای بخشی از تلاش‌های مردمی آمریکا در مبارزه با فقر و بیماری و کمک به ایجاد نهادهای بهداشت و تعلیم و تربیت بنیان در سراسر دنیا و خصوصا آفریقا کردند.

برای کشوری مثل ایران که یک قدرت میانیست، بهترین راه برای دسترسی به منابع جهانی، تکنولوژی، روشهای اعمال صنعت نوین، بهداشت و مراودات علمی و دانشگاهی بیرون ماندن از منظومه سیاسی این دوکشور است. آمریکا و چین در حال حاضر سخت رقیب یکدیگرند اما این رقابت اگر بنا باشد اصولی پیش رود و به دشمنی تبدیل نشود، به همکاری دو کشور در زمینه‌های مختلف نیازمند است. شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد برای اعمال تحریم بر روی ایران در زمان دولت احمدی نژاد در بین سالهای ۸۴ تا ۹۲ حمایت کامل چین و روسیه را برای همکاری با غرب به همراه داشت. لذا گردش به شرق و چین در حالیکه یک سیاست مستقل از دو قدرت میتواند منافع ملی مارا تضمین کند، عمل خردمندانه نیست. مشکل دیگری که اینگونه رابطه با چین برای کشور ما ایجاد می‌کند، حمایت از سیاست‌های چین به عنوان مثال در سرکوب اویغورهای مسلمان این کشور و یا دولت کودتا در برمه و غیره است. اینگونه حمایت‌ها از سیاست‌های چین، اعتبار اخلاقی (Moral Authority) ایران را با چالش‌های بزرگی روبرو می‌کند که نهایتا به منافع ملی ما ضربه میزند. کشورهایی که سعی می‌کنند برای حریم‌های اخلاقی احترام قائل شوند، اعتبار اخلاقی بین المللی پیدا کرده و در محافل بین المللی و در نهادهای جهانی پشتیبان و حامی پیدا می‌کنند. این گونه دسترسی به منابع و نهادهای بین المللی به حفظ منافع ملی یک کشور و جایگاش در نظم جهانی کمک شایانی می‌کند.

تاثیر این قرارداد و رابطه با چین در سیاست خارجی کشور: جمهوری اسلامی زودتر از عقد این قرارداد و در پروسه ایجاد و تکمیل آن، از استقلال سیاسی خود برای چین مایه گذاشته بود. وقتی آقای جهانپور، معاون و سخنگوی وزارت بهداشت کشور پرده از آمار غلط دولت چین در مورد کرونا برکشید، محافظه کاران افراطی و طرفداران قرار داد با چین با سفیر چین در ایران همراه شدند تا او را سخت مورد انتقاد قرار دهند.

موسوی سخنگوی وزارت خارجه بلافاصله در انتقاد از آقای کیانوش جهانپور و به نفع چینی‌ها وارد میدان شده و این کشور را «پیشتاز مقابله با ویروس کرونا در جهان» نامیده و گفت: «شجاعت، تعهد و حرفه‌ای‌گری چین در مهار کرونا شایسته تبریک است. ایران همواره قدردان چین در این شرایط دشوار بوده است.» هفته‌نامه صبح صادق نزدیک به سپاه نوشت: «متأسفانه شاهد این هستیم که برخی اظهارنظرهای نسنجیده تداوم این دست همکاری‌های بین‌المللی را با چالش رو‌برو کرده است؛ از جمله اظهارات اخیر «کیانوش جهانپور» سخنگوی وزارت بهداشت که در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای پرحاشیه اپیدمی کرونا را تحلیل کرده و با متهم کردن دولت چین به پنهان‌کاری در نشر اطلاعات مربوط به ویروس کرونا مدعی شده است: «به نظر می‌رسد آمار‌های چین یک شوخی تلخ بود؛ زیرا بسیاری در همه جهان فکر کردند این بیماری مثل آنفولانزاست و مرگ‌ومیر کمتری دارد. همه این موارد مبتنی بر گزارش‌هایی بود که از چین گزارش می‌شد و به نظر می‌رسد چین شوخی تلخی در این زمینه با همه دنیا انجام داد. اگر در چین گفته می‌شود دوماهه یک اپیدمی مهار شده، باید بیشتر درباره آن فکر کرد.»

روزنامه کیهان نیز در ۲۲ فروردین ۹۹ در یادداشتی نوشت: «اظهارات نسنجیده سخنگوی وزارت بهداشت درباره نحوه برخورد و اطلاع‌رسانی چین درباره شیوع کرونا بهانه‌ای شده تا عده‌ای خاص که مواضع آنها در ابراز نوکری و سوابقشان در چاکرمنشی نسبت به غرب روشن است، برای استقلال کشور ‌اشک تمساح بریزند.» آن‌ها تا جائی پیش رفتند که خواستند دولت او را از سمت خود برکنار کرده و تنبیه کند. به جای حمایت از دولت انتخابی کشور، محافظه کاران افراطی حامی این قرارداد، از دولت چین و آمار غلط آن دولت که با سرنوشت میلیون‌ها شهروند کشور ما سروکار داشت حمایت کردند.

دولت چین در حال حاضر مشغول یک نسل کشی از مسلمانان اویغور و قزاق است. جمهوری اسلامی که به دنبال کسب اعتبار اخلاقی در این خصوص نبوده تا به این لحظه به این نسل کشی اعتراض نکرده است زیرا وابستگی اقتصادی به چین و این قرارداد راه دیگری بجز تکیه سیاسی برچین برای ما باقی نگذاشته است.

میلیون‌ها مسلمان سراسر دنیا به سازمانهای بین المللی و کشورهای دموکراتیک غربی پناه بردند تا این نسل کشی را محکوم کنند. به جز چندین کشور مسلمان نظیر اندونزی، همه کشورهائی که به این نسل کشی اعتراض کردند، کشورهای غربی دموکراتیک و نهادهای بین المللی حقوق بشری هستند. وقتی در سال ۲۰۱۹ میلادی ۲۲ کشور اروپائی و غیره در نامه‌ای به کمیسار حقوق بشر سازمان ملل در مورد سرنوشت مسلمان چین هشدار دادند و عمل چپن را محکوم کردند، ۳۷ کشور دیگر که اکثرا کشورهای مسلمان نشین نظیر عربستان سعودی، ایران، امارات، ترکیه و سوریه بودند به دفاع از چین برخواسته و از نرمهای حقوق بشری در چین دفاع کردند. چین و روسیه، هردو حامی دولت کودتای نظامی برمه در نسل کشی مسلمان در این کشور بودند.

دولت چین اجازه نمیدهد آمار درستی از مسلمانان این کشور و وضع زندگی آنها منتشر شود. غرب چین، منطقه٬ ترکستان شرقی، سین کیانگ، منطقه‌ای ست که مسلمانان اویغور در آن سکونت دارند. با تعریف سازمان ملل متحد کاری که در حق مسلمانان چین در این منطقه صورت می‌گیرد یک نسل کشیست (Genocide) و تمام تعابیر و تعاریف بین المللی آن‌ را دارا است. حدود ۱.۵ میلیون اویغور مسلمان اکنون در ۴۸۴ کمپ در منطقه سین کیانگ بسر می‌برند. دولت چین این تعداد مسلمان را به اتهام «افراط گرایی دینی» و «مبارزه با تروریسم» یا زندانی کرده و یا درون این کمپ‌ها جای داده است. تعجب اینجاست که ترامپ از رهبر چین برای آزار مسلمانان این کشور زیر نام تروریست حمایت کرده بود. جان بولتون می‌نویسد که حداقل دوبار ترامپ از آزار و شکنجه مسلمانان چین توسط دولت این کشور حمایت کرده است؛ مرتبه آخر ملاقات ترامپ با شی جین پینگ در کنار کنفرانس ۲۰ کشور برتر اقتصادی دنیا در ژوئن سال ۲۰۱۹ بود. شایان ذکر است که محمد بن سلمان در سفر سال پیش خود به چین، نسل کشی مسلمانان اویغور را از حقوق دولت چین دانسته است. دولت چین بروش‌های مختلف کوشش می‌کند که جمعیت مسلمانان این کشور را کاهش دهد. مهندسی اجتماعی (Social Engineering)، حبس، جلوگیری از بارداری، سقط جنین، عقیم سازی، کنترل اجتماعی و دین زدایی بخشی از روش‌های دولت چین است.

در دو شهر هوتن و کشتگار ۸۰% کل مکانیزم جلوگیری از بارداری (IUD) در چین برای ۱.۸% جمعیت کل کشور که زنان مسلمان اویغور را تشکیل می‌دهند بکار گرفته شده است. در بین سالهای ۲۰۱۸-۲۰۱۵ رشد جمعیت اویغورهای مسلمان در این کشور ۶۰% کاهش پیدا کرده است. دولت چین با نسل کشی فرهنگی و جمعیتی کوشش کرده است که ارام ارام این جمعیت را به اضمحلال و نابودی بکشاند. کاری که دولت چین با مسلمانان این کشور کرده است در مقایسه با کاری که رژیم صهیونیستی در حق فلسطینیان کرده است شاید قابل مقایسه نباشد اما کشور ما نه تنها هیچ عکس العملی در مقابل آن انجام نداده که با تعجب و تاسف فراوان باید گفت تلاش‌هایی که بقیه کشورها برای محکوم کردن دولت چین انجام دادند را محکوم کرده است. سید عباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه، مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا که در آن نقض حقوق بشر مسلمانان اویغور توسط دولت چین را محکوم کرده بودند را «یکجانبه گرایی لجام گسیخته دولت آمریکا» خطاب نموده و آن را محکوم کرده است. دولت چین همواره از درخواست سازمان‌های حقوق بشری برای دیداراین کمپ‌ها جلوگیری بعمل آورده است. پکن در اکتبر سال ۲۰۱۸ به وجود پایگاه‌های مخفی و کمپ‌هایی در منطقه ترکستان شرقی که در آنها مسلمانان اویغور محبوس بودند اعتراف کرده است. به گفته سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده‌بان حقوق بشر، از سرنوشت بسیاری از روشنفکران اویغور، هنرمندان و ورزشکاران مسلمان چین که در این کمپ‌های اجباری به سر می‌برند اطلاعات کافی در دست نیست.

