ایران نباید به میدان جنگ نیابتی چین و امریکا تبدیل شود
  •  

11 فروردين 1400
Author :  
غلبه سرخی بر این صفحه تن ایرانیان را می لرزاند

تاریخ معاصر ایران پر از حوادث تلخ و ناگواری است که ناشی از سمت و سو گیری های راهبران اصلی حاکم وقت ایران در دوره های مختلف آن، در روابط با قدرت های جهانیست، از رقابتی که رهبران قجری برای تکیه به دیگران جهت مقابله با تجاوز روسیه ایجاد کردند، که منجر به شکست خفت بار ما در مقابل روس ها، و از دست رفتن وسعت عظیمی از سرزمین های ایران، و امضای قرارداد ننگین ترکمنچای منجر شد، تا روی کار آمدن رضاخان پهلوی و تمایل او به آلمان ها، که به کودتای سفارتخانه های غربی در تهران علیه او، و هجوم نظامی خارجی ها از مرزهای شمال و جنوب، و در نتیجه تبعید ایشان به جزیره موریس و مرگ او در آنجا انتها یافت، و یا رفتن جانشین او به دامن غرب برای مقابله با نیروهای داخلی و محدود کنندگان قدرت شاه، در مجلس ملی ایران، که به کودتای ننگین 28 مرداد، و سرکوب نیروهای آزادیخواه و مترقی ایران، متکی به قوانین مشروطه ختم شد، و تلاش بعدی پهلوی دوم برای ایجاد تعادل، که ابتدا به جدایی بحرین از خاک ایران، و سپس به رها شدن و سقوط خود او در خلال خیزش سراسری مردم ایران در خلال انقلاب 57 منتهی گردید، همه و همه گویای نقش رهبران ایران در رویکرد آنان به دولت های قدرتمند خارجی است.

این روند در اینجا هم پایان نیافت و امریکا ستیزی انقلابیون، بعنوان یک وضعیت عارض شده بعد از پیروزی انقلاب نیز، که به تسخیر غیرقانونی و خسارتبار سفارت امریکا در تهران منجر گردید، و بدنبال آن، افتادن کشور به دام جنگ ویرانگر هشت ساله با همسایه غربی، که آغاز این جنگ را تسهیل، و جلو انداخت، و ادامه ستیزه گری ها، و تن ندادن به روند گفتگو و عادی سازی روابط، که به تحریم های کمرشکن منجر گردید، که هر روز بیش از پیش افزایش و ادامه یافت، و امروز این تحریم ها، به یک جنگ تمام عیار اقتصادی و جنایت علیه حقوق مردم ایران منجر گردیده است، که در خلال این روند مصیبتبار، کمر دولت و ملت ایران خم شد؛ این ها، همه و همه، ناشی از رویکردهای راهبران وقت جامعه ایران، در قبال روابط با قدرت های خارجی است.

و ایران همچنان در تلاطم برای یافتن استقرار بین نیروهای قدرتمند جهانی، تحت شعار نه شرقی، نه غربی، ادامه داد، و داستان ویرانی، بی ثباتی و توسعه نیافتگی ایران، و در نتیجه عقب افتادگی و عدم رشد اقتصادی اش، تمام ناشدنی به نظر می رسد، و در این روند، می رود تا شعارهای انقلاب نیز، یک به یک، معانی خود را از دست داده، و از جمله شعار "نه شرقی، نه غربی" با اتکای بیش از پیش به شرق، در مقابل غرب منتهی شده، و تنها بخش "نه غربی" آن بماند، و با ادامه این وضعیت، و در نتیجه افزایش فشار به مردم ایران، و ادامه خیزش های اعتراضی آنان، شعارهای دیگر انقلاب، یعنی آزادی نیز از بین رفته و بی اثر شوند.

امضای قرارداد 25 ساله همکاری های ایران و چین، در هفتم فروردین ماه 1400، فریاد بسیاری، که خود را از عمق آن قرارداد محرمانه باخبر می دانند، را به آسمان برده، و مرتب هشدار می دهند، تا حدی که بعضی آنرا قرارداد "ترکمنچین" لقب داده اند، تا قرابت آن را با قرارداد ننگین ترکمنچای، گوشزد نمایند، از سوی دیگر کسانی نیز در این سوی طیف، آن را تدبیر حکیمانه رهبری انقلاب، برای سرعت بخشیدن به افول امریکا ارزیابی می کنند.