در روز ۸ مردادماه، آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی به مناسبت ایام حج گفت: «امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحت الزامی امت اسلامی، در وحدت است. وحدتی که ید واحد در برابر تهدیدها و دشمنی‌ها پدید آورد و بر سر شیطان مجسم، آمریکای متجاوز و غدار و سگ زنجیری اش رژیم صهیونیستی، رعد آسا فریاد کشد و در برابر زورگویی‌ها شجاعانه سینه سپر کند.» به غیر از ادبیات کاملا نامناسب و نامساعد او، معلوم نیست چرا میلیون‌ها چینی اویغور و قزاق که توسط چین نسل کشی می‌شوند و یا میلیون‌ها مردم مسلمان سوریه که توسط جمهوری اسلامی و اسد کشته شدند، عضوی از این امت اسلامی بشمار نمی‌روند؟ اسلام سیاسی ایدئولوژیک آنچنان بصیرت را از رهبر جمهوری اسلامی ربوده است که از نسل کشی مسلمانان چین می‌گذرد و ریختن خون مردم مسلمان سوریه توسط جمهوری اسلامی را برای حفظ اسد جایز می‌داند. زمانی بهار عربی را بیداری اسلامی می‌نامید اما حاضر نشد از مسلمانان سوری برای تغییر یک مستبد در دمشق و تغییرات سیاسی در این کشور دفاع کند.

مشکلات سرمایه گذاری چین در ایران: هرکشوری میتواند در مراودات تجاری خود برپایه منافع ملی و حفظ استقلال خود با کشورهای دیگر وارد رابطه گردد. اما وقتی کشوری میخواهد در کشور دیگری سرمایه گذاری کند و یا اینکه روابط سرمایه گذار با کشوری که سرمایه قبول می‌کند ویژه و انحصاری قلمداد می‌شود باید دقت بیشتری بکار گرفته شود. قرارداد بین چین و ایران محرمانه مانده و بر حجم بی‌اعتمادی در درون جامعه ما دامن زده است. بخشی از این بی اعتمادی به سابقه تاریخی چین با دیگر کشورهای دنیا در قراردادهای اقتصادی برمی‌گردد.

چین با آفریقای جنوبی، سریلانکا، کامبوج ونزوئلا، پاکستان و… در گذشته قراردادهای اقتصادی منعقد کرده است. ونزوئلا و صنعت نفت آن توسط چینی‌ها و روس‌ها در حال حاضر کاملا رها شده است. چین صنعت نفت ونزوئلا، کشوری‌ که بزرگترین ذخائر نفتی دنیارا داراست٬ را بخاطر تحریم‌های آمریکا رها کرده است. در روابط اقتصادی و خصوصا در بخش سرمایه گذاری، چین اصولا دوست ندارند زمینه‌های دسترسی آزاد به تکنولوژی را با کشورهایی که با آن‌ها مرودات تجاری برقرار می‌کند٬ فراهم آورد. آن‌ها کتاب‌های حساب و ارقام خود را به صورت شفاف در مقابل بقیه باز نمی‌کنند. این مشکلی بود که رهبر فقید ملی ایران با کمپانی نفت انگلیس در ایران داشت. آنها هرگز اجازه نم‌یدانند رقم و ارقام اصلی باز شود تا میزان تولید نفت، میزان فروش و سود آن برای دولت رهبر ملی ایران، محمد مصدق، مشخص شود.

هرگز فکر شده است که چرا چین در گذشته توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی را رها کرد و ادامه این پروژه را به پتروپارس واگذار کرد؟ اگر پتروپارس می‌توانست این پروژه را تمام کند، چه نیازی به دعوت چین برای شرکت در این پروژه بود؟ در زمان احمدی نژاد قرارداد دیگری برای توسعه میدان نفتی آزادگان جنوبی با چین منعقد شد. طبق آن قرار داد بنا بود طی ۵۲ ماه حجم تولید این میدان به ۳۲۰ هزار بشکه برای مدت سه سال افزایش یابد، اما پس از چهار سال کوچکترین پیشرفتی در این پروژه مشاهده نشد کشور عراق از میدان نفتی مجنون که بخش مشترک با میدان نفتی آزادگان جنوبیست در ابتدا روزی ۱۷۵ هزار بشکه نفت استخراج کرده و در مرور زمان بر این حجم افزوده است. این پروژه در کشور ما نه تنها توسط یک کمپانی چینی شکست خورد که تولید نفت از این میدان از ۵۰ هزار بشکه در روز به ۲۹ هزار تقلیل یافت.

چین اولین قرارداد هسته‌ای با ایران در سال ۱۳۶۹ امضا نمود. روسیه دو قرارداد در سالهای ۱۳۷۱ و ۱۳۷۴ در بخش انرژی هسته‌ای با ما امضا کرد. اولین تحریم‌های سازمان ملل و کنگره آمریکا از سال ۲۰۰۹ میلادی بر علیه ایران وضع شد. اولین تحریم سازمان ملل طی قطعنامه ۱۷۳۷ در مورد کشور ما تصویب شد. چین و روسیه هردو حامی اولین تا آخرین تحریم‌های سازمان ملل در مورد کشور ما٬ یعنی شش مصوبه تحریمی سازمان ملل بودند. هر دو کشور از سال ۲۰۱۰ میلادی به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند ازایران با ریاست جمهوری احمدی نژاد دفاع کنند. سیاست در ایران برای آن‌ها قابل پیشبین نبوده است. چین و روسیه مخالف تقاضای احمدی‌نژاد برای عضویت در سازمان همکاری‌های شانگهای بوده و همین مخالفت را به محافل بین المللی هم کشیده بودند. در سال ۱۳۷۶، دولت چین همکاری خود را با پروژه هسته‌ای ایران در اصفهان متوقف کرده و به صورت یک طرفه از این قرارداد خارج شد. از سال ۱۳۸۴ دولت‌های ایران کوشش فراوانی کرده بودند که در بخش اقتصادی دو کشور با یکدیگر همکاری کنند، اما توصیه چینی‌ها این بوده که ایران می‌باید ابتدا برای این‌گونه همکاری‌ها مشکلات بین المللی خود را حل کند. یکی از دلائل دیگر عدم عضویت ایران در سازمان همکاری‌های اقتصادی شانگهای، مشکلات بین المللی ایران با غرب و تنش آفرینی در منطقه خاورمیانه بوده و هست. ایران در حالی دل بیک قرارداد ۲۵ ساله با چین بسته است که هنوز عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی شنگهای نیست و کرارا از عضویتش در این سازمان امتناع ورزیده شده است. در جنگ عراق با کشور ما، چین چهار برابر فروش اسلحه به کشورما، به عراق اسلحه فروخته بود. احمدی‌نژاد برای خرید جنس و تسهیلات از چین، نتوانست پکن را راضی کند که برای ایران اعتبار مالی ایجاد و باز کند؛ لذا ۱۵ میلیارد یورو به حساب بانک کون لون از طرف ایران ریخته شد تا به عنوان یک حساب تنخواه گردان چینی‌ها از آن در مقابل خرید اجناس چینی توسط ایران برداشت کنند.

روابطه تجاری چین با پاکستان: رابطه تجاری پاکستان با چین زیر عنوان کوریدور اقتصادی بین چین و پاکستان (The China-Pakistan Economic Corridor-CPEC) ایجاد شده است. این قرار داد در زمان نواز شریف امضا شده بود و او در قولی که در کمپین انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۳ میلادی به مردم داده بود می‌خواست که مشکلات انرژی کشور را با این قرارداد حل کند. نظامیان پاکستان از ابتدا دراین پروژه نقش فعال داشتند و مفاد کلی و جزئی این قرارداد هرگز روشن نشده است. وقتی عمران خان برای ریاست جمهوری این کشور در سال ۲۰۱۸ انتخاب شد، منتقد این قرار بود. اما هربار که نمایندگان دولت انتخابی این کشور در مورد این قرارداد انتقاد کردند، ارتش این کشور رسما اعلام کرد که نیروی نظامی پاکستان امنیت به سر انجام رسیدن این پروژه را تامین می‌کند. بسیاری که با این قرارداد بطور نسبی آشنائی دارند اعتقاد دارند که دولت چین نقش یک چپاولگر و درنده (Predatory) را در این قرارداد برای اعطای وام به این کشور ایفا کرده است. در سال ۲۰۱۵ نواز شریف اعلام کرد که کشور پاکستان یک قرض ۴۶ میلیارد دلاری برای چند پروژه از چین دریافت می‌کند و در ۱۵ سال این وام را با بهره قراردادی بین دو کشور پرداخت می‌کند. اما این قرارداد به پارلمان پاکستان نرفت و نمایندگان از مفاد این قرارداد بی‌خبر ماندند. به سرعت این میزان وام افزایش یافته و به ۶۲ میلیارد دلار رسید. این قرار داد بیشتر ریشه در هند ستیزی پاکستان و چین داشت. چین در سال ۱۹۶۲ وارد یک جنگ کوتاه با هند شده و پاکستان در جنگ دیگری با هند در سال ۱۹۶۵ شرکت کرده بود. اولین آزمایش در روابط بین دو کشور چین و پاکستان در سال ۱۹۷۱ عیان شد. گروهی در شرق پاکستان ادعای جدائی طلبی و استقلال از این کشور را داشتند و چین حاضر نشد هیچگونه کمکی در این رابطه به پاکستان کند. عمران خان وقتی به قرارداد بین نواز شریف و چین برمی‌گردد آن‌را یک زد و بند سیاسی با دولت پیشین می‌داند و آن را به نفع پاکستان نمی‌داند. ارتش این کشور هربار که عمران خان در مورد این قرارداد سخنی گفته است، او را بطور غیر رسمی تهدید کرده اما او هرگز از انتقاد به این قرارداد دست برنداشته و آن را غیر منصفانه می‌داند. در سال ۲۰۱۸ زمانی که وزیر تجارت، سرمایه گذاری و صنعت پاکستان، عبد الرزاق داوود، در مصاحبه‌ای با فایننشیال تایمز لندن، این قرارداد را ناعادلانه خواند، زیر فشارهای ارتش این کشور مجبور شد لحن انتقادی خودرا در داخل تغییر دهد. یک روز بعد از این مصاحبه، ژنرال قمرجاوود بجدا سفری به چین کرد تا حمایت نظامیان این کشور را از این قرارداد به دولت چین اعلام نماید. او در مصاحبه‌ای گفت که دشمنان پاکستان و دسیسه گران خارجی منتقد قرارداد بین چین و پاکستان هستند. عمران خان نهایتا نتوانست در تجدید این قرارداد تلاش موفقی کند و مجبور شد تا ژنرال ارتشی بازنشسته، اسیم بجوار، را برای کنترل این پروژه و دقت در انجام آن انتخاب کند. اما آنچه در پاکستان بر حجم این انتقادات افزوده است ربودن ۶۰۰ زن مسلمان بنام ازدواج توسط کارکنان چینی در پاکستان بوده است. این زنان به چین برده شده و از آن‌ها خبری نیست. در طول بحران کرونا در چین، پاکستان از ترس انتقاد چین مجبور شد تا ۸۰۰ دانشجوی این کشور را از ووهان چین تخلیه نکند. نتیجه این پروژه شرکت ۸۰ هزار چینی و ۴۰ هزار پاکستانی در ایجاد بندر گوادر و راه آهنی مدرن از این بندر برای اتصال به راه آهن چین در شهر کاشغر در استان مسلمان نشین سین کیانگ، همراه با یک فرودگاه بین المللی، و نیروگاه ۳۰۰ مگاواتی در این شهر شده است. در حقیقت این قرارداد کنترل بندر گوادر را برای ۴۳ سال به چین تضمین کرده است. از طریق این پروژه، راه آهن عظیم چین به آلمان از طریق قزاقستان و روسیه بیکدیگر مرتبط می‌شوند و به بزرگترین مسیر ارتباطی چین با اروپا تبدیل خواهد شد. چنانچه همه این پروژه کامل شود، موقعیت کشور ما بعنوان یک پل بین اسیا و اروپا تضعیف خواهد شد.

روابطه تجاری چین با ونزوئلا: ونزوئلا هم مثل پاکستان ، ایران و بیش از ۳۰ کشور دیگر در طرح همکاری جامع استراتژیک چین قرار دارد. در ۲۶ اوریل ۲۰۲۰، یک آتش سوزی بزرگ در تاسیسات نفتی مریکال (Morichal Operational Complex) که در قلب بخش نفت خیز کمربند اورینکو د در جنوب شرقی ونزوئلا قرار دارد، اتفاق افتاد. این تاسیسات نفتی متعلق به ساینوونزا (Sinovensa) یک کمپانی مشترک بین ونزوئلا و چین است که برای ۱۳ سال نفت تصفیه می‌کرد. مسئول کارگری اتحادیه متحد کارکنان نفت، یودیس گیروت، به رویترز گفته است که عدم رسیدگی به محیط جانبی این تاسیسات با داشتن علفهای هرزه، ریختن نفت اضافی از چاه‌های مختلف نفت در این منطقه و عدم امکانات آتش نشانی این کشور همه دست‌به‌دست هم داد تا این فاجعه اتفاق افتد. در سالهای ابتدایی چاوز، در پایان سالهای ۱۹۹۰، بعد از سفری به اروپا و آسیا، او به یک تکنولوژی بومی جدیدی دست یافته بود بنام اوریمالژن(Orimulsion) که نفت غلیظ را به نسبت ۷۰% با ۳۰% آب مخلوط می‌کرد تا این محصول برای سوخت درکوره‌های دما گرمی (Thermoelectric) بجای ذغال سنگ برای تولید برق استفاده شود. مشتری این کالا کانادا و بعضی از کشورهای اروپائی بودند. اولین قرارداد نفتی ونزوئلا و چین در سال ۱۹۹۹ میلادی امضا و بنا شد که دو کشور در بخش انرژی ونزوئلا سرمایه گذاری کنند. اگرچه تشکیلاتی با یک معاهده و شراکت چین در بخش انرژی ونزوئلا ایجاد شد، اما دو دهه از این قرارداد گذشته، بسیاری از پروژه هائی که در این معاهده از آنها نام برده شده بود یا تمام نشده ماندند و یا هرگز توسط چین شروع نشدند. ساینوونزا پیش از آتش سوزی در تاسیسات نفتی مریکال، روزی ۱۰۵ هزار بشکه نفت تولید می‌کرد که یک هفتم کل نفت تولیدی این کشور، یعنی ۷۰۰ هزار بشکه در روز را تشکیل می‌داد. در زمان چاوز فساد مالی حول و حوش نفت ونزوئلا انچنان قدرت گرفته بود که حتی چینی‌ها که حاضر بودند فساد را تا حدی که به منافعشان ضرر نزند تحمل کنند شکایت می‌کردند. سازمان ضد فساد مستقل در ونزوئلا (Transparencia Venuzela)که اکنون در خارج هویت خودرا حفظ کرده و به کارش ادامه میدهد، در گزارش آوریل سال گذشته خود از این فساد ساختاری در ونزوئلا به شکل گسترده در زمان چاوز و بعدا مادرو پرده برداشته است.

در یک قرارداد جدید در سال ۲۰۰۱ شرکت اوریفیول ساینون (Orifuels Sinoven) بین چین ووونزوئلا برای پروسه اوریمالژن نفت ایجاد شد. شرکت ملی نفت چین (CNPC) و شرکت دیگری بنام پتروچاینا (Petrochina) در این شرکت جدید عضویت داشتند. این شرکت با ۷۵ حلقه چاه و با تولید روزی ۹۰ هزار بشکه نفت و باکشیدن یک لوله به طول ۳۳۰ کیلومتربه بندر حوزه سن انتونیو(Jose Antonio) این نفت را به چین صادر می‌کرد. دومین تاسیات رقیق سازی نفت در سال ۲۰۰۳ توسط ونزوئلا و دولت چین بنا بود ساخته شود که با صدور ۱۲۵ هزار بشکه نفت رقیق شده به چین، این کشور بتواند از این محصول برای تولید برق خود بجای ذغال سنگ استفاده کند. در سال ۲۰۰۶ بطور ناگهانی وزیر انرژی و نفت کشور، رفائیل رامیرز، اعلام کرد که ونزوئلا دیگر نفت را با این تکنولوژی غلیظ نمیکند و نفت سنگین را با نفت سبک مخلوط کرده و برای صادرات آماده میکند. بعدا معلوم شد که در یک معامله این تکنولوژی به چین فروخته شده و در ازای آن چین حق امتیاز جزئی به ونزوئلا پرداخت میکند. فروش این تکنولوژی هم در یک تباتی فساد آلود بین چین و رهبران سیاسی ونزوئلا صورت گرفته بود و بعدا معلوم نشد چه چیزی عاید کشور ونزوئلا کرده است.

چینی‌ها که بعلت مشکلات لجیستیکی نتوانستند از این تکنولوژی بنحو احسن استفاده کنند بعدا کمپانی دیگری را با ونزوئلا ایجاد کردند. شرکت نفت ونزوئلا با چین شرکتی بنام ساینوونزا ایجاد کردند. کشور ونزوئلا ۶۴.۲۵% سهام این کمپانی را از آن خود داشت و بقیه متعلق به چین بود. این شرکت جدید توانست غلظت و اسید نفت را کاهش داده و گازوئیل و بنزین هم تولید کند اما در سال ۲۰۱۹ این شراکت هم دچار فروپاشی شد. ونزوئلا نتوانست روزی ۳۵۰ هزار بشکه نفت صادر کند تا قرض ۵۰ میلیاردی خودرا به چین پرداخت کند. این قرض نتیجه یک وام از طرف بانک توسعه چین به ونزوئلا بود که چهار میلیارد ان با نرخ بهره از ۱ تا ۸.۵% و بقیه قرض، حدود ۶% بهره بآن تعلق میگرفت. در پایان سال ۲۰۱۸ دولت ونزوئلا در زیر فشار دولت چین قبول کرد که سهام خودرا در ساینوونزا از ۶۴.۲۵% به ۵۴.۳۵% تقلیل دهد. نهایتا در ابتدای سال ۲۰۱۹ رییس ونزوئلایی کمپانی ساینوونزا بخاطر فساد گسترده در ونزوئلا دستگیر شد. چینی‌ها اعلام نکردند که دامنه این فساد در سیستم نفتی چین تا بکجا پیش رفته بود.

رابطه تجاری چین با ونزوئلا در طول سالها با چالش‌های زیادی روبرو شد. بسیاری از تعهدات چین به ونزوئلا عملی نشد. فساد ساختاری در ونزوئلا پای چین را هم باین فساد باز نمود. نهایتا از پایان سال ۲۰۱۹ میلادی به خاطر تحریم‌های نفتی آمریکا، چین ونزوئلا را رها کرد. عجیب اینجاست که اگر چین و روسیه می‌خواستند به ونزوئلا کمک کنند، بهتر از کشور ما می‌توانستند نیازهای بنزینی این کشور را تامین کرده اما هیچکدام در این حیطه از خود تلاشی نشان ندادند. ایران پای بمیان گذاشت و خواست که دولت ترامپ را به چالش بکشد. اما این چالش به قیمت تحریم‌های بیشتری برای کشور ما تمام شد.

رابطه چین با غرب: رابطه چین با غرب و نیاز این کشور به بازارهای کشورهای غربی، دسترسی به تکنولوژی و حتی سرمایه گذاری در چین غیر قابل انکار است. در سال ۲۰۱۸ صادرات آمریکا به چین ۱۷۹.۳ میلیارد دلار و چین به آمریکا معادل با ۵۵۷.۹ میلیارد دلار بوده است. مجموعا مراودات تجاری بین دو کشور معادل با ۷۳۷ میلیارد دلارشده بود. مراودات تجاری آمریکا و کشورهای دنیا در سال ۲۰۱۹، با چین ۶۳۶ ، با کانادا ۵۸۲، با مکزیک ۵۵۷، با ژاپن ۲۰۴، با المان ۱۷۱، با کره جنوبی ۱۱۹، با انگستان ۱۰۹ و با فرانسه ۸۲ میلیارد دلار بوده است. مراودات تجاری آمریکا با چین بیشتر از هر کشور دیگری در دنیاست. این مراودات بین دو کشور بیشتر از مجموعه سه کشور اروپائی المان، انگلیس و فرانسه است. باز این رقم بسیار بیشتر از مراودات تجاری آمریکا با ژاپن و کره جنوبی‌ست. در سال ۲۰۲۰ شرکای تجاری چین، آمریکا در رتبه اول، اتحادیه اروپا در رتبه دوم، ژاپن در رتبه سوم، کره جنوبی در رتبه پنجم، تایوان در رتبه ششم، استرالیا در رتبه هفتم، هند در رتبه یازدهم، کانادا در رتبه شانزدهم، عربستان سعودی در رتبه هیجدهم و امارات در رتبه نوزدهم است. ایران در بین بیست کشور اول تجاری با چین نیست. حجم تجارت و مراودات اقتصادی بین چین با عربستان سعودی و امارات و بقیه کشورهای عربی منطقه نظیر کویت، چندین برابر کشور ما و برای چین این رابطه بسیار حیاتی است. چین هرگز بازار و تکنولوژی آمریکا و کشورهای اروپایی و تبادلات تجاری خود با کشورهای منطقه را فدای رابطه با ایران نخواهد کرد. تا پایان سال ۲۰۱۶، دولت چین ۱۴۵ میلیارد دلار در کمپانیهای مختلف آمریکا سرمایه گذاری کرده است. این سرمایه گذاری در کمپانی‌های کلیدی نظیر آی بی ام و جنرال الکتریک میاشند. تا پایان سال ۲۰۱۸، ۶.۲ تریلیون (هزار میلیارد) قرض آمریکا از خارج تامین شده بود. در سال ۲۰۱۱، چین ۹.۱% از قرض آمریکا یعنی ۱.۳ تریلیون دلار آنرا تامین کرده است که در سال ۲۰۱۸ این مبلغ به ۵.% کل قرض آمریکا تقلیل یافته بود. کمپانی‌های آمریکائی در سالهای متمادی میلیاردها دلار در چین سرمایه گذاری نموده اند. در سال ۲۰۲۰ و زمان کرونا این کمپانی‌ها تا ۳ میلیارد دلار در چین سرمایه گذاری نمودند. اگرچه این رقم نسبت به سال‌های پیش ناچیز به نظر میرسد اما در شرایط کرونایی سال ۲۰۲۰ که اصولا سرمایه گذاری‌های خارجی تقلیل یافته بود، بازهم رقمی قابل تاملی است.