گذشته از نگاه این دو طیف، بدین قرارداد محرمانه و طولانی مدت، باید اعتراف کرد که ماندن ایران در شرایط عدم تعادل در روابط با غرب و شرق، خسارات فراوانی را به دنباال داشته و خواهد داشت، و عدم عادی سازی شرایط، در روابط خارجی ایران با غرب، و به خصوص امریکا، می تواند به ادامه وضع موجود و نابودی بیشتر ایران منجر گردد؛ ایران باید به نقطه ایی برسد، که به مانند سفارتخانه های ایران، که در روسیه و چین فعالند، و بالعکس سفارت چین و روسیه که در تهران کار می کند، امریکا نیز در ایران سفارتخانه داشته، و ما هم سفارت خود را جهت پیگیری منافع خود در امریکا بازگشایی کنیم، تا روابط دو کشور در یک روند مستقیم و رسمی تنظیم و تحکیم شود، ورنه کماکان خسارات جبران ناپذیری بر منافع و امنیت ملی ایران وارد خواهد شد.

که از جمله، اگر مدعای مخالفین قرارداد 25 ساله ایران و چین درست باشد، همین شرایط ایران را بدین ورطه کشیده، که در دوره ضعف اقتصادی و بن بست در روابط بین الملل خود، و در اوج مبارزه با این شرایط، مجبور شد، دست به امضای قرارداد هایی این چنینی با چین و روسیه بزند، قراردادی طولانی، که در ارقام اقتصادی بسیار ناچیز است، چرا که در نهایت 450 میلیارد دلار به اقتصاد ایران تزریق خواهد کرد، که این رقم در برابر درآمد نفتی ایران، که فقط در دوره هشت ساله جناب محمود احمدی نژاد کسب کردید، که معادل 600 میلیارد دلار تخمین زده می شود، بسیار ناچیز است، و لذا قابل پیش بینی است که، همچنان که در بی ثباتی در روابط خارجی، این 600 میلیارد دلار در طول یک دوره ناچیز و کوتاه 8 ساله، گره ایی از کار ما باز نکرد، چطور 450 میلیارد دلار چینی که معلوم نیست کی و چگونه به اقتصاد ما، در یک دوره طولانی 25 ساله تزریق می شود، می تواند گره گشای مشکلات عدیده ایران گردد.

تن ایرانیان از بستن این قرارداد لرزید، چراکه، در زمانی این قرارداد نسبتا محرمانه، با چین بسته می شود که تاریخ روابط ایران با کمونیست های روسی (به خصوص)، مملو از خیانت و دست اندازی آنان به خاک ایران است، حال سوسیالیست های مائویست چقدر می توانند ما را در روند توسعه و نجات خود کمک کنند؟!. چنین کشورهایی با ایدئولوژی و ساختار فکری خاصی که دارند، بسیار بد عهد بوده، و طعمه های خود را در بدترین شرایط نگه داشته، و قربانی خود می کنند، نمونه آن کره شمالی و میانمار است که از توسعه نیافته ترین کشورهای منطقه خود هستند، گرچه حاکمیت این کشورها در سایه حمایت چینی ها و روس ها، وضع بسیار خوبی از لحاظ تسلط و استحکام استبدادی خود برخوردارند، اما در مقابل، مردم آن کشورها در شرایط باورنکردنی از ظلم و عدم برخورداری، تنها زنده اند و زندگی نمی کنند، و زندگی و دنیای آنان، در سایه خواست و منویات دل رهبران شان، مختل و نابود شده است، و اگر بمب اتم و چند موشک را از کره شمالی بگیریم، باقی آن یک مردم له شده زیر بار ظلم و بی عدالتی و بردگی خواهد ماند، و یا اگر نظامیان تحت حمایت چین، سلطه خود را از مردم میانمار بردارند، مردمی را خواهی یافت، که عقب افتادگی آنان در بین کشورهای اطراف شان بسیار بارز است. لذا در درازمدت ایران نیز در سایه مائویست های چینی و یا کمونیست های روسی، آینده بهتری از این دو کشور نخواهند داشت.

راه برون رفت ایران از این وضع عادی سازی روابط با جهان، در سایه مذاکره مستقیم با طرف های خارجی خود است، ایران باید به توازن روابط با شرق و غرب برسد، و هرگز نباید اجازه داد، صحنه کشورمان به میدان مبارزه بین امریکا - بلوک غرب و روسیه و چین تبدیل شود، که اگر در چنین دامی افتادیم، آنان ایران را عرصه جنگ نیابتی طولانی خود قرار داده، هم امریکایی ها و دیگر رقبا، انتقام خود را از ایرانیان خواهند گرفت، و هم شرق، آن را به غارتکده انحصاری خود تبدیل خواهد کرد، و بازی طولانی فرسودن ایران شروع خواهد شد، و ما هم گرچه ممکن است در خلال کمک روس ها و چینی ها، به حد قدرت نظامی کره شمالی در داشتن بمب های قوی دست یابیم، ولی توسعه ایران را باید به فراموشی سپرد، همانگونه که توسعه کره شمالی و میانمار در دعوای حفظ قدرت، بین انبر چین و امریکا، به یک آرزوی دست نا یافتنی تبدیل شده است.  

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.