سیاست خارجی چین در خاورمیانه: اما برای فهم سیاست خارجی چین در دنیا و خصوصا در خاورمیانه در ابتدا باید به پروژه کمربند و جاده (BRI) که توسط این کشور برای توسعه اقتصادی خود طراحی کرده است توجه شود. چین تصمیم گرفته است با این طرح، ۱۵۲ کشور دنیارا در آسیا، اروپا، افریقا، خاورمیانه و آمریکای لاتین باین پروژه ملحق کرده و با ایجاد زیر ساخت‌های اقتصادی در این کشورها، به رشد اقتصادی خود کمک نموده و دامنه نفوذ اقتصادی خودرا گسترش دهد. پروژه کمربند و جاده در سال ۲۰۱۳ میلادی توسط چین شکل گرفت. در این برنامه چینی‌ها بدنبال اتصال اقتصاد کشور های نامبرده از طریق ادغام و یکپارچگی (Integration) آن‌ها با تخصیص منابع لازم و گردش آزاد اقتصاد در این کشورها بودند. اختلاط و یکپارچگی اقتصادی با کمک چین در این کشورها به این معنی‌ست که از قوانین و نرم‌های مشترکی در این رابطه استفاده کند. در این برنامه، ایران می‌تواند نقش مهم یک بخش اصلی کوریدور بین چین، اسیای مرکزی، اسیای غربی و جاده ابریشم جدید را بازی کند. اتصال به آسیای غربی برای چین بسیار مهم بوده است بخاطر اینکه این کشورمجبور نیست از طریق روسیه به آب‌های دریای مدیترانه متصل شود. ایران همچنین می‌تواند به عنوان یک کشور قدرتمند در خاورمیانه نقش یک شریک قابل اتکا برای چین را در بازار خاورمیانه فراهم و ایفا کند. شی در سفر خود به ایران، تاکید کرد که طرح مشارکت جامع استراتژیک (CSP) با ایران جزئی از پروژه کمربند و جاده (BRI) چین است. پس از جنگ‌های تجاری ترامپ با چین این پروژه به تاخیر افتاد.

چین هنوز منتظر ترمیم روابط گذشته خود با آمریکا و حل مشکلات بین چین و آمریکا با دولت بایدن است. مشکلات دولت آمریکا با چین به اجرای طرح‌های اقتصادی چین خصوصا بر طرح کمربند و جاده صدمه وارد کرده است. این وقفه نشان می‌دهد که رابطه چین با آمریکا چقدر در اقتصاد چین تاثیر گذار است. در طول چند سال گذشته، تعهد چین برای تخصیص منابع لازم برای کشورهای عضو کمربند و جاده با تاخیرات فراوانی روبرو بوده و در زمانی شرایطی که چین برای اعطای وام به کشورهای شرکت کننده در این طرح پیشنهاد نموده با شرایطی که بانک جهانی سال‌های متمادی و در زمانهای مختلف ایجاد کرده و بنام دام بدهی (Debt Trap) مشهور شده است فرق فاحشی ندارد. در بخش تخصیص منابع مالی، بعنوان مثال، چین در سال ۲۰۱۷ میلادی توانست از طریق حمل راه آهن، محصولات خود را از طریق قزاقستان در آسیای مرکزی به کشور انگلیس برساند اما هنوز منابعی به بسیاری از کشورهای عضو پروژه کمربند و جاده اختصاص داد نشده است و بسیار شاکی بودند. در بهترین حالت می‌توان گفت که ایجاد زیرساخت در این کشورها با تاخیر روبرو بوده است و اگر وامی هم برای ایجاد این زیر ساخت‌ها از طریق چین اعطا شده است، با بهره‌های بالا تخصیص یافته است. ظریف درسفر ماه آگوست خود به چین می‌گوید که شرکت ایران در پروژه کمربند و جاده (BRI) اعتماد بزرگی بین چین و ایران بوجود آورده است و این شراکت، «نمایش این حقیقت است که دو کشور در مراودات خود وارد مرحله جدیدی می‌شوند.» آقای ظریف در دو زمینه حقیقت را کاملا بیان نمی‌کند. پروژه کمربند و جاده (BRI) دشمنان کشور ما در منطقه را هم در این همکاری عضو کرده است. این به معنی این‌ست که ما نمی‌توانیم با کشورهای منطقه روابط خصمانه گذشته را دنبال کنیم. دوم، این پروژه پیش از شروع، می‌خواهد که جمهوری اسلامی قدم‌های بزرگی را در سیاست خارجی خود در جهت تغییرات اساسی بردارد. از سال ۲۰۱۶ میلادی که شی جین پینگ به تهران مسافرت کرده است، هنوز کار عمده‌ای بین دو کشور در این رابطه صورت نگرفته بود و یکی از دلائل آن تحریم‌های امریکا علیه ایران است. سه سال بعد از سفر شی به ایران، ظریف در سفر سال ۲۰۱۹ خود به چین تازه می‌گوید که مراودات ایران با چین وارد مرحله جدیدی شده است. اما آیا این قرارداد بدون تصویب کانونشنی نظیر FATF توسط ایران میتواند عملی گردد؟ کدام کشوری در منطقه ما و بیرون آن با چین روابطه تجاری دارد و عضو این معاهده بین المللی نیست؟ دولت اسرائیل در سال۱۹۹۵ میلادی عضو سازمان تجارت جهانی شده است. دولت عربستان سعودی در سال ۲۰۰۵ میلادی بعنوان ۱۴۹ عضواین سازمان اقتصادی بین المللی شده است. ایران اما هنوز پس از بیش از چهاردهه از انقلاب گذشته نتوانسته است عضو این سازمان تجاری شود. مشکل در کجاست؟ مشکل در قبول نرم‌های شهروندی جهانی است. جمهوری اسلامی در مورد این نرمها گزینشی عمل میکند و بدنبال منافع ملی کشور نیست.

درسال ۲۰۰۱ سازمان همکاری‌های شانگهای (SCO) که دو عضو اولیه آن روسیه و چین بودند تاسیس شد. در سال ۲۰۱۷ هند و پاکستان هم توانستند باین سازمان ملحق شوند. ایران هنوز نتوانسته است عضو سازمان همکاری‌های شانگهای شود و بعنوان یک ناظر در این سازمان شرکت می‌کند. یکی از شروط برای ملحق شدن به این سازمان ایجاد صلح، ثبات و اعتماد متقابل است. صلح و ثبات از منطق لیبرالیسم سیاسی به وام گرفته شده است. لیبرالیسم سیاسی اعتقاد دارد که مراودات اقتصادی و تجاری فقط در منطقه‌ای می‌تواند رشد کند که در ان صلح و ثبات برقرار باشد. اولین کار ایران برای شرکت در این پروژه ایجاد صلح و ثبات در منطقه است. اما این صلح و ثبات را این بار نه رهبر جمهوری اسلامی، که چینیها به اشکال مختلف چهارچوبهای آنرا برای کشورما مشخص میکنند.

با چین در کجا ایستاده‌ایم؟ چین در منطقه خاورمیانه بدنبال ثبات سیاسی مطلق است تا بتواند به اهداف اقتصادی خود دست یابد. برای ایجاد و حفظ ثبات بر آنچه اکنون آمریکا در این منطقه ایجاد کرده است تکیه می‌کند. چینی‌ها به سه دلیل نمی‌خواهند در درون منطقه خاورمیانه با آمریکا وارد رقابت نظامی شوند. اول؛ اصولا آن‌ها در حال حاضر به دنبال رقابت نظامی با آمریکا در هیچ جای دنیا و خصوصا در خاورمیانه نیستند به خاطر اینکه هزینه آن برای چین بسیار بالاست و تجربه جنگ سرد جلوی چشمان آنهاست.

دوم؛ صنایع نظامی چین با آمریکا رقابتی نیست. در صنعت نظامی چین، بالاترین و رقابتی ترین اسلحه چینی، تانک‌های چینی‌ست. در صنعت نظامی هوایی، چینی‌ها تاب رقابت با صنایع نظامی آمریکا را ندارند.

سوم؛ چینی‌ها می‌دانند که در حال حاضر تغییر نقشه امنیتی آمریکا در درون منطقه و آن گونه که چینش شده است کار بسیار دردسر ساز و هزینه آوریست و نهایتا با شکست روبرو می‌شود. کشورهای عربی منطقه هرگز به دنبال حمایت ایجاد چتر امنیت نظامی چین در خاورمیانه نبوده و نیستند. نسل‌ها طول می‌کشد تا سیستم و ساخت تشکیلاتی سیستم دفاعی کشورهای عربی و انگونه که بر آمریکا متکی شده اند تغییر کنند.

اگر فرض‌های بالا را قبول کنیم، چینی‌ها می‌خواهند که ایران مشکلاتش را با آمریکا و غرب حل کند. یکی از دلائل مهمی که چینی‌ها از برجام حمایت کردند، عدم دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای بود. آن‌ها مثل اروپا فکر می‌کنند که نباید اجازه داد که ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. دسترسی ایران به سلاح اتمی، منطقه خاورمیانه را بی ثبات می‌کند. همزمان چینی‌ها به خوبی می‌دانند که ایران برای برنامه هسته‌ای خود باید با آمریکا مذاکره کند به خاطر اینکه واشینگتن اکنون ثبات منطقه خاورمیانه را تضمین و تامین کرده و کشورهای عربی منطقه هم همین تصور و توقع را از آمریکا دارند. باز چینی‌ها می‌دانند که اگر بنا شد در منطقه روابط کشورهای عربی با ایران سامان گیرد، تنها راه برای دستیابی به روابط جدید و خوب کشورهای عربی منطقه با ایران، مذاکره ایران با آمریکاست. تامین ثبات در منطقه و همکاری‌های امنیتی در خلیج فارس لزوما از طریق مذاکره ایران با آمریکا میسر می‌شود.

حمله به تاسیسات نفتی عربستان سعودی به دو دلیل برای چین مردود قلمداد می‌شود.

اول، چین مشتری نفت و فراورده‌های نفتی عربستان سعودی‌ست و در بخش صنعت پتروشیمی با این کشور همکاری می‌کند.

دوم؛ اینگونه حملات، منطقه را نا امن و بی‌ثبات کرده و چین از آن گریزان است. بعضی در ایران ادعا می‌کنند که قرارداد ۲۵ ساله چین با ایران کمک می‌کند که از ایجاد تنش در درون منطقه پرهیز کند. به زبان دیگر می‌خواهند بگویند که پایانی خواهد شد برای انقلابی‌گری در ایدئولوژی نظام و سرمایه گذاری در نیروهای نیابتی در منطقه خاورمیانه. نویسنده اینگونه فکر نمی‌کند. در کشور ما سال‌ها طول می‌کشد تا نظام ایدئولوژیک بفهمد که یک سیاست کارایی خودرا از دست داده و با مشکل روبرو شده است. به سوریه نگاه کنیم. جنگ‌های داخلی سوریه ده ساله می‌شود، جمهوری اسلامی در سوریه هزینه می‌کند و مرتب پایگاه‌های نظامی‌اش مورد حمله بمب افکن‌های اسرائیلی با حمایت و چراغ سبز روسیه قرار می‌گیرد اما ایران نه حاضر است تجدید نظری در سیاست سوریه‌ای خود کند و نه در مورد روسیه در سیاست خارجی خود تغییراتی ایجاد کند.

سئوال اینجاست که اگر جمهوری اسلامی از تجارب گذشته خود درس نگیرد و فکر کند که چینی‌ها سیاست‌های تنش آفرینش را تحمل می‌کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چینی‌ها همانگونه که در گذشته به ظریف توصیه کردند، پیشنهاد می‌کنند که جمهوری اسلامی روابط بهتری با کشورهای همسایه ایجاد کند اما مادامی که ایران دست از سیاست‌های گذشته خود برنداشت، کشور ما را با تاخیر عملی نمودن قرارداد ۲۵ ساله، عقب انداختن پروژه‌ها و سرگردانی روبرو میکنند. اگرچه چین نفت کشور ما را با تخفیف بالا می‌خرد٬ اما در ازای آن کار موثری برای ما انجام نمی‌دهند. بدهی‌های چین در مقابل خرید نفت در آن کشور می‌ماند و ایران مجبور می‌شود به سراغ اجناس بی‌کیفیت چینی برای مصرف بازار داخلی برود. سرنوشت و روابط ونزوئلا با چین یک نمونه بسیار خوب برای تجربه و اندیشیدن است. چینی‌ها هرگز به مادرو فشار نیاوردند تا در سیاست‌های خود تغییراتی ایجاد کند تا مورد تحریم‌های آمریکا قرار نگیرد. آن‌ها ونزوئلا را به حال خود رها کردند و این کشور امروز در بحرانی بزرگ قرار گرفته و نهایتا راهی برای حل مشکلات خود به جز مذاکره با آمریکا نمی‌بیند.

نتیجه گیری بحث: آنچه بین ایران و چین در حال شکل گرفتن است یک برنامه همکاری جامع نیست بلکه یک قرارداد ۲۵ ساله است. این قرارداد پروژه رهبری جمهوری اسلامی ایران و بخش نظامی کشور ح اقل از ابتدای سالهای ۱۳۹۰ شمسی بوده‌است. مفاد این قرارداد هرگز در دسترس شهروندان قرار نخواهد گرفت. کمال خرازی، یکی از مشاورین سیاسی رهبری در پاسخ به این سوال که «چرا متن کامل این سند منتشر نمی‌شود» گفته است: «کشور‌های دیگری نیز هستند که مشابه این سند را با چین امضا کرده‌اند و ابداً آن را منتشر نمی‌کنند، زیرا اسناد همکاری راهبردی مرتبط با امنیت ملی کشورهاست و این یک مقررات (پروتکل) جا افتاده است که کشور‌ها چنین اسنادی را منتشر نکنند.» آقای ظریف میگوید: «مردم حق دارند نگران باشند ولی تا حالا قراردادهای چین برای هیچ کشوری منتشر نشده و من سعی می‌کنم این رسم را عوض کنم.»

این قرارداد از دل ایدئولوژی غرب و آمریکا ستیزی رهبر جمهوری اسلامی ایران بیرون آمده و برای گردش سیاسی ایران بسمت شرق و چین طراحی شده و شکل گرفته است. آقای ظریف این گردش را رد نمی‌کند و می‌گوید: «سیاست خارجی ایران در طول تاریخ شاکله نگاه به شرق نداشته و باید در مورد آن کار کرد.» این قرارداد بنفع کشورما نیست بخاطر اینکه ما را سخت به چین متکی می‌کند که نهایتا باعث کوتاه شدن دست ما از بازارهای رقابتی دنیا برای دسترسی به دانش و صنعت پیشرفته خواهد شد. این قرارداد، مادامی‌که مشکلات کشور ما با آمریکا حل نشود، در شکل کلی آن عملی نمی‌شود و بیم آن هست که با استمرار تحریم‌ها در اثر عدم اشتیاق جمهوری اسلامی به مذاکره با واشینگتن، اقتصاد کشورما سر و سامان نگرفته و با بحران‌های بزرگتری روبرو شویم.

منبع: زیتون

This comment was minimized by the moderator on the site

چه کسی از مسلمانان چین عذرخواهی کرد؟؛ چهل و سه سال فاصله بین چین کمونیست-نظام شاهنشاهی و چین کمونیست-نظام جمهوری اسلامی
Posted: 02 Apr 2021 07:14 AM PDT
سید کاظم قمی
هوآکوفنگ نخست‌وزیر جمهوری کمونیستی خلق چین در ۹ شهریورماه ۱۳۵۷به ایران آمد. دعوت از نخست‌وزیر چین برای بازدید از ایران در راستای نظر محمدرضاشاه برای همکاری با بلوک شرق که از مدت‌ها پیش آغاز شده بود و با نظریه موازنه مثبت در سیاست خارجی سازگار بود انجام شد. مهم‌تر از آن، این سفر گامی در راستای سیاست ایالات متحده آمریکا برای نزدیکی با چین و ایجاد شکاف بیش‌تر میان کشورهای بلوک کمونیستی در جهان به‌شمار می‌رفت. زمان‌بندی این سفر اما، با شوربختی برای چین و محمدرضاشاه همراه شد. ایران در تب و تاب اعتراضات گسترده میلیون‌ها ایرانی به نظام استبدادی بود و کشور در آستانه یک انقلاب بزرگ قرار داشت. این بازدید نابهنگام، دستمایه رهبر انقلاب برای گسترش هرچه بیش‌تر موج اعتراضات و تظاهرات مردمی شد. امام خمینی در سخنرانی خود که چند روز بعد انجام گرفت اشاره کرد که «نخست‌وزیر چین از روی کشته‌های ما با هلیکوپتر رد شد» و «بردنش آنجا و دست به دست هم دادند و با کمال خوشرویی چه کردند». این اتفاق باعث شد که تا ماه‌ها بعد از پیروزی انقلاب، روابط دولت جمهوری اسلامی با چین سرد و در پایین‌ترین سطح قرار گیرد و تنها پس از عذرخواهی شفاهی هواکوفنگ که به‌واسطه آقاشاهی وزیر خارجه پاکستان در دیدار با امام خمینی در ۶ مردادماه ۱۳۵۸اعلام شد، عادی‌سازی و ارتقای روابط آغاز شد.
چهل و سه سال بعد، در دوره زمامداری آیت‌الله خامنه‌ای، در اوج اعتراضات جهانی به نسل‌کشی و اسکان اجباری مسلمانان ایغوری چین توسط حکومت کمونیستی چین، در ۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۰ دولت جمهوری اسلامی میزبان وزیر خارجه چین شد که برای امضای نهایی تفاهم‌نامه همکاری ۲۵ ساله به ایران آمد؛ تفاهم‌نامه‌ای که مردم ایران به اندازه کافی محرم نبودند که از چند و چون آن باخبر شوند!
چه کسی از مسلمانان چین عذرخواهی کرد؟

This comment was minimized by the moderator on the site

قراردادهای چین شامل بندهایی است که وام گیرنده را از علنی کردن شروط و گاه حتی وجود قراردادها منع می کند Posted: 03 Apr 2021 10:15
روزنامه دی ولت آلمان بدون اشاره به توافق اخیر ایران و چین نوشت:
پژوهشگران به ۱۰۰ توافق مالی مخفی بین چین و کشورهای در حال توسعه دست یافتند. این توافقات عموما شامل بندهای کاملا ناعادلانه‌ای می‌شوند. پکن از طریق این توافقات حاکمیت دولت‌ها را می‌رباید و آن‌ها را به استثمار می‌کشد.
محققان موسسه مطالعات اقتصادی دانشگاه کیل در آلمان IfW به ۱۰۰ توافقنامه مالی محرمانه بین چین و ۲۴ کشور در حال توسعه با حجم ۳۶/۶ میلیارد دلار دست پیدا کردند.
بررسی ها نشان می دهد که چین در این توافقات بندهایی را قرار می دهد که از طریق آن کشورها را از نظر سیاسی تحت سلطه خود در می آورد و شرط اجرای این توافقات را مخفی ماندن آن می داند.
طبق محاسبات دانشگاه بوستون از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۹ چین تقریبا نیم تریلیون دلار به کشورهای در حال توسعه وام اعطا کرده است. ارزش این وام‌ها تقریبا با بانک جهانی برابری می‌کند. بزرگترین وام گیرندگان شامل کشورهایی مانند پاکستان، ونزوئلا و آنگولا می‌شوند.
مجریان این پژوهش می‌گویند: “قراردادهای چین شامل بندهایی است که وام گیرنده را از علنی کردن شروط و گاه حتی وجود قراردادها منع می کند.”
آنچه در توافق نامه ها بیشتر باعث تعجب است، شرایطی است که طرف چینی از طریق آن می تواند قرارداد را فسخ کند. به عنوان مثال، در برخی از توافقات، قطع روابط دیپلماتیک با چین به عنوان پیش فرض و نقض قرارداد طبقه بندی شده است.
تغییرات سیاسی در کشور گیرنده نیز می تواند باعث نقض قرارداد شود، به طوری که دولت بدهکار موظف است بلافاصله کل مبلغ وام را بازپرداخت کند.


یک بام و دو هوا! Posted: 03 Apr 2021 10:11
احسان آزاد
در تابستان سال گذشته که ماجرای سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین داغ شده بود و واکنشهای زیادی برانگیخته بود با یکی از دوستان که از چپ های نسل اول انقلاب ست. بحثی داشتم در خصوص این همکاری. فارغ از اینکه اندیشه چپ را بعنوان یک آرمان و ارزش بر مبنای برابری و عدالت در نظر بگیریم و یا یک نظریه سیاسی ضد سرمایه داری مبتنی بر تضاد آشتی ناپذیر بین صاحبان سرمایه و نیروی کار( پرولتاریا)، موضع این دوست چپ بر این مبنا بود که این همکاری که در زمینه های مختلفی ست باعث تقویت موضوع ایران در برابر غرب بخصوص آمریکاست و از این منظر غربی ها را در طولانی مدت وادار خواهد ساخت تا با ایران رویکردی متفاوتی داشته باشند تا از مواهب اقتصادی رابطه با آن بهره مند شوند و از رقیب خود عقب نیفتند. البته در توجیه مزایای این همکاری مثل نگاه سایر چپ های مومن، این رفیق! هم از پیشرفتهای تکنولوژیک چین با غرور تمجید میکرد! و خی البته وضعیت حقوق بشر و سانسور و سرکوب آزادی هم در چین موضوع کم اهمیتی ست.
فارغ از اینکه بخشی از این تحلیل آنچنان که تصمیم گیرندگان حکومت نیز تمایل دارند ترویج دهند، خود گویا ست که مسیر توسعه تنها با تکیه به یک کشور پیشرفته میسر نخواهد بود و اصل بدیهی و زیربنایی اش اتصال به شبکه اقتصادی جهانی ست؛ نکته ای که برایم در این گفتگوی دوستانه جالب بود اینکه غرب ستیزی و مبارزه با امپریالیسم یا همان استکبار آنچنان در این گفتمان محوریت دارد که حتی مبنای انتخاب کشورها برای همکاری اقتصادی را درجه آمریکا ستیزی آنها مشخص می کند نه منافع ملی!
در پاسخ به این نگاه تحلیل من اشاره به چند تناقض اشکار در این رویکرد ست. اول اینکه اگر توسعه نیازمند سرمایه گذاری و حضور تکنولوژی خارجی ست چرا پیش فرض این است که غربی ها از این حضور در راستای مداخله و نقض استقلال ما سوء استفاده خواهند کرد و شرقی ها نه؟ کافی ست نگاه کنیم به موضع حکومت ما نسبت به رفتار دولت دوست، جمهوری خلق چین ، با مسلمانان ایغور! آیا استکبار شرقی خوبست استکبار غربی نه؟ بر این مبنا در بهترین حالت این نوع همکاری های منفرد، پناه بردن به یک ابرقدرت از ترس یک ابرقدرت دیگر ست.
دوم اینکه چین، این‌پیشرفتهایی را که موجب شعف و غرور دوستمان شده بود با طی نمودن مسیر توسعه با همکاری با همه ی کشورها بویژه غربی ها، بدست آورده ست. معلوم نیست چرا حکومت ما تمایلی به الگو برداری از این رویکرد چین ندارد!
مسئله ی دیگر انعقاد چنین قراردادهایی در شرایط انزوای فعلی ایران ست. قطعا وقتی شریک تجاری شما می داند که شما جز او گزینه ی دیگری ندارید و رقیب دیگری در کار نیست ، در این رابطه دست بالا را خواهد داشت و شما توان گرفتن امتیازات زیادی را نخواهید داشت. سوال اینجاست که چرا ایران باید گزینه های محدودی برای طی نمودن مسیر توسعه داشته باشد؟ چرا نمی تواند از رقابت همه ی قدرتهای اقتصادی به نفع منافع ملی خود بهره برداری کند؟ اصلا چیزی به نام “توسعه “کجای اولویت های سیاست های فعلی ماست؟
منبع: جامعه نو

This comment was minimized by the moderator on the site

پس از پيشرفت عراق، سوريه ، يمن و لبنان و فلسطين هم همين است
رحیم قمیشی
همان موقع که ما داشتیم قرارداد نقشه راه را با چین امضا می‌کردیم که به قول دکتر ظریف چنانچه تحریم‌ها برداشته نشوند و FATF تصویب نشود، هیچ ارزش مهمی را برای ما نخواهد داشت. همان وقتی که ما داشتیم فکر می‌کردیم آیا میزان تزریق واکسن کرونا را از دو دهم درصد می‌توانیم به سه دهم درصد برسانیم، همان وقتی که ما نگران نزدیک شدن اسراییل به عربستان بودیم، الکاظمی نخست وزیر عراق در رأس هیأت بلند پایه‌ای به عربستان رفت و ضمن دیدار با محمد بن سلمان ولیعهد آن کشور، قرارداد جامع اقتصادی با عربستان به امضا رساند تا انشاالله با حضور فعالانه سرمایه‌ها و شرکت‌های عربستانی در عراق، شاهد شکوفایی بیشتر آن کشورها باشیم.
البته که عراق حق دارد برای پیشرفت کشورش برنامه‌ریزی بلند مدت داشته باشد.
اما...
می‌دانیم ما ۳۰ درصد انرژی عراق را تامین می‌کنیم در حالی که آن کشور حتی یک دلار بابت آن انرژی حیاتی صادراتی را به ما ندارد.
در حالی‌که ما شهدای بسیاری را در مبارزه با داعش در عراق دادیم، عربستان از هیچ کمکی به بعثی‌ها و داعشی‌ها برای خرابکاری در آن کشور مضایقه نکرد.
در حالی‌که ما بابت همه تخریب‌های زمان جنگ در کشورمان، بابت خرمشهر خونین و تخریب شده‌مان، بابت شهدای مظلوم‌مان در دفاع از اهواز و آبادان و هویزه و سوسنگرد و سایر شهرها، بابت شهدایی که در حمله موشکی شبانه به مردم مظلوم شهرهایمان، بابت ده‌ها هزار مجروح شیمیایی، یک ریال از عراق تقاضای غرامت نکردیم، مبادا فشاری به آنها وارد بیاید.
در حالی که ما مسئولیت عراق را در شهید شدن فرمانده عزیزمان قاسم سلیمانی در سفر به آن کشور را نادیده گرفتیم، عراق به سلامتی همه ما، قراردادهایی را با عربستان امضا کرد تا بزودی شرکت‌های عربستانی در عراق فعال شوند و به ما بخندند.
لابد خون عربستانی‌ها ژنتیک دیگری دارد که با وجود خیانت‌هایشان هرگز آلوده نمی‌شود!
می‌دانیم فردای سوریه هم همین است و ما شاید ناگزیر از پرداخت خسارت هم باشیم.
می‌دانیم آینده یمن و لبنان و فلسطین هم همین است.
می‌دانیم ما ملت مظلومی هستیم که سرمایه‌های پر زحمت‌مان باید صرف اموری شوند که کمترین بهره را برای ما دارد... اگر ضرر نداشته باشد!
پیوند عربستان و عراق، پیوند سوریه و ترکیه، پیوند اسراییل و امارات، پیوند قطر و عربستان مبارک‌شان...
فقط یادشان نرود ما در روزهای سختی مردم‌مان به‌خاطر بسیاری‌شان رنج‌های بسیار بیشتری بردیم! ما هزارن شهید دادیم تا آنها بهره‌اش را ببرند.
حتما آنها پیشرفت می‌کنند.
حتما ما روزهای بهتر را خواهیم دید.
حتما آینده خوب‌تر است.
فقط نمی‌دانم چطور!
تنها می‌دانم انتخابات در آن هیچ تاثیری ندارد! هیچ تاثیری.

This comment was minimized by the moderator on the site

قصه يك عكس تاريخي؛
آنكه كه هنگام امضاي « قرارداد» گريه مي كند، حكايت ماست!
قاسم خرمي
سرخپوستان آمريكا، چندين سال جنگيدند تا مانع از تصرف اراضي اجدادي خود توسط مهاجران سفيد پوست اروپايي شوند. دست آخر كم آوردند و تسليم شدند و عقب نشيني كردند.
دولت مركزي آمريكا كه كشتن و تصرف كردن را، ديگر به مصلحت نمي دانست، در يك مقطعي تصميم گرفت از راه ديپلماسي وارد شود. اعلام كرد بيايد با زبان خوش و طي توفقنامه اي، زمين هايتان را تحويل دهيد. چون اين كاري كه ما مي كنيم ديگر اسمش غارت نيست؛ مي خواهيم براي شما جاده و سد بسازيم و معادن شما را فعال كنيم. آنروزها، هنوز «خام فروشي» و « خام خَري» باب نبود و از جنس «بنجل» چيني هم خبري نبود!
رئيس قبايل بوميان آمريكا را مجبور كردند كت و شلوار بپوشد و براي امضاي قرار داد ِفروش اراضي به دولت مركزي، آماده شود. او همانطور كه در عكس زير مي بينيد، درطول زمان امضاي قرار داد، در حال گريه كردن بود. چرا كه مي دانست دقيقا و نقدا چه چيزي را از دست مي دهد اما مطمئن نبود، چه چيزي را به دست خواهند آورد.
سرخ پوست بينوا، در موضع ضعف بود. قول و روياي ساخت جاده و سد را مي گذاشت كنار رفتارهاي سابق سفيد پوستان و هر طور حساب مي كرد، دلش به اين كار گواهي نمي داد اما چاره اي هم نداشت. ضمنا مي دانست كه اگر روزي آن دولت قدرتمند تصميم بگيرد، پول زمين ها را هم ندهد، دستش به جايي بند نيست
حالا، حكايت اين عكس، حكايت همين توافق ايران و چين است. روي كاغذ آمده است كه چين قرار است جاده و كارخانه و پالايشگاه بسازد و حتي ميراث فرهنگي و يا «قبر اموات» ما را هم مرمت كند و لابد بصورت پيمانكاري، «فاتحه» نيز بخواند. حتي در محافل سياسي و بين المللي هم از مواضع ( بعضا دراماتيك) ما حمايت كند.
حالا وقتي اين رويا ها و قول ها را مي گذاريم كنار رفتارهاي سابق چين در مجامع بين المللي در طول چهل سال گذشته و نيز رفتارهايي كه اين كشور خونسرد و بي رگ با شهروندان مسلمانان كشور خودش مي كند، حالِ همان سرخپوست گريان را پيدا مي كنيم. اگر چين با اين قدرت و كثرت ( كه پيشاپيش به آن لقب ابرقدرت آينده نيز پيشكش كرده ايم!) طلبكارانه بر ما مسلط شود، حساب ما با كرام الكاتبين است!
همكاري و توافق #سياسي و تجاري با چين و ايضا اروپا و آمريكا و آفريقا و ديگر دول جهان، از بديهيات نظام و اقتصاد بين الملل امروز است. اما شما تمام كشورهاي بدنيا را پس زده ايد تا به نمايندگي از ما، با يك دولت تازه به دوران رسيده اي كه از قضا به هيچ كدام از موازين اخلاقي، دموكراتيك و حقوق بشري پايبندي ندارد، توافقنامه ۲۵ ساله امضاء كنيد. آنهم با اين تصور، كه علي الحساب آنرا در چشم غرب فروكنيد. چشم غرب كور باد! اما بالاخره تكليف ما مردم« آزاده» و « هميشه در صحنه» چه مي شود؟
طبق اين توافق، چين قرار است ۴۵۰ ميليارد دلار در ايران سرمايه گذاري كند. اين پول كمي نيست البته براي ما كه ۸ ساله ۸۰۰ ميليارد دلار در آمد نفتي را معجزه وار به باد داده ايم، شايد اين مبلغي نباشد اما براي چيني ها كه از آب كره مي گيرند، اين پول را به خاطر چشم و ابروي كسي، پرداخت نمي كنند. سرمايه گذاري خارجي قاعده و آدابي دارد، بفرماييد كه چين در قبال اين حجم از سرمايه گذاري، دقيقا از ما چه مي خواهد؟
ما چهل سال است كه انواع تهديد و تحريم و فشار سياسي و اقتصادي را تحمل كرده ايم كه به قول شما « استقلال مان» را بدست آوريم. به اين استقلال هم كه البته ميراث جانفشاني كسان ديگري است، افتخار مي كنيم اما اكنون، استقلال خودمان كه هيچ، ما داريم آينده فرزندانمان را هم پيش فروش مي كنيم. شما را به حرمت همان «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» و به ميمنت عدد ۲۵ سال همكاري راهبردي با چين، لااقل ۲۵ جمله در باره اين توافق نامه به مردم خودتان توضيح بدهيد ! شايد ما هم مثل شما، ته دلمان قرص محكم شد.
از آنجا كه تا كنون متن رسمي اين توافق منتشر نشده است، نقد و نظري نداريم اما بهتر است، پرسش ها در اين خصوص را صرفا به حساب عزتمندي و ميهن دوستي مردم ايران بگذاريد و آنرا تعبير به كارشكني و همسويي با آمريكا و اسرائيل و سعودي و «بي بي سي» و «من و تو» و دشمني «تو و من» پرهيز كنيد كه حال عالم و آدم از اين استدلالهاي نخ نما به هم مي خورد.
راستش را بخواهيد از چين هراس داريم اما حمايت هاي جهادي صدا و سيما و رسانه هاي يك جريان خاص سياسي از اين توافقنامه، بر ترديد و نگراني ما بيشتر مي افزايد با اين ميزان ترديدهاي ملي، پيشبرد اين توافق، كار راحتي نخواهد بود /مجله کارخانه دار
@ireslahat جبهه اصلاح طلبان ایران
http://instagram.com/jebhe_eslahtalaban_iran

This comment was minimized by the moderator on the site

یکی از دوستان عزیز برایم نوشتند :
سلام علیکم قرارداد یا توافقنامه با چین در حالتی مفید وبه نفع مردم است که چند موضوع در نظر گرفته شود 1_طول قرار داد ده ساله باشد در صورت مفید بودن فقط یک دهه دیگر تمدید شود 2_تحت هیج شرایط جائی اجاره داده نشود چون پولش را دولت مردان بالا می کشند و نسل های بعدی باید پس بدهند 3_بجز مدیران ارشد بقیه کارکنان و کارگران از ملت ایران تامین گردد 4_ هر پروژه ای فقط با مشارکت 51درصدی ایران تنظیم گردد 5_چینی ها بیشتر به نفت و حضور در منطقه نیاز دارند، تا ما به توسعه، چون 40 سال صبر کردیم 40 سال دیگر هم صبر خواهیم کرد تا کشور را بدست دشمن ندهیم و همانگونه که تا حالا بکمک قشر جوان و متخصص این مملکت ساختیم باز هم خودمان می سازیم 6_درصدی از فروش نفت به انها را بعنوان مشارکت پروژه ها منظور گردد7_چنانچه این مفاد و مفاد دیگر که حقوق دانان بین المللی اطلاع دارند منظور نگردد آن قرارداد مطمعنا از ترکمنچای بدتر خواهد شد و خیانت مسئولین را تاریخ قضاوت خواهد کرد بلکه خیانت اسلام به ایران را چون بنام یک کشور شیعه انجام وظیفه می کنیم

This comment was minimized by the moderator on the site

مسعود خوانساری، رییس اتاق بازرگانی تهران، با اشاره به سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین گفته که صرف امضای یک سند همکاری نه دلیلی برای خسارت‌بار بودن آن است و نه سودآور بودن، بلکه برای تحلیل شرایط نیاز به عقد قراردادهای اقتصادی خواهد بود.
رییس اتاق بازرگانی تهران می‌گوید آنچه که فعلا به مرحله اجرا رسیده نه نگران کننده است و نه می‌توان از آن به عنوان تحولی جدی یاد کرد، زیرا تا زمان نهایی نشدن قراردادها، آنچه که امضا شده صرفا یک سند همکاری خواهد بود.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین و محمد جواد ظریف، همتای ایرانی‌اش در جریان دیداری در تهران چهار روز پیش سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین را امضا کرده‌اند.
سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت خارجه ایران در مورد این سند همکاری گفته بود که "این سند یک نقشه راه برای همکاری‌های جامع دو کشور ایران و چین بوده و لذا حاوی هیچ قراردادی" نیست.
با این حال به نوشته نیویورک تایمز براساس این توافق چین با ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در ایران طی ۲۵ سال آینده در مقابل دریافت نفت موافقت کرده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

هول حلیم!
یادداشت مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی
( مسیح مهاجری)
ازروزشنبه هفتم فروردین که سندهمکاری جامع ۲۵ ساله ایران وچین درتهران به امضاءوزرای امورخارجه دوکشوررسید،تاامروزدوشنبه نهم فروردین،صدهامقاله،مصاحبه واظهارنظر درباره آن منتشرشده است.این حجم ازواکنش،نشان میدهدامضاءاین سندیک واقعه مهم است وازحساسیت زیادی برخوردار می باشد.
عده ای این سندهمکاری رابه قرادادترکمانچای تشبیه کرده اندوحتی عنوان"ترکمانچین"برآن گذاشتندوعده ای هم آن راموفقیت بزرگی برای ایران دانسته ومخالفان رابه تبعیت ازدشمنان خارجی ایران متهم می کنند.طبعا این هردوگروه استدلال هایی دارندکه خوبست آنهارامطرح کنندالبته باحفظ حرمت طرف مقابل وپرهیزازاهانت وتهمت به کسانی که مثل آنهافکرنمی کنند.
زشت ترین برخورد را رسانه ملی کردکه دربعضی بخش های خبری خود،درقالب بررسی موضوع تلاش کردبه مخالفین این سندبرچسب دنباله روی ازآمریکاورژیم صهیونیستی بچسباند. این روش، کاملاخلاف اخلاق وخلاف آزادی بیان است وباقانون اساسی نظام جمهوری اسلامی که برآزادی بیان تاکیدویژه دارد،درتضاداست.
رسانه هابه ویژه رسانه ملی بایدمشوق آزادی بیان باشندودربرابرافرادوجریان هائی که میخواهندمانع تبادل افکارونقدشوند بایستند.
سندهمکاری۲۵ ساله ایران وچین بااینکه امضاشده،هنوزدرقدم اول قراردارد و تا اجرایی شدن نیازمندپیمودن مراحلی است.دراین فرصت،بایدبه صاحبنظران امکان داده شودایرادهای موردنظرشان رامطرح کنندوموافقان هم دلایل خودرابه اطلاع عموم برسانندومسئولان نظام باجمع بندی نظرهای موافق ومخالف به نتیجه ای معقول ومنطقی برسند. بامتهم کردن این وآن، مشکلی حل نخواهدشدوکسی فکرنکندکه دردنیای ارتباطات افکار مخالف رابااین روش های قرون وسطائی می توان سرکوب کرد.
درباره سندهمکاری۲۵ساله ایران وچین نکات مهمی وجوددارندکه بدون توجه به آنهانمی توان قضاوت روشنی درباره منفی یامثبت بودن آن کرد.
یکی ازاین نکات،طولانی بودن مدت این سنداست.درشرایط امروزجهان،باتوجه به تحولات سریع درزمینه های مختلف اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،فرهنگی ،نظامی وراهبردی،پیش بینی یک ربع قرن آینده وسپردن بسیاری ازمنابع استراتژیک کشوربه این وآن اقدامی منطقی نیست.درچنین شرایطی،حداکثر همکاری های حدود۵ساله رامی توان تاییدکردوتوافقاتی بازمان های بیش از۵سال رانمی توان منطقی دانست.کشور،فقط متعلق به نسل کنونی نیست واین نسل نمی توانددرباره ثروت های آن برای نسل های آینده نیزتصمیم بگیرد.پیش بینی آینده وبه عبارت دیگر،آینده نگری غیرازتصمیم گیری برای نسل های آینده است.می توان بعد ازاتمام قرارداد۵ساله درباره ادامه آن باتوجه به مثبت یامنفی بودن آن درهمان زمان تصمیم گرفت ودرصورت لزوم، اصلاحاتی براساس منافع ملی درآن انجام داد.بعیدنیست یکی ازعلل تشبیه این سندبه عهدنامه ترکمانچای همین مدت طولانی باشد.
نکته دوم،سابقه نه چندان قابل قبول چین درتعامل بادیگرکشورهاازجمله ایران است. عملکردهانشان میدهندچین کشورقابل اعتمادی نیست.این غیرقابل اعتمادبودن درروابط این کشورباتعدادی ازدیگرکشورهابه اثبات رسیده ودرتعامل باایران نیزدرهمین سال های بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی شاهدبدقولی های چینی ها درچندموردبوده ایم.چینی هاعلیرعم لافی که درحمایت ازایران می زنند،درجریان تحریم های ظالمانه آمریکاعلیه ایران،ازموقعیت فراهم شده به بهانه عمل به مقررات بین المللی حداکثراستفاده های مادی رابه نفع خودوبه زیان ایران کردند،به تعهداتشان عمل نکردندوبسیاری ازکارهارانیمه کاره گذاشتندورفتند.حالامامیخواهیم به چنین دولت بدعهدی اعتمادمطلق ۲۵ ساله کنیم وبسیاری ازامتیازات رابه آن بدهیم.اگرآمریکارابه خاطربدعهدی قبول نداریم،نمیتوانیم بدعهدی چین رانادیده بگیریم وچنین اعتمادمطلقی نشان دهیم.
نکته سوم به جزئیات سندهمکاری مربوط می شودکه هنوزمنتشرنشده وآنچه دردسترس می باشدفقط کلیات آنست.درباره جزئیات درست است که نبایدبه آنچه مخالفین می گویندتکیه کردولی اگرکسی بخواهدادعاهای مخالفین راردیانقدکندبایدازجزئیات اطلاع داشته باشد.فقط هنگامی میتوان انتظارداشت مردم تحت تاثیرادعاهای مخالفین قرارنگیرندکه جزئیات این سنددراختیارعموم باشد.اعتمادی که به مسئولین نظام وجوددارد،ایجاب می کندادعای واگذاری بعضی جزایربه چین قابل پذیرش نباشدولی درمورداختیاراتی ازقبیل تعیین قیمت نفت و گاز،حق درنظرگرفتن تخفیف ها،اولویت داشتن برای خریدهاو...چگونه می توان بدون مشاهده متن ضمائم که حاوی جزئیات هستندادعاهای مخالفین راردکرد؟خودداری تنظیم کنندگان سندازانتخاب عنوان هایی ازقبیل"قرارداد" و"موافقت نامه"که نیازمندتاییدمجلس هستند،نیزعاملی برای سوء ظن هاشده است.درست است که مجلس یازدهم به دلایلی که میدانیم مشکلی بااین سندندارد،ولی مساله فقط حساسیت این مجلس نیست،بلکه بایددرچنین مواردی هراقدامی در چارچوب های منافع ملی صورت بگیرد.
ونکته آخراینکه سندهمکاری۲۵ساله ایران وچین مثل برجام مورداجماع دولت وحکومت است ولی بسیارقابل تامل است که جناح مدعی اصولگرائی برجام راترکمانچای مینامدولی سندهمکاری باچین راعلیرغم اینهمه زیرسوال بودن،مائده بهشتی میداند!سکوت عجیب کفن پوشان وافرادپرسروصدایی که مدعی سرسخت حفاظت ازمنافع ملی هستند،درموردسندهمکاری۲۵ساله ایران وچین،بسیار پرمعناست وتاریخ ان رابا فریادی رسا درسینه خودثبت خواهدکردوخواهدپرسیدکه چرا سیاست "نه شرقی نه غربی"رادرموردچین وروسیه به طاق نسیان سپرده اید؟
فردا ۱۰فروردین،سالروزبه توپ بسته شدن گنبدوبارگاه امام رضاعلیه السلام درسال۱۲۹۹توسط روس هاست وایران علاوه براین،زخم های زیادی ازروس هابرتن داردواشغال شمال وغرب کشوروجداکردن سرزمین های شمالی رامردم ایران ازیادنخواهندبرد. سیاست نه شرقی نه غربی ایران ایجاب می کند به رغم یکی،به دیگری بیش ازحدنزدیک نشویم.
معمای سندهمکاری ۲۵ساله باچین وروابط غیرعادی باروسیه رابامراجعه به ماجرای "هول حلیم" میتوان حل کرد.
مردی که بوی خوشی به مشامش رسیده بود ازهمسرش پرسیداین بوی چیست؟همسرش گفت همسایه درحال پختن حلیم است.مرد،برای اینکه حلیم راازدست ندهد،به سرعت به منزل همسایه رفت و چون ظرف باخودنبرده بود،باقاشق مشعول خوردن حلیم شدولی باقاشق خوردن،اورا راضی نکردودراثر عجله به داخل دیگ افتاد. مسئولین ماهم به خیال اینکه چینی هاحلیم میپزند،باعجله والبته برای انکه آمریکاواروپا راتنبیه کنند،به چین وروسیه روی آوردندولی بایدظرف واندازه نگهدارندتاازهول حلیم به داخل دیگ نیفتند.راه نیفتادن به داخل دیگ اینست که نظرموافق راگوش وبهترین هارا انتخاب کنندودراجرائی کردن سندهمکاری۲۵ساله باچین عجله نفرمایند.
مسیح مهاجری
۹فروردین۱۴۰۰

This comment was minimized by the moderator on the site

سند ٢۵ ساله ایران وچین معجزه ای ندارد که خسارت حکمرانی بد را در کشورمان جبران کند

Posted: 30 Mar 2021 07:23 AM PDT

محسن امین‌زاده

۲۳سال پیش دولت چین توقف همکاری خود با پروژه هسته‌ای ایران در اصفهان را به قیمت رفع تحریم‌های آمریکا علیه چین، به معامله گذاشت و توانست با خروج یکجانبه از قرارداد ساخت کارخانه هسته‌ای UCF اصفهان، راه را برای رفع تحریم‌های خود در کنگره آمریکا هموار کند.

در ۲۵سال گذشته چین در برابر مناقشات ایران و آمریکا به لحاظ سیاسی منفعل عمل کرده و هرگز حاضر به دادن امتیازی به ایران در مقابل آمریکا نشده است. رای چین در شورای امنیت سازمان ملل درباره مسائل مربوط به ایران منطبق با رای آمریکا بوده است. در ربع قرن گذشته نه تنها چین موضوعی را به نفع ایران وتو نکرده است، بلکه حتی حاضر به دادن رای ممتنع هم نشده و عینا مانند آمریکا رای داده است.

۱۵سال پیش اعزام فرستاده‌های ویژه مقامات عالی ایران به چین و ارائه پیشنهادهای از نظر ایران جذاب همکاری‌های اقتصادی، نتیجه‌ای نداشت. رهبران چین در پاسخ ضمن استقبال از گسترش روابط اقتصادی، به مقامات ایران توصیه کردند که بحران‌های بین‌المللی خود را حل کنند و نگذارند روابط ایران با کشورهای همسایه ایران بحرانی شود.

۱۰سال پیش دولت چین در قبال درخواست احمدی‌نژاد برای اعطای تسهیلات به ایران، پیشنهاد کرد ایران ۱۵میلیارد یورو از دارایی خود در خارج را در بانک کون لون چین سپرده کند و در مقابل بانک مزبور به همان میزان به ایران تسهیلات بدهد. دولت احمدی‌نژاد این شرط غریب را پذیرفت. نرخ تسهیلات و نرخ‌های تبدیل مکرر یورو به یوان و برعکس و نرخ‌های نقل و انتقال، حتی برای خرید کالاهای چینی، عملا این فرآیند را به یکی از گران‌ترین و غیرمنصفانه‌ترین همکاری‌های بانکی بین المللی ایران بدل کرده است.

در متن سند فصلی به توسعه غرب بندر گوادر یعنی منطقه مکران در ایران اختصاص دارد. از جمله به توسعه بندر جاسک، تاسیس شهر صنعتی، ساخت پالایشگاه، کارخانجات پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم، شهر هوشمند و شهر ساحلی تیس در مجاورت چابهار اشاره شده است. اگر رقابت ضمنی هند و چین درست مدیریت شود، ممکن است به تحولات توسعه‌ای مهمی در چاه‌بهار و تمام جنوب سیستان و بلوچستان منجر شود.

برخلاف تصور دولت پنهان، حتی اگر این سند امضا شود، قرار نیست دولت چین به‌خاطر ایران با آمریکا درگیر شود و امضای این سند به‌منزله عزم دولت چین برای دورزدن تحریم‌های آمریکا علیه ایران نیست.

دولت چین تا کنون درحدی که توانسته موافقت ضمنی دولت آمریکا را به‌دست آورد یا برخی اقدامات خود را از آمریکا پنهان کند، از ایران نفت خریده و به ایران کالا فروخته است و از این دادوستد بهره زیاد برده است. بدون این سند نیز اقدامات چین در همین حد تداوم خواهد یافت.

این سند نشان می‌دهد معرکه توسعه‌ستیزانی که توسعه ملی ایران را به‌بهانه دشمنی با آمریکا مختل کرده‌اند، تا چه حد بی‌پایه است. طبق محتوای این سند، به‌فرض وجود بهترین روابط ایران و کل جهان در ربع قرن آینده، بخش بزرگی از مناسبات اقتصادی بین‌المللی ایران می‌تواند و باید با چین دنبال شود.

عدم تحقق بسیاری از این همکاری‌ها در ۱۵سال گذشته نشان می‌دهد کاسبان تحریم تنها ایران را از همکاری‌های اقتصادی با آمریکا و اروپا محروم نکرده‌اند، بلکه ایران را از فرصت‌های اقتصادی بین‌المللی با کل جهان، از جمله همکاری‌های اقتصادی راهبردی و باارزش با چین هم محروم کرده‌اند.

ایران برای انعقاد هر نوع قراردادی با چین باید پیش از آن به عضویت «گروه ویژه اقدام مالی» درآید و از لیست سیاه این نهاد خارج شود.

چین عضو پیشتاز FATF است و باوجود این اسرارش را از آمریکا و سایر کشورها پنهان نگه می‌دارد.

برای اجرای پروژه‌های سند همکاری‌های ۲۵ساله با چین، ایران باید از تحریم‌های بسیار گسترده آمریکا علیه خود رها شود و شرکت‌های پیمانکار و مجری و بانک‌ها و موسسات بیمه چینی و غیرچینی باید مطمئن باشند که بابت همکاری با ایران مجبور به پرداخت میلیاردها دلار جریمه به آمریکا نخواهند شد.

سند همکاری‌های ۲۵ساله ایران و چین معجزه‌ای ندارد که خسارات حکمرانی بد در کشورمان را جبران کند.

کره شمالی همسایه و یکی از متحدان دیرینه چین امروز یکی از فقیرترین کشورهای آسیا است و بی‌کفایتی جاه‌طلبانه رهبران نظامی‌گرای آن مانع بهره‌مندی این کشور حتی از همکاری اقتصادی با چین، بزرگترین قدرت اقتصادی جهان در همسایگی خود شده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

علی شمخانی @alishamkhani_ir • 36m
امضاء سند نقشه راه همکاری راهبردی #ایران و #چین بخشی از سیاست #مقاومت_فعال است. دنیا فقط غرب نیست و غرب هم فقط آمریکای قانون‌شکن و سه کشور اروپایی بدعهد نیست. نگرانی بایدن کاملا درست است، شکوفایی همکاری‌های راهبردی در شرق، #افول_آمریکا را تسریع می‌کند.
Replying to @alishamkhani_ir and @hesamodin1
در پاسخ به آقای شمخانی نوشتم :
ما که نمی دانیم چه مفادی را امضا کردید، اما تجربه تاریخ تن ایرانیان را می لرزاند وقتی سیاسیون آنان در دوره ضعف با کمونیسم و مائویست ها قرارداد می بندند، چراکه اگر حتی عباس میرزا هم که باشی، باید خاک ببازی تا حمایت آنان را دریابی، خطر دوچندان می شود وقتی #دلواپسان هم از آن خوشحالند

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

انفجار انتحاری در مسجد شیعیان در قندهار بیش از ۸۰ کشته ...
جمشید سماواتیان درگذشت جمشید سماواتیان نقاش پیشکسوت ...